پرش حزب چپ یونان -سی ریزا- به سکوی قدرت، و دام آخر!
تقی روزبه

 

آیا انتخابات 25 ژانویه یونان و نتایج پیش بینی شده آن، یعنی پیروزی یک حزب چپ رادیکال تر از حزب های سنتی سوسیال دموکرات، حزبی که در رسانه ها به آن حزب  چپ افراطی و تندرو و نظایرآن اتلاق می شود، موجب آشوب و زمین لرزه ای بزرگ در اروپای بحران زده خواهد شد؟. شاید برای چند روزی بازاربورس دچارنوسان و افت تازه ای بشود، چنان که در پیروزی قبلی این حزب بازاربورس افت 10 درصدی را تجربه کرد. گو این که سران اتحادیه پیشاپیش تدابیرلازم را برای کنترل بازاربورس و ایجاد اعتماد در آن تدارک دیده اند. در واقع فرارسرمایه ها از یونان بحران زده حتی منتظراین پیروزی نمانده و ازهم اکنون هم شروع شده است و این حزب هم برای مقابله با آن با صدوراطلاعیه ای سپرده ها و اموال شهروندان را تضمین کرده است. با این همه در یک هفته گذشته بیش از 700 میلیون یورو از یونان به خارج گریخته است. در اصل حزب حاکم و راست دموکراسی نوین تمرکزحمله خود علیه حزب رقیب و تازه نفس را حول ایجاد ترس و القاء خطرفروپاشی سیستم بانکی در صورت روی کارآمدن آن، قرارداده است. خطرفرارسرمایه ها و خروج یونان از حوزه یورو که به ادعای حزب حاکم، حزب سی ریزا آن را پنهانی اتخاذ کرده است، از حربه های تبلیعاتی حزب حاکم است. آخرین نظرسنجی ها از پیشی گرفتن هفت درصدی این حزب برحزب حاکم و رقیب حکایت دارد. بازتاب این پیروزی محتمل در سطح اتحادیه اروپا و به خصوص بر کشورهای بحران زده ای چون پرتغال و اسپانیا و ایرلند و ایتالیا وحتی فرانسه... می تواند در تقویت و تشویق جریان های دارای سیاست مشابه این حزب مؤثرباشد. با این همه نباید در ابعاداین زمین لرزه و اثرات آن مبالغه کرد، چرا که نه این حزب قصدخروج از حوزه یورو را دارد و نه راه پیشروی پس از کسب قدرت چندان آسان است، گرچه اگر تشدیدبحران منجر به شق خروج یونان از اتحادیه بشود، بردامنه و پی آمدهای آن افزوده خواهدشد. اما این شق لااقل در افق کنونی ضعیف بنظرمی رسد.

برعکس می توان گفت که با درآغوش گرفتن قدرت، دشواری ها و باصطلاح راندن درمسیرسنگلاخی، سربالا و نفس گیر، خود می تواند به نقطه فرود از اوج تبدیل شود. با چنین چشم انداری است که به موازات جدی ترشدن پیروزی این حزب در پارلمان و جایگاه آن در جامعه یونان، به تدریج سیاست هشدار و هراس افکنی سران اتحادیه اروپا و تبلیغات رسانه ای آن نسبت به یونانی ها در باره  پی آمدهای وخیم پیروزی یک حزب چپ که بیش از همه توسط دولت آلمان ابراز می شد، با نزدیک شدن به زمان انتخابات پارلمانی و افزایش احتمال پیروزی سی ریزا، جای خود را به آمادگی برای سیاست همکاری و گفتگوی دو و چندجانبه برای یافتن راه های خروج از بحران، به گفته آن ها با هرحزبی که از دل انتخابات بیرون بیاید داده است. لحن ها در حال تغییر است و گوئی دارند، ولوبه شکل محتاطانه، سیاست درآغوش گرفتن را  پیشه می کنند. حالا از امکان تعویق بازپرداختی ها و انعطاف های نظیرآن سخن به میان می آید. حتی طبق برخی گزارش ها از هم اکنون و قبل از پیروزی، مذاکرات پشت پرده و غیررسمی بین نمایندگان حزب سی ریزا  با مقامات کشورهای آلمان و فرانسه و بروکسل- مقراتحادیه اروپا- شروع شده است. آلمانی ها که تامدتی قبل بطورضمنی از اخراج یونان و اتحادیه بدون یونان، در صورت پیروزی چپ ها، سخن می گفتند اکنون می گویند  دیگر از پیروزی حزب چپ یونان نمی هراسند. متقابلا حزب چپ ائتلافی  نیز اعلام کرده است که با رسیدن حزب به قدرت به منافع آلمان لطمه ای وارد نخواهدشد و مهم تر از آن مکررا از طریق بیانیه ها و اعلام موضع خویش و یا از خلال گفتگوها اطمینان می دهند که سیاست این حزب حل بحران در چهارچوب اتحادیه اروپا و حوزه یورو خواهد بود. ظاهرا به گمان سران کشورهای مهم اتحادیه در شرایط جدید و در اروپای بحران زده، وجودقطب های افراطی راست و چپ اجتناب ناپذیراست و بخشی ازواقعیت وجودی اتحادیه را تشکیل می دهد.

 

