آیا هشدار به احتمال وقوع جنگ جهانی سوم را باید جدی گرفت؟!
تقی روزبه

درنگی بر هشدار پاپ!

اوضاع جهان باردیگر واردبرج قمر در عقرب می شود. ابرهای تیره و پراکنده بحران، درحال پیوستن به یکدیگرند. چنان که وزیرامورخارجه دولت آلمان اخیرا از خارج شدن مهارجهان سخن گفته و کیسینجر از وقوع جنگ های مذهبی در منطقه خاورمیانه که می تواند حتی از جنگ های مذهبی چندقرن پیش اروپا هم شدید ترباشد.

 این بار منجمین نیستند که از ورود سیاره زمین به مدار برج عقرب و خطرات نیش جرارجنگ سخن می رانند، بلکه این "پاپ مقدس" است که نه فقط نگران وقوع آن است بلکه گامی فراترنهاده و بر آن است که چه بسا این جنگ شروع هم شده باشد!. بله! جنگ چه بسا با عناوین فریبنده و بشکلی خزنده وهم چون مهمان ناخوانده ای که خانه را اشغال می کند، درحال تحمیل کردن خوداست. جنگ ها وقتی نیابتی بشوند و دست قدرت های بزرگ درکارباشد، و لو آن که تحت عناوین دهان پرکن و گمراه کننده ای چون مبارزه علیه تروریسم و جنگ بشردوستانه صورت گیرند، از منازعات صرف محلی و منطقه ای فراتررفته و ماهیت فراگیر پیدامی کنند. هیولای جنگ اگر به موقع به زنجیر کشیده نشود، زمانی می رسد که همه را غافلگیر می کند.

نباید گمان کرد که ناقوس جنگ در صبحدم یک شب تیره با صدوریک اولتیماتوم رسمی نواخته گردد، برعکس گام های نخست بشکلی نامحسوس و خزنده (بصورت جنگ های موضعی اما با خصلت و اهدافی فراموضعی ) و به عنوان اقدامی گریزناپذیر و موجه برای حل این یا آن معضل دردناکی (که مسببین واقعی آن همیشه پنهان می مانند. همانطور که خانم کلینتون که خود را برای کاندیداشدن در ریاست جمهوری آینده آماده می کند، اخیرا در مورد نقش آمریکا در ایجادالقاعده و تروریست ها به آن اذعان کرد) با کرخت کردن جامعه جهانی آغازمی گردد و با درگیر و تقسیم کردن جوامع انسانی به جوامع متخاصم، آرام آرام جنون و مستی آن فراگیرمی شود. وقتی راه های سیاسی برای حل بحران ها و منازعات به بن بست می رسند، سروکله جنگ به عنوان فصل الخطاب برای برون رفت از بحران ها پیدامی شود. فاجعه آن جا به اوج می رسد که رسانه ها بجای آن که پژواک وجدان خودآگاه جامعه، همبستگی، زیست مشترک انسانی، و افشاء گرعوامل برسازنده جنگ باشند؛ خود آتش بیارمعرکه و توجیه گرآن می شوند، هم چون شری اجتناب ناپذیرکه گریزی از آن نیست و باید به فرامین اش گردن نهاد. فریب دادن و کرخت کردن حساسیت عمومی با ترفندهای گوناگون برای اجتناب ناپذیری جنگ و تطهیرآدم کشی و بربریت به مثابه بخشی از امورعادی زندگی، نخستین خطر پیشارو است و به منزله فتح سنگراول، سنگری استراتژیک هم برای لشکرجنون -زیست کشتار و قدرت مشرف برزندگی- ولاجرم دشمنان صلح و برابری و همبستگی، و ایضا سنگری اساسی برای سدکردن پیشروی هیولای جنگ توسط جنبش مقاومت و برافراشتن پرچم"نه" به آن. نبرد اصلی باید درهمین سنگرصورت گیرد، هرطرف که در این نبردنخست پیروزشود، سرنوشت مراحل بعدی را بدست می گیرد. و چنین است که حتی هشدار پاپ هم* که ظاهرا به مقتضای ویژگی ها و جایگاهش، گوش هایش به شنیدن صدای ناقوس مرگ آشنا و حساس است! در میان رسانه های برسازنده فضای حیاتی برای سوداگران جنگ و اربابان قدرت، گم و گورشده و پژواک شایسته ای پیدانمی کند.

یک بار دیگر باید پرسیدچرا باید خطر را جدی گرفت؟

نخست بدلیل آمیختگی بیش از پیش منازعات محلی و منطقه ای با رقابت ها و منازعات قدرت های جهانی، بطوری که اگر کنترل نشوند و به موقع کنترل نشوند، گسترش دامنه جنگ ها اجتناب ناپذیرمی گردند. درحقیقت جنگ ها و منازعات کنونی در ماهیت و اهداف خود حامل ظرفیت هائی فراتر از منازعات موردی و منطقه ای هستند و آن را می توان جنگ های نیابتی دانست که بیش از پیش به مصاف قدرت های بزرگتر تبدیل می شوند. مگر جز این است که عملا جنگ های متعددنیابتی در جای جای جغرافیای سیاسی منطقه و جهان جاری است و پای قدرت های منطقه ای و جهانی هم درمیان است؟. چنان که این روزها شاهداعلام استراتژی های جدید و ارسال منابع مالی و تسلیحات سنگین و حملات نظامی هوائی و زمینی و در یک کلام سوخت رسانی به کانون های آتش هستیم.

دوم بدلیل روندفشرده شدن عوامل بحران در سطوح کلان: اگرنگاهی به شرایط و عوامل و بسترهای عینی و عمومی و برانگیزاننده جنگ ها در جوامع بشری داشته باشیم، متأسفانه در شرایط کنونی شاهد تکوین شماری از زمینه ها و پیش شرط های آن هستیم:

