اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟
تقی روزبه

 

دوگانگی در رویکردهای ژیژک پیرامون تحولات سیاسی و رخدادهای اجتماعی، ماهیت و عملکرد جنبش های اعتراضی علیه نظام سرمایه داری و در تناسب با فراز و فرودهای آن، از او تصویریک فیلسوف آشفته و سرگردان و متناقض گو را به نمایش می گذارد. بنظرمی رسد که او هنوز نتوانسته  اخگرخودرهان نهفته در این جنبش ها را  که  در آن مردم سوژه گی و پارادایم دموکراسی مستقیم حرف اول را می زند در یابد و برتابد. سیطره هنجارها و الگوهای جهان هرمی سرمایه داری و نیز جان سختی آموزه ها و کلیشه های بازمانده از آن چه که بنام سوسیالیسم دولتی در قرن بیستم تجربه شد، مانع از آن می شود که او مختصات و درون مایه این مرحله تاریخی جنبش های رهائی بخش را دریابد. در این نوشته نگاهی داریم به سه نمونه برجسته از موضع گیری های او درمورد، مارگارت تاچر، جنبش ضداقتدارگرائی و ضدنئولیبرالیستی موسوم به میدان تقسیم در ترکیه و مطلبی که اخیرا تحت عنوان مینینگ آزاداست  نگاشته اشت. در همین جا لازم است اضافه کنم که محدوده این قضاوت صرفا ناظربه نقددیدگاه وی در موردجنبش های اجتماعی و جایگاه والای فرماندهی و رهبری در نزد وی است و الزاما قابل تعمیم به سایرحوزه های گوناگون کاری وی اعم از فلسفه و روان کاوی و هنر... نمی شود.

پرده اول:

اسلاوی ژیژاک در حسرت یک مارگارت تاچرچپ!

پیرامون تاچرملقب به بانوی آهنین و میراث او، درپی درگذشتش، مطالب فراوان و متضادی چه در انتقاد و چه درستایش، از سوی نحله های گوناگون چپ و راست نگارش یافت*1[ نگاه کنید به مارگارت تاچرمشت آهنین سرمایه و شاگردوفادارمکتب شیگاگو]. حتی به موازات برگزاری مراسم تشریفات رسمی و باهزینه هائی سنگین توسط دولت انگلیس، آکسیون های اعتراضی بخصوص ازسوی لایه های تهیدست و هنرمندان مردمی و مترقی علیه او برگزارشد. تاجائی که ترانهِ ساحره مرد در رأس ترانه های درخواستی بی بی سی قرارگرفت و این رسانه زیرفشارمحافظه کاران و حامیان تاچر، مجبوربه سانسوربخش هائی از آن شد! در چنین فضای طیف بندی شده ای از موافق و مخالف، نوشته ژیژک  به عنوان چهره ای چپ که درمطبوعات و رسانه ها و مجامع و محافل دانشگاهی و روشنفکری از او به عنوان فیلسوف رادیکال و پرمشغله یاد می شود، در ستایش و الگوبرداری از شخصیت تاچر حتی به رغم برخی مواضع اقتدارگرایانه پیشین او شگفت انگیز بود. گرچه ردپای نخبه گرائی، باور به لزوم رهبری و فرماندهی از بالا برای هدایت و راندن توده های مردم به جلو در پاره ای از نوشته ها و سخنان ژیژک مشهود بود و کمابیش از او تصویریک فیلسوف اقتدارگرا را به نمایش می گذاشت تایک فیلسوف مدافع رهائی را، و گرچه طی همین دوسه سال اخیر روشن بود که باصطلاح گروه خونی وی با گروه خونی جنبش های اجتماعی جدید که برپایه پارادایم دمکراسی مستقیم و علیه اقتدارگرائی و سترونی دموکراسی نیابتی و نمایندگی، و سیاست های نئولیبرالیستی و جهانی سازی سرمایه دارانه ابرازوجود می کنند خوانائی ندارد؛ جنبش هائی که بر سر درآن ها نگاشته شده است: جنبش های بدون رهبری، جنبش هائی با نقش آفرینی بی شماران سوژه، به سوی جهانی دیگر، جهانی افقی- غیرطبقاتی هم چون بدیل جهان هرمی- طبقاتی موجود، توسط بی شماران و  به دست آنان!. با این همه نوشته او با عنوان"آن چه که چپ باید از تاچر بیاموزد"*2، گامی عقب تر از مواضع تاکنونی اش بوده و آشکارا در تقابل و تحقیرآن چه که می توان طلیعه عصرمردم سوژگی و جوشش دموکراسی از پائین نامید، قرارگرفته است. دراین نوشته هیچ نشانی از وفاداری وی به پرنسیپ های شناخته شده رهائی و برابری و آزادی دیده نمی شود. منطق او گسیخته و سخیف و فارغ از استدلال های بسنده و شایسته یک فیلسوف چپ پرآوازه ای است که او عنوانش را به گونه ای متناقضیدک می کشد. دراین جا نگاه فشرده ای داریم به ادعاهای وی و گسست های موجود در آن و آن چه  که او با وام گرفتن از کاراکتر تاچر به چپ  اندرز می دهد:

                                      

جادوی رهبری فرهمند: با اشاره های ستایش گونه به رهبرانی چون چرچیل و دوگل و تاچر و... – این سکانداران صاحب نام جهان سلسه مراتبی و هرم وار، بر این نظراست که "سوژه" را نیز فرمانده می آفریند و گویا بدون وجود فرماندهِ سوژه آفرین و تصمیم گیر، چرخ عالم از حرکت باز خواهد ماند. او در توصیف چنین فرماندهانی می نویسد:

"وظیفه یک فرمانده دست‌زدن به یک تقسیم‌بندی اصیل است، بین آنها کهمی‌خواهند به درون پارامترهای کهنه برگردند و کسانی که از لزوم تغییر آگاهند. چنین تقسیم‌بندی و نه سازش‌کاری‌های فرصت‌طلبانه، تنها راه رسیدنبه اتحاد واقعی است."

