اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟- بخش پایانی
تقی روزبه

 

چنانکه در بخش اول این نوشته ملاحظه کردید*1، تعلق خاطرژیژک به جهان هرمی و سازوکارهای آن

عمیق است و صاف و سرراست می گوید من و بسیاری چون من خواهان آنند که سرشان به کارخودگرم و علاقه ای به مداخله در امورسیاسی نداشته باشند. گوئی او دارد این سخن معروف انجیل را تلاوت می کند: کارقیصر را به قیصر واگذارید و کارخدا را به خدا!. و لابد در این میان سهم مردم آن است که دعا کنند خداوند قیصرخوبی نصیبشان کند!. وی در دفاع از مارگارت تاچرچپ می نویسد*2:

«مطلقاً هيچ چيزذاتاً «فاشيستي» در اين خطوط نيست، پارادوکس اعلاي فعاليت سياسي اين است: بايد فرماندهي باشد که افراد را از باتلاقِ سکون بيرون بياورد و آنها را به سمت پيکار از خودفرارونده و رهايي‌بخش در راه آزادي هدايت کند. در چیزی که ما امروز، در اين وضعيت، به آن نيازمنديم تاچری برای چپ است: رهبری که ژست تاچر را در جهت معکوس تکرار کند، و کل صحنه پيش‌ فرض های نخبگان سیاسی همه گرايش‌ها را زير و رو سازد.»

در نوشته قبلی  رویکردوی را گرته برداری از نظام طبقاتی بورژوازی و مهندسی معکوس جهان هرمی نامیدیم که محصولش در بهترین حالت جز سوسیالیسم اقتدارگرا نخواهد بود و البته سوسیالیسم اقتدارگرا نیز به نوبه خود به حزب هرمی و اقتدارگرا و سلسه مراتبی نیاز دارد که قادر به تحقق آرمانشهرخود باشد. و اینک ادامه مطلب:

  پرده دوم: عیب می جمله چوگفتی، هنرش نیز بگو!

همانطور که در بخش نخست اشاره شد، رویکردهای مختلف ژیژک علیرعم درونمایه بارزاقتدارگرائی، سیمای منتاقضی از او را به نمایش می گذارد. به همین دلیل برای داشتن تصویرجامع تری از وی لازم است که به وجوه دیگری از مواضع وی هم پرداخته شود.

 

مورد اول:

در پی خیزش اعتراضات دور دوم در میدان تحریرمصر و فوران گسترده اعتراضات ترکیه و میدان تقسیم و برزیل و بلغارستان و نقاط دیگر این بار شاهدچهره دیگری از ژیژک هستیم که می کوشد با فاصله گرفتن از کلیشه ها و به زیرسؤال بردن آن ها به طرح مسائلی تازه ای پیرامون برخی مشخصه های جنبش های جدید به پردازد*3. در این رویکرد ها او  ضمن توجه به تنوع این جنبش ها و خودویژگی هایشان و تأکید براهمیت در نظرگرفتن این  تمایزها به درونمایه مشترک آن ها نیز به پردازد و در همین راستا به نقدبحران دموکراسی نیابتی به پردازد ( یعنی به همان قدرتی که قرار بود که او با تفویض آن به نمایندگان سیاسی  در زیرسایه اش بیارامد) و در مجموع تصویر و صورت بندی جامعی از برخی کلی ترین مشخصات جنبش ها و از تضادها و رابطه تضاداصلی و سایرتضادها ارائه دهد: او در فرایافت خود ضمن توجه به خودویژگی های محلی هرکدام از این طغیان ها واعتراضات و اهمیت آن ها هم چون حلقه های ضعیف زنجیره سرمایه داری برای ایجادگسیختگی در سیستم و پیشروی به جلو، در همان حال می کوشد که به فصل مشترک آن ها در دهکده جهانی به پردازد و هیچ یک از آن ها را  قربانی وجه دیگری نکند. در این رویکرد ژیژاک تاحدودی به دو مؤلفه بنیادی بحران یعنی وجه اقتصادی و بحران دموکراسی نمایندگی  نزدیک می شود و پیشفرض های پایه ای جهان هرمی و سترون شدگی نهادهای سنتی را ولو نه با صراحتی درخور، به زیرسؤال می برد. و این نشان دهنده آن است که علیرغم فضای گرگ و میش پایان تاریخ، این جنبش ها رفته رفته تابوها و سدهای بازدارنده را درهم می شکنند و شالوده های نوینی را می آفرینند  که حتی فیلسوف اقتدارگرائی چون ژیژک هم نمی تواند نسبت به دست آوردهای آن ها بی اعتنا باشد. جنبش هائی که درعین گوناگونی (کثرت) دارای وحدت و درون مایه ای مشترک هستند؛ آمیزه تنگاتنگی  از مبارزه ضدسرمایه داری و دموکراسی مستقیم، دو ویژگی عمده ای است که هم آن ها را هم از جنبش های گذشته که دموکراسی را فدای"عدالت و برابری اجتماعی" کردند (و البته بانشستن گردوخاک معلوم شد که نه از برابری خبری بود و نه از دموکراسی)، متمایز می کند و هم حامل پاسخ های بالقوه ای به بحران های حاکم بر نظم موجود سرمایه داری است. نظامی که در آن هم شکاف بین اقلیت برخوردار و اکثریت محروم ژرفش بیشتری پیدامی کند و هم پرده از چهره دموکراسی نمایندگی و مبتنی بر تفویض قدرت هم چون ابزاری برای تحقق تمنیات طبقه حاکم کنار می رود.

 ژیژک می نویسد:

 حیاتی است که ما اعتراض­های ترکیه را صرفاً به چشم قیام جامعه­ای مدنی وسکولارعلیه یک رژیم اقتدارگرای مذهبی که اکثریت مسلمان خاموش حامی آنهستند نه بینیم. آن­چه این تصویر را پیچیده­تر می­کند فشارضد سرمایه­داریاعتراض­هاست: خصوصی­سازی فضای عمومی ازسوی دولتی اسلام­گرا نشان می دهدکه دو شکل بنیادگرایی-بنیادگرائی بازارآزاد و اسلام بنیادگرا- می‌تواند همگام باهم عمل کند. در سال 2011، هنگامی که اعتراض­ها در سراسر اروپا و خاورمیانه اوجگرفت، بسیاری اصرار کردند که نباید با آن­ها همچون دقایقی از یک جنبش جهانیواحد برخورد کرد. برعکس، آن­ها استدلال می­کردند، هریک از این­ها پاسخیاست به موقعیتی خاص. در مصر، اعتراض­کنندگانچیزی رامی­خواستند کهجنبشتسخیر در کشورهای دیگرعلیه آن اعتراض می‌کرد:«آزادی»و «دموکراسی». برای مدافعان وضع موجود، تهدیدی علیه نظم جهانی به معنای دقیق کلمه وجود ندارد، تنهایک رشته مشکلات محلی جدا از هم هست.سپس او توضیح می دهد: سرمایه­داری جهانی فرایند پیچیده­ای است که بر کشورهای مختلف تأثیرهایمختلف می­گذارد. آن­چه اعتراض­ها را، به رغم گوناگونی­شان، به هم وصلمی­کند این است که تمامی آن­ها واکنش­هایی به جنبه­های مختلف جهانی­‌شدنسرمایه­داری هستند. گرایش عمومی امروزی سرمایه­داری جهانی به سمت گسترشبیشتربازار، محصور کردن تدریجی فضای عمومی، کاهش خدمات عمومی (بهداشت ودرمان، آموزش، فرهنگ)، و قدرت سیاسی به طور روزافزون خودکامه­تر است... تمامی اعتراضات  با ترکیبمعینی از دست­کم دو مسئله سر و کار دارند، یکی اقتصادی (از فساد بهناکارآمدی به خودسرمایه­داری)، دیگری سیاسی- ایدئولوژیک (از خواستدموکراسی تا این خواست که دموکراسی چندحزبی معمول سرنگون شود). همین امردرباره­ی جنبش تسخیر صدق می کند. جنبش تسخیر، دو مشخصه­ی پایه ای داشت: نخست، ناخوشنودی از سرمایه­داری بهعنوان یک نظام، و نه فقط از فسادهای محلی خاصش؛ دوم، آگاهی به این­که شکلنهادی دموکراسی نیابتی چند­حزبی برای جنگیدنبا زیاده‌روی­هایسرمایه­داریتجهیز نشده است،یعنی دموکراسی باید دوباره ابداع شود.