وجودبحران مزمن اقتصادی و ساختاری که نظام سرمایه داری سالهاست گریبانگیرآن است و ناتوانی روزافزون در یافتن راه حل درچهارچوب سازوکارهای اقتصادی و سیاسی متعارف برای خروج از بحران، بحران اضافه تولید و نیافتن بازارمصرف درخورآن و لاجرم بحران انباشت سرمایه، شکل گیری قطب بندی های جدید در درون نظام سرمایه داری پس از یک دوره فترت ناشی از فروپاشی بلوک شرق و شروع منازعات و تشدیدرقابت برسرتصاحب بازارها و تقسیم مجددمناطق تحت نفوذ بین آنها. بحران هژمونی و جدال پیرامون پرکردن خلآ آن و بویژه تکاپوی دولت آمریکا برای تحمیل و تحکیم هژمونی متزلزل خود برجهان سرمایه داری (هژمونی برپایه نظم جدید). دراین رابطه  تلاش بی وقفه دولت آمریکا برای حفظ و تقویت موقعیت ابرقدرتیِ درحال افول خود و نفوذبی چون وچرایش بر اهرم های حساس اقتصاد-سیاسی جهانی است که توسط رقبائی که خواهان سهم بیشترو تعدیل و تقسیم مجددنفوذبراین اهرم ها هستند، به چالش گرفته شده است. بکارگیری اهرم اقتصادی (و از جمله تحریم= سیاست گرسنگی دادن) توسط آمریکا و بلوک متحدش اروپا همچون ابزارجنگی برای فشردن گلوی رقبا و به تسلیم واداشتن آنها که ناشی ازموقعیت برترشان در این حوزه است و سهم مهمی در احیای فضای جنگ سرد و گرم داشته است. نباید فراموش کرد که سیاست اعمال تحریم بویژه وقتی به سیاست راهبردی یک دولت تبدیل می شود، در ماهیت خود درحکم اعلام جنگ اقتصادی است و می دانیم که از "جنگ اقتصادی تا جنگ نظامی" و یا از "جنگ اقتصادی تا اقتصادجنگی" فاصله زیادی نیست و بقول معروف جنگ ادامه سیاست با ابزارهای دیگر (و بشکل دیگر)است. در همین رابطه باید اضافه کرد که در دولت اوباما اصل رویکردیک جانبه گری تغییری نکرد بلکه یک جانبه گری اقتصادی جایگزین یک جانبه گری نظامی زمان بوش پسر شد و دولت آمریکا آن را همچون اهرمی برای تأمین هژمونی و منافع خود حتی در قبال متحدینش برای حفظ موقعیت برترآمریکا بکارگرفته است. هم چنین باید به آن افزود: بی اثرشدن سازمان ملل را که محل مصالحه و چانه زنی بین قدرت ها محسوب می شده است. عملا سیاست ها  و تصمیم ها توسط قدرت های بزرگ جهانی و در رأس آن آمریکا در بیرون از سازمان ملل و با دورزدن آن گرفته می شود و همین واقعیت پیش از پیش آن را به یک نهادفرمایشی تبدیل کرده است. می توان گفت که سازمان ملل هیچگاه تا این اندازه بی خاصیت و فرمایشی نبوده است. خلاء نهادهای میانجی، عملا مکانیزم های مصالحه و کنترل کننده منازعات را از کارانداخته است. واقعیت آن است که نقش این نهادها همواره تابعی از توازن قوا و توافقات قدرت ها بوده و با بهم خوردن آن، نقش آنها نیز بهمان اندازه بی اعتبارمی شود و تحولات مهم از جمله تصمیم به جنگ ها و تحریم ها بیرون از آن گرفته می شود. تشدیدمسابقه تسلیحاتی و افزایش بودجه های نظامی و بی خاصیت شدن توافق های پیشین و زائل شدن نسبی خصلت بازدارندگی زرادخانه های سلاح های کشتارهمگانی، یعنی آن چه که در دوره جنگ سرد به عنوان موازنه وحشت و عاملی تعادل بخش (بالانس کننده) به شمارمی رفت. و بالأخره به عوامل برسازنده فوق که هم چون بستری مناسب و یا چون وزش بادمساعد می تواند آتش های مشتعل در این یا آن نقطه را شعله ورترساخته و بهم پیوند بزند، باید ایجادجبهه ای جهانی را متشکل از دهها کشور و اعلام جنگی تازه علیه "دولت اسلامی" را که خوداذعان دارند سال ها بطول خواهد انجامید به مخاطرات فوق اضافه کرد. در حقیقت، شکست غرب و بویژه دولت آمریکا در مبارزه علیه "تروریسم" در پی رویداد11سپتامبر و بازتولید گسترده آن در ابعادجدید بخصوص در قالب پدیده خشن و نوظهوری هم چون دولت خلیفه اسلامی ( داعش قبلی) و گشودن جبهه جدید را باید از دو سو درنظرگرفت: هم به لحاظ ذات خشن و جنگ افروزانه خوداین پدیده به عنوان دشمن انسان و زندگی و تمدن بشری، و هم به دلیل دستاویزمناسبی که برای بازگشت قدرت های بزرگ جهت پرکردن خلأ بوجودآمده درمنطقه، درپی شکست مداخلات دوره قبلی، برای تأمین سلطه و هژمونی کامل برمنطقه و پی گرفتن سودای نیمه تمام باصطلاح خاورمیانه نوین و ادغام آن فراهم آورده است. دراین معنا جنگ علیه داعش هم چون اسم شبی برای پوشش دادن اهدافی سلطه طلبانه و فراتر از داعش را درخود دارد. اگرمجموعه عوامل فوق را درکنارهم قراردهیم، آن گاه به ابعادخطرفاجعه و جنگی که نسل امروز را تهدید می کند پی خواهیم برد.

وقتی پاپ که درمراسم صدمین سالگردجنگ جهانی و در گورستان 100 هزارایتالیائی کشته شده در جنگ اول جهانی و در حضورده ها هزارشنونده، جنگ را  جنون و دیوانگی خواند*1و نسبت به خطر شروع آن هشدارداد، درعین حال به علت ها و ریشه های آن نیزاشاره کرد:

 "علت آن این است که در دنیای امروز در پشت صحنه، منافع، راهبردهای جغرافیایی- سیاسی، مال دوستی و قدرت پرستی وجود دارد. مضاف بر آن صنایع و کارخانه‌های اسلحه‌سازی هم هستند که تولید و فروش سلاح ها برای آنها بسیارمهم است".

صرفنظراز این که تعابیر و مفاهیم بکارگرفته شده او چقدردرست و دقیق باشند، آن چه که مهم است این است که او در این رویکرد برخلاف آوازه گری رسانه های تطهیرکننده جنگ، فقط داعش و امثال آن را مسبب جنگ عنوان نکرد بلکه به منافع و راهبردهای حغرافیائی-سیاسی، قدرت پرستی و انگیزه آب کردن سلاح های تولید شده توسط مجمتمع های نظامی نیز اشاره کرد.

نگاهی کوتاه به دوکانونی عمده آتش:

الف- اروپا منطقه ای جنگ خیز! جنگ اول و دوم جهانی پیرامون تقسیم جهان بین قدرت های بزرگ و کانونی شدن آن در اروپا  صورت گرفت و سپس  به نواحی دیگر گسترش یافت. گوئی هم چنان قراراست نطفه جنگ های هولناک جهانی در اروپا بسته شود. هم اکنون نیز جنگی نیمه مستقیم و نیمه نیابتی در حساس ترین نقطه اروپا یعنی مرزهای روسیه و اروپای بزرگ یا بهتراست بگوئیم امپراطوری جدیداروپا- اتحاد28 کشور- که درحال گسترش مرزهای نفوذخود به کناره های روسیه و مناطق نحت نفوذ دیرینه آن و فراتر از قرارومدارهای نوشته و نانوشته بجامانده از دوران جنگ دوم و جنگ سرد و دراصل به عنوان گام جدیدی در ادامه تقسیم جغرافیای سیاسی پس از فروپاشی اتحادشوروی، جریان دارد. نباید فراموش کرد که برای قدرت های بزرگ بویژه درعصرکنونی مرزهای غیررسمی و نا نوشته بسی فراتر از مرزهای رسمی است که تحت عنوان دایره منافع ملی بیان می شود. چنان که حضور درحوزه استراتژیکی چون خلیج فارس عملا بخشی از قلمرونفوذ آمریکا محسوب می شود و بسط پایگاه ها و جولان ناوگان ها نمادی از همین امتدادمرزها محسوب می شود. آن چه که در اوکراین و کنارمرزهای روسیه اتفاق می افتد، عبارت است از عبور از مرزهای نانوشته و ژئواستژاتژیکی روسیه و دست اندازی به مناطق نفوذسنتی و دیرینه آن، و در راستای تلاش مستمری که برای تضعیف آن صورت می گیرد. که هم چون چاشنی انفجاری می تواند زمینه های بروزجنگ گسترده ای را فراهم می کند. واردشدن پای ناتو به این بحران و اتخاذاستراتژی جدید در ایجادنیروهای واکنش سریع نظامی برای دخالت در جنگ اوکراین و یا برخی کشورهای اروپای شرقی عضوناتو، خطرجهانی شدن این منازعات را در بردارد. جنگ هائی که با توجه به ابعادعظیم قدرت ویرانگر زرداخانه ها و تسلیحات پیچیده امروزی، توان تخریب و کشتارجمعی آن بسیارفراتر ازجنگ های گذشته بوده و قادر به نابودی چندباره ساکنین کره زمین است. تسلیح اوکراین و ادغام آن در سیستم نظامی و سیاسی و اقتصادی بلوک غرب و حضورنظامی ناتو در آن جا با توجه به حساسیت تاریخی امپراطوری روسیه نسبت به ملأحیاتی پیرامون خود (همان مرزهای نانوشته قدرت های بزرگ) و با در نظرگرفتن جنگ اقتصادی (تحریم ها) می تواند در فرایندرشدخود از محدوده جنگ های نظامی نیابتی و کنترل شده و یا اقتصادی صرف فراتررفته و منجر به چکاندن ماشه از سوی طرفین منازعه و بازی با آتش باشد. عقلانیت؟! در حوزه تصادم و کشاکش منافع قدرت ها هیچ عقلانیت نهادینه شده و تضمین گشته وجود ندارد. چرا که محدوده حوزه نبرد را یک طرف دعوا تعیین نمی کند و معلوم نیست که حریف هم حاضرباشد که کنش و واکنش های خود را فقط به میدانی که حریف در آن برتری ندارد محدود کند و یا حتی خوددولت های غرب در صورت پاسخ مثبت نگرفتن از آزمون فشارهای اقتصادی و یا فشارهای نظامی محدود، در گام های بعدی دچاروسوسه کاربردزور و اهرم های فرااقتصادی برای کسب نتیجه قاطع تر نگردند. بطورکلی در مناسبات قدرت ها، کاربرداقتصاد به عنوان حربه جنگی و برای به تسلیم واداشتن طرف مقابل بخصوص اگر حریف در این عرصه قدرت برابرنداشته باشد و یا  در عرصه های دیگر احساس برتری کند، بازی با آتش است ( گذریم از این که تبدیل کردن اقتصاد به ابزارسیاسی- جنگی، چوب حراج زدن برافسانه و آوازه گری بازارآزاد نیزهست!). از این حیث، جنگ های اقتصادی و جنگ های نظامی مکمل و بازتولیدکننده یکدیگرند. این نکته را هم باید افزود که کاربرداقتصاد به عنوان حربه جنگی در واقع یک شمشیردودم است که می تواند با واکنش های زنجیره ای از دوسو همراه بشود که نه فقط انسان ها و شهروندان هر دوطرف را هدف می گیرد، بلکه به نوبه خود با افزایش تنگناها و فشارهای اقتصادی موجب افزایش نفرت و کینه و تنگ نظری های نژادی و ناسیونالیستی و قومی و ملی و مذهبی و امثال آن گردد که درحکم دمیدن برآتش جنگ طلبی است. این واکنش های زنجیره ای اقتصادی و سیاسی  در جنگ اکراین و از سوی غرب و روسیه عملا شروع شده است.

ب- خاورمیانه در کش و قوس جنگی بزرگ و همه جانبه

در کنارجنگ اوکراین، رقابت برای کنترل کامل منطقه استراتژیک خاورمیانه و ادغام آن در مناسبات سرمایه داری بلوک غرب نیز جریان دارد. آن چه که می تواند موجب گسترش شعله های جنگی همه جانبه بشود، مداخله مستقیم قدرت های بزرگ، دامن زدن به اختلافات و رقابت های منطقه ای، بکارگیری اهدافی فراتر از مبارزه علیه تروریسم مشخص (داعش ) درمنطقه است. معلوم نیست که میزان مداخله در منطقه  تاچه اندازه صورت گیرد و تا تحقق کدام هدف ها جلو برود. چرا که اساسا منطق و دینامیزم جنگ برپایه پیروزی یک طرف و نابودی طرف دیگر استواراست که بایدونبایدهای خود را دارد. بی شک در ورای این چنگ و دندان نشان دادن ها و در پشت مقابله با داعش، سودای یکطرفه کردن بحران سوریه و سایرنقاط بحرانی منطقه بسودخاورمیانه نوین و برمدارمنافع ابرقدرت آمریکا و در خدمت تأمین ژاندارمی منطقه و جهان توسط "تنها ابر قدرتی" که خود را رهبربلامنازع و فیصله بخش جهان می داند وجود دارد. بیهوده نیست که امروزه مجازات و تنبیه دیگر کشورها یکی از پرشمارترین واژگان نطق های سردمداران دولت آمریکا است.  

کانون های جنگی دیگر مثل جنگ اسرائیل و فلسطین و یا در شمال آفریقا ولبیبی و یمن و... نیز وجود دارند که در شرایط گسترش بحران و مداخله مستقیم قدرت های بزرگ، بازهم خطر گسترش و پیوندخوردن این کانون ها با هم و  بویژه کانون اصلی بحران وجود دارد.

در این میان با تشدید رونددوقطبی شدن صف آرائی های جهانی، ایران  نیز که در بطن یکی از این دوبحران اصلی یعنی بحران خاورمیانه قراردارد و درعین حال با روسیه نیزهم مرزاست و تحت فشار قدرت های غربی هم هست، سوای بهره گیری از تشدیدشکاف های بین قطب های سرمایه داری، چه بسا ممکن است برای تأمین بقاء و سوداهای هژمونی طلبانه خود برمنطقه بیش از پیش به بلوک شرق در برابربلوک غرب نزدیک ترشود. چنان که نشانه های تازه ای از رویکرد جدیدسیاسی و اقتصادی آن در راستای گسترش کیفی سطح روابط اقتصادی و سیاسی و استراتژیکی با بلوک شرق و پیمان شانگهای و مشخصا دولت روسیه در حوزه های نفتی و مبادلات دوجانبه و تأسیس راکتورهای جدید انرژی هسته ای و... مشهوداست.

