جدائی دین از دولت یا دین از سیاست؟ کدامیک؟!
تقی روزبه

 
 از نظرشما «جدایی دین از دولت» و یا «جدایی دین از سیاست» مدنظر است و با اسلام سیاسی چه باید کرد؟*1:
 
آن چه که در لائیسیته و بر طبق قانون اساسی 1905 فرانسه مطرح است، جدائی دولت (دولت در معنای در برگیرنده همه قوا) و نهادهای عمومی (مثل آموزش و بهداشت و....)  از دین و نهادهای دینی (کلیسا) و حفظ استقلال و بی طرفی آن در اموردینی و مذهب می باشد و این به معنای آن است که دین رسمی وجود ندارد. در عین حال جدائی دین از دولت (لائیسیته) متضمن برسمیت شناختن آزادی وجدان و آزادی مذهبی در حیطه های خصوصی و جامعه مدنی و برابری شهروندان در برابرقانون است. در اینجا این پرسش مطرح می شود که حوزه سیاست و سیاست ورزیدن امری مربوط به حوزه عمومی است یا خصوصی؟.
 
دشوار بتوان پاسخ سرراست آری یا نه باین سؤال داد. چرا که با توجه به پیوندهای تنگاتنگ دولت با این عرصه از یکسو و حضورفعال شهروندان با گرایش های گوناگون در آن  از سوی دیگر این منطقه به نوعی منطقه خاکستری محسوب می شود، یعنی هم دارای جنبه های عمومی است و هم محل حضورعقاید و گرایش های جامعه مدنی. در واقع این عرصه از یکسو معطوف به حوزه عمومی و مرتبط با نظم عمومی است و از این منظر قاعدتا نباید به محل حضوردین به عنوان مدعی حکومت مداری تبدیل شود و از سوی دیگر تا آنجائی که اصل جدائی دولت از دین را بزیرسؤال نبرد بنا بر اصل آزادی مذهب و وجدان در جامعه مدنی نمی توان کاملا مانع حضورآن شد. نظرواحدی پیرامون آن وجود ندارد. یک تفسیر از قانون 1905فرانسه پیرامون لائیسیته با تأکیدیکجانبه بر بی طرفی دولت نسبت به دین، برآنست که لائیسیته صرفا به معنی جدائی دولت از دین است و نه جدائی دین از جامعه و بهمین دلیل از مجازبودن مداخله و حضوردین در همه حوزه های جامعه و از جمله عرصه سیاسی دفاع می کند.
 
*2 بنظر می رسد چنین نظری پارادوکس های بزرگی را با خود حمل می کند: صرفنظر از اینکه بسترتاریخی روشنگری را که در آن فرایندرهائی جامعه و قبل از همه دولت از دین و راندن آن به عرصه های محدودتر جامعه هم چون شرط پیشروی تمدن بشر که انقلاب فرانسه و قانون 1905 از متن آن برمی خیزد را نادیده می گیرد، حتی این نظر به دلائل زیر قادرنخواهد بود که از دولت غیردینی هم دفاع قاطع به عمل آورد: می دانیم که دولت نیروی قائم به ذات و ایستاده بر روی پای خود نیست و خود نمی تواند بالذات موجودبی طرفی باشد و آن  را بر خودتحمیل نماید: 
 
پارادوکس اول: اگر دولت توسط شهروندان انتخاب می شود پس برآمده از حوزه سیاست است، و دیگر این حوزه نمی تواند بالکل بیرون از دایره شمول اصل جدائی دولت از دین باشد. در اصل جدائی دین به عنوان مدعی حکومت، از حوزه سیاست پیش فرض و پیش شرط جدائی دین و دولت است (در فرانسه بر طبق یکی از مواد قانون 1905برگزاری جلسات و تجمعات سیاسی در اماکن مذهبی ممنوع است، همانگونه که برگزاری جلسات مذهبی و نصب نشانه های مذهبی در اماکن دولتی هم ممنوع است). از همین رو برای تحقق جدائی دولت از دین، دین باید از دست اندازی به حوزه سیاست با هدف تصرف قدرت سیاسی، و ادعاهائی چون اسلام سیاسی و یا مذهب سیاسی دور بماند. گرچه سیاست کردن در چهارچوب اصل جدائی دولت از دین و تن دادن به الزامات این اصل در عرصه سیاست، به معنی نفی کامل آزادی مذهبی و آزادی وجدان و از جمله منع مطلق نمایشات مذهبی در جامعه و در حیطه سیاسی و حوزه های عمومی نیست. اما بهرحال خطوط قرمزی در حیطه های جامعه وجود دارند که به رعایت اصل جدائی دولت و حوزه های عمومی از دین مشروط می شوند.
 
 پارادوکس دوم: می دانیم که در نظام سرمایه داری رابطه خصوصی و عمومی همواره  در حال تغییربوده و از قضا در دوره نئولیبرالیسم عرصه خصوصی فراخ و فراخ تر می شود و عملا جادوی بازارآزاد هیچ حریمی را در برابرسرمایه بر نمی تابد. بهمین دلیل با صرف استنادبه دولتی و خصوصی، دامنه و شمول حوزه هائی دولتی یا عمومی مثل آموزش لائیک بنیادثابت و محکمی ندارند و اگر فرض پایه و مبنای استدلال صرفا برمقوله ای سیال و لغزان چون خصوصی و عمومی نهاده شود و نه مقابله با عواقب منفی چیرگی مذهب برامورزندگی (و یا حتی باید به آن افزوده شود سرمایه در نظام خصوصی شده آموزش)، دیگر چه بسا قادر نخواهیم شد از آموزش لائیک هم سخن بگوئیم. در چنین شرایطی دیگر از گزاره ها و دست آوردهای تاریخی چون جدائی دین وآموزش چه باقی می ماند.! براستی تکلیف رابطه دین با چنین عرصه هائی مثلا در نئولیبرالیسم که خواهان دولت کوچک و خصوصی سازی بی مهابای همه عرصه و از جمله آموزش است، چیست؟.
 