 

پیوندخاص و عام  و رشدناموزون در فرایندجهانی شدن سرمایه

او از نظرتاکتیکی  با رویکردعام گرائی و نادیده گرفتن وضعیت مشخص از سوئی و تأکیدیک جانبه بر خاص بی توجه به جنبه های عام از دیگر سو مرزیندی می کند.صرف این که علت اصلی اعتراض­ها سرمایه­داری جهانی است، معنی­اش ایننیست که تنها راه‌حل سرنگونی مستقیم آن است. پرداختن به تک تک مشکلات و ماندن در انتظار یک دگرگونیریشه­ای، نادیده گرفتن این واقعیت است که سرمایه­داریجهانی الزاماً نامنسجم است: آزادی بازار با حمایت ایالات متحده از کشاورزانخودش همراه است؛ موعظه­ی دموکراسی با حمایت از عربستان سعودی همراه است.این عدم انسجام فضایی برای مداخله­ی سیاسی می گشاید: هرجا که نظامسرمایه­داری جهانی وادار به زیرپا گذاشتن قوانین خود می­شود، فرصتی برای فشارآوردن به نقاط استراتژیک انتخاب شده برای فشار وارد آوردن به کل نظام است. هنر سیاست در عنوان کردن خواست­هایمشخص است که در عین کاملاً واقع­گرایانه بودن، به قلب ایدئولوژی سیادت‌طلباصابت کند و متضمن تغییرات به مراتب ریشه­ای­تر باشد.

 

فرایندتعمیق مطالبات و دیالتیک پیشروی در نزدژیژک

یک جنبش سیاسی با یک ایده، چیزی که در راهش مبارزه کند، شروع می‌شوداما طی زمان این ایده دچاردگرگونی ژرف می‌شود ـ نه صرفا یک بهسازی مصلحتی،بلکه باز­تعریف اساسی ـ چرا که خود ایده به بخشی از فرایند تبدیل می­شود:چند علتی می­شود فرض کنیم که قیامی با مطالبه­ عدالت شاید به شکلدرخواست الغای قانونی خاص شروع شود. وقتی مردم عمیقاً درگیرآن می­شوند بهاین آگاهی میرسند که برای دستیافتن به عدالت واقعیچیزهایی به‌مراتب بیشاز رسیدن به آن خواستشان لازم است. مشکل در این است که تعریف کنیم «بهمراتب بیش» دقیقاً مشتمل بر چیست. از دیدلیبرال ـ پراگماتیک مشکلات رامی­توان تدریجی حل کرد، یک به یک: «مردم در رواندا دارند می­میرند، پسمبارزه‌ ضد امپریالیستی را فراموش کن، بگذار فقط جلوی این کشتار رابگیریم»؛ یا: «ما باید این­جا و اکنون با فقر و نژادپرستی مبارزه کنیم، نهاین­که به انتظار سقوط نظام سرمایه‌داری جهانی بنشینیم».

به این ترتیب ژیژک هم ماهیت مشترک این جنبش ها و هم ناموزونی و مسائل مشخص و بسیج کننده هرکدام را که از اصابت معضلات محلی با معضلات فرایندجهانی شدن سرمایه برانگیخته می شود، به طورتوامان در مدنظر قرارمی دهد و رابطه ای درونی بین جنبش های گوناگون با مطالبات متنوع بر قرار می کند و بسترحرکت و دیالکتیک فرارروی از وضعیت را نشان می دهد.


 حذر از دو دام!

به نظرژیژک پشتوانه اعتراض­ها و قیام­های امروزی آمیخته­ای از مطالبات با همتلفیق شده است، و این باعث قوت آن­هاست: آن­ها بهخاطردموکراسی(پارلمانیوعادی) علیه رژیم­های اقتدارگرا مبارزه می­کنند؛ علیه نژادپرستی و تبعیضجنسی، علیه فساد در سیاست وکسب‌وکار (آلودگی صنعتی محیط زیست وغیره)؛ در دفاع از دولت رفاه در مقابلنولیبرالیسم؛ و در دفاع از شکل­های نوین دموکراسی که فراتر از آیین­هایچندحزبی است. آن­ها در ضمننظام سرمایه­داری موجود را هم زیرسؤال می­برند ومی­کوشند اندیشهجامعه ورای سرمایه­داری را زنده نگاه دارند. دراین­­جا باید از دو دام حذر کرد: رادیکالیسم قلابی«آن‌چه واقعاً مهم استالغای سرمایه­داری لیبرالی پارلمانی است، تمامی مبارزات دیگر ثانوی­اند»، وهمچنین سیاست اصلاحات تدریجی قلابی «حالا وقت این است که علیه دیکتاتورینظامیو برای دموکراسی بنیادی مبارزه کنیم، رؤیاهای سوسیالیسم هم بایدفعلاً کنار گذاشته شود».

«تنها سیاستی شایسته استراتژی نامیده شدن است که از همه لحاظ پیچیدگیتبیین چندعلتی را در نظرگیرد. وقتی ما به مبارزه­ای معین می­پیوندیم،سوال اصلی این است: پرداختن به آن یا رها کردن آن تا چه حد بر مبارزات دیگرتاثیر می­گذارد؟ قاعده‌ی کلی این است که وقتی قیامی علیه یک رژیم سرکوب­گرنیمه دموکراتیک شروع می­شود، چنان که در خاورمیانه در 2011 روی داد، بسیجکردن جمعیت بی­شمار با شعارها ـ در دفاع از دموکراسی و علیه فساد و غیره ـراحت است. اما خیلی زود با انتخاب­های سخت­تری رو‌به‌رو می­شویم. وقتی قیامبه هدف اولیه­ی خود دست می­یابد، به تشخیص این امر می­رسیم که آن­چهواقعاً مایه­ی عذاب ما است (نداشتن آزادی، تحقیر شدن، فساد، امیدواری­هایناچیز) در لباسی جدید بر جای مانده است، چندان که مجبوریم بپذیریم که درخودهدف نقصی بوده است. این شاید باعث شود که متوجه شویم دموکراسی ممکن استخود شکلی از عدم آزادی باشد، یا این­که خواست­مان باید بیش از دموکراسیسیاسی صرف باشد: حیات اجتماعی و اقتصادی نیز باید دموکراتیزه شود. سخنکوتاه، چیزی که ما در آغاز همچون ناتوانی در به کار گرفتن اصلی شریف (آزادیدموکراتیک) تلقی کردیم در واقع ناتوانی ذاتی خود آن اصل است. تشخیص اینامر که ناتوانی می­تواند در ذات اصلی باشد که در راهشمی­جنگیم گامیبلند در کسب دانش سیاسی است.

