پرش حزب چپ یونان -سی ریزا- به سکوی قدرت، و دام آخر!
تقی روزبه

 

آیا انتخابات 25 ژانویه یونان و نتایج پیش بینی شده آن، یعنی پیروزی یک حزب چپ رادیکال تر از حزب های سنتی سوسیال دموکرات، حزبی که در رسانه ها به آن حزب  چپ افراطی و تندرو و نظایرآن اتلاق می شود، موجب آشوب و زمین لرزه ای بزرگ در اروپای بحران زده خواهد شد؟. شاید برای چند روزی بازاربورس دچارنوسان و افت تازه ای بشود، چنان که در پیروزی قبلی این حزب بازاربورس افت 10 درصدی را تجربه کرد. گو این که سران اتحادیه پیشاپیش تدابیرلازم را برای کنترل بازاربورس و ایجاد اعتماد در آن تدارک دیده اند. در واقع فرارسرمایه ها از یونان بحران زده حتی منتظراین پیروزی نمانده و ازهم اکنون هم شروع شده است و این حزب هم برای مقابله با آن با صدوراطلاعیه ای سپرده ها و اموال شهروندان را تضمین کرده است. با این همه در یک هفته گذشته بیش از 700 میلیون یورو از یونان به خارج گریخته است. در اصل حزب حاکم و راست دموکراسی نوین تمرکزحمله خود علیه حزب رقیب و تازه نفس را حول ایجاد ترس و القاء خطرفروپاشی سیستم بانکی در صورت روی کارآمدن آن، قرارداده است. خطرفرارسرمایه ها و خروج یونان از حوزه یورو که به ادعای حزب حاکم، حزب سی ریزا آن را پنهانی اتخاذ کرده است، از حربه های تبلیعاتی حزب حاکم است. آخرین نظرسنجی ها از پیشی گرفتن هفت درصدی این حزب برحزب حاکم و رقیب حکایت دارد. بازتاب این پیروزی محتمل در سطح اتحادیه اروپا و به خصوص بر کشورهای بحران زده ای چون پرتغال و اسپانیا و ایرلند و ایتالیا وحتی فرانسه... می تواند در تقویت و تشویق جریان های دارای سیاست مشابه این حزب مؤثرباشد. با این همه نباید در ابعاداین زمین لرزه و اثرات آن مبالغه کرد، چرا که نه این حزب قصدخروج از حوزه یورو را دارد و نه راه پیشروی پس از کسب قدرت چندان آسان است، گرچه اگر تشدیدبحران منجر به شق خروج یونان از اتحادیه بشود، بردامنه و پی آمدهای آن افزوده خواهدشد. اما این شق لااقل در افق کنونی ضعیف بنظرمی رسد.

برعکس می توان گفت که با درآغوش گرفتن قدرت، دشواری ها و باصطلاح راندن درمسیرسنگلاخی، سربالا و نفس گیر، خود می تواند به نقطه فرود از اوج تبدیل شود. با چنین چشم انداری است که به موازات جدی ترشدن پیروزی این حزب در پارلمان و جایگاه آن در جامعه یونان، به تدریج سیاست هشدار و هراس افکنی سران اتحادیه اروپا و تبلیغات رسانه ای آن نسبت به یونانی ها در باره  پی آمدهای وخیم پیروزی یک حزب چپ که بیش از همه توسط دولت آلمان ابراز می شد، با نزدیک شدن به زمان انتخابات پارلمانی و افزایش احتمال پیروزی سی ریزا، جای خود را به آمادگی برای سیاست همکاری و گفتگوی دو و چندجانبه برای یافتن راه های خروج از بحران، به گفته آن ها با هرحزبی که از دل انتخابات بیرون بیاید داده است. لحن ها در حال تغییر است و گوئی دارند، ولوبه شکل محتاطانه، سیاست درآغوش گرفتن را  پیشه می کنند. حالا از امکان تعویق بازپرداختی ها و انعطاف های نظیرآن سخن به میان می آید. حتی طبق برخی گزارش ها از هم اکنون و قبل از پیروزی، مذاکرات پشت پرده و غیررسمی بین نمایندگان حزب سی ریزا  با مقامات کشورهای آلمان و فرانسه و بروکسل- مقراتحادیه اروپا- شروع شده است. آلمانی ها که تامدتی قبل بطورضمنی از اخراج یونان و اتحادیه بدون یونان، در صورت پیروزی چپ ها، سخن می گفتند اکنون می گویند  دیگر از پیروزی حزب چپ یونان نمی هراسند. متقابلا حزب چپ ائتلافی  نیز اعلام کرده است که با رسیدن حزب به قدرت به منافع آلمان لطمه ای وارد نخواهدشد و مهم تر از آن مکررا از طریق بیانیه ها و اعلام موضع خویش و یا از خلال گفتگوها اطمینان می دهند که سیاست این حزب حل بحران در چهارچوب اتحادیه اروپا و حوزه یورو خواهد بود. ظاهرا به گمان سران کشورهای مهم اتحادیه در شرایط جدید و در اروپای بحران زده، وجودقطب های افراطی راست و چپ اجتناب ناپذیراست و بخشی ازواقعیت وجودی اتحادیه را تشکیل می دهد.

 