چنان که درعبارت فوق مشاهده می کنید، او به دنبال فرماندهانی است که به لزوم تغییر آگاهند و از سازش های فرصت طلبانه بدور. حالا پیداکنید الیت مطلوب و مورد نظرژیژک را! مفروض انگاشتن وجودچنین فرماندهانی موهوم و جستجو برای یافتن و کشف آن ها، هم چون تکیه گاهی برای تغییرجهان توسط آن اهرم ناموجودی است که ارشمیدس با هدف نشان دادن اهمیت اهرم ها در مکانیک  نیروها، برای جابجاکردن کره زمین به دنبالش بود!. بدیهی است که دخیل بستن به چنین اهرمی از جنس اتوریته و مکانیک برای تحولات جامعه و ساختن تاریخ و"پیشرفت"، چیزی جز دخیل بستن به یک منجی- در اصل آفریدن یک منجی و همزمان تهی کردن خویش- که بی گمان در نزدوی استالین نمونه برجسته ای از این نوع فرماندهان است، نیست. بسیارخوب! می پذیریم که در جهان هرمی و مفصل بندی شده بوسیله سلسه مراتب، خلأ رهبری قابل تصور و قابل تحمل نیست و فقدان آن فاجعه ای بزرگ و در حکم درجازدن تاریخ است، و بدون در نظرگرفتن چنین فرماندهانی نجات بخش، کل این هرم معیوب شده و فرو می ریزد؛ اما پرسیدنی است اگر معلوم شد که چنین فرماندهی، پس از قبضه نوک هرم و دستگاه قدرت و سکانداریِ هدایت جامعه، فاقدمختصات مورد نظرژیژک بودند و گوششان هم به انتقاد و اعتراض و  توصیه های هیچ فیلسوفی (مردم که قادر به تشخیص صلاح خود نیستند) بدهکارنبود، که تاریخ از این دست رهبران را که پس از تصرف کرسی قدرت دچارثقل سامعه سنگینی می شوند کم به خود ندیده است، و استالین ایجاداردوگاه های مرگ و صدها آفت عظیم دیگر مصداق برجسته ای از این تیپ رهبران بود، آنگاه چه باید کرد؟! از قضا تاچر نیز به گونه ای دیگر یکی از این دست فرماندهان دارای ثقل سنگین شنوائی بود. او در سیاست ضدکارگری و سرکوب تشکل ها و ستاندن دست آوردهای چندین دهه کارگران، تاختن بی مهابایش در جاده نئولیبرالیسم و خدمات بی ریائش برای تأمین نقش هژمونیک آن بر نظام سرمایه داری، و حتی یکه تازی و بی اعتنائی اش به توصیه های هم حزبی هایش درتعدیل برخی از این سیاست ها، نمونه برجسته ای از تراز رهبرانی بوده است که سخت دل ژیژک را ربوده است. ظاهرا ژیژک از دیالکتیک تولیدقدرت و تفویض و بیگانه شدن این قدرت با مولدین آن،  هیچ نیاموخته است. تجارب تاریخی به ما می گویند، قدرت برآمده از کنش جمعی به اندازه ای که واگذارشود و تصاحب گردد، به همان اندازه به قدرتی سرکوبگر و مشرف بر زندگی مردم تبدیل می شود و ازقضا یکی از موازین پایه ای سوسیالیسم رهائی بخش، برخلاف "سوسیالیسم" اقتدارگرا و دولتی، مقابله با تمرکزقدرت در بیرون از طبقه کارگران و زحمتکشان و خارج از کنترل آنان، به عنوان یکی از مهم ترین مشخصه های آن است. برهمین اساس سوسیالیسم تنها می تواند برپایه اشتراک توأمان قدرت و سرمایه صورت گیرد. فقدان نقد به دیالتیک انحطاط قدرت در نزدژیژک آشکاراست، اما ادعای ژیژک از آن چه هم گفته شد اسف بارتراست: چرا که او از قضا شیفته همان عدم پاسخ گوئی فرماندهان است و این ویژگی را یکی از مهم ترین مشخصه های فرماندهی مورد نظرخود می داند! چنان که در ادامه توصیف و ستایش از تاچر می نویسد:"برتصمیمش که در ابتدا دیوانه‌واربه‌نظر می‌رسید پافشاری می‌کرد و پله‌پلهجنون یگانه‌اش را به هنجاری مورد قبول همگان ارتقا می داد"!. ما اما می دانیم که تاچر چه گونه و با چه شیوه ها و اقدامات سرکوبگرانه ای جنون یگانه اش را همگانی کرد. پس تا اینجا در نزدژیژاک فرمانده یعنی کسی که عقاید و نظرات و تصمیمات خود را به هرقیمتی به دیگران به باوراند ولو آن که این تصمیمات دیوانه واربنظرآیند. نباید از یاد برد که در این جا سخن از قضاوت در باره یک رهبرمشخص و عملکرد او به مثابه یک فرمانده سیاسی است که سرنوشت و زندگی دهها میلیون نفر را بدست خود گرفته بود، و نه فی المثل در باره احتجاجات و فیلسوفیدن یک نظریه پرداز در دفاع  از نظریه و رساله خود. آیا این نوع سخن گفتن، سوای رنگ و لعاب فیلسوف مأبانه اش، ما را به یادکسانی امثال مصباح یزدی های جامعه خودمان نمی اندازد که مدعی هستند نخبگانی مذهبی از تراز وی باید رهبرِبرگزیده خدا و امام زمان را کشف و به مردم معرفی کنند و مردم هم باید بدانند که منشأ مشروعیت این پیشوایان، ناشی از خدا و امام زمان است و امت جزاطاعت از امام برگزیده وظیفه دیگری ندارد! اگر رنگ و لعاب ها واصطلاحات متفاوت را به خراشیم، به خویشاوندی و ماهیت مشترک هردو آن ها پی خواهییم بریم.   

 

در فراز بعدی اسلاوی ژیژک یگ گام جلوتر نهاده و هدف واقعی اش از مدل قراردادن فرماندهی تاچر را روشن ترمی سازد و معلوم می شود که او سخت از دست جنبش هائی که سربفرمان نیستند و زیربار اتوریته ها و اوامرنخبگان و مدعیان رهبری نمی روند، کلافه و برآشفته است و در واقع مخاطب و آماج اصلی این نوشته او هم همان ها هستند! با در نظرگرفتن این واقعیت که مدت هاست جنبش های جدید، بیرون از حیطه نفوذ و سازوکارهای این گونه سازمان ها و رهبران حرکت می کنند، آشکار می شود ستایش از کاراکتررهبرانی چون تاچر و امثال او و حمله به جنبش ها و اخگرسوزان آن ها، بی ارتباط با هم نیستند. دراین رابطه او چنین می نویسد: "سویه دیگرمیراث تاچر که از سوی چپ‌ها موردحمله قرار می‌گیرد شکل رهبریاقتدارگرایش است. اعتراضات عمومی که در سرتاسر اروپا در جریاناست دقیقا چون خودجوش اند نوعی«مانع معرفت‌شناختی» در راه مواجهه صحیح با بحران کنونی نظام سیاسی ماایجاد می‌کنند".