 نمایندگان ایدئولوژی حاکم تمام زرادخانه­شان را به کار می­گیرند تامانع دست‌یابی ما به این نتیجه­گیری رادیکال شوند. آن­ها به ما می­گویند کهآزادی دموکراتیک مسئولیت­های خودش را به همراه دارد، بهایی دارد، وانتظارهای زیادی از دموکراسی داشتن ناپختگی است. آن­ها می­گویند، درجامعه­ای آزاد ما بایدهمچون سرمایه­دارانی که در زندگی­های خودمانسرمایه­گذاری کرده­ایم عمل کنیم: اگر موفق به از خودگذشتگی­های ضرورینشویم، یا اگر به هر نحوی دچار مضیقه شویم، نباید غیر از خودمان کسی رامقصر بدانیم. به یک مفهوم مستقیم‌تر سیاسی، ایالات متحد مدام یک استراتژیکنترل خسارت را در سیاست خارجی خود از طریق راندن قیام­های مردمی به کانالشکل­های قابل پذیرش پارلمانی ـ سرمایه‌داری دنبال کرده است: در افریقایجنوبی پس از آپارتاید، در فیلیپین پس از سقوط مارکوس، در اندونزی پس ازسوهارتو و… این جایی است که سیاست به معنی واقعی کلمه شروع می‌شود: سوالاین است که آن‌گاه که نخستین موج هیجان­انگیزتغییر گذشت چه‌گونه باید بهپیش­روی ادامه داد، چه‌گونه گام بعدی را بدون سرنهادن به وسوسه­«تمامیت‌خواهی» برداشت، چه‌گونه از ماندلا عبور کرد بدون این­که تبدیل بهموگابه شد.»

 

مورد دوم رویکرداخیراو در باره سربازمینینک است. سربازی زندانی؛ که بدلیل همکاری با وبکی لیکس زندانی و متهم به جاسوسی و خیانت به منافع آمریکا شده است. روزنامه گاردین به مناسب سالروزتولداو 17دسامبر از شماری نویسنده و افرادمطرح خواسته بود که به این مناسب مطلبی برای این روزنامه به نویسند. ژیژک نیز مطلبی کوتاه تحت عنوان مینینگ آزاداست نوشت.

در این نوشته شاهدیم که ژیژک از فرمانده سوژه آفرین، به خود سوژه گذرکرده است و دیگر سوژه را به فرمانده ارجاع نمی دهد. مینیگ به عنوان  یک سربازساده و گمنام هم چون یک سوژه خودپو دست به تغییرجهان می زند و رؤیای ناممکنی را ممکن می سازد. نباید فراموش کنیم که افشاء مستند و رسوائی جاسوسی فراگیر نه فقط از دولت ها بلکه از شهروندان جهان زمین لرزه ای با ریشتر8 بود و پژواکی از صدای در هم شکستن یکی از اهرم های اقتدار و هژمونی  ابر قدرت جهان.

او می نویسد: "غالبا می شنویم که چپ رادیکال امروز از طرح ریزی یک بدیل ناتوان است. آنچه که تو انجام دادی یک بدیل بود. و بقول گاندی توخود تغییری هستی که درپی اش بودی".

درک از بدیل در معنای سنتی و برساخته جهان هرمی، جای خود را به درک دیگری از بدیل و تغییرمی دهد که مینینگ نمونه ای از آن است.  او مینینگ را یک آموزگاراصیل می خواند و می گوید آموزگارراستین، پیامش نه "تو باید" و "تو نمی توانی"، بلکه تومی توانی رهائی بخش است: آنچه را که ناممکن به نظر می رسد انجام بده. او اضافه می کند که  «چنین آموزگاری متمایز از یک رهبراستالینیست است. رهبری که تظاهرمی کند خواسته های واقعی مردم را بهتر از خودشان می داند. یعنی می داند چه چیزی برای آن ها خوب است و حاضراست علیرغم اراده مردم چیزی را به زور بر آنان تحمیل کند. آموزگاراصیل اما نیازی نیست که یک رهبرهم باشد».

 بدیهی است که این سخنان با آن چه که او در ستایش شیوه فرماندهی مارگارت تاچری که به لحاظ اقتداررهبری دل و ایمانش را ربوده بود و با مهندسی معکوس جهان هرمی، در حسرت یک مارگارت تاچر چپ بسرمی برد، فاصله زیادی دارد:"برتصمیمش که در ابتدا دیوانه‌واربه‌نظر می‌رسید پافشاری می‌کرد و پله‌پلهجنون یگانه‌اش را به هنجاری مورد قبول همگان ارتقا می داد"!.

 

البته این تصور که صرفا با استنادبه یک نوشته ادعای تغییررویکرد یک فیلسوف را داشت ساده انگاری است بلکه همانطور که اشاره شد سیمای متناقض  و متأثر از زیر و بم و کشش و گسترش مبارزه را نشان می دهد. لااقل در اینجا این "شاگرد" است که "استاد" را خطاب قرار می دهد و بقول ژیژک راه را نشان می دهد و خود یک بدیل است!.

همانطور که اشاره شد،  تناقض در رویکردهای  ژیژک در تناسب با فراز و فرودهای جنبش کم و زیاد می شود. چنانکه در اوج جنبش اشغال سخنانی را بر زبان آورد و در فروکش نسبی این جنبش ها سخنان دیگری را. مهم ترین دلیل او و البته دلیل خیلی های دیگر در ضرورت فرمانده مقتدر، بر فقدان استمرار و ادامه کاری این جنبش ها استوار است. پرداختن همه جانبه به نابسندگی این دلیل از حوصله این نوشته بیرون است و مجال دیگری نیاز دارد، تنها در این جا به طورفشرده و تیتروار به آن ها اشاره می کنم:

اول- البته این افت و خیزها واقعیت دارد و اگرغیر از این بودعجیب بود و دلایل آن نیز پیچیده و چندوجهی است: بخشا بدلیل موفقیت نسبی آن هاست یعنی عقب نشینی هائی که سیستم در برابر برخی از مطالبات صورت می دهد و تن دادن به رفرم هائی که زیرفشارجنبش هائی چون علیه تخریب محیط زیست، علیه تبعیض های جنسیتی و یا در برابرجنبش کارگری هم چون افزایش حداقل دستمزد و ... صورت می دهد. ناگفته نماند که معمولا این نوع انعطاف ها  که درعین حال با نوعی مصادره مطالبات و یا مسخ و محدودکردن آن ها و سرکوب همراه است، سبب افت و خیزهائی در جنبش می شود ( نمونه روی کارآمدن اوباما پس از نئوکان ها با شعار آری ما می توانیم تغییربدهیم! و مصادره برخی مطالبات و شعارهای جنبش نمونه گویائی از این نوع انعطاف پذیری است، هم چنان که سرکوب های گسترده تظاهرکنندگان جنبش اشغال وال استریت نیز از جمله عوامل افول آن جنبش بود. بهمان سان رو ی کارآمدن سوسیال دموکرات ها در برخی کشورهای اروپا مثل فرانسه و اسپانیا و .... نیز بخش دیگری از مانورهای سرمایه داری و دلیل افت و خیزجنبش ها محسوب می شود.