 پارادوکس سوم: اگر به تجربه هائی چون ایران و جنبش ارتجاعی اسلام سیاسی و یا تجربه اخوان المسلمین و یا تجربه الجزائر در دوهه قبل نگاهی بیاندازیم، بر اساس این تز و یا این تفسیر از لائیسیته قدرت گیری اسلام سیاسی که چه بسا از طریق آزادی فعالیت در حوزه سیاسی و تبلیغ اسلام سیاسی عروج می کند، اجتناب ناپذیرخواهد بود و هیچ منعی نخواهد داشت! البته در واقعیت امر چنین رویکردهائی جز باز گشت به عقب و انهدام جامعه توسط خود معنائی ندارد، اما تجویزتئوریک و نظری آن قابل درک نیست.
با توجه به اهمیت پرسش نخست بهتراست با وجودطولانی شدن مطلب توضیح بیشتری پیرامون آن و تناقضات پیشارو داشته باشیم: با مشروط شدن حوزه سیاسی به رعایت اصل جدائی دین و دولت، پاسخ سؤال نخست پیرامون جدائی دین از سیاست هم روشن می شود: هم آری و هم نه. آری، اگرافراد و احزاب و یا تشکل های مدنی در تبلیغات و شمایل ها و برنامه های خود چهارچوب جدائی دین و دولت را به زیرسؤال نبرند.  و نه، اگر این چارچوب را بزیرسؤال ببرند. دلایل آن هم نباید زیاد پیچیده باشد.
 
می دانیم که جوامع بشری هیچگاه یکدست و بسیط و خالی از نحله ها و گرایش های مختلف دینی و یا غیردینی نیستند ولو آن که یک گرایش در اکثریت باشد. از این رو برای تأمین برابری همه شهروندان در برابر دولت و قانون، یعنی در برابردستگاهی که هر گرایشی بدان مسلط شود می تواند منافع و باورها و آموزه های خود را بر دگرباوران تحمیل کند و نیز برای آن که آحادجامعه بتوانند در صلح و همزیستی زیست کنند؛ دولت باید در برابرآنها مستقل بماند، و گرنه ما با فرادستی و استبدادیکی از گرایش ها و نحله های مذهبی و تقابل آن با سایرگرایش ها مواجه خواهیم شد که چشم اندازدو نوع جامعه چندگرایشی و یا تک گرایشی را در برابرما می گشاید. از سوی دیگر، بفرض اگر در حوزه سیاست مداخله دین مجاز و عرصه سیاست محل منازعه آن ها باشد، و فقط در حوزه دولت قائل به جدائی آن دو باشیم، آنگاه ممکن است با تناقض و دوگانگی لاینحلی بین خروجی سیاست و دولتی که باید ملزم به رعایت اصل جدائی دین از سیاست باشد، مواجه بشویم. در چنین حالتی دیگر نمی توان نتیجه خروجی سیاست را در صورتی که مدافعان مذهبی (منظورمذهب سیاسی یا در بحث مشخص خودمان اسلام سیاسی است) حائزاکثریت بشوند که به طورمعمول با قول و قرارهائی در پیاده کردن احکام اسلامی انتخاب می شوند، نپذیریم. ممانعت از آن عملا به معنی چندشقه شدن جامعه و فرورفتن در بحران و چه بسا منجر به کشمکش و جنگ داخلی گردد.
 
بنابراین به تبعِ دولت و اصل جدائی دین و دولت، حوزه سیاست نیز به ناگزیر مشروط به رعایت اصل جدائی دین و الزامات تحقق آن می شود. فرض براین است که تمامی افراد و جریان هائی که وارد حوزه سیاسی می شوند با احترام به اصل جدائی دین از دولت و در چهارچوب آن به فعالیت سیاسی می پردازند (بگذریم از این که دینی که با ورود به سیاست خود را در معرض انتخاب شدن و نشدن قرار می دهد، باید پیه همه انتقادها را به تن بمالد و نباید انتظارداشته باشد که کسی بالاتر از گل چیزی به آن نگوید و موردنقد و طنزگزنده اصحاب قلم و بیش ازهمه خودمردم قرارنگیرد. قدرت از دیرباز کانون بیشترین لطیفه ها و طنزها بوده و زنبورهای بیشماری به تنها" ُگلی" که دوست دارند نیش بزنند "قدرت" است!).
 
از این رو احزاب و جریان ها و افرادی که قائل به حاکمیت قوانین دین و شریعت بر جامعه و در برابرقوانین زمینی و عرفی باشند، در جامعه ای که جدائی دین از دولت برسمیت شناخته شده باشد، قانونا و منطقا  نباید و نمی توانند آن را مبنای برنامه و تبلیغ و ترویج و عمل خود قراردهند و با اتکاء به آموزه ها و احکام دینی با سودای قبضه دستگاه دولت به فعالیت سیاسی به پردازند. چرا که در غیراینصورت صحنه عمومی و سیاسی صحنه تعارضات و صف آرائی های تندمیان دین باوران از یکسو و میان آنها با دین ناباوران از دیگرسو خواهد شد که حاصلش جزشقه شقه شدن جامعه و تقابل شهروندان و عروج استبداد نخواهد بود (البته در بطن مجموعه پیچیده ای از تضادها و صف آرائی های اجتماعی- طبقاتی ). در این صورت چگونه و به چه دلیل موجهی می توان از تشکیل یک دولت دینی جلوگیری کرد؟. امری که چندین دهه پیش در الجزایر با ابطال انتخابات و نوعی کودتا علیه نتیجه ناخوش آیندانتخابات رخ داد، و منجر به جنگ داخلی طولانی و پرتلفات از یکسو و تشدیداستبداد مدعی حکومت غیرمذهبی از سوی دیگر گشت و در تحولات اخیرمصرهم شاهد کودتای نظامی علیه آن بودیم.
 
ناگفته نماند که در این بحث فرض برپذیرش اصل جدائی دین و دولت و بحث پیرامون تبعات و الزامات آن و نگاهی به پیچیدگی هایش در عمل و تجربه است، و گرنه اگر جامعه یا بخش قابل توجهی از آن قائل به جدائی دین و دولت نباشد، دیگر صورت مسأله عوض می شود و جامعه ابتدا باید با خود تعیین تکلیف کند و نهایتا از طریق دیالوگ و ارتقاءآگاهی و در نظرگرفتن تجربه های خود و دیگران به یک اجماع نسبی پیرامون آن برسد. نباید فراموش کرد که در نهایت پشتوانه اصلی جدائی دین و دولت وجودچنین اجماعی در جامعه خواهد بود، و گرنه کشاکش و زور و سرکوب و در بهترین حالت آن چه که بنام استبدادسکولاریستی خوانده می شود، حرف آخر را خواهد زد که البته خود به بخشی از مشکل جامعه تبدیل می شود و نتیجه اش را دیده ایم و هم اکنون نیز شاهدعواقب  آن در برخی کشورهای منطقه هستیم.
 