سی ریزا بدنبال چیست؟

  آیا واقعا سی ریزا آن گونه که بعضا چپ رادیکال و افراطی خوانده می شود بدنبال بدیلی ضدسرمایه داری و سوسیالیستی است یا بدنبال اصلاحاتی در نظام سرمایه داری ؟. آیا همان پارادوکس قدیمی  احزاب اپوزیسیونی سوسیال دموکراسی چپ اروپا با ادعای ظاهری چپ اما با محتوای راستِ رفرم از بالا در نظام سرمایه داری، در این جاهم صادق است؟: برنامه اصلی و اعلام شده سی ریزا صراحتا ناظر بر تبدیل ریاضت اقتصادی به سیاست رشداقتصادی یعنی تشویق سرمایه گذاری های داخلی و خارجی برای ایجاداشتغال در چهارچوب اتحادیه اروپا و حوزه یورو از طریق مذاکره با ترویکا (کمیسیون اتحادیه و بانک مرکزی اروپا و صندوق بین المللی پول)، یعنی کشاکشی که بین دو بلوک و فراکسیون اصلی بورژوازی در جریان است می باشد. در کنارآن خواست معلق کردن بدهکاری ها (بخشش بخشی از وام ها ) و تمدیدزمان بازپرداخت ها، مبارزه علیه فساداولیگارشی حاکم و اصلاحاتی درسیستم مالیات و بوروکراسی، افزایش دستمزد و کمک به تغذیه قشرتهی دست نیز مطرح هستند. ناگفته نماند که سرمایه داری و مشخصا نئولیبرالیسم معادل سیاست ریاضت اقتصادی نبوده و صرفا با آن تعریف نمی شود. کما این که در آمریکا و برخی دیگر از قدرت های سرمایه داری، سیاست دیگری در جریان است. در اروپا هم، اکنون این سیاست که بیش از همه توسط آلمان و منافع این کشور و البته نه فقط آلمان دیکته شده است، پس از گذشت شش شال از بروز بحران بزرگ سال 88، بدلیل ناکامی اش در غلبه بر بحران و عبوراروپا از آن موردتردیدها و انتقادهای زیادی قرارگرفته است. بیاد داریم که  حتی اوباما هم زمانی به این سیاست خرده گرفت و پیش گرفتن سیاست رشداقتصادی را به اروپائی ها توصیه کرد. هم اکنون نیز درخوداتحادیه اروپا بحث های مربوط به تغییراین سیاست داغ است و در آخرین اقدام بانک مرکزی اروپا علیرغم تمایل دولت آلمان تصمیم به تزریق تدریجی بیش از یک تریلیون یورو در سطح اتحادیه و از جمله کمک به دولت ها برای پیش برد سیاست رشد و اشتغال کرده است. دراصل تلفیقی ازسیاست رشد و اصلاحات اقتصادی نئولیبرالیستی توجه نهادهای مالی و سیاسی اتحادیه را بخودجلب کرده است. هم چنین نباید فراموش کنیم که فرانسوااولاند نیز در فرانسه سواربرموجی از نارضایتی و برانگیختگی عمومی نسبت به سیاست ریاضت اقتصادی که توسط سرکوزی و حزب دست راستی حاکم دنبال می شد، با شعارانتخاباتی رشداقتصادی به میدان آمد. اما به همان سرعت با قرارگرفتن در پشت فرمان ماشین قدرت به ِگل نشست و به فراموشی سپرده شد. بطوری که او اکنون به منفورترین رئیس جمهورتاریخ چنددهه اخیرفرانسه تبدیل شده و بیلان دست آوردهایش نه فقط موجب ورودمجدد سازکوزی و حزب راست میانه به عرصه سیاسی فرانسه شده است، بلکه بدتر از آن سبب عروج بی سابقه و بهت انگیزشبه فاشیست های  جبهه ملی فرانسه در ترازاحزاب دسته اول فرانسه شده است به طوری که هم اکنون خانم ماری- لوپن یکی از کاندیداهای مطرح ریاست جمهوری آینده فرانسه به شمارمی رود. به هنگام عروج فرانسوااولاند در مقاله ای تحت عنوان از مرکوزی تا مرکولاند و چپ گروگان گرفته شده*، از امیدبستن بخشی از چپ ها به این امامزاده انتقادشده و آن را بخشی از گردش قدرت و چرخه ای باطل، درخدمت بازسازی نظام سرمایه داری در شرایط بحرانی که در آن کارگزاران راست، دچاربی اعتمادی وسیع در میان اکثریت مردم شده اند دانستم.

این تصوردیرپا و جان سختی که می توان با تصاحب اهرم ماشین دولتی و رفرم از بالا تغییرات اساسی در سیستم سرمایه داری به وجودآورد، یک توهم  خطرناک با  پی آمدهای وخیم برای جنبش های مردمی و ضدسیستمی است که نه یک بار بلکه صدها بار و در اشکال گوناگون ازموده شده است و یکی از دلایل عمده تداوم سرکردگی سرمایه داری را علیرغم مواجه با بحران های حادی که خود برانگیخته است تشکیل می دهد.سوی دیگر این سکه سترون سازی و پراکنده کردن و بیراهه بردن صفوف جنبش ها آن هم در شرایطی است که  نظم حاکم  شکننده شده و زمان پیشروی آن است. طلسم چنین وضعیتی اساسا در همین سیاست نگاه به بالا و دخیل بستن به ساختارهای قدرت تا مغزاستخوان متعلق به نظم حاکم است. آیا همان دام وسوسه انگیز در موردیونان بحران زده هم  توسط سرمایه و کارگزاران سنتی و بی اعتبارشده آن  پهن شده است؟! البته برحسب تعاریف موجود حزب سی ریزا همان حزب سوسیالیست با آن  پییشینه راست و شناخته شده فرانسه و امثال آن ها نیست، بلکه حزبی است تازه و بدون پیشینه منفی و ایستاده در سمت چپ آن. از قضا عمق فاجعه می در خودهمین واقعیت یعنی داشتن سیمای چپ، جلب اعتمادگسترده کارگران و زحمتکشان وجوانان از یکسو و خیزآن برای تصرف قدرت از سوی دیگراست. چرا که اتیکت احزاب سنتی و شناخته شده چپ سنتی، به همراه احزاب سنتی بورژوازی بی اعتبارشده اند و بدون اتیکت تازه و شعارهای تازه جلب اعتمادعمومی ممکن نیست. اما اگر برنامه چنین حزب مدعی چپ نه برنامه واقعا ضدسرمایه داری بلکه مرمت بحران نظام سرمایه داری باشد، آن گاه می تواند بانشاندن زایش نوین چپ در خاکی شوره زار آن دست آوردها را بباد دهد.

گوئی همه راه ها هم چنان به رم ختم می شوند و گوی ها  به سمت و سوی همان گودالی روانه اند که برایش کنده شده اند. سیستم حاکم نیز دیرزمانی است که برای بیراهه بردن جنبش با جمع آوری جویبارهای اعتراضی و کانالیزه کردن آن به درون سیستم چنین عمل می کند. امید به  ایجادتغییر در سیستم، آن هم  از درون و از طریق بدست گرفتن سکان دولتی در بهترین حالت خود، حتی اگر قصدش تبدیل یاضت اقتصادی به سیاست رشداقتصادی است خود مستلزم جلب همراهی اکثرکشورهای اتحادیه است، چرا که تحقق آن در یک کشورمنفرد به عنوان بخشی از یک سیستم بزرگترممکن نیست. بدیهی است که حتی با فرض تحقق  این سیاست چیزی جز رفرم در سیستم نخواهد بود  که هیچ ربطی به برنامه ای واقعا  چپ و ضدسرمایه داری ندارد.  بنابراین حاملین این برنامه در بهترین حالت خود مأموریت خروج از بحران نظام سرمایه داری را که  توسط احزاب سنتی و رسمی موجود ناکام مانده است و کشور را ورشکستگی کشانده اند انجام می دهند. ویکی از دلایل مهم ناکامی آنها بی اعتبارشدنشان در میان مردم است. وعده و عیده های دروغین آنها دیگرخریدارندارد.

 بدون نگاهی اجمالی به برخی از مختصات بحرانی که اروپا درگیرآن است نمی توان  نقدبسنده ای به سی ریزا و عروج آن در این مرحله داشت:

 

بحران چندوجهی اروپا:

 بحران کنونی اروپا  فقط بحران اقتصادی نیست بلکه بحران  بی اعتمادی عمومی و بحران دموکراسی هم هست. بحران اقتصادی و بحران دموکراسی دارای پی آمدهائی است که بحران دولت ملت ها و ملی گرائی افراطی  در بسترفرایندادغام اقتصادی و سیاسی که از بالا و به سودسرمایه داران صورت می گیرد سربلندکرده است. بدون توجه به چنین مؤلفه ها و بحران ها علت ورشکستی احزاب سنتی و حاکم براین کشورها و عروج احزاب غیرسنتی اعم از راست افراطی و چپ در برخی نقاط  قابل درک نیست. یکی دیگراز مؤلفه های مهم بحران دموکراسی  بی رغبتی و بی اعتبارشدن رأی صندوق ها و سیاستمدارانی است که از دل آن بیرون می آیند. آن ها علیرعم رأی و میل رأی دهندگان مجری بی چون و جرای سیاست های دیکته شده توسط بازار و نهادهای قدرت وابسته به آن هستند. مردم اکثرکشورهای اروپائی احساس می کنند که همان دموکراسی تاکنونی اشان هم به موازات روندادغام اقتصاد و تحمیل سیاست ها توسط نهادهای فراملی و از فرازسرآن ها تضعیف و بی رمق ترمی شود. حالا دیگر ابعادبحران دموکراسی چنان بارزشده است که حتی  سرو  صدای بخش هائی از بورژوازی هم در آمده است. مقاله ای که اشپیگل پیرامون این مسأله و تحت عنوان چه کسی در دموکراسی حکومت می کند نگاشته است نمونه روشنی از همین معضل است. این روزنامه ضمن نام بردن  از دیکتاتوری ریاضت اقتصادی می نویسد: "در جریان بحران یورو، دموکراسی در اروپا خصلت خودکامگی به خودگرفته است و به قول رئیس پیشین کمیسیون مرکزی اتحادیه بازارها  کم طاقت شده اند. آن دموکراسی که زمانی  ابراهام لینکن حکومت مردم از طریق مردم و برای مردم می خواند اکنون به حکومت کارشناسان توسط کارشناسان  برای کارشناسان تبدیل شده است".

 

بورژوازی برای عبور از بحران، و تأمین فرایندانباشت سرمایه وادغام کم دردسرترسرمایه ها و کشورها و سرزمین ها در آن ، قبل از همه باید مقاومت مردم را در سراسرجهان درهم بشکند و برای این کارلازم است که به اشکال گوناگون آن ها را فریب بدهد، تا اعتمادمجددشان را نسبت به خود و سیستم به دست آورد. بدون اعاده اعتماد، پیش بردسیاست های ادغام که همواره با ناموزونی  و تبعیض ها و از بالا همراه است و در آن ماهی های درشت ماهی های کوچک را می بلعند، و شرایطی که نمایندگان رسمی آن رسواشده اند، ناگزیراست که گاهی تن به تغییرآرایش صحنه سیاسی بدهد. در چنین شرایطی ممکن است  فرصت هائی  برای ظهور و عروج فاشیسم از یکسو و در مقیاسی کمتر، چپ از سوی دیگر فراهم شود. در یونان خوشبختانه تاکنون  برخلاف فرانسه  این فرصت نصیب فاشیست ها نشده است، اما این به معنای تن دادن به روانه شدن این پتانسیل در کانال های حفرشده درون سیستمی  و از نفس افتادن آن نیست. اساسا مردمی که به دولتی رأی بدهند (ولو در نظامی چون جمهوری اسلامی  مثلا به روحانی) تا اطلاع ثانوی و ایجاددوره تازه ای، کنش و انتظارات  خود را بر پایه انتظارات خود از دولت تنظیم می کنند. جامعه ای که پس از تحمیل مدت طولانی ریاضت اقتصادی و شوک تراپی حاصل از آن، تحویل سی ریزا می شود کشوری است ورشکسته که در آن میزان بدهی کشور بسیار بیشتر از تولیدناخالص آن است(170%). نرخ  بیکاری به مرز 25% و درمیان جوانان  60% رسیده است. 36% زیرخط فقرقرارگرفته اند. فرارسرمایه ها و مهاجرت های گسترده از دیگرمشخصات آن است. در آن سوی سکه بیکاری و بحران، کشور در طی سال های اخیر با برآمداعتراضات  و جنبش های گسترده ای اعم از جوانان، دانشجویان، کارگران و معلمان و پرستاران در اشکال تجمعات میدانی، تظاهرات خیابانی، اعتصاب های سراسری و تشکیل انواع مجامع، تعاونی ها وانجمن ها و تشکل های خودگردان محلی و منطقه ای و برخی مؤسسات برای همیاری و اداره زندگی و تأمین معیشت هستیم . سکوی پرش حزب چپ یونان نیز  با تکیه برهمراهی با این جنبش ها  و اعتراضات صورت گرفته است. وجود چنین پتانسیل گسترده و همراهی با آن است که  سبب شده تا حزبی که 5 سال قبل تنها چهارو اندی درصد رأی داشت، حهش وار به حزبی که اکنون حزب اول یونان شمرده می شود تبدیل شود. چنین جهشی بیش از همه مدیون مخالفت قاطع این حزب  با سیاست های دولت و ریاضت اقتصادی و همراهی اش با مطالبات مردم است.  با این همه برنامه  این حزب در وجه ایجابی اش نه فقط مرمت سیستم و ایجادرفرم در آن  و در چهارچوب موازین حاکم برسیستم است بلکه حتی اگرچنین هم نبود و بفرض ضدسرمایه داری و فراتررفتن از آن بود، بازهم آن سیاست با ورودبه صحنه بازی درون سیستمی یعنی با سودای سکانداری و بدست گرفتن فرمان ماشین آن، حتی با با حفظ وفاداری به اهداف خود قادر به گشودن هیچ گره واقعی دراوضاع نبود. چرا که  درمقام اجرا باانواع الزام ها و خط فرمزها و محدوده های  سیستم و کارشکنی ها و فشارهای صاحبان اصلی قدرت  و سرمایه و سهام مواجه شده و به شیربی یال و دم و اشکمی تبدیل می شد که حتی پایگاه اجتماعی خود را نیز در گیرو داراین داو به بادمی داد.  البته این واقعیت از چشم کاربدستان حزب سی ریزا   پنهان نیست. چنان که یکی از آن ها در برنامه گفتگوی موسوم به 25 ثانیه یورونیوز، در پاسخ  به سؤال گرداننده جلسه پیرامون بن بست ناشی از جدال کنونی بین خواست های متضاد دوطرف و حذف کدام یک از این سیاست ها، می گوید هیچ کدام. باید راه سازش بین آنها را یافت* دیگرپرسش شوندگان نیز به راه های میانه برای گشودن گره بن بست تأکید دارند. سخن گوی مدافع سی ریزا در همین گفت و گو از اولویت رشداقتصادی و حرکت درچهارچوب حوزه یورو تأکید می کند.  

 