سی ریزا بدنبال چیست؟

  آیا واقعا سی ریزا آن گونه که بعضا چپ رادیکال و افراطی خوانده می شود بدنبال بدیلی ضدسرمایه داری و سوسیالیستی است یا بدنبال اصلاحاتی در نظام سرمایه داری ؟. آیا همان پارادوکس قدیمی  احزاب اپوزیسیونی سوسیال دموکراسی چپ اروپا با ادعای ظاهری چپ اما با محتوای راستِ رفرم از بالا در نظام سرمایه داری، در این جاهم صادق است؟: برنامه اصلی و اعلام شده سی ریزا صراحتا ناظر بر تبدیل ریاضت اقتصادی به سیاست رشداقتصادی یعنی تشویق سرمایه گذاری های داخلی و خارجی برای ایجاداشتغال در چهارچوب اتحادیه اروپا و حوزه یورو از طریق مذاکره با ترویکا (کمیسیون اتحادیه و بانک مرکزی اروپا و صندوق بین المللی پول)، یعنی کشاکشی که بین دو بلوک و فراکسیون اصلی بورژوازی در جریان است می باشد. در کنارآن خواست معلق کردن بدهکاری ها (بخشش بخشی از وام ها ) و تمدیدزمان بازپرداخت ها، مبارزه علیه فساداولیگارشی حاکم و اصلاحاتی درسیستم مالیات و بوروکراسی، افزایش دستمزد و کمک به تغذیه قشرتهی دست نیز مطرح هستند. ناگفته نماند که سرمایه داری و مشخصا نئولیبرالیسم معادل سیاست ریاضت اقتصادی نبوده و صرفا با آن تعریف نمی شود. کما این که در آمریکا و برخی دیگر از قدرت های سرمایه داری، سیاست دیگری در جریان است. در اروپا هم، اکنون این سیاست که بیش از همه توسط آلمان و منافع این کشور و البته نه فقط آلمان دیکته شده است، پس از گذشت شش شال از بروز بحران بزرگ سال 88، بدلیل ناکامی اش در غلبه بر بحران و عبوراروپا از آن موردتردیدها و انتقادهای زیادی قرارگرفته است. بیاد داریم که  حتی اوباما هم زمانی به این سیاست خرده گرفت و پیش گرفتن سیاست رشداقتصادی را به اروپائی ها توصیه کرد. هم اکنون نیز درخوداتحادیه اروپا بحث های مربوط به تغییراین سیاست داغ است و در آخرین اقدام بانک مرکزی اروپا علیرغم تمایل دولت آلمان تصمیم به تزریق تدریجی بیش از یک تریلیون یورو در سطح اتحادیه و از جمله کمک به دولت ها برای پیش برد سیاست رشد و اشتغال کرده است. دراصل تلفیقی ازسیاست رشد و اصلاحات اقتصادی نئولیبرالیستی توجه نهادهای مالی و سیاسی اتحادیه را بخودجلب کرده است. هم چنین نباید فراموش کنیم که فرانسوااولاند نیز در فرانسه سواربرموجی از نارضایتی و برانگیختگی عمومی نسبت به سیاست ریاضت اقتصادی که توسط سرکوزی و حزب دست راستی حاکم دنبال می شد، با شعارانتخاباتی رشداقتصادی به میدان آمد. اما به همان سرعت با قرارگرفتن در پشت فرمان ماشین قدرت به ِگل نشست و به فراموشی سپرده شد. بطوری که او اکنون به منفورترین رئیس جمهورتاریخ چنددهه اخیرفرانسه تبدیل شده و بیلان دست آوردهایش نه فقط موجب ورودمجدد سازکوزی و حزب راست میانه به عرصه سیاسی فرانسه شده است، بلکه بدتر از آن سبب عروج بی سابقه و بهت انگیزشبه فاشیست های  جبهه ملی فرانسه در ترازاحزاب دسته اول فرانسه شده است به طوری که هم اکنون خانم ماری- لوپن یکی از کاندیداهای مطرح ریاست جمهوری آینده فرانسه به شمارمی رود. به هنگام عروج فرانسوااولاند در مقاله ای تحت عنوان از مرکوزی تا مرکولاند و چپ گروگان گرفته شده*، از امیدبستن بخشی از چپ ها به این امامزاده انتقادشده و آن را بخشی از گردش قدرت و چرخه ای باطل، درخدمت بازسازی نظام سرمایه داری در شرایط بحرانی که در آن کارگزاران راست، دچاربی اعتمادی وسیع در میان اکثریت مردم شده اند دانستم.

این تصوردیرپا و جان سختی که می توان با تصاحب اهرم ماشین دولتی و رفرم از بالا تغییرات اساسی در سیستم سرمایه داری به وجودآورد، یک توهم  خطرناک با  پی آمدهای وخیم برای جنبش های مردمی و ضدسیستمی است که نه یک بار بلکه صدها بار و در اشکال گوناگون ازموده شده است و یکی از دلایل عمده تداوم سرکردگی سرمایه داری را علیرغم مواجه با بحران های حادی که خود برانگیخته است تشکیل می دهد.سوی دیگر این سکه سترون سازی و پراکنده کردن و بیراهه بردن صفوف جنبش ها آن هم در شرایطی است که  نظم حاکم  شکننده شده و زمان پیشروی آن است. طلسم چنین وضعیتی اساسا در همین سیاست نگاه به بالا و دخیل بستن به ساختارهای قدرت تا مغزاستخوان متعلق به نظم حاکم است. آیا همان دام وسوسه انگیز در موردیونان بحران زده هم  توسط سرمایه و کارگزاران سنتی و بی اعتبارشده آن  پهن شده است؟! البته برحسب تعاریف موجود حزب سی ریزا همان حزب سوسیالیست با آن  پییشینه راست و شناخته شده فرانسه و امثال آن ها نیست، بلکه حزبی است تازه و بدون پیشینه منفی و ایستاده در سمت چپ آن. از قضا عمق فاجعه می در خودهمین واقعیت یعنی داشتن سیمای چپ، جلب اعتمادگسترده کارگران و زحمتکشان وجوانان از یکسو و خیزآن برای تصرف قدرت از سوی دیگراست. چرا که اتیکت احزاب سنتی و شناخته شده چپ سنتی، به همراه احزاب سنتی بورژوازی بی اعتبارشده اند و بدون اتیکت تازه و شعارهای تازه جلب اعتمادعمومی ممکن نیست. اما اگر برنامه چنین حزب مدعی چپ نه برنامه واقعا ضدسرمایه داری بلکه مرمت بحران نظام سرمایه داری باشد، آن گاه می تواند بانشاندن زایش نوین چپ در خاکی شوره زار آن دست آوردها را بباد دهد.

گوئی همه راه ها هم چنان به رم ختم می شوند و گوی ها  به سمت و سوی همان گودالی روانه اند که برایش کنده شده اند. سیستم حاکم نیز دیرزمانی است که برای بیراهه بردن جنبش با جمع آوری جویبارهای اعتراضی و کانالیزه کردن آن به درون سیستم چنین عمل می کند. امید به  ایجادتغییر در سیستم، آن هم  از درون و از طریق بدست گرفتن سکان دولتی در بهترین حالت خود، حتی اگر قصدش تبدیل یاضت اقتصادی به سیاست رشداقتصادی است خود مستلزم جلب همراهی اکثرکشورهای اتحادیه است، چرا که تحقق آن در یک کشورمنفرد به عنوان بخشی از یک سیستم بزرگترممکن نیست. بدیهی است که حتی با فرض تحقق  این سیاست چیزی جز رفرم در سیستم نخواهد بود  که هیچ ربطی به برنامه ای واقعا  چپ و ضدسرمایه داری ندارد.  بنابراین حاملین این برنامه در بهترین حالت خود مأموریت خروج از بحران نظام سرمایه داری را که  توسط احزاب سنتی و رسمی موجود ناکام مانده است و کشور را ورشکستگی کشانده اند انجام می دهند. ویکی از دلایل مهم ناکامی آنها بی اعتبارشدنشان در میان مردم است. وعده و عیده های دروغین آنها دیگرخریدارندارد.