وقتی از اسلام سیاسی صحبت می کنیم در واقع از اسلامی سخن می گوئیم که مدعی قدرت و حکومت مداری و پیاده کردن احکام آسمانی است، که در آمیزش با سیاست (دین ما عین سیاست ماست و سیاست ما عین دیانت ماست= مدرس) با ورود به عرصه سیاسی  برآن می شود که هدف های خود را متحقق کند (آنچه که چنددهه پیش در جزوه ولایت فقیه خمینی هم آمده بود و در انقلاب بهمن 57 شاهد عروجش بودیم همین مدعا بود). چنین رویکردی اگر مسیرانتخاباتی در مقابلش باز باشد مثل نمونه الجزایر و اخوان المسلمین در مصر، چه بسا با استفاده از اهرم انتخاباتی هم چون نوردبان یک طرفه برای عروج کم هزینه به سکوی قدرت سود جوید و در صورتی هم که چنین راهی بسته باشد از خشونت و شیوه های قهرآمیز برای نیل به هدف خود استفاده خواهدکرد. داعش نمونه برجسته ای از کاربردجنون خشونت برای دست یابی به قدرت است. البته رخدادانقلاب اسلامی در ایران که نقطه شروع جنبش اسلام سیاسی از نوع ولایتی- شیعی آن محسوب می شود، بدلیل وجودتوهم گسترده توده ای در جامعه نسبت به آن، توانست با سوارشدن بر موج یک انقلاب توده ای- ضداستبدادی برخلاف اخوان المسلمین، قدرت خود را تثبیت کند و با در نظرگرفتن خشونت باصطلاح قانونی و غیرقانونی کمتر از آن ها جنایت نکرده است.
 
در همین رابطه نکته دیگری که نباید ناگفته بماند، و به عنوان مبنای برخی استنتاجات نادرست بویژه توسط نواندیشان مذهبی مثل سروش*3 در توجیه حکومت های دینی و مداخله آن در سیاست بکارگرفته می شود، این واقعیت است که در تجربه و مشاهدات عینی در کشورهای مختلف حتی در میان غربی ها، با درجات و سطوح متفاوتی از آمیزش دین و حوزه های عمومی مواجهیم که نشان دهنده عدم تحقق کامل این جدائی است و این که در صحنه عمل جداسازی این دو به آسانی تئوری نیست. (مثلا کمک دولت ها به کلیساها و بهره گیری از مذهب در انتخابات و نظایرآن. در آلمان حتی باعنوان مذهبی چون حزب دموکرات مسیحی توسط یکی از احزاب اصلی این کشور و در انگلیس با رابطه رسمی سلطنت و کلیسا و نظایرآن مواجهیم). البته چنین التقاط هائی وجود دارند و به معنی عدم تحقق کامل لائیسیته (و یا سکولاریسم) در این جوامع و ضعف دموکراسی در نظام های بورژوائی است و تا زمانی هم که بشر به رشد و بلوغ لازم که شرط رهائی تمامی حوزه ها و سطوح گوناگون اجتماع از حیطه نفوذ مذهب است نرسد، و سوء استفاده بورژوازی از دولت به پایان نرسد این نوع التقاط ها و تنش ها بدرجاتی وجود خواهند داشت و البته جنبش هائی نیز در این یا آن کشور- مثلا در ایتالیا- علیه آن وجود دارند.
 
اما نکته مهم آن است که از این ضعف ها و گسست ها نمی توان و نباید فضیلت ساخت: اول آن که آنها نمی توانند دلیلی بسنده و قانع کننده برای حقانیت حضوردین در حوزه عمومی و سیاسی و زیرسوال بردن اصل جدائی دین و دولت فراهم آورند؛ بر عکس وجودچنین التقاط ها و ضعف هائی نشان دهنده آن است که مبارزه قاطع و پیگیر برای رهائی کامل دولت و حوزه های های عمومی از سیطره و چنگ اندازی دین و زدودن رسوبات بجا مانده از دوران قرون وسطی و تداوم روشنگری علیه سیطره مذهب و لاجرم تعمیق هرچه بیشتردموکراسی هم چنان ضروری هستند. دوم آن که نباید فراموش کرد که سطوح و بقایای این آغشتگی ها در قیاس با دولت های دینی و کارکرد آن ها، بطورکیفی متفاوت است. در حقیقت فاصله ای به باندازه دوره رنسانس و جنبش های روشنگری علیه سلطه کلیسا در طی چندین سده بین آن ها وجود دارد. در جوامع غربی که یک گام بزرگ تاریخی در جدائی دین و دولت برداشته اند و دست آوردهای آن را نیز چشیده اند، زیست و حضورمذهب اساسا  نه در متن جامعه سیاسی و دولت ها بلکه در حاشیه آن و در حوزه های فردی و جامعه مدنی و بطورکلی کمابیش در همزیستی با عرف قراردارد. و حال آن که در قیاس با آن ها، کشورهای اسلامی هنوز در دوره ماقبل رنسانس به سرمی برند، و البته این رشد ناموزون بویژه در جهان گلوبال و همجواری تنگاتنگ در دهکده جهانی چالش برانگیز است. بازگشت به عصرمذهب به معنی وارونگی تاریخی و جهش منفی "ژن" های بجامانده از دوران طفولیت است که  بربسترشرایط مناسبی که رشدناموزون و تبعیض آمیزجهانی شدن برای آن ها فراهم می سازد، صورت می گیرد.
بنابراین تنها با مشروط کردن حوزه سیاست (هم چون شرط لازمی برای تأسیس دولت غیردینی و مستقل از مذهب) به اصل جدائی دولت از دین و مجازبودن فعالیت در این چارچوب، می توان از تقابل آنتاگونیستی این دو حوزه جلوگیری کرد.
 