 او بجای آن که از این اعتراضات و جنبش ها الهام بگیرد و  برای رهاکردن خود از شررسوبات و کلیشه های جان ساخت بجا مانده از گذشته یاری بگیرد، از ورای آن ها به تحولات نگریسته و با مانع و حاجب انگاشتن این جنبش ها، سخن آخرخود را در تخطئه دموکراسی مستقیم و مشارکتی به زبان می راند: "این اعتراضات در عمل نسخه عامیانه‌ای از سیاستِ دلوزی تعبیرمی‌شود: مردم می‌دانند چه می‌خواهند، قادرند خواسته خود را تشخیص دهند وفرمول‌بندی کنند؛ اما تنها از طریق درگیری و فعالیت مدامِ خودشان؛ بنابراینما به یک دموکراسی مشارکتی فعال نیاز داریم، نه فقط یک دموکراسی نمایندگیبا مناسک انتخاباتش که هر چهار سال یک‌بار رای‌دهندگان را از انفعال دربیاورد؛ ما به خود-سازماندهی انبوه خلق نیاز داریم، نه یک حزب مرکزی لنینیبا یک رهبر و غیره‌وذلک. ..  این افسانه خود-سازماندهی مستقیم و فارغ از نمایندگی سیاسی است که دامآخر است، عمیق‌ترین توهمی که باید فرو بریزد - البته خلاصی از آن، از همهسخت‌تر است."

 

چنانکه ملاحظه می شود، او با نسخه عامیانه سیاست دلوزی نامیدن دموکراسی مستقیم و مشارکتی ، براین نظراست که مردم خود قادر به درک و فرموله کردن خواست ها و نمایندگی مستقیم منافع و خواست های خود نیستند. دموکراسی مشارکتی فعال و خود سازماندهی دام آخر و عمیق ترین توهمی است که باید فروبریزد و از همه سخت تراست.  گرچه او در اوج جنبش تسخیر وال استریت در آمریکا سری به آنجا زد و گرچه قاعدتا باید از نزدیک شاهد پیوندغیرنهادی شده عنصرآگاهی و پراتیک اجتماعی در آن مجامع شده باشد، و این که نحوه دیگری از رابطه عناصرآگاه تر و کم ترآگاه تر هم می تواند وجودداشته باشد، اما نظم جهان هرمی و مبتنی برجدائی آگاهی از بطن جامعه و فرادستی و هژمونی این برآن ریشه دارتر ازآن است که با این گونه تک جوش خللی برآن وارد شود. برای او دموکراسی در همان سطح نماینددگی و تفویض شده واجدمعنابوده و سخن از تعمیق آن به دموکراسی مستقیم و مشارکتی و فراگیر در تمامی حوزه های اجتماعی اعم از سیاسی و اقتصادی، سیاست از نوعی دیگر، عامیانه  و عمیق ترین توهمی است که باید فروبریزد!. به یک تعبیر شاید به توان گفت که ژیژک حق دارد! جهان هرمی به سوسیالیسم هرمی و از نوع اقتدارگرایانه آن" برای فریب توده های خشمگین و بخشی از سازوکاربازتولیدخود نیازمنداست. و این سوسیالیسم نیز سخن گویان و نظریه پردازان خود را دارد. در این نوع سوسیالیسم  بدون وجود یک مرکزیت فشرده از نخبه گان برای فرموله کردن مطالبات و خواست های مردم و هدایت و کنترل آنان، یعنی بدون وجودسیاهی لشکرگوش به فرمان نظم کائنات هرمی فرومی پاشد. در این نوع سوسیالیسم اقتدارگرا باید با شلاق مردم را به سوی بهشت راند!

اگر هنوز باورتان نمی شود به این بخش از سخنان وی هم نگاهی بیاندازید:

 

"لحظه های اعتلا و حضوربی رهبری و اشغال – هم چون میدان التحریر- موقتی است. و استدلالش هم این است که "اکثریت از جمله خودم می خواهند منفعل باشند و به دم و دستگاه دولتی اعتمادکنند به گونه ای که من با آرامش کارم را بکنم". در تمامی انقلابات وقتی نوکیسه گان و تازه به دوران رسیده ها قدرت را بدست می گیرند، اولین پیام و خواستشان از مردم آنست که کوچه و خیابان را ترک کنید، وظیفه شما تا همین جا بود و تمام شد، صحنه را خالی کنید و اجازه دهید که قدرت بازسازی و ساختاربندی شود و به وظایف خویش برسد (انقلاب برپا! انقلاب برجا!). هم اکنون این توصیه ژیژک در مصر و میدان التحریر به وسیله دولت نظامی و مشت آهنین اعمال می شود. ژیژک به  به نقل از والترلیپمن اضافه می کند که باید طبقه خاصی- طبقه نخبه گان- که منافعش فراتر از منافع محلی باشد بر توده شهروندان حکومت کند! چرا که مردم ازطریق رهبران است که متوجه می شوند واقعا چه چیزی را می خواهند!

رؤیای ژیژک دقیقا همان رویائی است که در قرن بیستم با حاکمیت نخبگان و تحت عنوان سوسیالیسم دولتی بر جامعه و کارگران اعمال شد و در زمان استالین به اوج خود رسید. اما حسرت آن آزمون شکست خورده دست از سر وی برنمی دارد. او که قادر به هضم تحولات نوین و آموختن از درس های آن آزمون بزرگ نیست، گوئی هم چون سربازان ژاپنی که پس از تسلیم ژاپن و پایان جنگ هم چنان در سنگرهای خویش پنهان مانده بودند، به زیست خود در قرن بیستم ادامه می دهد. گوئی آرمیدن او در زیرقاب استالین*3 نمادی از آن زیست و کلیشه های بجامانده از آن است! بنظرشما آیا سوسیالیسم با چنین فیلسوفانی نیاز به دشمن هم دارد؟!