ضرورت به میدان آمدن یک جنبش صلح فعال و فراگیر

پاپ در سخنرانی خود نسبت به خطر شروع و یا دقیق تر بگوئیم گسترش شعله های جنگ  بسوی یک جنگ جهانی سوم هشدارداده و خواهان مبارزه و مقابله همگان با آن شده است. واقعیت همین است که اگر اوضاع به خواست و میل قدرت ها باشد، جنگ به عنوان وسیله ای برای برون رفت از بحران و حفظ و بسط منافع و هم چون قابله ای برای ایجادنظم نوین و تحکیم هژمونی متزلزل  به کارگرفته می شود و اکنون نیز احتمال وقوع آن با بروزجنگ نیمه سرد و نیمه گرم در اوکراین و یا جنگ تمام عیار در منطقه علیه داعش و سایر گروه های تروریستی،  و صف آرائی و حضور مستقیم قدرت های بزرگ غربی در کانون های بحرانی منطقه بیشتر هم شده است. گرچه پاپ گفته است اکنون زمان اشک ریختن است! اما بعیداست که با ریختن سیل اشک بتوان جلوی جنون جنگ را گرفت!. جلوگیری از جنگ به مهارکننده نیرومندی نیازدارد. مهمترین عامل مهارکننده حضورگسترده و مداخله گرانه یک جنبش فراگیرصلح با فریاد خروشان "نه" به جنون جنگ و دولت ها وسوداگران جنگ است. به صحنه آمدن فعالان و پیشروان ضدجنگ و روشن شدن موتورنیمه خاموش"ابر قدرت افکار"عمومی نقش اساسی دارد. واقعیت آن است که انباشت وسائل جنگی و کشتار با آن بودجه های نجومی، برای تزیین ویترین ها و یا صرفا برای ترساندن از راه دور ساخته و پرداخته نشده اند، برعکس "قدرت" برای آن "قدرت" است و قدرت می شود که  قادر به اعمال آن باشد. در شرایطی که نظام سرمایه داری همزمان با بحران سیاسی و بحران ساختاری اقتصاد مواجه می شود، و رقابت بین بلوک های قدرت حادمی گردد و یک طرف احساس کند که کفه توازن قوا بسودش می باشد و در عین حال نگران افول نفوذ و هژمونی خود و برآمدرقیب هم باشد، همواره خطرتن دادن به وسوسه جنگ برای تغییرتوازن قوا و فرا افکنی بحران های عمیق اقتصادی و اجتماعی، زمینه رشد پیدامی کند. این نکته مهم را نیز نباید فراموش کنیم که برای سرمایه داری دچاربحران، جنگ هم چون مفری در خدمت انهدام و نابودی مازادتولید انباشته شده ( که درحکم بحران در انباشت سرمایه است)، اعم از ویرانی ثروت های اجتماعی و زیرساخت ها تا سلاح های انباشته شده، در شرایط اشباع بازارمصرف مطرح شده است که می تواند در پی انهدام منجر به ایجادرونق مجددتولید و مصرف گردد (البته اگر فرض براین باشد که دامنه انهدام  تا آنجا نباشد که موجب نابودی بشر و سیاره مسکونی اش بشود) واز همین رو راهی برای خروج از بحران های فلج کننده انباشت سرمایه بوده است. و این  توضیح دهنده آن است که چرا شبح جنگ از قاموس زندگی بشر کنارگذاشته نمی شود و چرا جهان و منطقه لبالب از ابزارهای کشتارمی شود و این که چرا نظام سرمایه داری و نظام استثماردر ذات خودفاقدعقلانیت است.   

چرخش افکارعمومی اخیر در داخل آمریکا- برطبق برخی نظرسنجی ها- به سودمداخله نظامی در منطقه و اعلام مانیفست جنگی تازه اوباما علیه تروریسم و تهدید به شکاردشمنان آمریکا درهرنقطه جهان در سیزدهمین سالگرد    11سپتامبر و پایان این نطق با دعای خداوند نگهدارآمریکا و منافع آن است، به گونه ای بود که به مانیفست اعلام جنگ و لشکرکشی نئوکان ها و بوش در واکنش به فاجعه انهدام برجها و اعلام جنگ به "تروریسم" و دشمنان آمریکا را به یا دمی آورده و به آن پهلومیزند. او از یاد برد که ورودبه به باتلاق جنگ ممکن است بسی آسان تر از خروج  از آن باشد. او که دائما از راه حل های سیاسی برای مقابله با بحران منطقه و جهان دم می زد، سرانجام تسلیم وسوسه راه حل نظامی شد. گوئی این  طنزتاریخ است که اوبامائی که با شعارخروج آمریکا از گرداب جنگ ها به قدرت رسید، و درهمین رابطه تاج صلح نوبل برسرنهاد، درآستانه نیمه دوم دوره دوم ریاست جمهوری اش، در هیأت فرمانده کل جنگ با تاج جنگ  بر سر بروی صحنه ظاهرمی شود! گوئی تاریخ از تکرارکمیک تژاژدی ها سیراب نمی شود.

اگر در زمان بوش پسر پروژه استقرارنظم نوین جهانی و تحقق پایان تاریخ، براساس محوریت آمریکا و متحدش "اروپای نو" و منزوی ساختن و یا تضعیف "اروپای کهنه" بود، امروزه از برکت چرخش اروپای کهنه به راست و در شرایطی که این قاره دستخوش بحران سخت اقتصادی از یکسو و تأمین امنیت سودای امپراطوری اروپای واحد (بسوی اورو-آسیا)، و شکل دادن به اروپای سرمایه داران و نه اروپای اجتماعی و اروپای مردمان این قاره- از سوی دیگراست؛ با ترمیم شکاف نو و کهنه و غلطیدن کل قاره اروپا به عنوان متحدآمریکا و به زیرچترحمایت نظامی آن در برابرغول نظامی روسیه، بیش از پیش میدان عمل یافته است. سودای تأمین هژمونی بلامنازع آمریکا بر متحد دیرین خود با هدف تضعیف  رقیب ( و بلوک قدرت های موسوم به نوظهور) و نیز تأمین هژمونی خود برجهان بیش از پیش پروبال یافته است. بیهوده نیست که اوباما در خطابه های خود بطورمکرر از رهبری آمریکا بر جهان در مبارزه با "تروریسم" و سایر عرصه ها سخن می گوید. اروپای دارای سودای امپراطوری و درعین حال ناتوان در برابرروسیه دارای گاز و زرادخانه بزرگ هسته ای، نقش مهمی در خزیدن آن به راست و به زیرچترحمایتی آمریکا (و ناتو)، و از این طریق تقویت و تحکیم سودای هژمونی  تنها "ابرقدرت" دستخوش تزلزل هژمونی، در قرن بیست و یکم دارد.

 

دوچالش مهم پیشاروی جنبش صلح:

نکته اول آن که از"بدحادثه" [میدان داری بدیل های ارتجاعی و دوره انتقالی سختی که در آن بسرمی بریم]، در هر دو کانون اصلی بحران، صف آرائی ها از هردوسو فاقدجنبه های ترقی خواهانه و رهائی بخش بوده و جز جنگ قدرت  برای کنترل قلمرو نفوذ بین رقبا در سطوح گوناگون نیست. و ماهیت این جدال ها علیرغم ادعاها و پوشش های رازورزانه آن، اعم از مذهبی و یا مبارزه با تروریسم  و.... به  تضادها درونی نظام سرمایه داری ها، سهم خواهی ها و سلطه  برتر برمنطقه نیست) و لاجرم از هردو سو دارای اهداف و منافع  ارتجاعی و هژموی طلبانه است. و ازهمین رو- و به یک تعبیر- با نوعی بی تفاوتی و عدم حساسیت افکارعمومی  و فعالان جنبش های اجتماعی و مدافعان صلح، آزادی و برابری مواجه است ( به عنوان مثال می توان آن را با اعتراضات میلیونی ضد نابودی محیط زیست اخیر مقایسه کرد). با این همه  با توجه به خطرات و پی آمدهای مهیب جنگ برای کل مردمان منطقه و جهان و نیز ایجادتشتت و آشفتگی در صفوف مبارزه علیه کل سیستم، علیه سرمایه داران و سوداگران جنگ و سلاح، اهمیت مبارزه برای صلح و علیه جنون جنگ طلبی بیش از پیش اهمیت می یابد. در این رابطه اتخاذشعارها و مطالباتی که دارای مرزبندی های لازم و شفاف  باهردوسوی بحران باشد و بتواند بازتاب دهنده صدای سوم و رهائی بخش، ضروتی درنگ ناپذیراست. همانطور که جنبش محیط زیست به یکسان همه قدرت ها را با در نظرگرفتن سهم های متفاوتشان در نابودی طبیعت موردخطاب و افشاء و انتقاد قرارمی دهد، و می کوشد که مطالبات مشخصی را برآن ها تحمیل کند، در موردجنگ هم باید همانطور باشد و اکیدا از لغزیدن به زیرچتراین یا آن قدرت و این یا آن بلوک پرهیزشود.