آیا مشروط کردن وروددین به حوزه سیاسی و یا دولت خود به معنی نوعی استبداد است؟ البته اگر دموکراسی را فقط نظراکثریت بدانیم و به سایروجوه و مؤلفه های تعریف کننده آن چون حقوق اقلیت ها و جدائی دین از دولت و سایرحقوق جهان شمول بشری بی اعتنا باشیم، آنگاه دموکراسی به یک نوردبان یک طرفه تبدیل خواهد شد که در بهترین حالت فرضی خود چیزی جز استبداداکثریت نام دیگری نخواهد داشت؛ اما هیچ گاه این هم نخواهد بود. دموکراسی از درون و توسط خودمتلاشی خواهد شد.
 دموکراسی فقط نظراکثریت نیست و مؤلفه های دیگری هم در گذر زمان و در تناسب با بلوغ  و دست آوردهای بشر به آن افزوده شده اند و افزوده هم خواهندشد (با در نظرگرفتن دموکراسی هم چون یک فرایند و سازمان برآمده از شرایط اجتماعی– طبقاتی). از همین منظر در راه پیمائی طولانی و پرسنگلاخ به سوی دموکراسی و رهائی و آزادی، بشر برای تضمین و تثبیت مسیرپیشروی و دست آوردهائی که بهای گرانی برای آن پرداخته است و با خودآگاهی به اهمیت آن ها،  وضع قیدهای مثبتی چون منع دخالت دین در دولت و حوزه های عمومی و متقابلا برابری همه مذاهب در برابر دولت و قانون به منزله تعبیه چاپاهائی برای صعود به قله تمدن و پیشرفت است. چنین قیوداتی را که البته باید به شیوه دموکراتیک وضع شوند و نه آمرانه و از بالا، می توان ماهیتا از جنس قیودات مثبت، ضدجنگل، معطوف به رهائی و آزادی و شکوفائی بشر دانست و نه از جنس قیوداتی تنگ کننده (و مضیق) و باصطلاح رو بسوی جنگل. در این راه پیمائی طولانی و پرسنگلاخ، البته رهائی دولت از مذهب هنوز نه بطورکامل آزادی بشر از مذهب است و نه آزادی وی از سرمایه و دولت؛ اما گامی است رو به جلو و رهائی بخش.*4
 
خلاصه آنکه:
الف- لائیسیته و اصل جدائی دین از دولت ضمن حفظ بی طرفی دولت و حوزه های عمومی در برابرمداخله دین و نهادهای دینی و عدم برسمیت شناختن دین رسمی، اما همزمان نافی آزادی دین در حوزهای خصوصی و جامعه مدنی نیست.
ب- وجهه لائیک و غیردینی دولت ها در اصل توسط درجه بلوغ  یک جامعه و آگاهی اش به ضرورت گذار از مداخله دین در دولت و حوزه های عمومی- و نیل به این خودآگاهی که با حاکمیت دین و مذهب نمی توان جامعه ای مبتنی برهمزیستی مسالمت آمیز و دموکراتیک و پیشرفته داشت- ولاجرم راندن آن به حوزه های خصوصی، وجدان آزادافراد و جامعه مدنی، تعیین می شود. بهمین دلیل هیچگاه اجرای آمرانه و استبدادی و باصطلاح سخت افزاری با اصل جدائی دین و دولت  که نتایج منفی آن را بکرات در کشورخود و منطقه و نقاط دیگرشاهد بوده ایم، نمی تواند جایگزین برخورددموکراتیک و رشد فرهنگی و اجتماعی بشود.
 
 
2015-02-13  24-11-1393
 
*1- یکی از هفت سؤال سایت ایران گلوبال
 
*2- لائیسیته چیست؟ در این کتاب آقای شیدان وثیق از این نظر حمایت می کند
http://www.jjdli.com/fa/images/stories/books/Laicite_chist.pdf
 
*3- نگاه کنید به مقاله سکولاریسم و"اسلام اخلاقی"سروش!
 
*4- آیا این نوع قیود نافی اصل آزادی بی قید و شرط سیاسی هستد؟.
در پاسخ به این سؤال مهم باید گفت:
دفاع از اصل آزای بی قید وشرط سیاسی، هم چون یکی از مختصات دموکراسی واقعی به معنی تحقق آن  در عمل و واقعیت عینی نیست. بلکه این پدیده هم مثل هرپدیده دیگر با هزاران مانع و رادع و قید و بندهای مرئی و نامرئی اعم از اقتصادی وسیاسی و فرهنگی و... همراه است که باید برای گسست آن ها مبارزه ای مستمر و بی وقفه صورت گیرد. بدیهی است که اصل فوق تنها می تواند مقید به پیشرفت و شکوفائی خود باشد و لاغیر. ما در سیرحرکت به لحاظ ماهیتی شامل دو نوع قیودهستیم: قیودهای ماهیتا مثبت و پیشرو (به یک تعبیر هم چون تبعیض های مثبت) و قیودهای ماهیتا بازدارنده و ارتجاعی. بشر در مسیرحرکت به سوی هدف- از بربریت به سوی رهائی و آزادی کامل و غنای تمدن بشری-  برای جلوتررفتن  مبادرت به وضع قیودمثبت مبادرت می کند تا راه پس روی و دست اندازی نیروهای ضدرهائی را مسدود سازد. بنابراین اولا باید به دیالتیک ستیزدونوع قید وبندها برای پیشروی توجه داشت و ثانیا در همین رابطه به تمایزکیفی بین قیودمثبت و منفی که دارای ماهیت متضاد پیش برنده و یا یازدارنده هستند توجه کافی داشت و ثالثا به موقت و گذرا بودن حتی این نوع قیودمثبت که خود می توانند با تحول و پیشرفت جامعه به مرحله جدید به کلیشه و مانع تبدیل شوند حساس بود.  