 دوم- عامل مهم دیگر، پراکندگی صفوف جنبش ها و مبارزان ضدسرمایه داری و جنبش کارگری است که هنوز حول شرایط نوین و پارادایم جدیدضدسرمایه داری به تفاهم نرسیده و بین گذشته و وضعیت نوین در جدال اند و قادر نیستند که در صفوف واحد و حول مطالباتی فراگیر و مشترک و به شیوه هائی نوین به کار و رزم مشترک به پردازند. سودا و رؤیای تصرف قدرت سیاسی و ساختن آرمانشهر براساس مهندس معکوس جهان هرمی و بقول ژیژک با مارگارت تاچری چپ بر فرازآن، با رؤیای نه دست بدست کردن قدرت بلکه انهدام توأمان انباشت سرمایه و قدرت، آبشان در یک جوی نمی رود. به طورکلی هنوز نقدتجربه قرن بیستم و آن چه گذشته است و آرایش و هم سوشدن با روندهای جهان عصرانقلاب سوم تکنولوژیک و در فازجهانی سازیمملو از خرده روندهای متناقض هنوز به سرانجام نهائی خود نرسیده است.

سوم- واقعیت آن است که نظام سرمایه داری با حذف رقبای قدیمی خود، یک تنه سکانداری جهان را به دست گرفته است. در دوره انتقالی که شکست یک طرف و پیروزی طرف دیگر معادله قدرت را به سودآن ها تقویت کرده است، بدیهی است که با یکه تازی پیروزمندان مواجه باشیم و سرمایه داری بدیلی جز خود را در صحنه نه بیند.

چهارم: سرمایه داری با جهانی سازی خود و انقلاب نوین انفرماتیک توانسته تاحدی و برای مرحله معینی راه هائی برای گریز از بحران انباشت سرمایه و برخی از مشکلات ماهیتا لاینحل خود بیابد، ضمن آن که با تضادها و معضلات نوع تازه و پیچیده دیگری مواجه شده و خواهد شد که چه بسا فرصت های تازه ای را  برای پیشروی و افزایش فشار به آن بیافریند. اما این واقعیت دارد که تعمیم مناسبات  سرمایه داری  به همه عرصه زندگی و دست اندازی به عرصه های عمومی و کالائی کردن آن ها، در حقیقت به نوعی تمامی بشریت را گرفتارتاروپودسرمایه و اسیر زنجیرهای آن ساخته است به نحوی که همه را در خدمت بازتولید خود و رنجیرشده به خودکرده است. جنبش ها و کنش گران ضدسرمایه داری درحالی که با یک دست به مصاف نظام سرمایه داری می روند، در همان حال با دست دیگری، بدلیل شیوه زندگی خود مشغول بازتولید نظامند. در چنین وضعی مبارزه از درون سرمایه عملا سترون شده و نیروی ضدسرمایه نیاز به آرایش صفوف خود در بیرون از سیستم و در مقیاس جهانی دارد. بدون حل این دوگانگی و تناقض بنیادی بعید است که  بتوان سرمایه داری را برافکند و حتی به عقب نشینی های بزرگ واداشت!. اهرمی در بیرون از سیستم و سازوکارهای جهان هرمی و غیرمشروط به آن.

پنجم: وقتی از ضعف و عدم ادامه کاری جنبش ها سخن گفته می شود، نباید فراموش کنیم که در عین حال هیچ بدیلی در برابر آن وجود ندارد. و این جنبش ها هستند که با امواج پی در پی خود هم چون اهرم تغییر و دگرگونی عمل می کنند. چنان که در پی برآمدجنبش های تسخیر در طی چندسال گذشته به ویژه جنبش تسخیروال استریت شاهدیم که با پرده برداری از شکاف عظیم طبقاتی، گفتمان ضدسرمایه داری، انتقاد و افشاگری علیه سلطه یک درصدی ها بر نودونه درصدی، به یک گفتمان فراگیر و نیرومندی در مقیاس جهانی تبدیل شده است. گزارش های هشداردهنده اکسفام و برخی نهادهای سرمایه داری دیگر پیرامون دو قطبی شدن جامعه یشری و شکاف های نجومی و غیرقابل تحمل بین غنی و فقیر و یا پیرامون تمرکزبیش از حدقدرت در دستان اقلیت صاحب ثروت در جهان و یا بحران زیست محیطی و... ارائه آن به نشست سالانه دولت ها و سرمایه داران در داووس و یا انتشار و بازتاب گسترده کتاب هائی چون سرمایه در قرن بیست و یکم توسط توماس پیکتی و یا دادن هشدار نسبت به زوال دموکراسی توسط کسانی چون فوکویاما ( واضع نظریه پایان تاریخ)  نشان دهنده تأثیرات گسترده جنبش ها در گستره جهانی و بازتاب آن حتی در میان مدافعان نظم سرمایه و نظریه پردازان سرمایه داری است. همه این ها دلالت بر قوت و بردمؤثراین جنبش ها دارند. همانطور که ژیژک در جای دیگری گفته است، پاسخ های قدیمی به مسائل کنونی جواب نمی دهند. ابتدا رخدادها صورت می گیرند آن گاه معنا می شوند.

ششم: گرچه از نظرفقر و فلاکت جهان تا حدزیادی دوقطبی شده است اما رشد ناموزون جهانی سازی سرمایه دارانه و رقابت آمیز و مبتنی بر تبعیض و سلطه و قهر و بطورکلی سیاست انهدامی، و اصابت آن ها با رسوبات و گسل های تاریخی و معضلات بجامانده و حل ناشده سیاسی و فرهنگی و اقتصادی طی قرون متمادی، موجب فوران و سرریزشدن بحران های گوناگون به طورهمزمان شده است. رقابت های سخت بین بخش ها و قطب های سرمایه و فعال شدن گسل هائی چون بنیادگرائی و و بحران گذر از دولت- ملت ها که نه فقط موجب صف آرائی های تازه در درون روندجهانی سازی می گردد، بلکه موجب شقاق و پراکندگی در صفوف جنبش و کارگران و ... نیز می گردد. هم چنین در این دوره انتقالی  با انفجارمهاجرت ها و بحران حادزیست محیطی و نظایرآن نیز مواجهیم که با ایجاد صف آرائی های گوناگونی در مقیاس جهانی در بستررونداصلی جهانی سازی سرمایه، مانع از دوقطبی شدن جامعه جهانی بر پایه صف آرائی کارگران و زحمتکشان در برابر سرمایه و سرمایه داران می شود و یا به عبارتی دیگر موجب  تشتت در صفوف جنبش ضدسرمایه داری می شود. چنان که شاهدیم  ظهورو عروج پدیده ای بنام داعش  چگونه این صف آرائی ها را درهم می ریزد و مانع از بالندگی جنبش های ضدسرمایه داری و سیاست رهائی بخش می شود.