 سرمایه داری وقتی به نقطه جوش بحران می رسد و نزدکارگران و زحمتکشان بی اعتبار می شود ، دیگر قادرنیست با تکیه بر کارگزاران با اتیکت و رسمی خود بحران را کنترل و حل نماید، همانطور که  طبقه حاکمه یونان و احزاب سنتی آنان به این نقطه رسیده اند؛ از طرثق گردش گردونه قدرت و آمدن جریانی با سیمای جدید و دارای اعتبارتوده ای و آوارکردن مشکلات تلبنارشده بردوش آنان، ضمن حفظ اهرم های اصلی و واقعی قدرت، خود نفس  تازه کنند و خود را برای ُروندبعدی آماده کنند (همانطورکه سازکوزی و امثال او نفس تازه می کنند). باین ترتیب سیستم چرخ های زنگ زده قدرت را که در حال از حرکت افتادن است روغن کاری می کند. و بهمین دلیل " بازی پارلمانی" که البته سی رزا در دورانتخابات قبلی مزه آن را چشید، در ذات خود و صرفنظر از نیات افراد واحزاب، جز روغن کاری این ماشین نیست. قدرت برکشیده شده از مردم و جنبش های آنان، تفویض آن به دیگران و تبدیل شدنشان به قدرتی برفراز سرمردم و بیگانه با آن ها، وقتی راه خود را به درون سیستم و  توسل به سازوکارهای آن کج می کند، راهی جز تن دادن به الزمات آن، اجرای منویات و دستورالعمل های سیستم،  یعنی همان دیکتاتوری سرمایه و بازارآزاد نیست و لاجرم ناگزیراست که در برابرمردمی که آن ها را برکشیده اند بایستد. و متأسفانه  آن چه که در این میان به باد می رود پتانسیل اعتراضی  انباشته شده علیه سیستم محصول یک دوره نبردهای اجتماعی و پنبه شدن امیدها و آرزوهائی است که بنام رهائی، با تفویض قدرت اجتماعی خود به نمایندگانی که گرفتارچرخ دنده های قدرت می شوند، به باد می رود. خطرعمده در اینجا توهم همذات پنداری بین مردم و حاملین قدرت تفویض شده است. هم چنین باید اضافه کرد چنین برآمدهائی نشان می دهند که در اصل سرمایه داری صخره ای ترک ناپذیرنیست و در مقاطع گوناگون و بحرانی سخت دچارترک ها و عدم تعادل ها می شود و باصطلاح در موقعیت کیش مات قرارمی گیرند، اما با کشاندن بازیگران جبهه مخالف  به صحنه بازی خود، از مات شدن گریخته و نهایتا پیروز میدان می شوند. با چنین نگاهی است که سیرزا و برنامه اش در بهترین حالت نقشی بهتر از سرنوشت دولت های رفاه که البته آن هم دیگر در فازجهانی شدن سرمایه کارآئی خود را بویژه در محدوده دولت- ملت ها از دست داده است، نخواهد داشت.

علت آن هم نه در انحراف و خیانت این یا آن حزب و این یا آن فرد و رهبر، بلکه اساسا در ماهیت ماشین دولتی هم چون دستگاهی ساخته و پرداخته نظام طبقاتی و از جنس مناسبات سرمایه داری و جداشدن قدرت از مردم و فرارگرفتن آن برفرازسرآنان است. از همین رو  با اتکاء به آن نمی توان حرکت به سوی سوسیالیسم  و جهان دیگر را پیش برد. این درس بزرگی است که از تجربه شکست خورده این نوع پیشروی بسوی سوسیالیسم  در یک صدسال گذشته بدست آمده است. به هرحال وقتی کسی به کرسی قدرت جلوس می کند (در اصل بخشی از قدرتی که در یک جاتمرکزندارد) با چنان ماشین ساخته و پرداخته شده و اهرم های فشارسایرمراکزقدرت مواجه می شود، که بجز رفرم های کوچک و کم دامنه اولیه و آغازین که معمولا اجتناب ناپذیرهستند، اگر نخواهد بالکل فلج بشود جز تمکین و همراه شدن با دستورالعمل های ترویکا و الزامات سکانداری این ماشین راهی نمی یابد و برهمین اساس هیچ کس با خوردن این میوه ممنوعه قادر به تحقق وعده های نسیه ای که داده است نخواهد بود و بیش از همه با نشستن پشت فرمان ماشین قدرت، پشت کردن به مطالبات واقعی مردم و خطرمواجهه با آن ها فرایند منزوی شدن را تجربه خواهد کرد. البته شق ضعیف تری هم وجود دارد که  تن به فرامین سرمایه ندهد و حفظ وفاداری به مردم  مطالبات آن ها، با قرارگرفتن بین دوسنگ آسیاب به یک  دولت بحران و چه بسا فلج شده تبدیل شود. اما پیشردهدف های سوسیالیستی از بالا و از دورن ماشین دولتی و درجهانی که سرمایه همه اهرم ها را در کنترل دارد، توهمی بیش نیست.

 

چه رویکردی می توان داشت؟

تحت شرایط موجود به گمان من لازم است که فعالان و آگاهان و پیشروان و آن ها که به اهداف رهائی بخش و ضدسرمایه داری وفادارند، نخست پیرامون ماهیت برنامه رشد به عنوان یک برنامه درون سیستمی و نسبت آن  با مطالبات و خواست های مردمی و امر رهائی روشنگری کنند. ثانیا تفاوت ها و تمایزهای مهم بین دو دوره قبل از تصرف قدرت و پس از تصرف قدرت، خطرقدرت جداشده از بدنه اجتماعی و الزامات دیکته کننده مراکزقدرت سرمایه را به نحوشفافی تشریح و تبلیغ کنند. نباید فراموش کرد که در شرایط نوین برقراری نظم سیستم  و نهادی کردن قدرت،  یکی از وظایف روتین و مهم و دولت ها  محسوب می شود. و سوم آن که برهمان اساس با خطرهمذات پنداری جنبش و تازه به قدرت نشستگان مقابله شود. به اندازه ای که این همذات پنداری نیرومندباشد، امکان حضورمستقل وامکان ازدست رفتن فرصت ها و دست آوردها بیشترخواهد شد. چهارم آن که جنش های اعتراضی با تأکید بر حفظ استقلال و پایداری بر مطالبات خود، بدون چشم دوختن به معجزه از بالا ، به تعمیق سازمان یابی خود برای تشکیل هرچه بیشترتشکل ها و مجامع خودگردان و مداخله مستقیم در کلیه امورات زندگی و کشوری درسطوح گوناگون ادامه دهند.

پنجم آن که بدیهی است بهره گیری از فرصت ها و فضائی که با تغییرو تشکیل دولت بحران بوجود می آید، دولتی که بورژوازی تمام توان خود را بکارخواهد گرفت که از آن هم چون یک دولت محلل برای عبور از گردنه بحران سودجوید، در سوی مقابل هم جنبش  کارگران و زحمتکشان می توانند  به شرط  وقوف به شرایط خطیرلحظه متقابلا از آن برای پیش بردمطالبات خود و نهایتا  فراتررفتن از نظم مستقر بهره بگیرند. بدیهی است که در این رابطه فشار از پائین و از بیرون به بالائی ها برای تحمیل برخی مطالبات و رفرم ها به سیستم و خنثی کردن فشارهای ترویکا واجداهمیت است.

ششم و بالاخره باید به اهمیت اقدامات فراکشوری وهمبستگی با زحمتکشان و کارگران و مردمان ضدسرمایه داری سایرکشورها و مشخصا اتحادیه اروپا اشاره کرد. درجهان گلوبال و در شرایطی که سرمایه داری جهانی عمل می کند بدون تقویت و پیوند چنین اقدامات و همبستگی هائی که تحولات یونان زمنیه رشد آنها را فراهم می کند، امکان به عقب راندن بورژوازی دشوارترمی شود. پیوندها و جهت گیری هائی که در راستای شکل دادن به اروپای اجتماعی و ضدسرمایه داری که پذیرش جامعه چندفرهنگی، ضدنابرابری های اجتماعی –طبقاتی و نژادی و مذهبی و خارجی ستیزی ، تعمیق دموکراسی، مقابله با تخریب محیط زیست و جنگ ازعناصرمهم آن است.