منبع:پژواک ایران


تقی روزبه

فهرست مطالب تقی روزبه در سایت پژواک ایران 

*وعده های انتخاباتی روحانی، تبی که خیلی زود به لرزنشست! [2017 Aug] 
*بی بی سی و آینده جناح اقتدارگرا [2017 Jul] 
*فرصتی تازه برای زنده کردن و زنده نگهداشتن حافظه تاریخی [2017 Jul] 
*اهمیت چالش در گرفته پیرامون نظریه ولایت الهی و منشأمشروعیت حاکمان [2017 Jul] 
* سعید حجاریان و تقلب در «انتخابات»، سه نکته و یک نتیجه!‏  [2017 Jun] 
*به بهانه انتشاراسنادکودتای ۲۸ مرداد و سه نکته ناقابل! [2017 Jun] 
*نگاهی به دورویکرد «دانشجوئی» و «روشنفکردینی»  [2017 Jun] 
* عملیات تروریستی داعش در تهران، نظم ترامپی و فضای تیره حاکم بر منطقه!‏  [2017 Jun] 
*انتخابات و چندنکته تلگرافی!:‏ آیا در رژیم اسلامی ما با نوعی آپارتاید انتخاباتی مواجهیم [2017 May] 
*اقتصادی سیاسی بحران و منازعات درونی و نگاهی به ‏آخرین تحولات صحنه «انتخابات» [2017 May] 
*اندرمعنای کنشی به نام رأی دادن! [2017 May] 
*جنبش کارگری وعروج پارادایم جدیدنئولیبرالیسم هارو مهاجم! [2017 May] 
*انتخابات اروپا و نیاز چپ به رویکرد و فیگوری متفاوت!‏  [2017 Apr] 
*ورود غافلگیرانه احمدی نژاد به صحنه «انتخابات» و ترک برداشتن صلابت اقتداررهبر!  [2017 Apr] 
* نقش زنان در قافله تمدن و رهائی [2017 Mar] 
*چهاردلیل برای تهدیدمداوم ایران توسط ترامپ!‏ ‏  [2017 Feb] 
* ایران، نخستین آماج تهدیدهای ترامپ!‏  [2017 Feb] 
*آمریکا و نقل مکان سیاست به خیابان!‏  [2017 Jan] 
*درنگی به چند ویژگی گزارش امسال آکسفام  [2017 Jan] 
*خدمات رفسنجانی«متأخر» به نظام! اعتراضات در مراسم تشییع، و یک جمع بندی [2017 Jan] 
* هیولای ولایت مطلقه، و نقش هاشمی رفسنجانی در برساختن آن!‏ [2017 Jan] 
*گورخوابی و پسوندمتجاهر!‏  [2017 Jan] 
*ادعای پیروزی رژیم در جنگ حلب و سیاست معطوف به باتلاق!‏  [2016 Dec] 
*نگاهی به دو رویداد:‏ روزدانشجو و چالش های جنبش دانشجوئی!‏  [2016 Dec] 
* بحران های جهانی و رویکردجدیدهاوکینگ!‏ [2016 Dec] 
*فیدل کاسترو، و تجربه قرن بیستم!‏ و نگاهی به برخوردبی بی سی با آن [2016 Nov] 
* نگاهی به بحران انتخاباتی آمریکا از منظری دیگر و سه مطالبه اصلی بدیل!‏ [2016 Nov] 
*بازتابی از انتخابات آمریکا در میان صفوف چپ  [2016 Nov] 
*نگاهی فشرده به مختصات صحنه انتخاباتی آمریکا در روزهای پایانی  [2016 Nov] 
*انتخابات آمریکا و استریپتیزسیاسی!‏ [2016 Oct] 
* آیا دولت-ملت پدیده و مفهومی است ایستا یا در حال تحول و دگردیسی؟ [2016 Oct] 
*موسیقی به دار!‏  [2016 Oct] 
*نگاهی دو انتقاد به مقاله «همکاری گسترده رژوا و دولت آمریکا، و چالشی که این جنبش را تهدید می کند» [2016 Oct] 
*ابداع واژه جدیدی بنام«ورزشکارنما»!‏  [2016 Sep] 
*پرونده جنایت کهریزک، با این نوع ترفندها پاک شدنی نیست!‏  [2016 Sep] 
*بررسی اهمیت سند شنیداری مربوط به فاجعه 67 برای جنبش دادخواهی، از ‏خلال نقد سه رویکرد به آن ‏  [2016 Aug] 
*نگاهی به ابعادبحران ترکیه و پی آمدها! [2016 Jul] 
*چه کسی می گوید مسعودرجوی زنده نیست؟! [2016 Jul] 
*آزاد شدن جعفرعظیم زاده، و درسهای یک آزمون موفق! [2016 Jul] 
* نگاهی به همه پرسی بریتانیا و چالش های مترتب برآن! [2016 Jun] 
*نگاهی به دو رویداد: گفتمان شلاق! [2016 Jun] 
*فائزه و زندانی بهايی؛ صدای شکستن یک تابو! [2016 May] 
*بحران ونزوئلا و فرجام خرده پارادایم سوسیالیسم دولتی سوار بر جنبش های اجتماعی!  [2016 May] 
*بحثی پیرامون بسط مبارزه طبقاتی به حوزه قدرت! [2016 May] 
* چهارگزاره در بسط مفهوم مبارزه طبقاتی  [2016 May] 
*حفره های بزرگ یک تحلیل از انتخابات 7 اسفند-بخش اول [2016 Apr] 
*جنبش دادخواهی و نقاط آسیب پذیر! [2016 Apr] 
*بحران سرمایه داری و ضرورت خوانش جدید از رهائی! [2016 Apr] 
* احساس خطرخامنه ای از کجا سرچشمه می گیرد؟! [2016 Mar] 
*در زیرپوست تهران چه می گذرد: 7 اسفند و آن چه که در تهران بزرگ اتفاق افتاد! بخش1 [2016 Mar] 
*اندرمعنای کنشی بنام رأی دادن!  [2016 Feb] 
*انتخابات و اسب تروائی که قراراست حماسه بیافریند! [2016 Feb] 
*ادعای انفعالی بودن تاکتیک تحریم و چندگزاره غلط! [2016 Feb] 
*تناقضی به نام رأی اعتراضی و گفتگوئی دوجانبه پیرامون آن! [2016 Feb] 
*تراب حق شناس و درس بزرگ زندگی! [2016 Jan] 
*تاکتیک تحریم، پرسش ها و انتقادها! [2016 Jan] 
* واقعا به چه کسی باید تبریک گفت؟! [2016 Jan] 
* کم لطفی به اهمیت حربه مؤثری به نام تحریم! [2016 Jan] 
*نقدانباشت قدرت و پاسخ به چندپرسش و انتقاد! [2015 Dec] 
*بازگشت به گذشته، به مارکس، به 150 سال پیش، به چه معناست؟! [2015 Dec] 
* نشست پاریس، و مانیفست «کنش برای توقف جنایات اقلیمی» [2015 Dec] 
