سخنی پیرامون سمینار کنگره ملیت‌های ایران فدرال
منوچهر یزدیان

"کنگره ملیت‌های ایران فدرال" روزهای ١٧  و ١٨ ماه می سمیناری  در استکهلم برگزار کرد که به گفته‌ی برگزار کنندگان چندان مورد استقبال قرار نگرفت. گفته می‌شود بسیاری از چهره‌های به اصطلاح "سازمان‌های سیاسی" علیرغم آن‌که به سمینار دعوت شده بودند به دلایل مختلف در آن شرکت نکردند. عمده‌ترین دلیلی که آن‌ها برای عدم مشارکت‌شان در سمینار به برگزار کنندگان آن ارائه داده اند، نداشتن وقت یا اماکانات برای مسافرت به سوئد بوده است. البته افرادی مثل مهرداد درویش‌پور هم برای  عدم شرکت در سمینار دلایل سیاسی خودشان را داشته و (همان‌ هنگام یا بعدا) بیان کرده‌اند.

در بیانیه‌ی اعلام برگزاری "سمینار"  آمده بود که:

"براى ريشه يابى دلايل بحران همه جانبۀ رژيم جمهورى اسلامى ایران و عدم امکان تثبيت آن و فراهم کردن زمینۀ براندازی کل این نظام تمامیت گرا و آزادی کش و برابری ستیز، نبود يك اپوزيسيون متحد وتوانمند، سبب شد که کنگره ملیت های ایران فدرال،برای يافتن راه برون رفت ازبُن بست كنونى، سمينارى در استكهلم در تاریخ ( ۱۷ - ۱۸ ماه مای ۲۰۱۴ ) برگزار کند، تا ازطريق تبادل نظر، آشنا شدن با افكار يكديگر وهمكارى نزديكتر، بتوان قدم های اولیه زمينه هاى لازم را براى تعامل و همکاری و ایجاد یک اپوزيسيون جانشین مهيا نمود.

موضوع هاى سمينار در پانل هاى زيرين مورد بررسى قرار ميگيرند:

 ۱-  اپوزیسیون و چشم انداز آیندۀ سیاسی ایران.

۲-  اصلاح و رفع تبعیض در جمهوری اسلامی ایران: توَهُم یا واقعیّت؟

۳-  نظام سیاسی آیندۀ ایران: مکانیسم های مناسب جهت استقرار دموکراسی و حقوق بشر.

۴-  ضرورتِ اتحاد و همگرائی نیروهای دموکراتیک".

 

بسیاری از سخنرانان در این سمینار از "توهم" بخشی از مردم و نیروهای سیاسی در داخل و خارج ایران در مورد نقش و تاثیر "اصلاح‌طلبان" در روند تحولات در ایران صحبت به‌میان  آوردند. غافل از این‌که خود "کنگره ملیت‌های ایران فدارال" دچار توهمی عظیم در مورد نقش و تاثیر سازمان‌های به‌اصطلاح  "سراسری" در تحولات ایران است. در عمل موجود بودن این "سازمان‌های سراسری" به لطیفه بیشتر شبیه است تا واقعیت. شاید حالا دیگر روشن شده باشد که این "سازمان‌های سراسری" چیزی نیستند جز چند نفر از سیاسیون و زندان رفته‌های سابق که اقتدارشان نه در اندیشه‌های‌شان بلکه در سوابق سیاسی ٤٠ – ٥٠ سال پیش‌شان پایه دارد. هوادارن این افراد دیگر آن جوانان بعد از ٢٢ بهمن ٥٧ نیستند که با شور و هیجان دربست در اختیار "رهبران همیشه رهبر" خود باشند. این هواداران ٢٠ – ٣٠ سال است در خارج از کشور زندگی می‌کنند. اکثرا کار می‌کنند و در هستی اجتماعی پیرامون‌شان شرکت دارند. تحصیل کرده‌اند و کتاب خوانده‌اند. خود مادر و پدر شده‌اند و راه درست زندگی و شرکت در مسائل اجتماعی را به فرزندانشان نشان می‌دهند. "کنگره ملیت‌های ایران فدارال" این گروه از ایرانیان را یا نمی بیند و یا به رسمیت نمی‌شناسد.

"کنگره ملیت‌های ایران فدارال" به‌جای دعوت از ایرانیان فعال در شبکه‌های اجتماعی به‌سراغ آن به‌اصطلاح "رهبران" رفته ‌است. اعضای "کنگره ملیت‌های ایران فدارال" به‌جای  جستجو در فسبوک و تویتر خود برای یافتن فرهیختگان ایرانی و دعوت از آن‌ها به سمینار به‌سراغ کسانی رفته اند که فیسبوک را به‌جائی برای انتشار "پرتره‌های‌شان" تبدیل کرده‌اند. اعضای "کنگره ملیت‌های ایران فدارال" نمی‌دانند که این به‌اصطلاح "سیاسیون غیر اتنیکی" دیگر حرفی برای زدن ندارند. و فراموش کرده‌اند که بخشی از این "سیاسیون غیر اتنیکی" یکی از فعال‌ترین سازمان‌های چپ در ایران (چریک‌های فدائی خلق) را به چرخ‌دنده‌ای از ماشین سرکوب جمهوری اسلامی تبدیل کرده بودند و اگر فرصت دیگری بیابند دوباره با جمهوری اسلامی همکاری خواهند کرد..

نگارنده‌ی این نوشته هیچ ارتباطی با "کنگره ملیت‌های ایران فدارال"  و اعضای آن ندارد. این‌که ایران باید فدرال باشد یا نباشد مسئله‌ی این نگارنده نیست. برای این نگارنده ایران سرزمین مشترک مردمی است که در آن زندگی می‌کنند. ایران را نه فارس‌ها به تنهائی می‌توانند از شر استبداد آزاد کنند و نه بلوچ و کرد و آذزی و عرب و سایر دسته‌های ملی، زبانی، فرهنگی، مذهبی، منطقه‌ای، که در ایران زندگی می‌کنند. البته سمینار "کنگره ملیت‌های ایران فدارال" هم موضوعش آن‌طور که در بالا گفته شد، مسئله‌ی   فدارالیسم نبود. عدم شرکت آن عده از دعوت‌شدگان نیز ربطی به فدرالیسم نداشت. آن‌ها از طرفی نگران هواداران مجازیشان هستند و از طرف دیگر حرفی برای گفتن ندارند.

به‌نظر این نگارنده برگزار کنندگان سمینار مخاطبین‌شان را عوضی فهمیده‌اند و به سراغ امام‌زاده‌هائی رفته‌اند که به‌جای شفا، کور می‌کنند. شاید می‌بایست عطای "سازمان های مجازی ساسی غیر اتنیکی" را به لقایش بخشید و به دنبال عاشقان و فرهیختگانی گشت که نه مجازی بلکه واقعی‌اند و دلشان برای ایران و هرچه در اوست می‌تپد.

منوچهر یزدیان، هشتم ژوئن ٢٠١٤

 

منتشر شده در سایت آزاد سر ٨/٦/٢٠١٤

منبع:پژواک ایران