 بدون نگاهی اجمالی به برخی از مختصات بحرانی که اروپا درگیرآن است نمی توان  نقدبسنده ای به سی ریزا و عروج آن در این مرحله داشت:

 

بحران چندوجهی اروپا:

 بحران کنونی اروپا  فقط بحران اقتصادی نیست بلکه بحران  بی اعتمادی عمومی و بحران دموکراسی هم هست. بحران اقتصادی و بحران دموکراسی دارای پی آمدهائی است که بحران دولت ملت ها و ملی گرائی افراطی  در بسترفرایندادغام اقتصادی و سیاسی که از بالا و به سودسرمایه داران صورت می گیرد سربلندکرده است. بدون توجه به چنین مؤلفه ها و بحران ها علت ورشکستی احزاب سنتی و حاکم براین کشورها و عروج احزاب غیرسنتی اعم از راست افراطی و چپ در برخی نقاط  قابل درک نیست. یکی دیگراز مؤلفه های مهم بحران دموکراسی  بی رغبتی و بی اعتبارشدن رأی صندوق ها و سیاستمدارانی است که از دل آن بیرون می آیند. آن ها علیرعم رأی و میل رأی دهندگان مجری بی چون و جرای سیاست های دیکته شده توسط بازار و نهادهای قدرت وابسته به آن هستند. مردم اکثرکشورهای اروپائی احساس می کنند که همان دموکراسی تاکنونی اشان هم به موازات روندادغام اقتصاد و تحمیل سیاست ها توسط نهادهای فراملی و از فرازسرآن ها تضعیف و بی رمق ترمی شود. حالا دیگر ابعادبحران دموکراسی چنان بارزشده است که حتی  سرو  صدای بخش هائی از بورژوازی هم در آمده است. مقاله ای که اشپیگل پیرامون این مسأله و تحت عنوان چه کسی در دموکراسی حکومت می کند نگاشته است نمونه روشنی از همین معضل است. این روزنامه ضمن نام بردن  از دیکتاتوری ریاضت اقتصادی می نویسد: "در جریان بحران یورو، دموکراسی در اروپا خصلت خودکامگی به خودگرفته است و به قول رئیس پیشین کمیسیون مرکزی اتحادیه بازارها  کم طاقت شده اند. آن دموکراسی که زمانی  ابراهام لینکن حکومت مردم از طریق مردم و برای مردم می خواند اکنون به حکومت کارشناسان توسط کارشناسان  برای کارشناسان تبدیل شده است".

 

بورژوازی برای عبور از بحران، و تأمین فرایندانباشت سرمایه وادغام کم دردسرترسرمایه ها و کشورها و سرزمین ها در آن ، قبل از همه باید مقاومت مردم را در سراسرجهان درهم بشکند و برای این کارلازم است که به اشکال گوناگون آن ها را فریب بدهد، تا اعتمادمجددشان را نسبت به خود و سیستم به دست آورد. بدون اعاده اعتماد، پیش بردسیاست های ادغام که همواره با ناموزونی  و تبعیض ها و از بالا همراه است و در آن ماهی های درشت ماهی های کوچک را می بلعند، و شرایطی که نمایندگان رسمی آن رسواشده اند، ناگزیراست که گاهی تن به تغییرآرایش صحنه سیاسی بدهد. در چنین شرایطی ممکن است  فرصت هائی  برای ظهور و عروج فاشیسم از یکسو و در مقیاسی کمتر، چپ از سوی دیگر فراهم شود. در یونان خوشبختانه تاکنون  برخلاف فرانسه  این فرصت نصیب فاشیست ها نشده است، اما این به معنای تن دادن به روانه شدن این پتانسیل در کانال های حفرشده درون سیستمی  و از نفس افتادن آن نیست. اساسا مردمی که به دولتی رأی بدهند (ولو در نظامی چون جمهوری اسلامی  مثلا به روحانی) تا اطلاع ثانوی و ایجاددوره تازه ای، کنش و انتظارات  خود را بر پایه انتظارات خود از دولت تنظیم می کنند. جامعه ای که پس از تحمیل مدت طولانی ریاضت اقتصادی و شوک تراپی حاصل از آن، تحویل سی ریزا می شود کشوری است ورشکسته که در آن میزان بدهی کشور بسیار بیشتر از تولیدناخالص آن است(170%). نرخ  بیکاری به مرز 25% و درمیان جوانان  60% رسیده است. 36% زیرخط فقرقرارگرفته اند. فرارسرمایه ها و مهاجرت های گسترده از دیگرمشخصات آن است. در آن سوی سکه بیکاری و بحران، کشور در طی سال های اخیر با برآمداعتراضات  و جنبش های گسترده ای اعم از جوانان، دانشجویان، کارگران و معلمان و پرستاران در اشکال تجمعات میدانی، تظاهرات خیابانی، اعتصاب های سراسری و تشکیل انواع مجامع، تعاونی ها وانجمن ها و تشکل های خودگردان محلی و منطقه ای و برخی مؤسسات برای همیاری و اداره زندگی و تأمین معیشت هستیم . سکوی پرش حزب چپ یونان نیز  با تکیه برهمراهی با این جنبش ها  و اعتراضات صورت گرفته است. وجود چنین پتانسیل گسترده و همراهی با آن است که  سبب شده تا حزبی که 5 سال قبل تنها چهارو اندی درصد رأی داشت، حهش وار به حزبی که اکنون حزب اول یونان شمرده می شود تبدیل شود. چنین جهشی بیش از همه مدیون مخالفت قاطع این حزب  با سیاست های دولت و ریاضت اقتصادی و همراهی اش با مطالبات مردم است.  با این همه برنامه  این حزب در وجه ایجابی اش نه فقط مرمت سیستم و ایجادرفرم در آن  و در چهارچوب موازین حاکم برسیستم است بلکه حتی اگرچنین هم نبود و بفرض ضدسرمایه داری و فراتررفتن از آن بود، بازهم آن سیاست با ورودبه صحنه بازی درون سیستمی یعنی با سودای سکانداری و بدست گرفتن فرمان ماشین آن، حتی با با حفظ وفاداری به اهداف خود قادر به گشودن هیچ گره واقعی دراوضاع نبود. چرا که  درمقام اجرا باانواع الزام ها و خط فرمزها و محدوده های  سیستم و کارشکنی ها و فشارهای صاحبان اصلی قدرت  و سرمایه و سهام مواجه شده و به شیربی یال و دم و اشکمی تبدیل می شد که حتی پایگاه اجتماعی خود را نیز در گیرو داراین داو به بادمی داد.  البته این واقعیت از چشم کاربدستان حزب سی ریزا   پنهان نیست. چنان که یکی از آن ها در برنامه گفتگوی موسوم به 25 ثانیه یورونیوز، در پاسخ  به سؤال گرداننده جلسه پیرامون بن بست ناشی از جدال کنونی بین خواست های متضاد دوطرف و حذف کدام یک از این سیاست ها، می گوید هیچ کدام. باید راه سازش بین آنها را یافت* دیگرپرسش شوندگان نیز به راه های میانه برای گشودن گره بن بست تأکید دارند. سخن گوی مدافع سی ریزا در همین گفت و گو از اولویت رشداقتصادی و حرکت درچهارچوب حوزه یورو تأکید می کند.  