*جهان در لبه پرتگاه بحران زیست محیطی، و نگاهی به ریشه ها! [2015 Dec] 
*گزارش آژانس، و حسرت حماسه هسته ای! [2015 Dec] 
*داعش و فریاد آی دزد آی دزد رژیم! [2015 Nov] 
*فاجعه پاریس، بحران سوریه، داعش، ریشه ها و بدیل؟ [2015 Nov] 
*اعتراف عجیب رفسنجانی، و دلایل این اعتراف؟ [2015 Oct] 
*بازهم در موردپارادوکسی بنام «دولت سوسیالیستی» و در پاسخ به یک مدافع آن! [2015 Oct] 
*رژیم فعالان کارگری و مدنی را هدف گرفته است، با پیوستن به یکدیگر صدای اعتراض خود را بلندترکنیم! [2015 Sep] 
*آیا قدرت ماهیت طبقاتی ندارد؟ [2015 Sep] 
*«دولت جهانی سوسیالیستی» یک تناقض تمام عیار!  [2015 Sep] 
*تراژدی بحران پناهندگی و ریشه ها! [2015 Aug] 
*تضادبنیادی ولایت فقیه با حکومت قانون! [2015 Aug] 
*پنج دلیل برای تبرئه رسوای سعیدمرتضوی! [2015 Aug] 
*چهارمؤلفه جنگ قدرتی که در ورای دستگیری یک آقازاده جریان دارد! [2015 Aug] 
*توده های مردم تاریخ سازند یا موجوداتی پراکنده و محکوم به لولیدن در گنداب ها؟! [2015 Aug] 
*به نام چپ و به کام راست، نمایشنامه یک عروج و سقوط! [2015 Jul] 
*آغازشمارش معکوس مذاکرات هسته ای در وقت اضافی! [2015 Jul] 
*تصویب نسخه جدیدریاضت اقتصادی و این بار با طعم خودی! [2015 Jul] 
*نه مردم یونان، جان تازه ای به رؤیای اروپای اجتماعی می دمد! [2015 Jul] 
*نگاهی به پیچ و خم های همه پرسی یونان و ماهیت خرده پارادایم دولت های متکی بر جنبش های اجتماعی [2015 Jul] 
*آیا از اتاق مذاکرات هسته ای دودسفید برخواهد خاست یا دودسیاه؟ [2015 Jun] 
*اخراج دسته جمعی خبرنگاران بخش کارگری ایلنا و نقش مافیائی "خانه کارگر"! [2015 Jun] 
*مرعوب شدگی مدافعان سرنگونی یا تلاش برای سترون سازی اپوزیسیون انقلابی، کدامیک؟! [2015 Jun] 
*آقای شهردار از «اوین جدید» چه خبر؟! [2015 May] 
*اوج گیری جنبش مطالباتی و اهمیت هم بستگی بخش های مختلف نیروی کار!- بخش دوم [2015 May] 
*درام واقعی که هرروز در برابرمان به نمایش در می آید! [2015 Apr] 
*رویدادتاریخی یا ضدتاریخی؟! [2015 Apr] 
*پیام این شعله های سرخ فام آتش؟! [2015 Mar] 
*جنبش زنان وضرورت عبور از چندین گسست مهم! [2015 Mar] 
*معضلات بزرگی که رهبرنظام اسلامی ناگزیراست در واپسین سال های عمرخود با وجودبیماری و کهولت سن با آن ها دست و پنجه نرم کند! بخش یک [2015 Mar] 
*خودکامگی در اوجی تازه! [2015 Feb] 
*جدائی دین از دولت یا دین از سیاست؟ کدامیک؟! [2015 Feb] 
*پرش حزب چپ یونان -سی ریزا- به سکوی قدرت، و دام آخر! [2015 Jan] 
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟- بخش پایانی [2015 Jan] 
*شعارمحاکمه در«دادگاه قانونی» بازی در زمین جناح حاکم است! [2015 Jan] 
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟ [2015 Jan] 
*روایت دیگری از ادعای مرگ جنبش دانشجوئی: دانشگاه مرد؛ زنده باد «دانش»گاه!  [2014 Dec] 
*جنبش دانشجوئی در ِاغماء؟! [2014 Dec] 
*نگاهی به جنبش دانشجوئی در سه پرده! [2014 Dec] 
*ما جزأ دموکراسی بی دولت را در روژاوا ایجادکرده ایم! [2014 Dec] 
*جنبش ضدنژادپرستی در آمریکا، ژرفش شکاف ها و دو پیام مهم نهفته در آن!  [2014 Nov] 
*درنگی بر معنای سوگ و تجمع های گسترده مردم به مناسبت مرگ مرتضی پاشائی! [2014 Nov] 
*انتخابات میان دوره ای آمریکا و چرخش به راست! [2014 Nov] 
*سیاست اشاعه ترس و شوک درمانی رژیم را درهم بشکنیم! [2014 Oct] 
*یک دقیقه سکوت برای سگی که آزاد زیست و آزادمرد!*  [2014 Oct] 
*احتمال وقوع فاجعه سقوط شهرکوبانی! [2014 Oct] 
*در کشاکش بین وظایف دامادی و فرمان فیلترینگ، و پرده برداری از سه خطرعمدها [2014 Oct] 
*آیا هشدار به احتمال وقوع جنگ جهانی سوم را باید جدی گرفت؟!  [2014 Sep] 
*کشف تؤطئه، و بحران جانشینی! [2014 Sep] 
*دولت اسرائیل و «قدرت مشرف بر زندگی» [2014 Sep] 
*برشی از شورش سیاهان آمریکا با شعار «دست ها بالا، شلیک نکن»!  [2014 Aug] 
*استیضاح وزیرعلوم: زورآزمائی دوجناح برای کنترل دانشگاه ها! [2014 Aug] 
*رابطه سازمان یابی افقی ودموکراسی مستقیم ومشارکتی [2014 Aug] 
*خاورمیانه و بحران زایمان! [2014 Jul] 
*انتخابات پارلمان اروپا، زمین لرزه و پی آمدها! [2014 Jun] 
*سخنان دور از انتظار فیروزآبادی و چالش های جدید! [2014 May] 
*سخنان دور از انتظارفیروزآبادی و چالش های جدید!  [2014 May] 
*جنبش لغواعدام و گام های تازه! [2014 May] 
*از تحرک «دلواپسان» تا فعال شدن دولت پنهان! [2014 May] 
*آیا بسوی شکل گیری یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟!* [2014 Apr] 
*تعرض ارتجاع حاکم به حقوق شهروندان را درهم بشکنیم! [2014 Apr] 
*شکست حزب سوسیالیست فرانسه شوکی تازه به یک رویکرد کهنه! [2014 Apr] 
*سال نو، پیام و ضدپیام ومحورهای پیشروی [2014 Mar] 