 

سخن پایانی:

  در تاریخ بشر از دیرباز ردپای کشاکش دو رویکرد برای اداره جامعه و ساختن جهانی بهتر و انسانی تر وجود داشته است: رویکرداقتدارگرایانه و از بالا توسط نخبگان و رویکردِ دموکراتیک و از پائین بدست مردمان و توده های"بی سروپا"، از بردگان، دهقانان تهیدست و کارگران و زحمتکشان و تا فقرا و حاشیه نشینان و انبوهه خلق. مدافعان جهان هرمی، تقسیم نهادی شده جامعه طبقاتی به نخبگان و مردم عوام و یا جدائی نهادی شده کارفکری و یدی را به مثابه امری جاودانی و مقدر، و سرشت ذاتی و طبیعی جوامع بشری می انگارند. فاجعه از آن جا شروع می شود که این جدائی و تقسیم بندی جهان هرمی به عنوان واقع نگری در میان مدعیان برابری اجتماعی نیز ریشه دوانده و آن ها با فراموش کردن اهداف رهائی بخش خود، به خیل بازتولیدکنندگان نظم موجود پیوسته و به اشکال گوناگونی نخبه گرائی را به عنصری اساسی از دستگاه فکری و ایدئولوژیکی و پراتیک و اشکال سازمانی و منش خود تبدیل می کنند و مروج و ثناگوی آن می شوند و مثل نقل و نبات از   رهبری و نقش حزب -رهبر و نخبگان سخن می گویند. این واقعیت دارد که تقسیم کارنهادی شده در جهان طبقاتی چنان ریشه دوانده است که برای بهره مندان، عبور از آن بسی دشوار، دردناک و حتی غیرعقلانی می نماید. جدائی عقل و خرد به عنوان بخش لایتجرائی از پیکره و ارگانیسم جامعه توسط نظام طبقاتی و سیستم بهره کشی (در جهان هرمی که در آن اقلیتی برخوردار در برابراکثریتی بی بهره، سکان دارجامعه بشمار می روند)، مفصل بندی جامعه براساس این گسست و جدائی، گرچه در جامعه ای با سلطه حاکمیت اقلیتی برخوردار براکثریت محروم امری حیاتی و غیرقابل صرفنظرکردن است و الا زمام کنترل از دست می رود، اما دلبستگی به این جهان وارونه شده که رشد بشر و گسترش تولید و ارتباطات و دانش و آگاهی آن را درمیان استثمارشوندگان بیش از هرزمانی نامعقول و غیرقابل قبول کرده است، توسط شمارنه چندان اندکی از مدعیان برابری اجتماعی و متأثر از کلیشه های گذشته و البته تحت نفوذگفتمان و فرهنگ نظام هرمی و سلسه مراتبی، غیرقابل فهم و فاجعه آفرین و در حکم متشتت کردن صفوف سوسیالیسم رهائی بخش است.

جهان هرمی اساسا بر مفصل بندی چهارگانه زیر استواراست: از اقتصادمبتنی براستثمار کارمزدی و انباشت سرمایه ( وآن چه که زیربنا خوانده می شود)؛ انباشت قدرت آراسته شده با دموکراسی نیابتی وغیرمستقیم مبتنی بر اصل تفویض قدرت. انباشت قدرت به عنوان همزادانباشت سرمایه، بهمان اندازه در تأمین سلطه و بازتولید چرخه حیاتی سیستم واجداهمیت بوده و ماهیت سرمایه دارانه دارد؛ نظام سلسه مراتب و رهبرمدار؛ و بالأخره دستگاه ایدئولوژی و گفتمانی توجیه کننده نظم هرمی. سرمایه داری بدون این عناصراصلی سلطه قابل دوام نخواهد بود. در کلی ترین وجوه  آن ها هم چون حلقات اصلی، هم سنخ و متناظر و متصل به یکدیگر، فراهم کننده شرایط لازم و کافی برای استقرارنظم هرمی و تأمین شرایط لازم برای چرخش آن هستند. بطوری که  با حذف یکی از آن ها انسجام و تعادل ستون های برپادارنده نظام به لرزه می افتد. در گفتمان هرمی اقلیت برخوردار و نخبگان هستند که مرکزعالم را تشکیل می دهند و منظومه شمشی به گرد آنان می چرخد. سروته کردن این هرم  معنائی جز بهم ریختن ساختاراین هرم و بحران عظیم گفتمانی و هویتی آن نیست. بدون تغییر کیفی در هرچهارستون نظام طبقاتی هیچ سخنی از بدیل نمی توان به میان آورد. "سوسیالیسم"ژیژک و مدافعان جهان هرمی جز سوسیالیسم هرمی و درون سیستمی و لاجرم بازتولیدکننده نظام هرمی- طبقاتی نیست. نمی توان بخشی از نظام موجود بود و سخن از بدیل آن کرد. این پارادوکس روزی بالأخره باید حل شود. در گام نخست از جنبه فکری و نظری و البته در گام د وم و اساسی دیگر از جنبه عملی؛ بیرون کشیدن مدافعان جهانی دیگر از مدار چرخه بازتولیدنظام و انجام کنشگری در بیرون از سیستم و علیه آن. ناتمام ( پرده دوم را در بخش بعدی ملاحظه خواهید کرد)   

2015-01-03 13-10-1393

http://taghi-roozbeh.blogspot.com

*1-   مارگارت تاچر به مثابه مشت آهنین سرمایه  و شاگردوفادارمکتب شیکاگو!

مرگ تاچر یا تاچریسم؟

http://taghi-roozbeh.blogspot.de/2013/04/normal-0-21-microsoftinternetexplorer4_11.html

 

*2- آنچه چپ باید از تاچر بیاموزد
شجاعت ساده تصمیم : اسلاوی ژیژک

http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=52336

 

*3-  رؤیاهای خطرناک اسلاوی ژیژک

http://praxies.org/?p=1893

 