 

 سرمایه داری وقتی به نقطه جوش بحران می رسد و نزدکارگران و زحمتکشان بی اعتبار می شود ، دیگر قادرنیست با تکیه بر کارگزاران با اتیکت و رسمی خود بحران را کنترل و حل نماید، همانطور که  طبقه حاکمه یونان و احزاب سنتی آنان به این نقطه رسیده اند؛ از طرثق گردش گردونه قدرت و آمدن جریانی با سیمای جدید و دارای اعتبارتوده ای و آوارکردن مشکلات تلبنارشده بردوش آنان، ضمن حفظ اهرم های اصلی و واقعی قدرت، خود نفس  تازه کنند و خود را برای ُروندبعدی آماده کنند (همانطورکه سازکوزی و امثال او نفس تازه می کنند). باین ترتیب سیستم چرخ های زنگ زده قدرت را که در حال از حرکت افتادن است روغن کاری می کند. و بهمین دلیل " بازی پارلمانی" که البته سی رزا در دورانتخابات قبلی مزه آن را چشید، در ذات خود و صرفنظر از نیات افراد واحزاب، جز روغن کاری این ماشین نیست. قدرت برکشیده شده از مردم و جنبش های آنان، تفویض آن به دیگران و تبدیل شدنشان به قدرتی برفراز سرمردم و بیگانه با آن ها، وقتی راه خود را به درون سیستم و  توسل به سازوکارهای آن کج می کند، راهی جز تن دادن به الزمات آن، اجرای منویات و دستورالعمل های سیستم،  یعنی همان دیکتاتوری سرمایه و بازارآزاد نیست و لاجرم ناگزیراست که در برابرمردمی که آن ها را برکشیده اند بایستد. و متأسفانه  آن چه که در این میان به باد می رود پتانسیل اعتراضی  انباشته شده علیه سیستم محصول یک دوره نبردهای اجتماعی و پنبه شدن امیدها و آرزوهائی است که بنام رهائی، با تفویض قدرت اجتماعی خود به نمایندگانی که گرفتارچرخ دنده های قدرت می شوند، به باد می رود. خطرعمده در اینجا توهم همذات پنداری بین مردم و حاملین قدرت تفویض شده است. هم چنین باید اضافه کرد چنین برآمدهائی نشان می دهند که در اصل سرمایه داری صخره ای ترک ناپذیرنیست و در مقاطع گوناگون و بحرانی سخت دچارترک ها و عدم تعادل ها می شود و باصطلاح در موقعیت کیش مات قرارمی گیرند، اما با کشاندن بازیگران جبهه مخالف  به صحنه بازی خود، از مات شدن گریخته و نهایتا پیروز میدان می شوند. با چنین نگاهی است که سیرزا و برنامه اش در بهترین حالت نقشی بهتر از سرنوشت دولت های رفاه که البته آن هم دیگر در فازجهانی شدن سرمایه کارآئی خود را بویژه در محدوده دولت- ملت ها از دست داده است، نخواهد داشت.

علت آن هم نه در انحراف و خیانت این یا آن حزب و این یا آن فرد و رهبر، بلکه اساسا در ماهیت ماشین دولتی هم چون دستگاهی ساخته و پرداخته نظام طبقاتی و از جنس مناسبات سرمایه داری و جداشدن قدرت از مردم و فرارگرفتن آن برفرازسرآنان است. از همین رو  با اتکاء به آن نمی توان حرکت به سوی سوسیالیسم  و جهان دیگر را پیش برد. این درس بزرگی است که از تجربه شکست خورده این نوع پیشروی بسوی سوسیالیسم  در یک صدسال گذشته بدست آمده است. به هرحال وقتی کسی به کرسی قدرت جلوس می کند (در اصل بخشی از قدرتی که در یک جاتمرکزندارد) با چنان ماشین ساخته و پرداخته شده و اهرم های فشارسایرمراکزقدرت مواجه می شود، که بجز رفرم های کوچک و کم دامنه اولیه و آغازین که معمولا اجتناب ناپذیرهستند، اگر نخواهد بالکل فلج بشود جز تمکین و همراه شدن با دستورالعمل های ترویکا و الزامات سکانداری این ماشین راهی نمی یابد و برهمین اساس هیچ کس با خوردن این میوه ممنوعه قادر به تحقق وعده های نسیه ای که داده است نخواهد بود و بیش از همه با نشستن پشت فرمان ماشین قدرت، پشت کردن به مطالبات واقعی مردم و خطرمواجهه با آن ها فرایند منزوی شدن را تجربه خواهد کرد. البته شق ضعیف تری هم وجود دارد که  تن به فرامین سرمایه ندهد و حفظ وفاداری به مردم  مطالبات آن ها، با قرارگرفتن بین دوسنگ آسیاب به یک  دولت بحران و چه بسا فلج شده تبدیل شود. اما پیشردهدف های سوسیالیستی از بالا و از دورن ماشین دولتی و درجهانی که سرمایه همه اهرم ها را در کنترل دارد، توهمی بیش نیست.