نکته دوم آنکه امروزه بطورهمزمان بحران های متعددی جامعه بشری و کره زمین را تهدید می کنند. علاوه برجنگ،  بحران زیست محیطی از مهمترین آن هاست. شکاف های عظیم اجتماعی- طبقاتی رو به گسترش با هژمونی سرمایه مالی (و نمادآن وال استریت) و به همراه انواع سیاست های نئولیبرالی نیز از مهم ترین چالش های عمده است. بحران دموکراسی (و از جمله بحران جاسوسی فراگیر همه شهروندان توسط دولت ها و بویژه دولت آمریکا از همه جهان) و بحران مهاجرت و فجایع ناشی از آن،  و انواع تبعیض های گوناگون اجتماعی و جنسیتی وقومی و مذهبی وملی ... همه و همه وجوه گوناگونی از این بحران های همه جانبه هستند که بطورهمزمان فوران می کنند. درعین حال که معمولا جنبش های گوناگونی مواجهه با هرکدام از آن ها و صدها موردکوچکتر را به طورمنفرد و باتوجه به داغ شدن و خصلت بسیج کنندگی آنها در دستورکارخود قرارمی دهند، و این البته طبیعی است و واجداهمیت، اما با توجه به فوران همزمان بحران ها، و نیز از آنجائی که همگی وجهی از بحران مرکب و کثیرالوجوه نظام و مناسبات حاکم برانسان ها و جهان هستند، لازم است که درعین حال با یکدیگر پیوند نیز بخورند و یک مبارزه چند ضلعی و با مطالباتی متکثر و درعین حال پیوسته را بوجود بیاورند. تنها با شفاف شدن پیوند ذاتی این بحران ها با ماهیت سیستم سرمایه داری و مناسبات مبتنی بر استثمار و نیز پیوند آن ها با یکدیگر می توان تکاپوی بلاوقفه سیستم حاکم برای ایجاددوقطبی کاذب حول رقابت های درونی خود و جذب جنبش های منفرد به سیستم را  که با انواع ترفندها و وعده رفرم های کوچک صورت می گیرد، به چالش طلبید.

2014-09-25- 03-07-1393

taghi-roozbeh.blogspot.com

 

*1- هشدار پاپ به بروزاحتمال جنگ جهانی سوم!