2015-01-24 

*- چه کسی در دموکراسی حکومت می کند؟

http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=64473

 

*- از مرکوزی تا مرکولاند

http://taghi-roozbeh.blogspot.de/2012/05/blog-post_24.html#more

 

انتخابات فرانسه و چپ گروگان گرفته شده

http://taghi-roozbeh.blogspot.de/2012/04/blog-post_30.html#more

 

منبع:پژواک ایران


تقی روزبه

فهرست مطالب تقی روزبه در سایت پژواک ایران 

*چرا ترامپ، اکنون، بیت المقدس را پایتخت اسرائیل اعلام کرد؟ [2017 Dec] 
*‎ پایان یک خودفریبی بزرگ‎!‎‏ لحظه مواجهه با حقیقت تلخ‎!‎ [2017 Dec] 
*به استقبال شانزده آذر-روزدانشجو- برویم! [2017 Dec] 
*رویکردهای تازه و خطرناک حکومت اسلامی!‏ ‏  [2017 Dec] 
*حق تعیین سرنوشت از منظررویکرد سوم [2017 Nov] 
* انقلاب اکتبر و ادعای کودتا! [2017 Nov] 
* آغازدوره پسابرجام؟ آرامش قبل ازطوفان؟  [2017 Oct] 
* گزارش گزارشگرویژه: یک گام مهم و به جلو در مطرح شدن جهانی کشتارتابستان ۶۷ [2017 Sep] 
*جهان به کدام سو می رود-2* [2017 Sep] 
*انقلاب اسلامی و محلل هایش! [2017 Aug] 
*جهان به کدام سومی رود؟ نگاهی به چالش ها و صورت بندی آن ها [2017 Aug] 
*وعده های انتخاباتی روحانی، تبی که خیلی زود به لرزنشست! [2017 Aug] 
*بی بی سی و آینده جناح اقتدارگرا [2017 Jul] 
*فرصتی تازه برای زنده کردن و زنده نگهداشتن حافظه تاریخی [2017 Jul] 
*اهمیت چالش در گرفته پیرامون نظریه ولایت الهی و منشأمشروعیت حاکمان [2017 Jul] 
* سعید حجاریان و تقلب در «انتخابات»، سه نکته و یک نتیجه!‏  [2017 Jun] 
*به بهانه انتشاراسنادکودتای ۲۸ مرداد و سه نکته ناقابل! [2017 Jun] 
*نگاهی به دورویکرد «دانشجوئی» و «روشنفکردینی»  [2017 Jun] 
* عملیات تروریستی داعش در تهران، نظم ترامپی و فضای تیره حاکم بر منطقه!‏  [2017 Jun] 
*انتخابات و چندنکته تلگرافی!:‏ آیا در رژیم اسلامی ما با نوعی آپارتاید انتخاباتی مواجهیم [2017 May] 
*اقتصادی سیاسی بحران و منازعات درونی و نگاهی به ‏آخرین تحولات صحنه «انتخابات» [2017 May] 
*اندرمعنای کنشی به نام رأی دادن! [2017 May] 
*جنبش کارگری وعروج پارادایم جدیدنئولیبرالیسم هارو مهاجم! [2017 May] 
*انتخابات اروپا و نیاز چپ به رویکرد و فیگوری متفاوت!‏  [2017 Apr] 
*ورود غافلگیرانه احمدی نژاد به صحنه «انتخابات» و ترک برداشتن صلابت اقتداررهبر!  [2017 Apr] 
* نقش زنان در قافله تمدن و رهائی [2017 Mar] 
*چهاردلیل برای تهدیدمداوم ایران توسط ترامپ!‏ ‏  [2017 Feb] 
* ایران، نخستین آماج تهدیدهای ترامپ!‏  [2017 Feb] 
*آمریکا و نقل مکان سیاست به خیابان!‏  [2017 Jan] 
*درنگی به چند ویژگی گزارش امسال آکسفام  [2017 Jan] 
*خدمات رفسنجانی«متأخر» به نظام! اعتراضات در مراسم تشییع، و یک جمع بندی [2017 Jan] 
* هیولای ولایت مطلقه، و نقش هاشمی رفسنجانی در برساختن آن!‏ [2017 Jan] 
*گورخوابی و پسوندمتجاهر!‏  [2017 Jan] 
*ادعای پیروزی رژیم در جنگ حلب و سیاست معطوف به باتلاق!‏  [2016 Dec] 
*نگاهی به دو رویداد:‏ روزدانشجو و چالش های جنبش دانشجوئی!‏  [2016 Dec] 
* بحران های جهانی و رویکردجدیدهاوکینگ!‏ [2016 Dec] 
*فیدل کاسترو، و تجربه قرن بیستم!‏ و نگاهی به برخوردبی بی سی با آن [2016 Nov] 
* نگاهی به بحران انتخاباتی آمریکا از منظری دیگر و سه مطالبه اصلی بدیل!‏ [2016 Nov] 
*بازتابی از انتخابات آمریکا در میان صفوف چپ  [2016 Nov] 
*نگاهی فشرده به مختصات صحنه انتخاباتی آمریکا در روزهای پایانی  [2016 Nov] 
*انتخابات آمریکا و استریپتیزسیاسی!‏ [2016 Oct] 
* آیا دولت-ملت پدیده و مفهومی است ایستا یا در حال تحول و دگردیسی؟ [2016 Oct] 
*موسیقی به دار!‏  [2016 Oct] 
*نگاهی دو انتقاد به مقاله «همکاری گسترده رژوا و دولت آمریکا، و چالشی که این جنبش را تهدید می کند» [2016 Oct] 
*ابداع واژه جدیدی بنام«ورزشکارنما»!‏  [2016 Sep] 
*پرونده جنایت کهریزک، با این نوع ترفندها پاک شدنی نیست!‏  [2016 Sep] 
*بررسی اهمیت سند شنیداری مربوط به فاجعه 67 برای جنبش دادخواهی، از ‏خلال نقد سه رویکرد به آن ‏  [2016 Aug] 
*نگاهی به ابعادبحران ترکیه و پی آمدها! [2016 Jul] 
*چه کسی می گوید مسعودرجوی زنده نیست؟! [2016 Jul] 
*آزاد شدن جعفرعظیم زاده، و درسهای یک آزمون موفق! [2016 Jul] 
* نگاهی به همه پرسی بریتانیا و چالش های مترتب برآن! [2016 Jun] 
*نگاهی به دو رویداد: گفتمان شلاق! [2016 Jun] 
*فائزه و زندانی بهايی؛ صدای شکستن یک تابو! [2016 May] 
*بحران ونزوئلا و فرجام خرده پارادایم سوسیالیسم دولتی سوار بر جنبش های اجتماعی!  [2016 May] 
*بحثی پیرامون بسط مبارزه طبقاتی به حوزه قدرت! [2016 May] 
* چهارگزاره در بسط مفهوم مبارزه طبقاتی  [2016 May] 
*حفره های بزرگ یک تحلیل از انتخابات 7 اسفند-بخش اول [2016 Apr] 
*جنبش دادخواهی و نقاط آسیب پذیر! [2016 Apr] 
*بحران سرمایه داری و ضرورت خوانش جدید از رهائی! [2016 Apr] 
* احساس خطرخامنه ای از کجا سرچشمه می گیرد؟! [2016 Mar] 