 

چه رویکردی می توان داشت؟

تحت شرایط موجود به گمان من لازم است که فعالان و آگاهان و پیشروان و آن ها که به اهداف رهائی بخش و ضدسرمایه داری وفادارند، نخست پیرامون ماهیت برنامه رشد به عنوان یک برنامه درون سیستمی و نسبت آن  با مطالبات و خواست های مردمی و امر رهائی روشنگری کنند. ثانیا تفاوت ها و تمایزهای مهم بین دو دوره قبل از تصرف قدرت و پس از تصرف قدرت، خطرقدرت جداشده از بدنه اجتماعی و الزامات دیکته کننده مراکزقدرت سرمایه را به نحوشفافی تشریح و تبلیغ کنند. نباید فراموش کرد که در شرایط نوین برقراری نظم سیستم  و نهادی کردن قدرت،  یکی از وظایف روتین و مهم و دولت ها  محسوب می شود. و سوم آن که برهمان اساس با خطرهمذات پنداری جنبش و تازه به قدرت نشستگان مقابله شود. به اندازه ای که این همذات پنداری نیرومندباشد، امکان حضورمستقل وامکان ازدست رفتن فرصت ها و دست آوردها بیشترخواهد شد. چهارم آن که جنش های اعتراضی با تأکید بر حفظ استقلال و پایداری بر مطالبات خود، بدون چشم دوختن به معجزه از بالا ، به تعمیق سازمان یابی خود برای تشکیل هرچه بیشترتشکل ها و مجامع خودگردان و مداخله مستقیم در کلیه امورات زندگی و کشوری درسطوح گوناگون ادامه دهند.

پنجم آن که بدیهی است بهره گیری از فرصت ها و فضائی که با تغییرو تشکیل دولت بحران بوجود می آید، دولتی که بورژوازی تمام توان خود را بکارخواهد گرفت که از آن هم چون یک دولت محلل برای عبور از گردنه بحران سودجوید، در سوی مقابل هم جنبش  کارگران و زحمتکشان می توانند  به شرط  وقوف به شرایط خطیرلحظه متقابلا از آن برای پیش بردمطالبات خود و نهایتا  فراتررفتن از نظم مستقر بهره بگیرند. بدیهی است که در این رابطه فشار از پائین و از بیرون به بالائی ها برای تحمیل برخی مطالبات و رفرم ها به سیستم و خنثی کردن فشارهای ترویکا واجداهمیت است.

ششم و بالاخره باید به اهمیت اقدامات فراکشوری وهمبستگی با زحمتکشان و کارگران و مردمان ضدسرمایه داری سایرکشورها و مشخصا اتحادیه اروپا اشاره کرد. درجهان گلوبال و در شرایطی که سرمایه داری جهانی عمل می کند بدون تقویت و پیوند چنین اقدامات و همبستگی هائی که تحولات یونان زمنیه رشد آنها را فراهم می کند، امکان به عقب راندن بورژوازی دشوارترمی شود. پیوندها و جهت گیری هائی که در راستای شکل دادن به اروپای اجتماعی و ضدسرمایه داری که پذیرش جامعه چندفرهنگی، ضدنابرابری های اجتماعی –طبقاتی و نژادی و مذهبی و خارجی ستیزی ، تعمیق دموکراسی، مقابله با تخریب محیط زیست و جنگ ازعناصرمهم آن است.

2015-01-24 

*- چه کسی در دموکراسی حکومت می کند؟

http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=64473

 

*- از مرکوزی تا مرکولاند

http://taghi-roozbeh.blogspot.de/2012/05/blog-post_24.html#more

 