هفتم، در اینجا از ناوجودها و یا گذشته تاریخی و یا حسرت های بجامانده از آن و آرزوها صحبت نمی کنیم و داریم از مبارزه طبقاتی و شرایط واقعا موجود و روندهای پیشرو در آن هم چون اهرم های پیشروی و تغییرواقعی که باید به آن ها خیره شد و از آن ها آموخت و تقویت اشان کرد تا بر گسل ها و ضعف های خود فائق آیند، صحت می کنیم! علیرغم واقعیت ضعف نسبی جنبش ها اما این هم واقعیت دارد که بدیلی در برابر آن ها در اردوی ضدسرمایه داری وجود ندارد. و این که گذشته را دیگر نمی توان تکرار کرد و حسرت بازگشت به آن را ( که گاها در ادعاهای خامی چون بازگشت به مارکس که با خودرویکرد علمی مارکس هم هیچ خوانائی ندارد فرموله می شوند) باید به موزه تاریخ سپرد. چهان کنونی بسی فربه تر و پیچیده از آن است که در گذشته  قالب گیری شود. بجای آن که بر این امرناممکن پا فشرده شود که جنبش ها زیرجتراحزاب و رهبران جای بگیرند و قالب گیری شوند، اگر آن نیروها و جریانات در جهت تقویت این جنبش ها و اخگرخودرهان آن ها قرار بگیرند بی تردید به سهم خود بر استمرار و پیگیری و ادامه کاری و تعمیق مطالبات آن ها خواهند افزود. جنبش ها از آسمان نمی آیند؛ جنبش ها از یکسو موج های بی شمار و مستمری هستند در شبکه ها و گروه ها و دسته های کوچک تر و حول این یا آن مطالبه، از سوی دیگر در مقاطع بحرانی حول مطالبات معین و سترگ و سراسری به هم می پیوندند و موج های بسیارنیرومند واثر گذاری را تشکیل می دهند. بی تردید در میانه این امواج بزرگ و پردامنه، نقش مهمی برای امواج کوچکتر وجود دارد و نقش آن ها در اشاعه آگاهی و تجربه و پیوستگی و هم آهنگی این امواج مهم است. اما نکته اصلی آن است که بادبان هایمان را در کدام سو به اهتراز در می آوریم و بدنبال کدامین رؤیاها هستیم.  پایان

2015-01-13 23-10-1393

 

*1- http://www.taghi-roozbeh.blogspot.de/2015/01/blog-post.html#more

 

*2- آنچه چپ باید از تاچر بیاموزد
شجاعت ساده تصمیم : اسلاوی ژیژک

http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=52336

 

*3- دوزخ در بهشت: نشریه نقداقتصادی سیاسی

http://pecritique.com/2013/07/06/

 

 *3- http://www.thesis11.com/Note.aspx?Id=258

 

 

 

 

 

 