 http://www.dw.de

منبع:پژواک ایران


تقی روزبه

فهرست مطالب تقی روزبه در سایت پژواک ایران 

*حق تعیین سرنوشت از منظررویکرد سوم [2017 Nov] 
* انقلاب اکتبر و ادعای کودتا! [2017 Nov] 
* آغازدوره پسابرجام؟ آرامش قبل ازطوفان؟  [2017 Oct] 
* گزارش گزارشگرویژه: یک گام مهم و به جلو در مطرح شدن جهانی کشتارتابستان ۶۷ [2017 Sep] 
*جهان به کدام سو می رود-2* [2017 Sep] 
*انقلاب اسلامی و محلل هایش! [2017 Aug] 
*جهان به کدام سومی رود؟ نگاهی به چالش ها و صورت بندی آن ها [2017 Aug] 
*وعده های انتخاباتی روحانی، تبی که خیلی زود به لرزنشست! [2017 Aug] 
*بی بی سی و آینده جناح اقتدارگرا [2017 Jul] 
*فرصتی تازه برای زنده کردن و زنده نگهداشتن حافظه تاریخی [2017 Jul] 
*اهمیت چالش در گرفته پیرامون نظریه ولایت الهی و منشأمشروعیت حاکمان [2017 Jul] 
* سعید حجاریان و تقلب در «انتخابات»، سه نکته و یک نتیجه!‏  [2017 Jun] 
*به بهانه انتشاراسنادکودتای ۲۸ مرداد و سه نکته ناقابل! [2017 Jun] 
*نگاهی به دورویکرد «دانشجوئی» و «روشنفکردینی»  [2017 Jun] 
* عملیات تروریستی داعش در تهران، نظم ترامپی و فضای تیره حاکم بر منطقه!‏  [2017 Jun] 
*انتخابات و چندنکته تلگرافی!:‏ آیا در رژیم اسلامی ما با نوعی آپارتاید انتخاباتی مواجهیم [2017 May] 
*اقتصادی سیاسی بحران و منازعات درونی و نگاهی به ‏آخرین تحولات صحنه «انتخابات» [2017 May] 
*اندرمعنای کنشی به نام رأی دادن! [2017 May] 
*جنبش کارگری وعروج پارادایم جدیدنئولیبرالیسم هارو مهاجم! [2017 May] 
*انتخابات اروپا و نیاز چپ به رویکرد و فیگوری متفاوت!‏  [2017 Apr] 
*ورود غافلگیرانه احمدی نژاد به صحنه «انتخابات» و ترک برداشتن صلابت اقتداررهبر!  [2017 Apr] 
* نقش زنان در قافله تمدن و رهائی [2017 Mar] 
*چهاردلیل برای تهدیدمداوم ایران توسط ترامپ!‏ ‏  [2017 Feb] 
* ایران، نخستین آماج تهدیدهای ترامپ!‏  [2017 Feb] 
*آمریکا و نقل مکان سیاست به خیابان!‏  [2017 Jan] 
*درنگی به چند ویژگی گزارش امسال آکسفام  [2017 Jan] 
*خدمات رفسنجانی«متأخر» به نظام! اعتراضات در مراسم تشییع، و یک جمع بندی [2017 Jan] 
* هیولای ولایت مطلقه، و نقش هاشمی رفسنجانی در برساختن آن!‏ [2017 Jan] 
*گورخوابی و پسوندمتجاهر!‏  [2017 Jan] 
*ادعای پیروزی رژیم در جنگ حلب و سیاست معطوف به باتلاق!‏  [2016 Dec] 
*نگاهی به دو رویداد:‏ روزدانشجو و چالش های جنبش دانشجوئی!‏  [2016 Dec] 
* بحران های جهانی و رویکردجدیدهاوکینگ!‏ [2016 Dec] 
*فیدل کاسترو، و تجربه قرن بیستم!‏ و نگاهی به برخوردبی بی سی با آن [2016 Nov] 
* نگاهی به بحران انتخاباتی آمریکا از منظری دیگر و سه مطالبه اصلی بدیل!‏ [2016 Nov] 
*بازتابی از انتخابات آمریکا در میان صفوف چپ  [2016 Nov] 
*نگاهی فشرده به مختصات صحنه انتخاباتی آمریکا در روزهای پایانی  [2016 Nov] 
*انتخابات آمریکا و استریپتیزسیاسی!‏ [2016 Oct] 
* آیا دولت-ملت پدیده و مفهومی است ایستا یا در حال تحول و دگردیسی؟ [2016 Oct] 
*موسیقی به دار!‏  [2016 Oct] 
*نگاهی دو انتقاد به مقاله «همکاری گسترده رژوا و دولت آمریکا، و چالشی که این جنبش را تهدید می کند» [2016 Oct] 
*ابداع واژه جدیدی بنام«ورزشکارنما»!‏  [2016 Sep] 
*پرونده جنایت کهریزک، با این نوع ترفندها پاک شدنی نیست!‏  [2016 Sep] 
*بررسی اهمیت سند شنیداری مربوط به فاجعه 67 برای جنبش دادخواهی، از ‏خلال نقد سه رویکرد به آن ‏  [2016 Aug] 
*نگاهی به ابعادبحران ترکیه و پی آمدها! [2016 Jul] 
*چه کسی می گوید مسعودرجوی زنده نیست؟! [2016 Jul] 
*آزاد شدن جعفرعظیم زاده، و درسهای یک آزمون موفق! [2016 Jul] 
* نگاهی به همه پرسی بریتانیا و چالش های مترتب برآن! [2016 Jun] 
*نگاهی به دو رویداد: گفتمان شلاق! [2016 Jun] 
*فائزه و زندانی بهايی؛ صدای شکستن یک تابو! [2016 May] 
*بحران ونزوئلا و فرجام خرده پارادایم سوسیالیسم دولتی سوار بر جنبش های اجتماعی!  [2016 May] 
*بحثی پیرامون بسط مبارزه طبقاتی به حوزه قدرت! [2016 May] 
* چهارگزاره در بسط مفهوم مبارزه طبقاتی  [2016 May] 
*حفره های بزرگ یک تحلیل از انتخابات 7 اسفند-بخش اول [2016 Apr] 
*جنبش دادخواهی و نقاط آسیب پذیر! [2016 Apr] 
*بحران سرمایه داری و ضرورت خوانش جدید از رهائی! [2016 Apr] 
* احساس خطرخامنه ای از کجا سرچشمه می گیرد؟! [2016 Mar] 
*در زیرپوست تهران چه می گذرد: 7 اسفند و آن چه که در تهران بزرگ اتفاق افتاد! بخش1 [2016 Mar] 
*اندرمعنای کنشی بنام رأی دادن!  [2016 Feb] 
*انتخابات و اسب تروائی که قراراست حماسه بیافریند! [2016 Feb] 
*ادعای انفعالی بودن تاکتیک تحریم و چندگزاره غلط! [2016 Feb] 
*تناقضی به نام رأی اعتراضی و گفتگوئی دوجانبه پیرامون آن! [2016 Feb] 
*تراب حق شناس و درس بزرگ زندگی! [2016 Jan] 
*تاکتیک تحریم، پرسش ها و انتقادها! [2016 Jan] 
* واقعا به چه کسی باید تبریک گفت؟! [2016 Jan] 
* کم لطفی به اهمیت حربه مؤثری به نام تحریم! [2016 Jan] 
*نقدانباشت قدرت و پاسخ به چندپرسش و انتقاد! [2015 Dec] 
*بازگشت به گذشته، به مارکس، به 150 سال پیش، به چه معناست؟! [2015 Dec] 
* نشست پاریس، و مانیفست «کنش برای توقف جنایات اقلیمی» [2015 Dec] 
*جهان در لبه پرتگاه بحران زیست محیطی، و نگاهی به ریشه ها! [2015 Dec] 
*گزارش آژانس، و حسرت حماسه هسته ای! [2015 Dec] 
*داعش و فریاد آی دزد آی دزد رژیم! [2015 Nov] 
*فاجعه پاریس، بحران سوریه، داعش، ریشه ها و بدیل؟ [2015 Nov] 
*اعتراف عجیب رفسنجانی، و دلایل این اعتراف؟ [2015 Oct] 
*بازهم در موردپارادوکسی بنام «دولت سوسیالیستی» و در پاسخ به یک مدافع آن! [2015 Oct] 
*رژیم فعالان کارگری و مدنی را هدف گرفته است، با پیوستن به یکدیگر صدای اعتراض خود را بلندترکنیم! [2015 Sep] 
*آیا قدرت ماهیت طبقاتی ندارد؟ [2015 Sep] 
*«دولت جهانی سوسیالیستی» یک تناقض تمام عیار!  [2015 Sep] 
*تراژدی بحران پناهندگی و ریشه ها! [2015 Aug] 
*تضادبنیادی ولایت فقیه با حکومت قانون! [2015 Aug] 
*پنج دلیل برای تبرئه رسوای سعیدمرتضوی! [2015 Aug] 
*چهارمؤلفه جنگ قدرتی که در ورای دستگیری یک آقازاده جریان دارد! [2015 Aug] 
*توده های مردم تاریخ سازند یا موجوداتی پراکنده و محکوم به لولیدن در گنداب ها؟! [2015 Aug] 
*به نام چپ و به کام راست، نمایشنامه یک عروج و سقوط! [2015 Jul] 
*آغازشمارش معکوس مذاکرات هسته ای در وقت اضافی! [2015 Jul] 
*تصویب نسخه جدیدریاضت اقتصادی و این بار با طعم خودی! [2015 Jul] 