انتخابات فرانسه و چپ گروگان گرفته شده

http://taghi-roozbeh.blogspot.de/2012/04/blog-post_30.html#more

 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

تقی روزبه

فهرست مطالب تقی روزبه در سایت پژواک ایران 

* سعید حجاریان و تقلب در «انتخابات»، سه نکته و یک نتیجه!‏
*به بهانه انتشاراسنادکودتای ۲۸ مرداد و سه نکته ناقابل!
*نگاهی به دورویکرد «دانشجوئی» و «روشنفکردینی»
* عملیات تروریستی داعش در تهران، نظم ترامپی و فضای تیره حاکم بر منطقه!‏
*انتخابات و چندنکته تلگرافی!:‏ آیا در رژیم اسلامی ما با نوعی آپارتاید انتخاباتی مواجهیم
*اقتصادی سیاسی بحران و منازعات درونی و نگاهی به ‏آخرین تحولات صحنه «انتخابات»
*اندرمعنای کنشی به نام رأی دادن!
*جنبش کارگری وعروج پارادایم جدیدنئولیبرالیسم هارو مهاجم!
*انتخابات اروپا و نیاز چپ به رویکرد و فیگوری متفاوت!‏
*ورود غافلگیرانه احمدی نژاد به صحنه «انتخابات» و ترک برداشتن صلابت اقتداررهبر!
* نقش زنان در قافله تمدن و رهائی
*چهاردلیل برای تهدیدمداوم ایران توسط ترامپ!‏ ‏
* ایران، نخستین آماج تهدیدهای ترامپ!‏
*آمریکا و نقل مکان سیاست به خیابان!‏
*درنگی به چند ویژگی گزارش امسال آکسفام
*خدمات رفسنجانی«متأخر» به نظام! اعتراضات در مراسم تشییع، و یک جمع بندی
* هیولای ولایت مطلقه، و نقش هاشمی رفسنجانی در برساختن آن!‏
*گورخوابی و پسوندمتجاهر!‏
*ادعای پیروزی رژیم در جنگ حلب و سیاست معطوف به باتلاق!‏
*نگاهی به دو رویداد:‏ روزدانشجو و چالش های جنبش دانشجوئی!‏
* بحران های جهانی و رویکردجدیدهاوکینگ!‏
*فیدل کاسترو، و تجربه قرن بیستم!‏ و نگاهی به برخوردبی بی سی با آن
* نگاهی به بحران انتخاباتی آمریکا از منظری دیگر و سه مطالبه اصلی بدیل!‏
*بازتابی از انتخابات آمریکا در میان صفوف چپ
*نگاهی فشرده به مختصات صحنه انتخاباتی آمریکا در روزهای پایانی
*انتخابات آمریکا و استریپتیزسیاسی!‏
* آیا دولت-ملت پدیده و مفهومی است ایستا یا در حال تحول و دگردیسی؟
*موسیقی به دار!‏
*نگاهی دو انتقاد به مقاله «همکاری گسترده رژوا و دولت آمریکا، و چالشی که این جنبش را تهدید می کند»
*ابداع واژه جدیدی بنام«ورزشکارنما»!‏
*پرونده جنایت کهریزک، با این نوع ترفندها پاک شدنی نیست!‏
*بررسی اهمیت سند شنیداری مربوط به فاجعه 67 برای جنبش دادخواهی، از ‏خلال نقد سه رویکرد به آن ‏
*نگاهی به ابعادبحران ترکیه و پی آمدها!
*چه کسی می گوید مسعودرجوی زنده نیست؟!
*آزاد شدن جعفرعظیم زاده، و درسهای یک آزمون موفق!
* نگاهی به همه پرسی بریتانیا و چالش های مترتب برآن!
*نگاهی به دو رویداد: گفتمان شلاق!
*فائزه و زندانی بهايی؛ صدای شکستن یک تابو!
*بحران ونزوئلا و فرجام خرده پارادایم سوسیالیسم دولتی سوار بر جنبش های اجتماعی!
*بحثی پیرامون بسط مبارزه طبقاتی به حوزه قدرت!
* چهارگزاره در بسط مفهوم مبارزه طبقاتی
*حفره های بزرگ یک تحلیل از انتخابات 7 اسفند-بخش اول
*جنبش دادخواهی و نقاط آسیب پذیر!
*بحران سرمایه داری و ضرورت خوانش جدید از رهائی!
* احساس خطرخامنه ای از کجا سرچشمه می گیرد؟!
*در زیرپوست تهران چه می گذرد: 7 اسفند و آن چه که در تهران بزرگ اتفاق افتاد! بخش1
*اندرمعنای کنشی بنام رأی دادن!
*انتخابات و اسب تروائی که قراراست حماسه بیافریند!
*ادعای انفعالی بودن تاکتیک تحریم و چندگزاره غلط!
*تناقضی به نام رأی اعتراضی و گفتگوئی دوجانبه پیرامون آن!
*تراب حق شناس و درس بزرگ زندگی!
*تاکتیک تحریم، پرسش ها و انتقادها!
* واقعا به چه کسی باید تبریک گفت؟!
* کم لطفی به اهمیت حربه مؤثری به نام تحریم!
*نقدانباشت قدرت و پاسخ به چندپرسش و انتقاد!
*بازگشت به گذشته، به مارکس، به 150 سال پیش، به چه معناست؟!
* نشست پاریس، و مانیفست «کنش برای توقف جنایات اقلیمی»
*جهان در لبه پرتگاه بحران زیست محیطی، و نگاهی به ریشه ها!
*گزارش آژانس، و حسرت حماسه هسته ای!
*داعش و فریاد آی دزد آی دزد رژیم!
*فاجعه پاریس، بحران سوریه، داعش، ریشه ها و بدیل؟
*اعتراف عجیب رفسنجانی، و دلایل این اعتراف؟
*بازهم در موردپارادوکسی بنام «دولت سوسیالیستی» و در پاسخ به یک مدافع آن!
*رژیم فعالان کارگری و مدنی را هدف گرفته است، با پیوستن به یکدیگر صدای اعتراض خود را بلندترکنیم!
*آیا قدرت ماهیت طبقاتی ندارد؟
*«دولت جهانی سوسیالیستی» یک تناقض تمام عیار!
*تراژدی بحران پناهندگی و ریشه ها!
*تضادبنیادی ولایت فقیه با حکومت قانون!
*پنج دلیل برای تبرئه رسوای سعیدمرتضوی!
*چهارمؤلفه جنگ قدرتی که در ورای دستگیری یک آقازاده جریان دارد!
*توده های مردم تاریخ سازند یا موجوداتی پراکنده و محکوم به لولیدن در گنداب ها؟!
*به نام چپ و به کام راست، نمایشنامه یک عروج و سقوط!
*آغازشمارش معکوس مذاکرات هسته ای در وقت اضافی!
*تصویب نسخه جدیدریاضت اقتصادی و این بار با طعم خودی!
*نه مردم یونان، جان تازه ای به رؤیای اروپای اجتماعی می دمد!
*نگاهی به پیچ و خم های همه پرسی یونان و ماهیت خرده پارادایم دولت های متکی بر جنبش های اجتماعی
*آیا از اتاق مذاکرات هسته ای دودسفید برخواهد خاست یا دودسیاه؟