منبع:پژواک ایران


تقی روزبه

فهرست مطالب تقی روزبه در سایت پژواک ایران 

* آغازدوره پسابرجام؟ آرامش قبل ازطوفان؟  [2017 Oct] 
* گزارش گزارشگرویژه: یک گام مهم و به جلو در مطرح شدن جهانی کشتارتابستان ۶۷ [2017 Sep] 
*جهان به کدام سو می رود-2* [2017 Sep] 
*انقلاب اسلامی و محلل هایش! [2017 Aug] 
*جهان به کدام سومی رود؟ نگاهی به چالش ها و صورت بندی آن ها [2017 Aug] 
*وعده های انتخاباتی روحانی، تبی که خیلی زود به لرزنشست! [2017 Aug] 
*بی بی سی و آینده جناح اقتدارگرا [2017 Jul] 
*فرصتی تازه برای زنده کردن و زنده نگهداشتن حافظه تاریخی [2017 Jul] 
*اهمیت چالش در گرفته پیرامون نظریه ولایت الهی و منشأمشروعیت حاکمان [2017 Jul] 
* سعید حجاریان و تقلب در «انتخابات»، سه نکته و یک نتیجه!‏  [2017 Jun] 
*به بهانه انتشاراسنادکودتای ۲۸ مرداد و سه نکته ناقابل! [2017 Jun] 
*نگاهی به دورویکرد «دانشجوئی» و «روشنفکردینی»  [2017 Jun] 
* عملیات تروریستی داعش در تهران، نظم ترامپی و فضای تیره حاکم بر منطقه!‏  [2017 Jun] 
*انتخابات و چندنکته تلگرافی!:‏ آیا در رژیم اسلامی ما با نوعی آپارتاید انتخاباتی مواجهیم [2017 May] 
*اقتصادی سیاسی بحران و منازعات درونی و نگاهی به ‏آخرین تحولات صحنه «انتخابات» [2017 May] 
*اندرمعنای کنشی به نام رأی دادن! [2017 May] 
*جنبش کارگری وعروج پارادایم جدیدنئولیبرالیسم هارو مهاجم! [2017 May] 
*انتخابات اروپا و نیاز چپ به رویکرد و فیگوری متفاوت!‏  [2017 Apr] 
*ورود غافلگیرانه احمدی نژاد به صحنه «انتخابات» و ترک برداشتن صلابت اقتداررهبر!  [2017 Apr] 
* نقش زنان در قافله تمدن و رهائی [2017 Mar] 
*چهاردلیل برای تهدیدمداوم ایران توسط ترامپ!‏ ‏  [2017 Feb] 
* ایران، نخستین آماج تهدیدهای ترامپ!‏  [2017 Feb] 
*آمریکا و نقل مکان سیاست به خیابان!‏  [2017 Jan] 
*درنگی به چند ویژگی گزارش امسال آکسفام  [2017 Jan] 
*خدمات رفسنجانی«متأخر» به نظام! اعتراضات در مراسم تشییع، و یک جمع بندی [2017 Jan] 
* هیولای ولایت مطلقه، و نقش هاشمی رفسنجانی در برساختن آن!‏ [2017 Jan] 
*گورخوابی و پسوندمتجاهر!‏  [2017 Jan] 
*ادعای پیروزی رژیم در جنگ حلب و سیاست معطوف به باتلاق!‏  [2016 Dec] 
*نگاهی به دو رویداد:‏ روزدانشجو و چالش های جنبش دانشجوئی!‏  [2016 Dec] 
* بحران های جهانی و رویکردجدیدهاوکینگ!‏ [2016 Dec] 
*فیدل کاسترو، و تجربه قرن بیستم!‏ و نگاهی به برخوردبی بی سی با آن [2016 Nov] 
* نگاهی به بحران انتخاباتی آمریکا از منظری دیگر و سه مطالبه اصلی بدیل!‏ [2016 Nov] 
*بازتابی از انتخابات آمریکا در میان صفوف چپ  [2016 Nov] 
*نگاهی فشرده به مختصات صحنه انتخاباتی آمریکا در روزهای پایانی  [2016 Nov] 
*انتخابات آمریکا و استریپتیزسیاسی!‏ [2016 Oct] 
* آیا دولت-ملت پدیده و مفهومی است ایستا یا در حال تحول و دگردیسی؟ [2016 Oct] 
*موسیقی به دار!‏  [2016 Oct] 
*نگاهی دو انتقاد به مقاله «همکاری گسترده رژوا و دولت آمریکا، و چالشی که این جنبش را تهدید می کند» [2016 Oct] 
*ابداع واژه جدیدی بنام«ورزشکارنما»!‏  [2016 Sep] 
*پرونده جنایت کهریزک، با این نوع ترفندها پاک شدنی نیست!‏  [2016 Sep] 
*بررسی اهمیت سند شنیداری مربوط به فاجعه 67 برای جنبش دادخواهی، از ‏خلال نقد سه رویکرد به آن ‏  [2016 Aug] 
*نگاهی به ابعادبحران ترکیه و پی آمدها! [2016 Jul] 
*چه کسی می گوید مسعودرجوی زنده نیست؟! [2016 Jul] 
*آزاد شدن جعفرعظیم زاده، و درسهای یک آزمون موفق! [2016 Jul] 
* نگاهی به همه پرسی بریتانیا و چالش های مترتب برآن! [2016 Jun] 
*نگاهی به دو رویداد: گفتمان شلاق! [2016 Jun] 
*فائزه و زندانی بهايی؛ صدای شکستن یک تابو! [2016 May] 
*بحران ونزوئلا و فرجام خرده پارادایم سوسیالیسم دولتی سوار بر جنبش های اجتماعی!  [2016 May] 
*بحثی پیرامون بسط مبارزه طبقاتی به حوزه قدرت! [2016 May] 
* چهارگزاره در بسط مفهوم مبارزه طبقاتی  [2016 May] 
*حفره های بزرگ یک تحلیل از انتخابات 7 اسفند-بخش اول [2016 Apr] 
*جنبش دادخواهی و نقاط آسیب پذیر! [2016 Apr] 
*بحران سرمایه داری و ضرورت خوانش جدید از رهائی! [2016 Apr] 
* احساس خطرخامنه ای از کجا سرچشمه می گیرد؟! [2016 Mar] 
*در زیرپوست تهران چه می گذرد: 7 اسفند و آن چه که در تهران بزرگ اتفاق افتاد! بخش1 [2016 Mar] 
*اندرمعنای کنشی بنام رأی دادن!  [2016 Feb] 
*انتخابات و اسب تروائی که قراراست حماسه بیافریند! [2016 Feb] 
*ادعای انفعالی بودن تاکتیک تحریم و چندگزاره غلط! [2016 Feb] 
*تناقضی به نام رأی اعتراضی و گفتگوئی دوجانبه پیرامون آن! [2016 Feb] 
*تراب حق شناس و درس بزرگ زندگی! [2016 Jan] 
*تاکتیک تحریم، پرسش ها و انتقادها! [2016 Jan] 
* واقعا به چه کسی باید تبریک گفت؟! [2016 Jan] 
* کم لطفی به اهمیت حربه مؤثری به نام تحریم! [2016 Jan] 
*نقدانباشت قدرت و پاسخ به چندپرسش و انتقاد! [2015 Dec] 
*بازگشت به گذشته، به مارکس، به 150 سال پیش، به چه معناست؟! [2015 Dec] 
* نشست پاریس، و مانیفست «کنش برای توقف جنایات اقلیمی» [2015 Dec] 
*جهان در لبه پرتگاه بحران زیست محیطی، و نگاهی به ریشه ها! [2015 Dec] 
*گزارش آژانس، و حسرت حماسه هسته ای! [2015 Dec] 
*داعش و فریاد آی دزد آی دزد رژیم! [2015 Nov] 
*فاجعه پاریس، بحران سوریه، داعش، ریشه ها و بدیل؟ [2015 Nov] 
*اعتراف عجیب رفسنجانی، و دلایل این اعتراف؟ [2015 Oct] 
*بازهم در موردپارادوکسی بنام «دولت سوسیالیستی» و در پاسخ به یک مدافع آن! [2015 Oct] 
*رژیم فعالان کارگری و مدنی را هدف گرفته است، با پیوستن به یکدیگر صدای اعتراض خود را بلندترکنیم! [2015 Sep] 
*آیا قدرت ماهیت طبقاتی ندارد؟ [2015 Sep] 
*«دولت جهانی سوسیالیستی» یک تناقض تمام عیار!  [2015 Sep] 
*تراژدی بحران پناهندگی و ریشه ها! [2015 Aug] 
*تضادبنیادی ولایت فقیه با حکومت قانون! [2015 Aug] 
*پنج دلیل برای تبرئه رسوای سعیدمرتضوی! [2015 Aug] 
*چهارمؤلفه جنگ قدرتی که در ورای دستگیری یک آقازاده جریان دارد! [2015 Aug] 
*توده های مردم تاریخ سازند یا موجوداتی پراکنده و محکوم به لولیدن در گنداب ها؟! [2015 Aug] 
*به نام چپ و به کام راست، نمایشنامه یک عروج و سقوط! [2015 Jul] 
*آغازشمارش معکوس مذاکرات هسته ای در وقت اضافی! [2015 Jul] 
*تصویب نسخه جدیدریاضت اقتصادی و این بار با طعم خودی! [2015 Jul] 
*نه مردم یونان، جان تازه ای به رؤیای اروپای اجتماعی می دمد! [2015 Jul] 