*وجه بین المللی بحران اوکراین و پی آمدها [2014 Mar] 
*تبعیض بر زنان و رابطه آن با سایرتبعیض های اجتماعی [2014 Mar] 
*آیا دلایل ارائه شده برای تغییرنام سازمان کارگران انقلابی به سازمان راه کارگر پذیرفتنی هستند؟! [2014 Feb] 
*انقلاب بهمن و سه سؤال کلیدی (بخش اول) [2014 Feb] 
*رژیم ایران نگران شکسته شدن فضای امنیتی حاکم برجامعه! [2014 Feb] 
*پرده برداری از یک هیولای واقعی! [2014 Feb] 
*حضورچالش برانگیز هنرمندان در سخنرانی روحانی! [2014 Jan] 
* آش چنان شورشد که فریادروحانی هم درآمد!  [2014 Jan] 
*قطعه ای از شیدائی و جنون جمعی برآمده از دخمه تاریخ! [2014 Jan] 
*ایران در آئینه سال جدیدمیلادی! [2014 Jan] 
*دعوای سرمایه داران آمریکا و «پاپ مارکسیست»! [2013 Dec] 
*نگاهی به شرایط حاکم برجنبش کارگری  [2013 Dec] 
* 16 آذر و رویش جوانه های جنبش دانشجوئی! [2013 Dec] 
*آن چه که در صد روزاول روشن شد! [2013 Nov] 
*چالش های نفس گیرمذاکرات هسته ای و چشم اندازآن! [2013 Nov] 
*کردستان را اعدام نکنید! بلوچستان را اعدام نکنید! ایران را اعدام نکنید! [2013 Nov] 
*مکثی پیرامون دوموضوع: جعلیات سیزده آبان، و مدیریت لبخند دیپلماتیک برای خارج و خشونت در داخل! [2013 Nov] 
*دامنه رسوائی و خشم ناشی از شنود فراگیرجهانیان هم چنان بالامی گیرد! [2013 Oct] 
*نگاهی فشرده به دومسأله: بحران مهاجرت و یک شبه فتوای فاشیستی  [2013 Oct] 
*دور دوم مذاکرات هسته ای و چالش ها! [2013 Oct] 
*جنگ قدرت، وزیرامورخارجه را روانه بیمارستان کرد! [2013 Oct] 
*پس لرزه های تماس تلفنی اوباما و روحانی! [2013 Sep] 
*تحولات اخیر و تأثیر«نرمش قهرمانه» برچالش هسته ای! [2013 Sep] 
*دردفاع از فراخوان به کارگران برای چاره یابی و اهمیت این نوع فراخوان ها! [2013 Sep] 
*از «جیمی کراسی» تا «روحانی کراسی»! [2013 Sep] 
*یک پیروزی دیگر! [2013 Sep] 
*به صدا درآمدن طبل جنگ و ضرورت فعال شدن جنبش ضد جنگ و ابرقدرت افکارعمومی! [2013 Sep] 
*پایدار باد خاطره جان باختگان تابستان سیاه 67! [2013 Sep] 
*شمارش معکوس برای حمله به سوریه؟ [2013 Aug] 
*از گفتمان«اصلاح طلبی» تا گفتمان«اعتدال» فاصله زیادی نیست!  [2013 Aug] 
*وضعیت مصر در حالت دراماتیک! [2013 Aug] 
*سعیدحجاریان کاتولیک تر از پاپ و در نقش یک پنبه زن! [2013 Aug] 
*بحران بازتولید و کابینه نجات! [2013 Aug] 
*از مهندسی انتخابات تا مهندسی کابینه [2013 Aug] 
*هنرِبرقدرت یا هم آغوش ِبا قدرت؟! [2013 Jul] 
*«شگون» پیوند گفتمان اعتدال با روحانیت  [2013 Jul] 
*توپ در زمین کیست؟ رفسنجانی و اصلاح طلبان یا خامنه ای؟ [2013 Jul] 
*انقلاب مصردر فازجدید و سه ویژگی آن! [2013 Jul] 
*نقش شبح تحریم در"انتخابات" [2013 Jun] 
* نگاهی به صف آرائی ها و چالش های صحنه "انتخابات" در آستانه دقیقه 90 [2013 Jun] 
*پروازشبحی برفراز "انتخابات"! [2013 Jun] 
*گفتگو با نشریه نگاه بخش نخست [2013 Jun] 
*نقدی به یک گفتار تلویزیونی(2) [2013 May] 
*پیرامون نظرخواهی بی بی سی درباره"مسأله اصلی انتخابات چیست"؟ [2013 May] 
*"انتخابات" و سه حلقه تاکتیکی مرتبط با آن [2013 May] 
*"انتخابات" و به صحنه آمدن محتوای گندیده نظام! [2013 May] 
*اتحاد جمهوری خواهان پس از ده سال [2013 May] 
*نام نویسی رفسنجانی و شوک حاصل از آن درمیان صفوف حاکمیت! [2013 May] 
*تحریم گسترده انتخابات یک گزینه واقعی و مؤثر! [2013 May] 
*آیا بسوی تعین یافتن یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟! [2013 May] 
*نگاهی به یک حرکت و تاکتیک موفق و الهام بخش! [2013 Apr] 
*مرگ تاچر یا تاچریسم؟  [2013 Apr] 
*در پاسخ به دو انتقاد  [2013 Apr] 
* سازها راباید دوباره کوک کرد! [2013 Apr] 
*پیام نوروزی خامنه ای، و«ضد پیام»! [2013 Mar] 
*چه کسی مشغول تدارک «فتنه» ۹۲ است؟! [2013 Mar] 
*درددل حضرت آقا! [2013 Mar] 
*بازهم در اهمیت مطالبات معیشتی و جنبش مطالباتی [2013 Mar] 
*انتخابات نمایشی و برچسب نافرمانی مدنی! [2013 Mar] 
*بادبان ها را باید در کدام جهت برافراشت؟ [2013 Feb] 
*نگاهی به یگ گفتگو و دو رویکرد متضاد در برابر اتحادیه ها! [2013 Feb] 
*در جمهوری اسلامی هتل ها به زندان ها رشک می برند! [2013 Feb] 
*انتخابات ریاست جمهوری و نعل وارونه رژیم (بخش اول) [2013 Jan] 
*پرتگاهی به نام شکاف بین حداقل دستمزد و خط فقر‎ [2013 Jan] 
*نقش روبه گسترش کارگران در جنبش مطالباتی- ضداستبدادی  [2012 Dec] 
*پاسخی کهنه به یک سؤال قدیمی :"آیا دوران سرمایه داری به پایان رسیده است"؟* [2012 Dec] 
*انقلاب مصر، آموزه ها و مهم ترین ویژ گی ها [2012 Dec] 
*تظاهرات کارگری هم زمان در 23 کشور اروپائی، و نقاط قوت و ضعف آن [2012 Nov] 
* جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد: [2012 Nov] 
*تصویب برنامه بسته ریاضتی با وجود اعتصاب سراسری و محاصره پارلمان، و یک پرسش چالش برانگیز [2012 Nov] 
*انتخابات آمریکا و کانونی شدن جدال ها حول طبقه متوسط! [2012 Nov] 
*بحرانی که از کنترل سران حکومت خارج می شود! [2012 Oct] 
*خود خوارگی، مهم ترین دشمن حکومت اسلامی! [2012 Oct] 
*موج بلند بحران، ویژگی ها و پی آمدهای آن(1) [2012 Oct] 
*حذف نام مجاهدین از لیست سازمان های تروریستی و ادعای بهم خوردن توازن قوا! [2012 Oct] 
*اوج گیری جنگ قدرت و دستگیری فرزندان رفسنجانی! [2012 Sep] 
*منشورها و بازارمکاره سیاست! [2012 Sep] 
*چپ و چرخه بازتولید موقعیت بورژوازی! [2012 Sep] 
*برای مقابله با بحران پراکندگی از کجا باید شروع کرد؟ [2012 Sep] 
*طناب دار بر گلوی دموکراسی! [2012 Aug] 
*موقعیت چپ در ایران؟ بحران تئوریک؟ بحران هویت؟ پایگاه اجتماعی؟ گسست­ها و اتحادها؟ * [2012 Jul] 
*یک استدلال و هزار اما و اگر [2012 Jul] 
*نشست کلن: آزمون جدید؟ امیدها و چالش ها؟ [2012 Jul] 
*شکست طرح آتش بس کوفی عنان(نماینده سازمان ملل) وخطرگسترش جنگ داخلی در سوریه  [2012 Jun] 
*از"مرکوزی" تا "مرکولاند" وتوهماتی که به نام چپ رادیکال پراکنده می شود! [2012 May] 
*جنبش های جدید حامل چه پارادایمی هستند؟  [2012 May] 
*چاووش خوان، و آوای مرگ جمهوری اسلامی!  [2012 May] 
*انتخابات فرانسه وچپ گروگان گرفته شده! [2012 May] 
*تراژدی خودکشی داروسازبازنشسته یونانی،ادعانامه ای علیه نظام سرمایه داری! [2012 Apr] 
*دخیل بستن رفسنجانی به خمینی درآستانه برگزاری مذاکرات هسته ای [2012 Apr] 
*جدی میگم! سلاح هسته ای وحرمت فتوا! [2012 Apr] 
*مارش جهانی روزکارگر با شعاراعتصاب عمومی و یک روزبدون نودونه درصدی ها! [2012 Mar] 
*چگونه سالی ؟! [2012 Mar] 
*نگاهی به چندچالش پیشاروی جنبش زنان [2012 Mar] 
*بروزلحظه تاریخی درهمکاری اصلاح طلبان وسازمان اکثریت! [2012 Mar] 
*پی آمدهای نمایش انتخاباتی رژیم! [2012 Mar] 
*سخنی پیرامون اعتراضات 25 بهمن [2012 Feb] 
*جنگ و تحریم گسترده به مثابه دواستراتژی متفاوت یا دووجه یک استراتژی؟ [2012 Feb] 
*اعتصاب یکپارچه ومیلیونی کارگران نیجریه دولت را واداربه عقب نشینی کرد! [2012 Jan] 
*رابطه سازمان یابی افقی ودموموکراسی مستقیم ومشارکتی [2012 Jan] 
*تقابل دواستراتژی: « تحریم گسترده نفتی وبانکی وتهدیدات نظامی» و «تهدید در برابر تهدید» [2011 Dec] 
*پس از9 سال جنگ معلوم شد که طالبان دشمن آمریکا نبوده است! [2011 Dec] 
*معترضان جهان؛ چهره سال مجله تایم؛ مردم سوژه گی! [2011 Dec] 
*جنبش وال استریت وشعاراشغال کنگره! [2011 Dec] 
* "انتخابات" مجلس شورای اسلامی واهمیت یک جنبش تحریم گسترده [2011 Dec] 
*اقدام درخشان والهام بخش کارگران ایران خود رو دراعتراض به تغییرارتجاعی قانون کار  [2011 Nov] 
*به مناسبت يک ماهگی جنبش: جنبش وال استريت،ازتصرف فضا-مکان ها تا فلج سازی سازوکارهای سيستم!  [2011 Nov] 
*بار دیگر آوای شوم جنگ طلبی! [2011 Nov] 
*سکولاریسم و"اسلام اخلاقی" آقای سروش! [2011 Nov] 
*اهمیت کنشگری مادران پارک لاله [2011 Nov] 
*آیا لیبی واقعا "آزاد"شد؟  [2011 Oct] 
*جنبش اشغال وال استریت، و برخی ویژگی های جنبش های جدید [2011 Oct] 
*یک ارزیابی ازاعتصاب کارگران پتروشیمی ماهشهر واهمیت آن [2011 Oct] 
*معلمان و شعاربرابری جنسیتی به عنوان شعارسال تحصیلی جدید  [2011 Oct] 
*جنبش دانشجوئی وضرورت درهم شکستن تهاجم رژیم به محیط های آموزشی! [2011 Sep] 
*گفتمان «دموکراتیک» یا سوسیالیستی، کدامیک؟! [2011 Sep] 
*اسپانیا، دموکراسی وتصویب برنامه ریاضت اقتصادی [2011 Sep] 
*میراث خمینی برای جانشینان خود [2011 Sep] 
*لیبی: باچشمی گریان وبا چشمی خندان! [2011 Aug] 
*انگلیس: شورش طردشدگان وبه حاشیه رانده شدگان! [2011 Aug] 
*دراهميت جنبش حق انتخاب سبک زندگی(1)  [2011 Aug] 
*گذشت آمنه وخشونت نهادی شده درقانون قصاص [2011 Aug] 
*رابطه جنبش و "چه بایدکرد"! [2011 Jul] 
*دیواربرلین ونعل وارونه سران گروه8 پیرامون تحولات منطقه [2011 Jun] 
*زایش وزوال اسطوره ها درعصرنوین  [2011 Jun] 
*تاکتیک، وحکمت های نهفته در یک نظرسنجی! [2011 Jun] 
*تاکتیک های گشاینده وتاکتیک های بازدارنده [2011 Jun] 
*انقلاب پاسخ است یا سؤال؟ [2011 Jun] 
*جنبش با کدام گفتمان ؟ [2009 Aug] 
*"اوبامای" وال استریت و "اوبامای" مردم کوچه وخیابان [2008 Nov] 
*یک نافرمانی باشکوه! [2008 Oct] 
* آزمون جنبش زنان درمقابله با [2008 Sep] 
*یک جمع بندی فشرده ازچالش های کارگری وراه های برون رفت ازآن [2008 May] 
*"انتخابات"رسوا وپرازتقلب! [2008 Mar] 
*مارش عظیم تحریم کنندگان ومعضل صندوق های خالی! [2008 Mar]