*اخراج دسته جمعی خبرنگاران بخش کارگری ایلنا و نقش مافیائی "خانه کارگر"!
*مرعوب شدگی مدافعان سرنگونی یا تلاش برای سترون سازی اپوزیسیون انقلابی، کدامیک؟!
*آقای شهردار از «اوین جدید» چه خبر؟!
*اوج گیری جنبش مطالباتی و اهمیت هم بستگی بخش های مختلف نیروی کار!- بخش دوم
*درام واقعی که هرروز در برابرمان به نمایش در می آید!
*رویدادتاریخی یا ضدتاریخی؟!
*پیام این شعله های سرخ فام آتش؟!
*جنبش زنان وضرورت عبور از چندین گسست مهم!
*معضلات بزرگی که رهبرنظام اسلامی ناگزیراست در واپسین سال های عمرخود با وجودبیماری و کهولت سن با آن ها دست و پنجه نرم کند! بخش یک
*خودکامگی در اوجی تازه!
*جدائی دین از دولت یا دین از سیاست؟ کدامیک؟!
*پرش حزب چپ یونان -سی ریزا- به سکوی قدرت، و دام آخر!
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟- بخش پایانی
*شعارمحاکمه در«دادگاه قانونی» بازی در زمین جناح حاکم است!
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟
*روایت دیگری از ادعای مرگ جنبش دانشجوئی: دانشگاه مرد؛ زنده باد «دانش»گاه!
*جنبش دانشجوئی در ِاغماء؟!
*نگاهی به جنبش دانشجوئی در سه پرده!
*ما جزأ دموکراسی بی دولت را در روژاوا ایجادکرده ایم!
*جنبش ضدنژادپرستی در آمریکا، ژرفش شکاف ها و دو پیام مهم نهفته در آن!
*درنگی بر معنای سوگ و تجمع های گسترده مردم به مناسبت مرگ مرتضی پاشائی!
*انتخابات میان دوره ای آمریکا و چرخش به راست!
*سیاست اشاعه ترس و شوک درمانی رژیم را درهم بشکنیم!
*یک دقیقه سکوت برای سگی که آزاد زیست و آزادمرد!*
*احتمال وقوع فاجعه سقوط شهرکوبانی!
*در کشاکش بین وظایف دامادی و فرمان فیلترینگ، و پرده برداری از سه خطرعمدها
*آیا هشدار به احتمال وقوع جنگ جهانی سوم را باید جدی گرفت؟!
*کشف تؤطئه، و بحران جانشینی!
*دولت اسرائیل و «قدرت مشرف بر زندگی»
*برشی از شورش سیاهان آمریکا با شعار «دست ها بالا، شلیک نکن»!
*استیضاح وزیرعلوم: زورآزمائی دوجناح برای کنترل دانشگاه ها!
*رابطه سازمان یابی افقی ودموکراسی مستقیم ومشارکتی
*خاورمیانه و بحران زایمان!
*انتخابات پارلمان اروپا، زمین لرزه و پی آمدها!
*سخنان دور از انتظار فیروزآبادی و چالش های جدید!
*سخنان دور از انتظارفیروزآبادی و چالش های جدید!
*جنبش لغواعدام و گام های تازه!
*از تحرک «دلواپسان» تا فعال شدن دولت پنهان!
*آیا بسوی شکل گیری یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟!*
*تعرض ارتجاع حاکم به حقوق شهروندان را درهم بشکنیم!
*شکست حزب سوسیالیست فرانسه شوکی تازه به یک رویکرد کهنه!
*سال نو، پیام و ضدپیام ومحورهای پیشروی
*وجه بین المللی بحران اوکراین و پی آمدها
*تبعیض بر زنان و رابطه آن با سایرتبعیض های اجتماعی
*آیا دلایل ارائه شده برای تغییرنام سازمان کارگران انقلابی به سازمان راه کارگر پذیرفتنی هستند؟!
*انقلاب بهمن و سه سؤال کلیدی (بخش اول)
*رژیم ایران نگران شکسته شدن فضای امنیتی حاکم برجامعه!
*پرده برداری از یک هیولای واقعی!
*حضورچالش برانگیز هنرمندان در سخنرانی روحانی!
* آش چنان شورشد که فریادروحانی هم درآمد!
*قطعه ای از شیدائی و جنون جمعی برآمده از دخمه تاریخ!
*ایران در آئینه سال جدیدمیلادی!
*دعوای سرمایه داران آمریکا و «پاپ مارکسیست»!
*نگاهی به شرایط حاکم برجنبش کارگری
* 16 آذر و رویش جوانه های جنبش دانشجوئی!
*آن چه که در صد روزاول روشن شد!
*چالش های نفس گیرمذاکرات هسته ای و چشم اندازآن!
*کردستان را اعدام نکنید! بلوچستان را اعدام نکنید! ایران را اعدام نکنید!
*مکثی پیرامون دوموضوع: جعلیات سیزده آبان، و مدیریت لبخند دیپلماتیک برای خارج و خشونت در داخل!
*دامنه رسوائی و خشم ناشی از شنود فراگیرجهانیان هم چنان بالامی گیرد!
*نگاهی فشرده به دومسأله: بحران مهاجرت و یک شبه فتوای فاشیستی
*دور دوم مذاکرات هسته ای و چالش ها!
*جنگ قدرت، وزیرامورخارجه را روانه بیمارستان کرد!
*پس لرزه های تماس تلفنی اوباما و روحانی!
*تحولات اخیر و تأثیر«نرمش قهرمانه» برچالش هسته ای!
*دردفاع از فراخوان به کارگران برای چاره یابی و اهمیت این نوع فراخوان ها!
*از «جیمی کراسی» تا «روحانی کراسی»!
*یک پیروزی دیگر!
*به صدا درآمدن طبل جنگ و ضرورت فعال شدن جنبش ضد جنگ و ابرقدرت افکارعمومی!
*پایدار باد خاطره جان باختگان تابستان سیاه 67!
*شمارش معکوس برای حمله به سوریه؟
*از گفتمان«اصلاح طلبی» تا گفتمان«اعتدال» فاصله زیادی نیست!
*وضعیت مصر در حالت دراماتیک!
*سعیدحجاریان کاتولیک تر از پاپ و در نقش یک پنبه زن!
*بحران بازتولید و کابینه نجات!
*از مهندسی انتخابات تا مهندسی کابینه
*هنرِبرقدرت یا هم آغوش ِبا قدرت؟!
*«شگون» پیوند گفتمان اعتدال با روحانیت
*توپ در زمین کیست؟ رفسنجانی و اصلاح طلبان یا خامنه ای؟
*انقلاب مصردر فازجدید و سه ویژگی آن!
*نقش شبح تحریم در"انتخابات"
* نگاهی به صف آرائی ها و چالش های صحنه "انتخابات" در آستانه دقیقه 90
*پروازشبحی برفراز "انتخابات"!
*گفتگو با نشریه نگاه بخش نخست
*نقدی به یک گفتار تلویزیونی(2)
*پیرامون نظرخواهی بی بی سی درباره"مسأله اصلی انتخابات چیست"؟
*"انتخابات" و سه حلقه تاکتیکی مرتبط با آن