*نه مردم یونان، جان تازه ای به رؤیای اروپای اجتماعی می دمد! [2015 Jul] 
*نگاهی به پیچ و خم های همه پرسی یونان و ماهیت خرده پارادایم دولت های متکی بر جنبش های اجتماعی [2015 Jul] 
*آیا از اتاق مذاکرات هسته ای دودسفید برخواهد خاست یا دودسیاه؟ [2015 Jun] 
*اخراج دسته جمعی خبرنگاران بخش کارگری ایلنا و نقش مافیائی "خانه کارگر"! [2015 Jun] 
*مرعوب شدگی مدافعان سرنگونی یا تلاش برای سترون سازی اپوزیسیون انقلابی، کدامیک؟! [2015 Jun] 
*آقای شهردار از «اوین جدید» چه خبر؟! [2015 May] 
*اوج گیری جنبش مطالباتی و اهمیت هم بستگی بخش های مختلف نیروی کار!- بخش دوم [2015 May] 
*درام واقعی که هرروز در برابرمان به نمایش در می آید! [2015 Apr] 
*رویدادتاریخی یا ضدتاریخی؟! [2015 Apr] 
*پیام این شعله های سرخ فام آتش؟! [2015 Mar] 
*جنبش زنان وضرورت عبور از چندین گسست مهم! [2015 Mar] 
*معضلات بزرگی که رهبرنظام اسلامی ناگزیراست در واپسین سال های عمرخود با وجودبیماری و کهولت سن با آن ها دست و پنجه نرم کند! بخش یک [2015 Mar] 
*خودکامگی در اوجی تازه! [2015 Feb] 
*جدائی دین از دولت یا دین از سیاست؟ کدامیک؟! [2015 Feb] 
*پرش حزب چپ یونان -سی ریزا- به سکوی قدرت، و دام آخر! [2015 Jan] 
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟- بخش پایانی [2015 Jan] 
*شعارمحاکمه در«دادگاه قانونی» بازی در زمین جناح حاکم است! [2015 Jan] 
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟ [2015 Jan] 
*روایت دیگری از ادعای مرگ جنبش دانشجوئی: دانشگاه مرد؛ زنده باد «دانش»گاه!  [2014 Dec] 
*جنبش دانشجوئی در ِاغماء؟! [2014 Dec] 
*نگاهی به جنبش دانشجوئی در سه پرده! [2014 Dec] 
*ما جزأ دموکراسی بی دولت را در روژاوا ایجادکرده ایم! [2014 Dec] 
*جنبش ضدنژادپرستی در آمریکا، ژرفش شکاف ها و دو پیام مهم نهفته در آن!  [2014 Nov] 
*درنگی بر معنای سوگ و تجمع های گسترده مردم به مناسبت مرگ مرتضی پاشائی! [2014 Nov] 
*انتخابات میان دوره ای آمریکا و چرخش به راست! [2014 Nov] 
*سیاست اشاعه ترس و شوک درمانی رژیم را درهم بشکنیم! [2014 Oct] 
*یک دقیقه سکوت برای سگی که آزاد زیست و آزادمرد!*  [2014 Oct] 
*احتمال وقوع فاجعه سقوط شهرکوبانی! [2014 Oct] 
*در کشاکش بین وظایف دامادی و فرمان فیلترینگ، و پرده برداری از سه خطرعمدها [2014 Oct] 
*آیا هشدار به احتمال وقوع جنگ جهانی سوم را باید جدی گرفت؟!  [2014 Sep] 
*کشف تؤطئه، و بحران جانشینی! [2014 Sep] 
*دولت اسرائیل و «قدرت مشرف بر زندگی» [2014 Sep] 
*برشی از شورش سیاهان آمریکا با شعار «دست ها بالا، شلیک نکن»!  [2014 Aug] 
*استیضاح وزیرعلوم: زورآزمائی دوجناح برای کنترل دانشگاه ها! [2014 Aug] 
*رابطه سازمان یابی افقی ودموکراسی مستقیم ومشارکتی [2014 Aug] 
*خاورمیانه و بحران زایمان! [2014 Jul] 
*انتخابات پارلمان اروپا، زمین لرزه و پی آمدها! [2014 Jun] 
*سخنان دور از انتظار فیروزآبادی و چالش های جدید! [2014 May] 
*سخنان دور از انتظارفیروزآبادی و چالش های جدید!  [2014 May] 
*جنبش لغواعدام و گام های تازه! [2014 May] 
*از تحرک «دلواپسان» تا فعال شدن دولت پنهان! [2014 May] 
*آیا بسوی شکل گیری یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟!* [2014 Apr] 
*تعرض ارتجاع حاکم به حقوق شهروندان را درهم بشکنیم! [2014 Apr] 
*شکست حزب سوسیالیست فرانسه شوکی تازه به یک رویکرد کهنه! [2014 Apr] 
*سال نو، پیام و ضدپیام ومحورهای پیشروی [2014 Mar] 
*وجه بین المللی بحران اوکراین و پی آمدها [2014 Mar] 
*تبعیض بر زنان و رابطه آن با سایرتبعیض های اجتماعی [2014 Mar] 
*آیا دلایل ارائه شده برای تغییرنام سازمان کارگران انقلابی به سازمان راه کارگر پذیرفتنی هستند؟! [2014 Feb] 
*انقلاب بهمن و سه سؤال کلیدی (بخش اول) [2014 Feb] 
*رژیم ایران نگران شکسته شدن فضای امنیتی حاکم برجامعه! [2014 Feb] 
*پرده برداری از یک هیولای واقعی! [2014 Feb] 
*حضورچالش برانگیز هنرمندان در سخنرانی روحانی! [2014 Jan] 
* آش چنان شورشد که فریادروحانی هم درآمد!  [2014 Jan] 
*قطعه ای از شیدائی و جنون جمعی برآمده از دخمه تاریخ! [2014 Jan] 
*ایران در آئینه سال جدیدمیلادی! [2014 Jan] 
*دعوای سرمایه داران آمریکا و «پاپ مارکسیست»! [2013 Dec] 
*نگاهی به شرایط حاکم برجنبش کارگری  [2013 Dec] 
* 16 آذر و رویش جوانه های جنبش دانشجوئی! [2013 Dec] 
*آن چه که در صد روزاول روشن شد! [2013 Nov] 
*چالش های نفس گیرمذاکرات هسته ای و چشم اندازآن! [2013 Nov] 
*کردستان را اعدام نکنید! بلوچستان را اعدام نکنید! ایران را اعدام نکنید! [2013 Nov] 
*مکثی پیرامون دوموضوع: جعلیات سیزده آبان، و مدیریت لبخند دیپلماتیک برای خارج و خشونت در داخل! [2013 Nov] 
*دامنه رسوائی و خشم ناشی از شنود فراگیرجهانیان هم چنان بالامی گیرد! [2013 Oct] 
*نگاهی فشرده به دومسأله: بحران مهاجرت و یک شبه فتوای فاشیستی  [2013 Oct] 
*دور دوم مذاکرات هسته ای و چالش ها! [2013 Oct] 
*جنگ قدرت، وزیرامورخارجه را روانه بیمارستان کرد! [2013 Oct] 
*پس لرزه های تماس تلفنی اوباما و روحانی! [2013 Sep] 
*تحولات اخیر و تأثیر«نرمش قهرمانه» برچالش هسته ای! [2013 Sep] 
*دردفاع از فراخوان به کارگران برای چاره یابی و اهمیت این نوع فراخوان ها! [2013 Sep] 
*از «جیمی کراسی» تا «روحانی کراسی»! [2013 Sep] 
*یک پیروزی دیگر! [2013 Sep] 
*به صدا درآمدن طبل جنگ و ضرورت فعال شدن جنبش ضد جنگ و ابرقدرت افکارعمومی! [2013 Sep] 
*پایدار باد خاطره جان باختگان تابستان سیاه 67! [2013 Sep] 
*شمارش معکوس برای حمله به سوریه؟ [2013 Aug] 
*از گفتمان«اصلاح طلبی» تا گفتمان«اعتدال» فاصله زیادی نیست!  [2013 Aug] 
*وضعیت مصر در حالت دراماتیک! [2013 Aug] 
*سعیدحجاریان کاتولیک تر از پاپ و در نقش یک پنبه زن! [2013 Aug] 
*بحران بازتولید و کابینه نجات! [2013 Aug] 
*از مهندسی انتخابات تا مهندسی کابینه [2013 Aug] 
*هنرِبرقدرت یا هم آغوش ِبا قدرت؟! [2013 Jul] 
*«شگون» پیوند گفتمان اعتدال با روحانیت  [2013 Jul] 
*توپ در زمین کیست؟ رفسنجانی و اصلاح طلبان یا خامنه ای؟ [2013 Jul] 
*انقلاب مصردر فازجدید و سه ویژگی آن! [2013 Jul] 
*نقش شبح تحریم در"انتخابات" [2013 Jun] 
* نگاهی به صف آرائی ها و چالش های صحنه "انتخابات" در آستانه دقیقه 90 [2013 Jun] 
*پروازشبحی برفراز "انتخابات"! [2013 Jun] 
*گفتگو با نشریه نگاه بخش نخست [2013 Jun] 
*نقدی به یک گفتار تلویزیونی(2) [2013 May] 