منبع:پژواک ایران


تقی روزبه

فهرست مطالب تقی روزبه در سایت پژواک ایران 

*وعده های انتخاباتی روحانی، تبی که خیلی زود به لرزنشست! [2017 Aug] 
*بی بی سی و آینده جناح اقتدارگرا [2017 Jul] 
*فرصتی تازه برای زنده کردن و زنده نگهداشتن حافظه تاریخی [2017 Jul] 
*اهمیت چالش در گرفته پیرامون نظریه ولایت الهی و منشأمشروعیت حاکمان [2017 Jul] 
* سعید حجاریان و تقلب در «انتخابات»، سه نکته و یک نتیجه!‏  [2017 Jun] 
*به بهانه انتشاراسنادکودتای ۲۸ مرداد و سه نکته ناقابل! [2017 Jun] 
*نگاهی به دورویکرد «دانشجوئی» و «روشنفکردینی»  [2017 Jun] 
* عملیات تروریستی داعش در تهران، نظم ترامپی و فضای تیره حاکم بر منطقه!‏  [2017 Jun] 
*انتخابات و چندنکته تلگرافی!:‏ آیا در رژیم اسلامی ما با نوعی آپارتاید انتخاباتی مواجهیم [2017 May] 
*اقتصادی سیاسی بحران و منازعات درونی و نگاهی به ‏آخرین تحولات صحنه «انتخابات» [2017 May] 
*اندرمعنای کنشی به نام رأی دادن! [2017 May] 
*جنبش کارگری وعروج پارادایم جدیدنئولیبرالیسم هارو مهاجم! [2017 May] 
*انتخابات اروپا و نیاز چپ به رویکرد و فیگوری متفاوت!‏  [2017 Apr] 
*ورود غافلگیرانه احمدی نژاد به صحنه «انتخابات» و ترک برداشتن صلابت اقتداررهبر!  [2017 Apr] 
* نقش زنان در قافله تمدن و رهائی [2017 Mar] 
*چهاردلیل برای تهدیدمداوم ایران توسط ترامپ!‏ ‏  [2017 Feb] 
* ایران، نخستین آماج تهدیدهای ترامپ!‏  [2017 Feb] 
*آمریکا و نقل مکان سیاست به خیابان!‏  [2017 Jan] 
*درنگی به چند ویژگی گزارش امسال آکسفام  [2017 Jan] 
*خدمات رفسنجانی«متأخر» به نظام! اعتراضات در مراسم تشییع، و یک جمع بندی [2017 Jan] 
* هیولای ولایت مطلقه، و نقش هاشمی رفسنجانی در برساختن آن!‏ [2017 Jan] 
*گورخوابی و پسوندمتجاهر!‏  [2017 Jan] 
*ادعای پیروزی رژیم در جنگ حلب و سیاست معطوف به باتلاق!‏  [2016 Dec] 
*نگاهی به دو رویداد:‏ روزدانشجو و چالش های جنبش دانشجوئی!‏  [2016 Dec] 
* بحران های جهانی و رویکردجدیدهاوکینگ!‏ [2016 Dec] 
*فیدل کاسترو، و تجربه قرن بیستم!‏ و نگاهی به برخوردبی بی سی با آن [2016 Nov] 
* نگاهی به بحران انتخاباتی آمریکا از منظری دیگر و سه مطالبه اصلی بدیل!‏ [2016 Nov] 
*بازتابی از انتخابات آمریکا در میان صفوف چپ  [2016 Nov] 
*نگاهی فشرده به مختصات صحنه انتخاباتی آمریکا در روزهای پایانی  [2016 Nov] 
*انتخابات آمریکا و استریپتیزسیاسی!‏ [2016 Oct] 
* آیا دولت-ملت پدیده و مفهومی است ایستا یا در حال تحول و دگردیسی؟ [2016 Oct] 
*موسیقی به دار!‏  [2016 Oct] 
*نگاهی دو انتقاد به مقاله «همکاری گسترده رژوا و دولت آمریکا، و چالشی که این جنبش را تهدید می کند» [2016 Oct] 
*ابداع واژه جدیدی بنام«ورزشکارنما»!‏  [2016 Sep] 
*پرونده جنایت کهریزک، با این نوع ترفندها پاک شدنی نیست!‏  [2016 Sep] 
*بررسی اهمیت سند شنیداری مربوط به فاجعه 67 برای جنبش دادخواهی، از ‏خلال نقد سه رویکرد به آن ‏  [2016 Aug] 
*نگاهی به ابعادبحران ترکیه و پی آمدها! [2016 Jul] 
*چه کسی می گوید مسعودرجوی زنده نیست؟! [2016 Jul] 
*آزاد شدن جعفرعظیم زاده، و درسهای یک آزمون موفق! [2016 Jul] 
* نگاهی به همه پرسی بریتانیا و چالش های مترتب برآن! [2016 Jun] 
*نگاهی به دو رویداد: گفتمان شلاق! [2016 Jun] 
*فائزه و زندانی بهايی؛ صدای شکستن یک تابو! [2016 May] 
*بحران ونزوئلا و فرجام خرده پارادایم سوسیالیسم دولتی سوار بر جنبش های اجتماعی!  [2016 May] 
*بحثی پیرامون بسط مبارزه طبقاتی به حوزه قدرت! [2016 May] 
* چهارگزاره در بسط مفهوم مبارزه طبقاتی  [2016 May] 
*حفره های بزرگ یک تحلیل از انتخابات 7 اسفند-بخش اول [2016 Apr] 
*جنبش دادخواهی و نقاط آسیب پذیر! [2016 Apr] 
*بحران سرمایه داری و ضرورت خوانش جدید از رهائی! [2016 Apr] 
* احساس خطرخامنه ای از کجا سرچشمه می گیرد؟! [2016 Mar] 
*در زیرپوست تهران چه می گذرد: 7 اسفند و آن چه که در تهران بزرگ اتفاق افتاد! بخش1 [2016 Mar] 
*اندرمعنای کنشی بنام رأی دادن!  [2016 Feb] 
*انتخابات و اسب تروائی که قراراست حماسه بیافریند! [2016 Feb] 
*ادعای انفعالی بودن تاکتیک تحریم و چندگزاره غلط! [2016 Feb] 
*تناقضی به نام رأی اعتراضی و گفتگوئی دوجانبه پیرامون آن! [2016 Feb] 
*تراب حق شناس و درس بزرگ زندگی! [2016 Jan] 
*تاکتیک تحریم، پرسش ها و انتقادها! [2016 Jan] 
* واقعا به چه کسی باید تبریک گفت؟! [2016 Jan] 
* کم لطفی به اهمیت حربه مؤثری به نام تحریم! [2016 Jan] 
*نقدانباشت قدرت و پاسخ به چندپرسش و انتقاد! [2015 Dec] 
*بازگشت به گذشته، به مارکس، به 150 سال پیش، به چه معناست؟! [2015 Dec] 
* نشست پاریس، و مانیفست «کنش برای توقف جنایات اقلیمی» [2015 Dec] 