*در زیرپوست تهران چه می گذرد: 7 اسفند و آن چه که در تهران بزرگ اتفاق افتاد! بخش1 [2016 Mar] 
*اندرمعنای کنشی بنام رأی دادن!  [2016 Feb] 
*انتخابات و اسب تروائی که قراراست حماسه بیافریند! [2016 Feb] 
*ادعای انفعالی بودن تاکتیک تحریم و چندگزاره غلط! [2016 Feb] 
*تناقضی به نام رأی اعتراضی و گفتگوئی دوجانبه پیرامون آن! [2016 Feb] 
*تراب حق شناس و درس بزرگ زندگی! [2016 Jan] 
*تاکتیک تحریم، پرسش ها و انتقادها! [2016 Jan] 
* واقعا به چه کسی باید تبریک گفت؟! [2016 Jan] 
* کم لطفی به اهمیت حربه مؤثری به نام تحریم! [2016 Jan] 
*نقدانباشت قدرت و پاسخ به چندپرسش و انتقاد! [2015 Dec] 
*بازگشت به گذشته، به مارکس، به 150 سال پیش، به چه معناست؟! [2015 Dec] 
* نشست پاریس، و مانیفست «کنش برای توقف جنایات اقلیمی» [2015 Dec] 
*جهان در لبه پرتگاه بحران زیست محیطی، و نگاهی به ریشه ها! [2015 Dec] 
*گزارش آژانس، و حسرت حماسه هسته ای! [2015 Dec] 
*داعش و فریاد آی دزد آی دزد رژیم! [2015 Nov] 
*فاجعه پاریس، بحران سوریه، داعش، ریشه ها و بدیل؟ [2015 Nov] 
*اعتراف عجیب رفسنجانی، و دلایل این اعتراف؟ [2015 Oct] 
*بازهم در موردپارادوکسی بنام «دولت سوسیالیستی» و در پاسخ به یک مدافع آن! [2015 Oct] 
*رژیم فعالان کارگری و مدنی را هدف گرفته است، با پیوستن به یکدیگر صدای اعتراض خود را بلندترکنیم! [2015 Sep] 
*آیا قدرت ماهیت طبقاتی ندارد؟ [2015 Sep] 
*«دولت جهانی سوسیالیستی» یک تناقض تمام عیار!  [2015 Sep] 
*تراژدی بحران پناهندگی و ریشه ها! [2015 Aug] 
*تضادبنیادی ولایت فقیه با حکومت قانون! [2015 Aug] 
*پنج دلیل برای تبرئه رسوای سعیدمرتضوی! [2015 Aug] 
*چهارمؤلفه جنگ قدرتی که در ورای دستگیری یک آقازاده جریان دارد! [2015 Aug] 
*توده های مردم تاریخ سازند یا موجوداتی پراکنده و محکوم به لولیدن در گنداب ها؟! [2015 Aug] 
*به نام چپ و به کام راست، نمایشنامه یک عروج و سقوط! [2015 Jul] 
*آغازشمارش معکوس مذاکرات هسته ای در وقت اضافی! [2015 Jul] 
*تصویب نسخه جدیدریاضت اقتصادی و این بار با طعم خودی! [2015 Jul] 
*نه مردم یونان، جان تازه ای به رؤیای اروپای اجتماعی می دمد! [2015 Jul] 
*نگاهی به پیچ و خم های همه پرسی یونان و ماهیت خرده پارادایم دولت های متکی بر جنبش های اجتماعی [2015 Jul] 
*آیا از اتاق مذاکرات هسته ای دودسفید برخواهد خاست یا دودسیاه؟ [2015 Jun] 
*اخراج دسته جمعی خبرنگاران بخش کارگری ایلنا و نقش مافیائی "خانه کارگر"! [2015 Jun] 
*مرعوب شدگی مدافعان سرنگونی یا تلاش برای سترون سازی اپوزیسیون انقلابی، کدامیک؟! [2015 Jun] 
*آقای شهردار از «اوین جدید» چه خبر؟! [2015 May] 
*اوج گیری جنبش مطالباتی و اهمیت هم بستگی بخش های مختلف نیروی کار!- بخش دوم [2015 May] 
*درام واقعی که هرروز در برابرمان به نمایش در می آید! [2015 Apr] 
*رویدادتاریخی یا ضدتاریخی؟! [2015 Apr] 
*پیام این شعله های سرخ فام آتش؟! [2015 Mar] 
*جنبش زنان وضرورت عبور از چندین گسست مهم! [2015 Mar] 
*معضلات بزرگی که رهبرنظام اسلامی ناگزیراست در واپسین سال های عمرخود با وجودبیماری و کهولت سن با آن ها دست و پنجه نرم کند! بخش یک [2015 Mar] 
*خودکامگی در اوجی تازه! [2015 Feb] 
*جدائی دین از دولت یا دین از سیاست؟ کدامیک؟! [2015 Feb] 
*پرش حزب چپ یونان -سی ریزا- به سکوی قدرت، و دام آخر! [2015 Jan] 
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟- بخش پایانی [2015 Jan] 
*شعارمحاکمه در«دادگاه قانونی» بازی در زمین جناح حاکم است! [2015 Jan] 
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟ [2015 Jan] 
*روایت دیگری از ادعای مرگ جنبش دانشجوئی: دانشگاه مرد؛ زنده باد «دانش»گاه!  [2014 Dec] 
*جنبش دانشجوئی در ِاغماء؟! [2014 Dec] 
*نگاهی به جنبش دانشجوئی در سه پرده! [2014 Dec] 
*ما جزأ دموکراسی بی دولت را در روژاوا ایجادکرده ایم! [2014 Dec] 
*جنبش ضدنژادپرستی در آمریکا، ژرفش شکاف ها و دو پیام مهم نهفته در آن!  [2014 Nov] 
*درنگی بر معنای سوگ و تجمع های گسترده مردم به مناسبت مرگ مرتضی پاشائی! [2014 Nov] 
*انتخابات میان دوره ای آمریکا و چرخش به راست! [2014 Nov] 
*سیاست اشاعه ترس و شوک درمانی رژیم را درهم بشکنیم! [2014 Oct] 
*یک دقیقه سکوت برای سگی که آزاد زیست و آزادمرد!*  [2014 Oct] 
*احتمال وقوع فاجعه سقوط شهرکوبانی! [2014 Oct] 
*در کشاکش بین وظایف دامادی و فرمان فیلترینگ، و پرده برداری از سه خطرعمدها [2014 Oct] 
*آیا هشدار به احتمال وقوع جنگ جهانی سوم را باید جدی گرفت؟!  [2014 Sep] 
*کشف تؤطئه، و بحران جانشینی! [2014 Sep] 
*دولت اسرائیل و «قدرت مشرف بر زندگی» [2014 Sep] 
*برشی از شورش سیاهان آمریکا با شعار «دست ها بالا، شلیک نکن»!  [2014 Aug] 
*استیضاح وزیرعلوم: زورآزمائی دوجناح برای کنترل دانشگاه ها! [2014 Aug] 
*رابطه سازمان یابی افقی ودموکراسی مستقیم ومشارکتی [2014 Aug] 
*خاورمیانه و بحران زایمان! [2014 Jul] 
*انتخابات پارلمان اروپا، زمین لرزه و پی آمدها! [2014 Jun] 