*پیرامون نظرخواهی بی بی سی درباره"مسأله اصلی انتخابات چیست"؟ [2013 May] 
*"انتخابات" و سه حلقه تاکتیکی مرتبط با آن [2013 May] 
*"انتخابات" و به صحنه آمدن محتوای گندیده نظام! [2013 May] 
*اتحاد جمهوری خواهان پس از ده سال [2013 May] 
*نام نویسی رفسنجانی و شوک حاصل از آن درمیان صفوف حاکمیت! [2013 May] 
*تحریم گسترده انتخابات یک گزینه واقعی و مؤثر! [2013 May] 
*آیا بسوی تعین یافتن یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟! [2013 May] 
*نگاهی به یک حرکت و تاکتیک موفق و الهام بخش! [2013 Apr] 
*مرگ تاچر یا تاچریسم؟  [2013 Apr] 
*در پاسخ به دو انتقاد  [2013 Apr] 
* سازها راباید دوباره کوک کرد! [2013 Apr] 
*پیام نوروزی خامنه ای، و«ضد پیام»! [2013 Mar] 
*چه کسی مشغول تدارک «فتنه» ۹۲ است؟! [2013 Mar] 
*درددل حضرت آقا! [2013 Mar] 
*بازهم در اهمیت مطالبات معیشتی و جنبش مطالباتی [2013 Mar] 
*انتخابات نمایشی و برچسب نافرمانی مدنی! [2013 Mar] 
*بادبان ها را باید در کدام جهت برافراشت؟ [2013 Feb] 
*نگاهی به یگ گفتگو و دو رویکرد متضاد در برابر اتحادیه ها! [2013 Feb] 
*در جمهوری اسلامی هتل ها به زندان ها رشک می برند! [2013 Feb] 
*انتخابات ریاست جمهوری و نعل وارونه رژیم (بخش اول) [2013 Jan] 
*پرتگاهی به نام شکاف بین حداقل دستمزد و خط فقر‎ [2013 Jan] 
*نقش روبه گسترش کارگران در جنبش مطالباتی- ضداستبدادی  [2012 Dec] 
*پاسخی کهنه به یک سؤال قدیمی :"آیا دوران سرمایه داری به پایان رسیده است"؟* [2012 Dec] 
*انقلاب مصر، آموزه ها و مهم ترین ویژ گی ها [2012 Dec] 
*تظاهرات کارگری هم زمان در 23 کشور اروپائی، و نقاط قوت و ضعف آن [2012 Nov] 
* جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد: [2012 Nov] 
*تصویب برنامه بسته ریاضتی با وجود اعتصاب سراسری و محاصره پارلمان، و یک پرسش چالش برانگیز [2012 Nov] 
*انتخابات آمریکا و کانونی شدن جدال ها حول طبقه متوسط! [2012 Nov] 
*بحرانی که از کنترل سران حکومت خارج می شود! [2012 Oct] 
*خود خوارگی، مهم ترین دشمن حکومت اسلامی! [2012 Oct] 
*موج بلند بحران، ویژگی ها و پی آمدهای آن(1) [2012 Oct] 
*حذف نام مجاهدین از لیست سازمان های تروریستی و ادعای بهم خوردن توازن قوا! [2012 Oct] 
*اوج گیری جنگ قدرت و دستگیری فرزندان رفسنجانی! [2012 Sep] 
*منشورها و بازارمکاره سیاست! [2012 Sep] 
*چپ و چرخه بازتولید موقعیت بورژوازی! [2012 Sep] 
*برای مقابله با بحران پراکندگی از کجا باید شروع کرد؟ [2012 Sep] 
*طناب دار بر گلوی دموکراسی! [2012 Aug] 
*موقعیت چپ در ایران؟ بحران تئوریک؟ بحران هویت؟ پایگاه اجتماعی؟ گسست­ها و اتحادها؟ * [2012 Jul] 
*یک استدلال و هزار اما و اگر [2012 Jul] 
*نشست کلن: آزمون جدید؟ امیدها و چالش ها؟ [2012 Jul] 
*شکست طرح آتش بس کوفی عنان(نماینده سازمان ملل) وخطرگسترش جنگ داخلی در سوریه  [2012 Jun] 
*از"مرکوزی" تا "مرکولاند" وتوهماتی که به نام چپ رادیکال پراکنده می شود! [2012 May] 
*جنبش های جدید حامل چه پارادایمی هستند؟  [2012 May] 
*چاووش خوان، و آوای مرگ جمهوری اسلامی!  [2012 May] 
*انتخابات فرانسه وچپ گروگان گرفته شده! [2012 May] 
*تراژدی خودکشی داروسازبازنشسته یونانی،ادعانامه ای علیه نظام سرمایه داری! [2012 Apr] 
*دخیل بستن رفسنجانی به خمینی درآستانه برگزاری مذاکرات هسته ای [2012 Apr] 
*جدی میگم! سلاح هسته ای وحرمت فتوا! [2012 Apr] 
*مارش جهانی روزکارگر با شعاراعتصاب عمومی و یک روزبدون نودونه درصدی ها! [2012 Mar] 
*چگونه سالی ؟! [2012 Mar] 
*نگاهی به چندچالش پیشاروی جنبش زنان [2012 Mar] 
*بروزلحظه تاریخی درهمکاری اصلاح طلبان وسازمان اکثریت! [2012 Mar] 
*پی آمدهای نمایش انتخاباتی رژیم! [2012 Mar] 
*سخنی پیرامون اعتراضات 25 بهمن [2012 Feb] 
*جنگ و تحریم گسترده به مثابه دواستراتژی متفاوت یا دووجه یک استراتژی؟ [2012 Feb] 
*اعتصاب یکپارچه ومیلیونی کارگران نیجریه دولت را واداربه عقب نشینی کرد! [2012 Jan] 
*رابطه سازمان یابی افقی ودموموکراسی مستقیم ومشارکتی [2012 Jan] 
*تقابل دواستراتژی: « تحریم گسترده نفتی وبانکی وتهدیدات نظامی» و «تهدید در برابر تهدید» [2011 Dec] 
*پس از9 سال جنگ معلوم شد که طالبان دشمن آمریکا نبوده است! [2011 Dec] 
*معترضان جهان؛ چهره سال مجله تایم؛ مردم سوژه گی! [2011 Dec] 
*جنبش وال استریت وشعاراشغال کنگره! [2011 Dec] 
* "انتخابات" مجلس شورای اسلامی واهمیت یک جنبش تحریم گسترده [2011 Dec] 
*اقدام درخشان والهام بخش کارگران ایران خود رو دراعتراض به تغییرارتجاعی قانون کار  [2011 Nov] 
*به مناسبت يک ماهگی جنبش: جنبش وال استريت،ازتصرف فضا-مکان ها تا فلج سازی سازوکارهای سيستم!  [2011 Nov] 
*بار دیگر آوای شوم جنگ طلبی! [2011 Nov] 
*سکولاریسم و"اسلام اخلاقی" آقای سروش! [2011 Nov] 
*اهمیت کنشگری مادران پارک لاله [2011 Nov] 
*آیا لیبی واقعا "آزاد"شد؟  [2011 Oct] 
*جنبش اشغال وال استریت، و برخی ویژگی های جنبش های جدید [2011 Oct] 
*یک ارزیابی ازاعتصاب کارگران پتروشیمی ماهشهر واهمیت آن [2011 Oct] 
*معلمان و شعاربرابری جنسیتی به عنوان شعارسال تحصیلی جدید  [2011 Oct] 
*جنبش دانشجوئی وضرورت درهم شکستن تهاجم رژیم به محیط های آموزشی! [2011 Sep] 
*گفتمان «دموکراتیک» یا سوسیالیستی، کدامیک؟! [2011 Sep] 
*اسپانیا، دموکراسی وتصویب برنامه ریاضت اقتصادی [2011 Sep] 
*میراث خمینی برای جانشینان خود [2011 Sep] 
*لیبی: باچشمی گریان وبا چشمی خندان! [2011 Aug] 
*انگلیس: شورش طردشدگان وبه حاشیه رانده شدگان! [2011 Aug] 
*دراهميت جنبش حق انتخاب سبک زندگی(1)  [2011 Aug] 
*گذشت آمنه وخشونت نهادی شده درقانون قصاص [2011 Aug] 
*رابطه جنبش و "چه بایدکرد"! [2011 Jul] 
*دیواربرلین ونعل وارونه سران گروه8 پیرامون تحولات منطقه [2011 Jun] 
*زایش وزوال اسطوره ها درعصرنوین  [2011 Jun] 
*تاکتیک، وحکمت های نهفته در یک نظرسنجی! [2011 Jun] 
*تاکتیک های گشاینده وتاکتیک های بازدارنده [2011 Jun] 
*انقلاب پاسخ است یا سؤال؟ [2011 Jun] 
*جنبش با کدام گفتمان ؟ [2009 Aug] 
*"اوبامای" وال استریت و "اوبامای" مردم کوچه وخیابان [2008 Nov] 
*یک نافرمانی باشکوه! [2008 Oct] 
* آزمون جنبش زنان درمقابله با [2008 Sep] 
*یک جمع بندی فشرده ازچالش های کارگری وراه های برون رفت ازآن [2008 May] 
*"انتخابات"رسوا وپرازتقلب! [2008 Mar] 
*مارش عظیم تحریم کنندگان ومعضل صندوق های خالی! [2008 Mar]