*جهان در لبه پرتگاه بحران زیست محیطی، و نگاهی به ریشه ها! [2015 Dec] 
*گزارش آژانس، و حسرت حماسه هسته ای! [2015 Dec] 
*داعش و فریاد آی دزد آی دزد رژیم! [2015 Nov] 
*فاجعه پاریس، بحران سوریه، داعش، ریشه ها و بدیل؟ [2015 Nov] 
*اعتراف عجیب رفسنجانی، و دلایل این اعتراف؟ [2015 Oct] 
*بازهم در موردپارادوکسی بنام «دولت سوسیالیستی» و در پاسخ به یک مدافع آن! [2015 Oct] 
*رژیم فعالان کارگری و مدنی را هدف گرفته است، با پیوستن به یکدیگر صدای اعتراض خود را بلندترکنیم! [2015 Sep] 
*آیا قدرت ماهیت طبقاتی ندارد؟ [2015 Sep] 
*«دولت جهانی سوسیالیستی» یک تناقض تمام عیار!  [2015 Sep] 
*تراژدی بحران پناهندگی و ریشه ها! [2015 Aug] 
*تضادبنیادی ولایت فقیه با حکومت قانون! [2015 Aug] 
*پنج دلیل برای تبرئه رسوای سعیدمرتضوی! [2015 Aug] 
*چهارمؤلفه جنگ قدرتی که در ورای دستگیری یک آقازاده جریان دارد! [2015 Aug] 
*توده های مردم تاریخ سازند یا موجوداتی پراکنده و محکوم به لولیدن در گنداب ها؟! [2015 Aug] 
*به نام چپ و به کام راست، نمایشنامه یک عروج و سقوط! [2015 Jul] 
*آغازشمارش معکوس مذاکرات هسته ای در وقت اضافی! [2015 Jul] 
*تصویب نسخه جدیدریاضت اقتصادی و این بار با طعم خودی! [2015 Jul] 
*نه مردم یونان، جان تازه ای به رؤیای اروپای اجتماعی می دمد! [2015 Jul] 
*نگاهی به پیچ و خم های همه پرسی یونان و ماهیت خرده پارادایم دولت های متکی بر جنبش های اجتماعی [2015 Jul] 
*آیا از اتاق مذاکرات هسته ای دودسفید برخواهد خاست یا دودسیاه؟ [2015 Jun] 
*اخراج دسته جمعی خبرنگاران بخش کارگری ایلنا و نقش مافیائی "خانه کارگر"! [2015 Jun] 
*مرعوب شدگی مدافعان سرنگونی یا تلاش برای سترون سازی اپوزیسیون انقلابی، کدامیک؟! [2015 Jun] 
*آقای شهردار از «اوین جدید» چه خبر؟! [2015 May] 
*اوج گیری جنبش مطالباتی و اهمیت هم بستگی بخش های مختلف نیروی کار!- بخش دوم [2015 May] 
*درام واقعی که هرروز در برابرمان به نمایش در می آید! [2015 Apr] 
*رویدادتاریخی یا ضدتاریخی؟! [2015 Apr] 
*پیام این شعله های سرخ فام آتش؟! [2015 Mar] 
*جنبش زنان وضرورت عبور از چندین گسست مهم! [2015 Mar] 
*معضلات بزرگی که رهبرنظام اسلامی ناگزیراست در واپسین سال های عمرخود با وجودبیماری و کهولت سن با آن ها دست و پنجه نرم کند! بخش یک [2015 Mar] 
*خودکامگی در اوجی تازه! [2015 Feb] 
*جدائی دین از دولت یا دین از سیاست؟ کدامیک؟! [2015 Feb] 
*پرش حزب چپ یونان -سی ریزا- به سکوی قدرت، و دام آخر! [2015 Jan] 
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟- بخش پایانی [2015 Jan] 
*شعارمحاکمه در«دادگاه قانونی» بازی در زمین جناح حاکم است! [2015 Jan] 
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟ [2015 Jan] 
*روایت دیگری از ادعای مرگ جنبش دانشجوئی: دانشگاه مرد؛ زنده باد «دانش»گاه!  [2014 Dec] 
*جنبش دانشجوئی در ِاغماء؟! [2014 Dec] 
*نگاهی به جنبش دانشجوئی در سه پرده! [2014 Dec] 
*ما جزأ دموکراسی بی دولت را در روژاوا ایجادکرده ایم! [2014 Dec] 
*جنبش ضدنژادپرستی در آمریکا، ژرفش شکاف ها و دو پیام مهم نهفته در آن!  [2014 Nov] 
*درنگی بر معنای سوگ و تجمع های گسترده مردم به مناسبت مرگ مرتضی پاشائی! [2014 Nov] 
*انتخابات میان دوره ای آمریکا و چرخش به راست! [2014 Nov] 
*سیاست اشاعه ترس و شوک درمانی رژیم را درهم بشکنیم! [2014 Oct] 
*یک دقیقه سکوت برای سگی که آزاد زیست و آزادمرد!*  [2014 Oct] 
*احتمال وقوع فاجعه سقوط شهرکوبانی! [2014 Oct] 
*در کشاکش بین وظایف دامادی و فرمان فیلترینگ، و پرده برداری از سه خطرعمدها [2014 Oct] 
*آیا هشدار به احتمال وقوع جنگ جهانی سوم را باید جدی گرفت؟!  [2014 Sep] 
*کشف تؤطئه، و بحران جانشینی! [2014 Sep] 
*دولت اسرائیل و «قدرت مشرف بر زندگی» [2014 Sep] 
*برشی از شورش سیاهان آمریکا با شعار «دست ها بالا، شلیک نکن»!  [2014 Aug] 
*استیضاح وزیرعلوم: زورآزمائی دوجناح برای کنترل دانشگاه ها! [2014 Aug] 
*رابطه سازمان یابی افقی ودموکراسی مستقیم ومشارکتی [2014 Aug] 
*خاورمیانه و بحران زایمان! [2014 Jul] 
*انتخابات پارلمان اروپا، زمین لرزه و پی آمدها! [2014 Jun] 
*سخنان دور از انتظار فیروزآبادی و چالش های جدید! [2014 May] 
*سخنان دور از انتظارفیروزآبادی و چالش های جدید!  [2014 May] 
*جنبش لغواعدام و گام های تازه! [2014 May] 
*از تحرک «دلواپسان» تا فعال شدن دولت پنهان! [2014 May] 
*آیا بسوی شکل گیری یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟!* [2014 Apr] 
*تعرض ارتجاع حاکم به حقوق شهروندان را درهم بشکنیم! [2014 Apr] 
*شکست حزب سوسیالیست فرانسه شوکی تازه به یک رویکرد کهنه! [2014 Apr] 
*سال نو، پیام و ضدپیام ومحورهای پیشروی [2014 Mar] 