*سخنان دور از انتظار فیروزآبادی و چالش های جدید! [2014 May] 
*سخنان دور از انتظارفیروزآبادی و چالش های جدید!  [2014 May] 
*جنبش لغواعدام و گام های تازه! [2014 May] 
*از تحرک «دلواپسان» تا فعال شدن دولت پنهان! [2014 May] 
*آیا بسوی شکل گیری یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟!* [2014 Apr] 
*تعرض ارتجاع حاکم به حقوق شهروندان را درهم بشکنیم! [2014 Apr] 
*شکست حزب سوسیالیست فرانسه شوکی تازه به یک رویکرد کهنه! [2014 Apr] 
*سال نو، پیام و ضدپیام ومحورهای پیشروی [2014 Mar] 
*وجه بین المللی بحران اوکراین و پی آمدها [2014 Mar] 
*تبعیض بر زنان و رابطه آن با سایرتبعیض های اجتماعی [2014 Mar] 
*آیا دلایل ارائه شده برای تغییرنام سازمان کارگران انقلابی به سازمان راه کارگر پذیرفتنی هستند؟! [2014 Feb] 
*انقلاب بهمن و سه سؤال کلیدی (بخش اول) [2014 Feb] 
*رژیم ایران نگران شکسته شدن فضای امنیتی حاکم برجامعه! [2014 Feb] 
*پرده برداری از یک هیولای واقعی! [2014 Feb] 
*حضورچالش برانگیز هنرمندان در سخنرانی روحانی! [2014 Jan] 
* آش چنان شورشد که فریادروحانی هم درآمد!  [2014 Jan] 
*قطعه ای از شیدائی و جنون جمعی برآمده از دخمه تاریخ! [2014 Jan] 
*ایران در آئینه سال جدیدمیلادی! [2014 Jan] 
*دعوای سرمایه داران آمریکا و «پاپ مارکسیست»! [2013 Dec] 
*نگاهی به شرایط حاکم برجنبش کارگری  [2013 Dec] 
* 16 آذر و رویش جوانه های جنبش دانشجوئی! [2013 Dec] 
*آن چه که در صد روزاول روشن شد! [2013 Nov] 
*چالش های نفس گیرمذاکرات هسته ای و چشم اندازآن! [2013 Nov] 
*کردستان را اعدام نکنید! بلوچستان را اعدام نکنید! ایران را اعدام نکنید! [2013 Nov] 
*مکثی پیرامون دوموضوع: جعلیات سیزده آبان، و مدیریت لبخند دیپلماتیک برای خارج و خشونت در داخل! [2013 Nov] 
*دامنه رسوائی و خشم ناشی از شنود فراگیرجهانیان هم چنان بالامی گیرد! [2013 Oct] 
*نگاهی فشرده به دومسأله: بحران مهاجرت و یک شبه فتوای فاشیستی  [2013 Oct] 
*دور دوم مذاکرات هسته ای و چالش ها! [2013 Oct] 
*جنگ قدرت، وزیرامورخارجه را روانه بیمارستان کرد! [2013 Oct] 
*پس لرزه های تماس تلفنی اوباما و روحانی! [2013 Sep] 
*تحولات اخیر و تأثیر«نرمش قهرمانه» برچالش هسته ای! [2013 Sep] 
*دردفاع از فراخوان به کارگران برای چاره یابی و اهمیت این نوع فراخوان ها! [2013 Sep] 
*از «جیمی کراسی» تا «روحانی کراسی»! [2013 Sep] 
*یک پیروزی دیگر! [2013 Sep] 
*به صدا درآمدن طبل جنگ و ضرورت فعال شدن جنبش ضد جنگ و ابرقدرت افکارعمومی! [2013 Sep] 
*پایدار باد خاطره جان باختگان تابستان سیاه 67! [2013 Sep] 
*شمارش معکوس برای حمله به سوریه؟ [2013 Aug] 
*از گفتمان«اصلاح طلبی» تا گفتمان«اعتدال» فاصله زیادی نیست!  [2013 Aug] 
*وضعیت مصر در حالت دراماتیک! [2013 Aug] 
*سعیدحجاریان کاتولیک تر از پاپ و در نقش یک پنبه زن! [2013 Aug] 
*بحران بازتولید و کابینه نجات! [2013 Aug] 
*از مهندسی انتخابات تا مهندسی کابینه [2013 Aug] 
*هنرِبرقدرت یا هم آغوش ِبا قدرت؟! [2013 Jul] 
*«شگون» پیوند گفتمان اعتدال با روحانیت  [2013 Jul] 
*توپ در زمین کیست؟ رفسنجانی و اصلاح طلبان یا خامنه ای؟ [2013 Jul] 
*انقلاب مصردر فازجدید و سه ویژگی آن! [2013 Jul] 
*نقش شبح تحریم در"انتخابات" [2013 Jun] 
* نگاهی به صف آرائی ها و چالش های صحنه "انتخابات" در آستانه دقیقه 90 [2013 Jun] 
*پروازشبحی برفراز "انتخابات"! [2013 Jun] 
*گفتگو با نشریه نگاه بخش نخست [2013 Jun] 
*نقدی به یک گفتار تلویزیونی(2) [2013 May] 
*پیرامون نظرخواهی بی بی سی درباره"مسأله اصلی انتخابات چیست"؟ [2013 May] 
*"انتخابات" و سه حلقه تاکتیکی مرتبط با آن [2013 May] 
*"انتخابات" و به صحنه آمدن محتوای گندیده نظام! [2013 May] 
*اتحاد جمهوری خواهان پس از ده سال [2013 May] 
*نام نویسی رفسنجانی و شوک حاصل از آن درمیان صفوف حاکمیت! [2013 May] 
*تحریم گسترده انتخابات یک گزینه واقعی و مؤثر! [2013 May] 
*آیا بسوی تعین یافتن یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟! [2013 May] 
*نگاهی به یک حرکت و تاکتیک موفق و الهام بخش! [2013 Apr] 
*مرگ تاچر یا تاچریسم؟  [2013 Apr] 
*در پاسخ به دو انتقاد  [2013 Apr] 
* سازها راباید دوباره کوک کرد! [2013 Apr] 
*پیام نوروزی خامنه ای، و«ضد پیام»! [2013 Mar] 
*چه کسی مشغول تدارک «فتنه» ۹۲ است؟! [2013 Mar] 
*درددل حضرت آقا! [2013 Mar] 
*بازهم در اهمیت مطالبات معیشتی و جنبش مطالباتی [2013 Mar] 
*انتخابات نمایشی و برچسب نافرمانی مدنی! [2013 Mar] 
*بادبان ها را باید در کدام جهت برافراشت؟ [2013 Feb] 
*نگاهی به یگ گفتگو و دو رویکرد متضاد در برابر اتحادیه ها! [2013 Feb] 
*در جمهوری اسلامی هتل ها به زندان ها رشک می برند! [2013 Feb] 
*انتخابات ریاست جمهوری و نعل وارونه رژیم (بخش اول) [2013 Jan] 
*پرتگاهی به نام شکاف بین حداقل دستمزد و خط فقر‎ [2013 Jan] 
*نقش روبه گسترش کارگران در جنبش مطالباتی- ضداستبدادی  [2012 Dec] 