*"انتخابات" و به صحنه آمدن محتوای گندیده نظام!
*اتحاد جمهوری خواهان پس از ده سال
*نام نویسی رفسنجانی و شوک حاصل از آن درمیان صفوف حاکمیت!
*تحریم گسترده انتخابات یک گزینه واقعی و مؤثر!
*آیا بسوی تعین یافتن یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟!
*نگاهی به یک حرکت و تاکتیک موفق و الهام بخش!
*مرگ تاچر یا تاچریسم؟
*در پاسخ به دو انتقاد
* سازها راباید دوباره کوک کرد!
*پیام نوروزی خامنه ای، و«ضد پیام»!
*چه کسی مشغول تدارک «فتنه» ۹۲ است؟!
*درددل حضرت آقا!
*بازهم در اهمیت مطالبات معیشتی و جنبش مطالباتی
*انتخابات نمایشی و برچسب نافرمانی مدنی!
*بادبان ها را باید در کدام جهت برافراشت؟
*نگاهی به یگ گفتگو و دو رویکرد متضاد در برابر اتحادیه ها!
*در جمهوری اسلامی هتل ها به زندان ها رشک می برند!
*انتخابات ریاست جمهوری و نعل وارونه رژیم (بخش اول)
*پرتگاهی به نام شکاف بین حداقل دستمزد و خط فقر‎
*نقش روبه گسترش کارگران در جنبش مطالباتی- ضداستبدادی
*پاسخی کهنه به یک سؤال قدیمی :"آیا دوران سرمایه داری به پایان رسیده است"؟*
*انقلاب مصر، آموزه ها و مهم ترین ویژ گی ها
*تظاهرات کارگری هم زمان در 23 کشور اروپائی، و نقاط قوت و ضعف آن
* جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد:
*تصویب برنامه بسته ریاضتی با وجود اعتصاب سراسری و محاصره پارلمان، و یک پرسش چالش برانگیز
*انتخابات آمریکا و کانونی شدن جدال ها حول طبقه متوسط!
*بحرانی که از کنترل سران حکومت خارج می شود!
*خود خوارگی، مهم ترین دشمن حکومت اسلامی!
*موج بلند بحران، ویژگی ها و پی آمدهای آن(1)
*حذف نام مجاهدین از لیست سازمان های تروریستی و ادعای بهم خوردن توازن قوا!
*اوج گیری جنگ قدرت و دستگیری فرزندان رفسنجانی!
*منشورها و بازارمکاره سیاست!
*چپ و چرخه بازتولید موقعیت بورژوازی!
*برای مقابله با بحران پراکندگی از کجا باید شروع کرد؟
*طناب دار بر گلوی دموکراسی!
*موقعیت چپ در ایران؟ بحران تئوریک؟ بحران هویت؟ پایگاه اجتماعی؟ گسست­ها و اتحادها؟ *
*یک استدلال و هزار اما و اگر
*نشست کلن: آزمون جدید؟ امیدها و چالش ها؟
*شکست طرح آتش بس کوفی عنان(نماینده سازمان ملل) وخطرگسترش جنگ داخلی در سوریه
*از"مرکوزی" تا "مرکولاند" وتوهماتی که به نام چپ رادیکال پراکنده می شود!
*جنبش های جدید حامل چه پارادایمی هستند؟
*چاووش خوان، و آوای مرگ جمهوری اسلامی!
*انتخابات فرانسه وچپ گروگان گرفته شده!
*تراژدی خودکشی داروسازبازنشسته یونانی،ادعانامه ای علیه نظام سرمایه داری!
*دخیل بستن رفسنجانی به خمینی درآستانه برگزاری مذاکرات هسته ای
*جدی میگم! سلاح هسته ای وحرمت فتوا!
*مارش جهانی روزکارگر با شعاراعتصاب عمومی و یک روزبدون نودونه درصدی ها!
*چگونه سالی ؟!
*نگاهی به چندچالش پیشاروی جنبش زنان
*بروزلحظه تاریخی درهمکاری اصلاح طلبان وسازمان اکثریت!
*پی آمدهای نمایش انتخاباتی رژیم!
*سخنی پیرامون اعتراضات 25 بهمن
*جنگ و تحریم گسترده به مثابه دواستراتژی متفاوت یا دووجه یک استراتژی؟
*اعتصاب یکپارچه ومیلیونی کارگران نیجریه دولت را واداربه عقب نشینی کرد!
*رابطه سازمان یابی افقی ودموموکراسی مستقیم ومشارکتی
*تقابل دواستراتژی: « تحریم گسترده نفتی وبانکی وتهدیدات نظامی» و «تهدید در برابر تهدید»
*پس از9 سال جنگ معلوم شد که طالبان دشمن آمریکا نبوده است!
*معترضان جهان؛ چهره سال مجله تایم؛ مردم سوژه گی!
*جنبش وال استریت وشعاراشغال کنگره!
* "انتخابات" مجلس شورای اسلامی واهمیت یک جنبش تحریم گسترده
*اقدام درخشان والهام بخش کارگران ایران خود رو دراعتراض به تغییرارتجاعی قانون کار
*به مناسبت يک ماهگی جنبش: جنبش وال استريت،ازتصرف فضا-مکان ها تا فلج سازی سازوکارهای سيستم!
*بار دیگر آوای شوم جنگ طلبی!
*سکولاریسم و"اسلام اخلاقی" آقای سروش!
*اهمیت کنشگری مادران پارک لاله
*آیا لیبی واقعا "آزاد"شد؟
*جنبش اشغال وال استریت، و برخی ویژگی های جنبش های جدید
*یک ارزیابی ازاعتصاب کارگران پتروشیمی ماهشهر واهمیت آن
*معلمان و شعاربرابری جنسیتی به عنوان شعارسال تحصیلی جدید
*جنبش دانشجوئی وضرورت درهم شکستن تهاجم رژیم به محیط های آموزشی!
*گفتمان «دموکراتیک» یا سوسیالیستی، کدامیک؟!
*اسپانیا، دموکراسی وتصویب برنامه ریاضت اقتصادی
*میراث خمینی برای جانشینان خود
*لیبی: باچشمی گریان وبا چشمی خندان!
*انگلیس: شورش طردشدگان وبه حاشیه رانده شدگان!
*دراهميت جنبش حق انتخاب سبک زندگی(1)
*گذشت آمنه وخشونت نهادی شده درقانون قصاص
*رابطه جنبش و "چه بایدکرد"!
*دیواربرلین ونعل وارونه سران گروه8 پیرامون تحولات منطقه
*زایش وزوال اسطوره ها درعصرنوین
*تاکتیک، وحکمت های نهفته در یک نظرسنجی!
*تاکتیک های گشاینده وتاکتیک های بازدارنده
*انقلاب پاسخ است یا سؤال؟
*جنبش با کدام گفتمان ؟
*"اوبامای" وال استریت و "اوبامای" مردم کوچه وخیابان
*یک نافرمانی باشکوه!
* آزمون جنبش زنان درمقابله با
*یک جمع بندی فشرده ازچالش های کارگری وراه های برون رفت ازآن
*"انتخابات"رسوا وپرازتقلب!
*مارش عظیم تحریم کنندگان ومعضل صندوق های خالی!