*وجه بین المللی بحران اوکراین و پی آمدها [2014 Mar] 
*تبعیض بر زنان و رابطه آن با سایرتبعیض های اجتماعی [2014 Mar] 
*آیا دلایل ارائه شده برای تغییرنام سازمان کارگران انقلابی به سازمان راه کارگر پذیرفتنی هستند؟! [2014 Feb] 
*انقلاب بهمن و سه سؤال کلیدی (بخش اول) [2014 Feb] 
*رژیم ایران نگران شکسته شدن فضای امنیتی حاکم برجامعه! [2014 Feb] 
*پرده برداری از یک هیولای واقعی! [2014 Feb] 
*حضورچالش برانگیز هنرمندان در سخنرانی روحانی! [2014 Jan] 
* آش چنان شورشد که فریادروحانی هم درآمد!  [2014 Jan] 
*قطعه ای از شیدائی و جنون جمعی برآمده از دخمه تاریخ! [2014 Jan] 
*ایران در آئینه سال جدیدمیلادی! [2014 Jan] 
*دعوای سرمایه داران آمریکا و «پاپ مارکسیست»! [2013 Dec] 
*نگاهی به شرایط حاکم برجنبش کارگری  [2013 Dec] 
* 16 آذر و رویش جوانه های جنبش دانشجوئی! [2013 Dec] 
*آن چه که در صد روزاول روشن شد! [2013 Nov] 
*چالش های نفس گیرمذاکرات هسته ای و چشم اندازآن! [2013 Nov] 
*کردستان را اعدام نکنید! بلوچستان را اعدام نکنید! ایران را اعدام نکنید! [2013 Nov] 
*مکثی پیرامون دوموضوع: جعلیات سیزده آبان، و مدیریت لبخند دیپلماتیک برای خارج و خشونت در داخل! [2013 Nov] 
*دامنه رسوائی و خشم ناشی از شنود فراگیرجهانیان هم چنان بالامی گیرد! [2013 Oct] 
*نگاهی فشرده به دومسأله: بحران مهاجرت و یک شبه فتوای فاشیستی  [2013 Oct] 
*دور دوم مذاکرات هسته ای و چالش ها! [2013 Oct] 
*جنگ قدرت، وزیرامورخارجه را روانه بیمارستان کرد! [2013 Oct] 
*پس لرزه های تماس تلفنی اوباما و روحانی! [2013 Sep] 
*تحولات اخیر و تأثیر«نرمش قهرمانه» برچالش هسته ای! [2013 Sep] 
*دردفاع از فراخوان به کارگران برای چاره یابی و اهمیت این نوع فراخوان ها! [2013 Sep] 
*از «جیمی کراسی» تا «روحانی کراسی»! [2013 Sep] 
*یک پیروزی دیگر! [2013 Sep] 
*به صدا درآمدن طبل جنگ و ضرورت فعال شدن جنبش ضد جنگ و ابرقدرت افکارعمومی! [2013 Sep] 
*پایدار باد خاطره جان باختگان تابستان سیاه 67! [2013 Sep] 
*شمارش معکوس برای حمله به سوریه؟ [2013 Aug] 
*از گفتمان«اصلاح طلبی» تا گفتمان«اعتدال» فاصله زیادی نیست!  [2013 Aug] 
*وضعیت مصر در حالت دراماتیک! [2013 Aug] 
*سعیدحجاریان کاتولیک تر از پاپ و در نقش یک پنبه زن! [2013 Aug] 
*بحران بازتولید و کابینه نجات! [2013 Aug] 
*از مهندسی انتخابات تا مهندسی کابینه [2013 Aug] 
*هنرِبرقدرت یا هم آغوش ِبا قدرت؟! [2013 Jul] 
*«شگون» پیوند گفتمان اعتدال با روحانیت  [2013 Jul] 
*توپ در زمین کیست؟ رفسنجانی و اصلاح طلبان یا خامنه ای؟ [2013 Jul] 
*انقلاب مصردر فازجدید و سه ویژگی آن! [2013 Jul] 
*نقش شبح تحریم در"انتخابات" [2013 Jun] 
* نگاهی به صف آرائی ها و چالش های صحنه "انتخابات" در آستانه دقیقه 90 [2013 Jun] 
*پروازشبحی برفراز "انتخابات"! [2013 Jun] 
*گفتگو با نشریه نگاه بخش نخست [2013 Jun] 
*نقدی به یک گفتار تلویزیونی(2) [2013 May] 
*پیرامون نظرخواهی بی بی سی درباره"مسأله اصلی انتخابات چیست"؟ [2013 May] 
*"انتخابات" و سه حلقه تاکتیکی مرتبط با آن [2013 May] 
*"انتخابات" و به صحنه آمدن محتوای گندیده نظام! [2013 May] 
*اتحاد جمهوری خواهان پس از ده سال [2013 May] 
*نام نویسی رفسنجانی و شوک حاصل از آن درمیان صفوف حاکمیت! [2013 May] 
*تحریم گسترده انتخابات یک گزینه واقعی و مؤثر! [2013 May] 
*آیا بسوی تعین یافتن یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟! [2013 May] 
*نگاهی به یک حرکت و تاکتیک موفق و الهام بخش! [2013 Apr] 
*مرگ تاچر یا تاچریسم؟  [2013 Apr] 
*در پاسخ به دو انتقاد  [2013 Apr] 
* سازها راباید دوباره کوک کرد! [2013 Apr] 
*پیام نوروزی خامنه ای، و«ضد پیام»! [2013 Mar] 
*چه کسی مشغول تدارک «فتنه» ۹۲ است؟! [2013 Mar] 
*درددل حضرت آقا! [2013 Mar] 
*بازهم در اهمیت مطالبات معیشتی و جنبش مطالباتی [2013 Mar] 
*انتخابات نمایشی و برچسب نافرمانی مدنی! [2013 Mar] 
*بادبان ها را باید در کدام جهت برافراشت؟ [2013 Feb] 
*نگاهی به یگ گفتگو و دو رویکرد متضاد در برابر اتحادیه ها! [2013 Feb] 
*در جمهوری اسلامی هتل ها به زندان ها رشک می برند! [2013 Feb] 
*انتخابات ریاست جمهوری و نعل وارونه رژیم (بخش اول) [2013 Jan] 
*پرتگاهی به نام شکاف بین حداقل دستمزد و خط فقر‎ [2013 Jan] 
*نقش روبه گسترش کارگران در جنبش مطالباتی- ضداستبدادی  [2012 Dec] 
*پاسخی کهنه به یک سؤال قدیمی :"آیا دوران سرمایه داری به پایان رسیده است"؟* [2012 Dec] 
*انقلاب مصر، آموزه ها و مهم ترین ویژ گی ها [2012 Dec] 
*تظاهرات کارگری هم زمان در 23 کشور اروپائی، و نقاط قوت و ضعف آن [2012 Nov] 
* جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد: [2012 Nov] 
*تصویب برنامه بسته ریاضتی با وجود اعتصاب سراسری و محاصره پارلمان، و یک پرسش چالش برانگیز [2012 Nov] 
*انتخابات آمریکا و کانونی شدن جدال ها حول طبقه متوسط! [2012 Nov] 
*بحرانی که از کنترل سران حکومت خارج می شود! [2012 Oct] 
*خود خوارگی، مهم ترین دشمن حکومت اسلامی! [2012 Oct] 
*موج بلند بحران، ویژگی ها و پی آمدهای آن(1) [2012 Oct] 
*حذف نام مجاهدین از لیست سازمان های تروریستی و ادعای بهم خوردن توازن قوا! [2012 Oct] 
*اوج گیری جنگ قدرت و دستگیری فرزندان رفسنجانی! [2012 Sep] 
*منشورها و بازارمکاره سیاست! [2012 Sep] 
*چپ و چرخه بازتولید موقعیت بورژوازی! [2012 Sep] 
*برای مقابله با بحران پراکندگی از کجا باید شروع کرد؟ [2012 Sep] 
*طناب دار بر گلوی دموکراسی! [2012 Aug] 
*موقعیت چپ در ایران؟ بحران تئوریک؟ بحران هویت؟ پایگاه اجتماعی؟ گسست­ها و اتحادها؟ * [2012 Jul] 
*یک استدلال و هزار اما و اگر [2012 Jul] 
*نشست کلن: آزمون جدید؟ امیدها و چالش ها؟ [2012 Jul] 
*شکست طرح آتش بس کوفی عنان(نماینده سازمان ملل) وخطرگسترش جنگ داخلی در سوریه  [2012 Jun] 
*از"مرکوزی" تا "مرکولاند" وتوهماتی که به نام چپ رادیکال پراکنده می شود! [2012 May] 
*جنبش های جدید حامل چه پارادایمی هستند؟  [2012 May] 
*چاووش خوان، و آوای مرگ جمهوری اسلامی!  [2012 May] 
*انتخابات فرانسه وچپ گروگان گرفته شده! [2012 May] 
*تراژدی خودکشی داروسازبازنشسته یونانی،ادعانامه ای علیه نظام سرمایه داری! [2012 Apr] 
*دخیل بستن رفسنجانی به خمینی درآستانه برگزاری مذاکرات هسته ای [2012 Apr] 
*جدی میگم! سلاح هسته ای وحرمت فتوا! [2012 Apr] 
*مارش جهانی روزکارگر با شعاراعتصاب عمومی و یک روزبدون نودونه درصدی ها! [2012 Mar] 
*چگونه سالی ؟! [2012 Mar] 
*نگاهی به چندچالش پیشاروی جنبش زنان [2012 Mar] 
*بروزلحظه تاریخی درهمکاری اصلاح طلبان وسازمان اکثریت! [2012 Mar] 
*پی آمدهای نمایش انتخاباتی رژیم! [2012 Mar] 
*سخنی پیرامون اعتراضات 25 بهمن [2012 Feb] 
*جنگ و تحریم گسترده به مثابه دواستراتژی متفاوت یا دووجه یک استراتژی؟ [2012 Feb] 
*اعتصاب یکپارچه ومیلیونی کارگران نیجریه دولت را واداربه عقب نشینی کرد! [2012 Jan] 
*رابطه سازمان یابی افقی ودموموکراسی مستقیم ومشارکتی [2012 Jan] 
*تقابل دواستراتژی: « تحریم گسترده نفتی وبانکی وتهدیدات نظامی» و «تهدید در برابر تهدید» [2011 Dec] 
*پس از9 سال جنگ معلوم شد که طالبان دشمن آمریکا نبوده است! [2011 Dec] 
*معترضان جهان؛ چهره سال مجله تایم؛ مردم سوژه گی! [2011 Dec] 
*جنبش وال استریت وشعاراشغال کنگره! [2011 Dec] 
* "انتخابات" مجلس شورای اسلامی واهمیت یک جنبش تحریم گسترده [2011 Dec] 
*اقدام درخشان والهام بخش کارگران ایران خود رو دراعتراض به تغییرارتجاعی قانون کار  [2011 Nov] 
*به مناسبت يک ماهگی جنبش: جنبش وال استريت،ازتصرف فضا-مکان ها تا فلج سازی سازوکارهای سيستم!  [2011 Nov] 
*بار دیگر آوای شوم جنگ طلبی! [2011 Nov] 
*سکولاریسم و"اسلام اخلاقی" آقای سروش! [2011 Nov] 
*اهمیت کنشگری مادران پارک لاله [2011 Nov] 
*آیا لیبی واقعا "آزاد"شد؟  [2011 Oct] 
*جنبش اشغال وال استریت، و برخی ویژگی های جنبش های جدید [2011 Oct] 
*یک ارزیابی ازاعتصاب کارگران پتروشیمی ماهشهر واهمیت آن [2011 Oct] 
*معلمان و شعاربرابری جنسیتی به عنوان شعارسال تحصیلی جدید  [2011 Oct] 
*جنبش دانشجوئی وضرورت درهم شکستن تهاجم رژیم به محیط های آموزشی! [2011 Sep] 
*گفتمان «دموکراتیک» یا سوسیالیستی، کدامیک؟! [2011 Sep] 
*اسپانیا، دموکراسی وتصویب برنامه ریاضت اقتصادی [2011 Sep] 
*میراث خمینی برای جانشینان خود [2011 Sep] 
*لیبی: باچشمی گریان وبا چشمی خندان! [2011 Aug] 
*انگلیس: شورش طردشدگان وبه حاشیه رانده شدگان! [2011 Aug] 
*دراهميت جنبش حق انتخاب سبک زندگی(1)  [2011 Aug] 
*گذشت آمنه وخشونت نهادی شده درقانون قصاص [2011 Aug] 
*رابطه جنبش و "چه بایدکرد"! [2011 Jul] 
*دیواربرلین ونعل وارونه سران گروه8 پیرامون تحولات منطقه [2011 Jun] 
*زایش وزوال اسطوره ها درعصرنوین  [2011 Jun] 
*تاکتیک، وحکمت های نهفته در یک نظرسنجی! [2011 Jun] 
*تاکتیک های گشاینده وتاکتیک های بازدارنده [2011 Jun] 
*انقلاب پاسخ است یا سؤال؟ [2011 Jun] 
*جنبش با کدام گفتمان ؟ [2009 Aug] 
*"اوبامای" وال استریت و "اوبامای" مردم کوچه وخیابان [2008 Nov] 
*یک نافرمانی باشکوه! [2008 Oct] 
* آزمون جنبش زنان درمقابله با [2008 Sep] 
*یک جمع بندی فشرده ازچالش های کارگری وراه های برون رفت ازآن [2008 May] 
*"انتخابات"رسوا وپرازتقلب! [2008 Mar] 
*مارش عظیم تحریم کنندگان ومعضل صندوق های خالی! [2008 Mar]