*نگاهی به پیچ و خم های همه پرسی یونان و ماهیت خرده پارادایم دولت های متکی بر جنبش های اجتماعی [2015 Jul] 
*آیا از اتاق مذاکرات هسته ای دودسفید برخواهد خاست یا دودسیاه؟ [2015 Jun] 
*اخراج دسته جمعی خبرنگاران بخش کارگری ایلنا و نقش مافیائی "خانه کارگر"! [2015 Jun] 
*مرعوب شدگی مدافعان سرنگونی یا تلاش برای سترون سازی اپوزیسیون انقلابی، کدامیک؟! [2015 Jun] 
*آقای شهردار از «اوین جدید» چه خبر؟! [2015 May] 
*اوج گیری جنبش مطالباتی و اهمیت هم بستگی بخش های مختلف نیروی کار!- بخش دوم [2015 May] 
*درام واقعی که هرروز در برابرمان به نمایش در می آید! [2015 Apr] 
*رویدادتاریخی یا ضدتاریخی؟! [2015 Apr] 
*پیام این شعله های سرخ فام آتش؟! [2015 Mar] 
*جنبش زنان وضرورت عبور از چندین گسست مهم! [2015 Mar] 
*معضلات بزرگی که رهبرنظام اسلامی ناگزیراست در واپسین سال های عمرخود با وجودبیماری و کهولت سن با آن ها دست و پنجه نرم کند! بخش یک [2015 Mar] 
*خودکامگی در اوجی تازه! [2015 Feb] 
*جدائی دین از دولت یا دین از سیاست؟ کدامیک؟! [2015 Feb] 
*پرش حزب چپ یونان -سی ریزا- به سکوی قدرت، و دام آخر! [2015 Jan] 
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟- بخش پایانی [2015 Jan] 
*شعارمحاکمه در«دادگاه قانونی» بازی در زمین جناح حاکم است! [2015 Jan] 
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟ [2015 Jan] 
*روایت دیگری از ادعای مرگ جنبش دانشجوئی: دانشگاه مرد؛ زنده باد «دانش»گاه!  [2014 Dec] 
*جنبش دانشجوئی در ِاغماء؟! [2014 Dec] 
*نگاهی به جنبش دانشجوئی در سه پرده! [2014 Dec] 
*ما جزأ دموکراسی بی دولت را در روژاوا ایجادکرده ایم! [2014 Dec] 
*جنبش ضدنژادپرستی در آمریکا، ژرفش شکاف ها و دو پیام مهم نهفته در آن!  [2014 Nov] 
*درنگی بر معنای سوگ و تجمع های گسترده مردم به مناسبت مرگ مرتضی پاشائی! [2014 Nov] 
*انتخابات میان دوره ای آمریکا و چرخش به راست! [2014 Nov] 
*سیاست اشاعه ترس و شوک درمانی رژیم را درهم بشکنیم! [2014 Oct] 
*یک دقیقه سکوت برای سگی که آزاد زیست و آزادمرد!*  [2014 Oct] 
*احتمال وقوع فاجعه سقوط شهرکوبانی! [2014 Oct] 
*در کشاکش بین وظایف دامادی و فرمان فیلترینگ، و پرده برداری از سه خطرعمدها [2014 Oct] 
*آیا هشدار به احتمال وقوع جنگ جهانی سوم را باید جدی گرفت؟!  [2014 Sep] 
*کشف تؤطئه، و بحران جانشینی! [2014 Sep] 
*دولت اسرائیل و «قدرت مشرف بر زندگی» [2014 Sep] 
*برشی از شورش سیاهان آمریکا با شعار «دست ها بالا، شلیک نکن»!  [2014 Aug] 
*استیضاح وزیرعلوم: زورآزمائی دوجناح برای کنترل دانشگاه ها! [2014 Aug] 
*رابطه سازمان یابی افقی ودموکراسی مستقیم ومشارکتی [2014 Aug] 
*خاورمیانه و بحران زایمان! [2014 Jul] 
*انتخابات پارلمان اروپا، زمین لرزه و پی آمدها! [2014 Jun] 
*سخنان دور از انتظار فیروزآبادی و چالش های جدید! [2014 May] 
*سخنان دور از انتظارفیروزآبادی و چالش های جدید!  [2014 May] 
*جنبش لغواعدام و گام های تازه! [2014 May] 
*از تحرک «دلواپسان» تا فعال شدن دولت پنهان! [2014 May] 
*آیا بسوی شکل گیری یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟!* [2014 Apr] 
*تعرض ارتجاع حاکم به حقوق شهروندان را درهم بشکنیم! [2014 Apr] 
*شکست حزب سوسیالیست فرانسه شوکی تازه به یک رویکرد کهنه! [2014 Apr] 
*سال نو، پیام و ضدپیام ومحورهای پیشروی [2014 Mar] 
*وجه بین المللی بحران اوکراین و پی آمدها [2014 Mar] 
*تبعیض بر زنان و رابطه آن با سایرتبعیض های اجتماعی [2014 Mar] 
*آیا دلایل ارائه شده برای تغییرنام سازمان کارگران انقلابی به سازمان راه کارگر پذیرفتنی هستند؟! [2014 Feb] 
*انقلاب بهمن و سه سؤال کلیدی (بخش اول) [2014 Feb] 
*رژیم ایران نگران شکسته شدن فضای امنیتی حاکم برجامعه! [2014 Feb] 
*پرده برداری از یک هیولای واقعی! [2014 Feb] 
*حضورچالش برانگیز هنرمندان در سخنرانی روحانی! [2014 Jan] 
* آش چنان شورشد که فریادروحانی هم درآمد!  [2014 Jan] 
*قطعه ای از شیدائی و جنون جمعی برآمده از دخمه تاریخ! [2014 Jan] 
*ایران در آئینه سال جدیدمیلادی! [2014 Jan] 
*دعوای سرمایه داران آمریکا و «پاپ مارکسیست»! [2013 Dec] 
*نگاهی به شرایط حاکم برجنبش کارگری  [2013 Dec] 
* 16 آذر و رویش جوانه های جنبش دانشجوئی! [2013 Dec] 
*آن چه که در صد روزاول روشن شد! [2013 Nov] 
*چالش های نفس گیرمذاکرات هسته ای و چشم اندازآن! [2013 Nov] 
*کردستان را اعدام نکنید! بلوچستان را اعدام نکنید! ایران را اعدام نکنید! [2013 Nov] 
*مکثی پیرامون دوموضوع: جعلیات سیزده آبان، و مدیریت لبخند دیپلماتیک برای خارج و خشونت در داخل! [2013 Nov] 
*دامنه رسوائی و خشم ناشی از شنود فراگیرجهانیان هم چنان بالامی گیرد! [2013 Oct] 
*نگاهی فشرده به دومسأله: بحران مهاجرت و یک شبه فتوای فاشیستی  [2013 Oct] 
*دور دوم مذاکرات هسته ای و چالش ها! [2013 Oct] 
*جنگ قدرت، وزیرامورخارجه را روانه بیمارستان کرد! [2013 Oct] 
*پس لرزه های تماس تلفنی اوباما و روحانی! [2013 Sep] 
*تحولات اخیر و تأثیر«نرمش قهرمانه» برچالش هسته ای! [2013 Sep] 
*دردفاع از فراخوان به کارگران برای چاره یابی و اهمیت این نوع فراخوان ها! [2013 Sep] 
*از «جیمی کراسی» تا «روحانی کراسی»! [2013 Sep] 
*یک پیروزی دیگر! [2013 Sep] 
*به صدا درآمدن طبل جنگ و ضرورت فعال شدن جنبش ضد جنگ و ابرقدرت افکارعمومی! [2013 Sep] 
*پایدار باد خاطره جان باختگان تابستان سیاه 67! [2013 Sep] 
*شمارش معکوس برای حمله به سوریه؟ [2013 Aug] 
*از گفتمان«اصلاح طلبی» تا گفتمان«اعتدال» فاصله زیادی نیست!  [2013 Aug] 
*وضعیت مصر در حالت دراماتیک! [2013 Aug] 
*سعیدحجاریان کاتولیک تر از پاپ و در نقش یک پنبه زن! [2013 Aug] 
*بحران بازتولید و کابینه نجات! [2013 Aug] 
*از مهندسی انتخابات تا مهندسی کابینه [2013 Aug] 
*هنرِبرقدرت یا هم آغوش ِبا قدرت؟! [2013 Jul] 
*«شگون» پیوند گفتمان اعتدال با روحانیت  [2013 Jul] 
*توپ در زمین کیست؟ رفسنجانی و اصلاح طلبان یا خامنه ای؟ [2013 Jul] 
*انقلاب مصردر فازجدید و سه ویژگی آن! [2013 Jul] 
*نقش شبح تحریم در"انتخابات" [2013 Jun] 
* نگاهی به صف آرائی ها و چالش های صحنه "انتخابات" در آستانه دقیقه 90 [2013 Jun] 
*پروازشبحی برفراز "انتخابات"! [2013 Jun] 
*گفتگو با نشریه نگاه بخش نخست [2013 Jun] 
*نقدی به یک گفتار تلویزیونی(2) [2013 May] 