*پاسخی کهنه به یک سؤال قدیمی :"آیا دوران سرمایه داری به پایان رسیده است"؟* [2012 Dec] 
*انقلاب مصر، آموزه ها و مهم ترین ویژ گی ها [2012 Dec] 
*تظاهرات کارگری هم زمان در 23 کشور اروپائی، و نقاط قوت و ضعف آن [2012 Nov] 
* جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد: [2012 Nov] 
*تصویب برنامه بسته ریاضتی با وجود اعتصاب سراسری و محاصره پارلمان، و یک پرسش چالش برانگیز [2012 Nov] 
*انتخابات آمریکا و کانونی شدن جدال ها حول طبقه متوسط! [2012 Nov] 
*بحرانی که از کنترل سران حکومت خارج می شود! [2012 Oct] 
*خود خوارگی، مهم ترین دشمن حکومت اسلامی! [2012 Oct] 
*موج بلند بحران، ویژگی ها و پی آمدهای آن(1) [2012 Oct] 
*حذف نام مجاهدین از لیست سازمان های تروریستی و ادعای بهم خوردن توازن قوا! [2012 Oct] 
*اوج گیری جنگ قدرت و دستگیری فرزندان رفسنجانی! [2012 Sep] 
*منشورها و بازارمکاره سیاست! [2012 Sep] 
*چپ و چرخه بازتولید موقعیت بورژوازی! [2012 Sep] 
*برای مقابله با بحران پراکندگی از کجا باید شروع کرد؟ [2012 Sep] 
*طناب دار بر گلوی دموکراسی! [2012 Aug] 
*موقعیت چپ در ایران؟ بحران تئوریک؟ بحران هویت؟ پایگاه اجتماعی؟ گسست­ها و اتحادها؟ * [2012 Jul] 
*یک استدلال و هزار اما و اگر [2012 Jul] 
*نشست کلن: آزمون جدید؟ امیدها و چالش ها؟ [2012 Jul] 
*شکست طرح آتش بس کوفی عنان(نماینده سازمان ملل) وخطرگسترش جنگ داخلی در سوریه  [2012 Jun] 
*از"مرکوزی" تا "مرکولاند" وتوهماتی که به نام چپ رادیکال پراکنده می شود! [2012 May] 
*جنبش های جدید حامل چه پارادایمی هستند؟  [2012 May] 
*چاووش خوان، و آوای مرگ جمهوری اسلامی!  [2012 May] 
*انتخابات فرانسه وچپ گروگان گرفته شده! [2012 May] 
*تراژدی خودکشی داروسازبازنشسته یونانی،ادعانامه ای علیه نظام سرمایه داری! [2012 Apr] 
*دخیل بستن رفسنجانی به خمینی درآستانه برگزاری مذاکرات هسته ای [2012 Apr] 
*جدی میگم! سلاح هسته ای وحرمت فتوا! [2012 Apr] 
*مارش جهانی روزکارگر با شعاراعتصاب عمومی و یک روزبدون نودونه درصدی ها! [2012 Mar] 
*چگونه سالی ؟! [2012 Mar] 
*نگاهی به چندچالش پیشاروی جنبش زنان [2012 Mar] 
*بروزلحظه تاریخی درهمکاری اصلاح طلبان وسازمان اکثریت! [2012 Mar] 
*پی آمدهای نمایش انتخاباتی رژیم! [2012 Mar] 
*سخنی پیرامون اعتراضات 25 بهمن [2012 Feb] 
*جنگ و تحریم گسترده به مثابه دواستراتژی متفاوت یا دووجه یک استراتژی؟ [2012 Feb] 
*اعتصاب یکپارچه ومیلیونی کارگران نیجریه دولت را واداربه عقب نشینی کرد! [2012 Jan] 
*رابطه سازمان یابی افقی ودموموکراسی مستقیم ومشارکتی [2012 Jan] 
*تقابل دواستراتژی: « تحریم گسترده نفتی وبانکی وتهدیدات نظامی» و «تهدید در برابر تهدید» [2011 Dec] 
*پس از9 سال جنگ معلوم شد که طالبان دشمن آمریکا نبوده است! [2011 Dec] 
*معترضان جهان؛ چهره سال مجله تایم؛ مردم سوژه گی! [2011 Dec] 
*جنبش وال استریت وشعاراشغال کنگره! [2011 Dec] 
* "انتخابات" مجلس شورای اسلامی واهمیت یک جنبش تحریم گسترده [2011 Dec] 
*اقدام درخشان والهام بخش کارگران ایران خود رو دراعتراض به تغییرارتجاعی قانون کار  [2011 Nov] 
*به مناسبت يک ماهگی جنبش: جنبش وال استريت،ازتصرف فضا-مکان ها تا فلج سازی سازوکارهای سيستم!  [2011 Nov] 
*بار دیگر آوای شوم جنگ طلبی! [2011 Nov] 
*سکولاریسم و"اسلام اخلاقی" آقای سروش! [2011 Nov] 
*اهمیت کنشگری مادران پارک لاله [2011 Nov] 
*آیا لیبی واقعا "آزاد"شد؟  [2011 Oct] 
*جنبش اشغال وال استریت، و برخی ویژگی های جنبش های جدید [2011 Oct] 
*یک ارزیابی ازاعتصاب کارگران پتروشیمی ماهشهر واهمیت آن [2011 Oct] 
*معلمان و شعاربرابری جنسیتی به عنوان شعارسال تحصیلی جدید  [2011 Oct] 
*جنبش دانشجوئی وضرورت درهم شکستن تهاجم رژیم به محیط های آموزشی! [2011 Sep] 
*گفتمان «دموکراتیک» یا سوسیالیستی، کدامیک؟! [2011 Sep] 
*اسپانیا، دموکراسی وتصویب برنامه ریاضت اقتصادی [2011 Sep] 
*میراث خمینی برای جانشینان خود [2011 Sep] 
*لیبی: باچشمی گریان وبا چشمی خندان! [2011 Aug] 
*انگلیس: شورش طردشدگان وبه حاشیه رانده شدگان! [2011 Aug] 
*دراهميت جنبش حق انتخاب سبک زندگی(1)  [2011 Aug] 
*گذشت آمنه وخشونت نهادی شده درقانون قصاص [2011 Aug] 
*رابطه جنبش و "چه بایدکرد"! [2011 Jul] 
*دیواربرلین ونعل وارونه سران گروه8 پیرامون تحولات منطقه [2011 Jun] 
*زایش وزوال اسطوره ها درعصرنوین  [2011 Jun] 
*تاکتیک، وحکمت های نهفته در یک نظرسنجی! [2011 Jun] 
*تاکتیک های گشاینده وتاکتیک های بازدارنده [2011 Jun] 
*انقلاب پاسخ است یا سؤال؟ [2011 Jun] 
*جنبش با کدام گفتمان ؟ [2009 Aug] 
*"اوبامای" وال استریت و "اوبامای" مردم کوچه وخیابان [2008 Nov] 
*یک نافرمانی باشکوه! [2008 Oct] 
* آزمون جنبش زنان درمقابله با [2008 Sep] 
*یک جمع بندی فشرده ازچالش های کارگری وراه های برون رفت ازآن [2008 May] 
*"انتخابات"رسوا وپرازتقلب! [2008 Mar] 
*مارش عظیم تحریم کنندگان ومعضل صندوق های خالی! [2008 Mar]