*پیرامون نظرخواهی بی بی سی درباره"مسأله اصلی انتخابات چیست"؟ [2013 May] 
*"انتخابات" و سه حلقه تاکتیکی مرتبط با آن [2013 May] 
*"انتخابات" و به صحنه آمدن محتوای گندیده نظام! [2013 May] 
*اتحاد جمهوری خواهان پس از ده سال [2013 May] 
*نام نویسی رفسنجانی و شوک حاصل از آن درمیان صفوف حاکمیت! [2013 May] 
*تحریم گسترده انتخابات یک گزینه واقعی و مؤثر! [2013 May] 
*آیا بسوی تعین یافتن یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟! [2013 May] 
*نگاهی به یک حرکت و تاکتیک موفق و الهام بخش! [2013 Apr] 
*مرگ تاچر یا تاچریسم؟  [2013 Apr] 
*در پاسخ به دو انتقاد  [2013 Apr] 
* سازها راباید دوباره کوک کرد! [2013 Apr] 
*پیام نوروزی خامنه ای، و«ضد پیام»! [2013 Mar] 
*چه کسی مشغول تدارک «فتنه» ۹۲ است؟! [2013 Mar] 
*درددل حضرت آقا! [2013 Mar] 
*بازهم در اهمیت مطالبات معیشتی و جنبش مطالباتی [2013 Mar] 
*انتخابات نمایشی و برچسب نافرمانی مدنی! [2013 Mar] 
*بادبان ها را باید در کدام جهت برافراشت؟ [2013 Feb] 
*نگاهی به یگ گفتگو و دو رویکرد متضاد در برابر اتحادیه ها! [2013 Feb] 
*در جمهوری اسلامی هتل ها به زندان ها رشک می برند! [2013 Feb] 
*انتخابات ریاست جمهوری و نعل وارونه رژیم (بخش اول) [2013 Jan] 
*پرتگاهی به نام شکاف بین حداقل دستمزد و خط فقر‎ [2013 Jan] 
*نقش روبه گسترش کارگران در جنبش مطالباتی- ضداستبدادی  [2012 Dec] 
*پاسخی کهنه به یک سؤال قدیمی :"آیا دوران سرمایه داری به پایان رسیده است"؟* [2012 Dec] 
*انقلاب مصر، آموزه ها و مهم ترین ویژ گی ها [2012 Dec] 
*تظاهرات کارگری هم زمان در 23 کشور اروپائی، و نقاط قوت و ضعف آن [2012 Nov] 
* جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد: [2012 Nov] 
*تصویب برنامه بسته ریاضتی با وجود اعتصاب سراسری و محاصره پارلمان، و یک پرسش چالش برانگیز [2012 Nov] 
*انتخابات آمریکا و کانونی شدن جدال ها حول طبقه متوسط! [2012 Nov] 
*بحرانی که از کنترل سران حکومت خارج می شود! [2012 Oct] 
*خود خوارگی، مهم ترین دشمن حکومت اسلامی! [2012 Oct] 
*موج بلند بحران، ویژگی ها و پی آمدهای آن(1) [2012 Oct] 
*حذف نام مجاهدین از لیست سازمان های تروریستی و ادعای بهم خوردن توازن قوا! [2012 Oct] 
*اوج گیری جنگ قدرت و دستگیری فرزندان رفسنجانی! [2012 Sep] 
*منشورها و بازارمکاره سیاست! [2012 Sep] 
*چپ و چرخه بازتولید موقعیت بورژوازی! [2012 Sep] 
*برای مقابله با بحران پراکندگی از کجا باید شروع کرد؟ [2012 Sep] 
*طناب دار بر گلوی دموکراسی! [2012 Aug] 
*موقعیت چپ در ایران؟ بحران تئوریک؟ بحران هویت؟ پایگاه اجتماعی؟ گسست­ها و اتحادها؟ * [2012 Jul] 
*یک استدلال و هزار اما و اگر [2012 Jul] 
*نشست کلن: آزمون جدید؟ امیدها و چالش ها؟ [2012 Jul] 
*شکست طرح آتش بس کوفی عنان(نماینده سازمان ملل) وخطرگسترش جنگ داخلی در سوریه  [2012 Jun] 
*از"مرکوزی" تا "مرکولاند" وتوهماتی که به نام چپ رادیکال پراکنده می شود! [2012 May] 
*جنبش های جدید حامل چه پارادایمی هستند؟  [2012 May] 
*چاووش خوان، و آوای مرگ جمهوری اسلامی!  [2012 May] 
*انتخابات فرانسه وچپ گروگان گرفته شده! [2012 May] 
*تراژدی خودکشی داروسازبازنشسته یونانی،ادعانامه ای علیه نظام سرمایه داری! [2012 Apr] 
*دخیل بستن رفسنجانی به خمینی درآستانه برگزاری مذاکرات هسته ای [2012 Apr] 
*جدی میگم! سلاح هسته ای وحرمت فتوا! [2012 Apr] 
*مارش جهانی روزکارگر با شعاراعتصاب عمومی و یک روزبدون نودونه درصدی ها! [2012 Mar] 
*چگونه سالی ؟! [2012 Mar] 
*نگاهی به چندچالش پیشاروی جنبش زنان [2012 Mar] 
*بروزلحظه تاریخی درهمکاری اصلاح طلبان وسازمان اکثریت! [2012 Mar] 
*پی آمدهای نمایش انتخاباتی رژیم! [2012 Mar] 
*سخنی پیرامون اعتراضات 25 بهمن [2012 Feb] 
*جنگ و تحریم گسترده به مثابه دواستراتژی متفاوت یا دووجه یک استراتژی؟ [2012 Feb] 
*اعتصاب یکپارچه ومیلیونی کارگران نیجریه دولت را واداربه عقب نشینی کرد! [2012 Jan] 
*رابطه سازمان یابی افقی ودموموکراسی مستقیم ومشارکتی [2012 Jan] 
*تقابل دواستراتژی: « تحریم گسترده نفتی وبانکی وتهدیدات نظامی» و «تهدید در برابر تهدید» [2011 Dec] 
*پس از9 سال جنگ معلوم شد که طالبان دشمن آمریکا نبوده است! [2011 Dec] 
*معترضان جهان؛ چهره سال مجله تایم؛ مردم سوژه گی! [2011 Dec] 
*جنبش وال استریت وشعاراشغال کنگره! [2011 Dec] 
* "انتخابات" مجلس شورای اسلامی واهمیت یک جنبش تحریم گسترده [2011 Dec] 
*اقدام درخشان والهام بخش کارگران ایران خود رو دراعتراض به تغییرارتجاعی قانون کار  [2011 Nov] 
*به مناسبت يک ماهگی جنبش: جنبش وال استريت،ازتصرف فضا-مکان ها تا فلج سازی سازوکارهای سيستم!  [2011 Nov] 
*بار دیگر آوای شوم جنگ طلبی! [2011 Nov] 
*سکولاریسم و"اسلام اخلاقی" آقای سروش! [2011 Nov] 
*اهمیت کنشگری مادران پارک لاله [2011 Nov] 
*آیا لیبی واقعا "آزاد"شد؟  [2011 Oct] 
*جنبش اشغال وال استریت، و برخی ویژگی های جنبش های جدید [2011 Oct] 
*یک ارزیابی ازاعتصاب کارگران پتروشیمی ماهشهر واهمیت آن [2011 Oct] 
*معلمان و شعاربرابری جنسیتی به عنوان شعارسال تحصیلی جدید  [2011 Oct] 
*جنبش دانشجوئی وضرورت درهم شکستن تهاجم رژیم به محیط های آموزشی! [2011 Sep] 
*گفتمان «دموکراتیک» یا سوسیالیستی، کدامیک؟! [2011 Sep] 
*اسپانیا، دموکراسی وتصویب برنامه ریاضت اقتصادی [2011 Sep] 
*میراث خمینی برای جانشینان خود [2011 Sep] 
*لیبی: باچشمی گریان وبا چشمی خندان! [2011 Aug] 
*انگلیس: شورش طردشدگان وبه حاشیه رانده شدگان! [2011 Aug] 
*دراهميت جنبش حق انتخاب سبک زندگی(1)  [2011 Aug] 
*گذشت آمنه وخشونت نهادی شده درقانون قصاص [2011 Aug] 
*رابطه جنبش و "چه بایدکرد"! [2011 Jul] 
*دیواربرلین ونعل وارونه سران گروه8 پیرامون تحولات منطقه [2011 Jun] 
*زایش وزوال اسطوره ها درعصرنوین  [2011 Jun] 
*تاکتیک، وحکمت های نهفته در یک نظرسنجی! [2011 Jun] 
*تاکتیک های گشاینده وتاکتیک های بازدارنده [2011 Jun] 
*انقلاب پاسخ است یا سؤال؟ [2011 Jun] 
*جنبش با کدام گفتمان ؟ [2009 Aug] 
*"اوبامای" وال استریت و "اوبامای" مردم کوچه وخیابان [2008 Nov] 
*یک نافرمانی باشکوه! [2008 Oct] 
* آزمون جنبش زنان درمقابله با [2008 Sep] 
*یک جمع بندی فشرده ازچالش های کارگری وراه های برون رفت ازآن [2008 May] 
*"انتخابات"رسوا وپرازتقلب! [2008 Mar] 
*مارش عظیم تحریم کنندگان ومعضل صندوق های خالی! [2008 Mar]