انقلاب بهمن و سه سؤال کلیدی (بخش اول)
تقی روزبه

انقلاب 57 و نسل سوخته!

انقلاب بهمن و وجدان معذب نسلی که آن را برپاکرد و ضرورت تصفیه حساب با آن!

تقی روزبه

نسل هائی که پس از انقلاب بهمن متولد شدند عموما خود را نسلی سوخته شده می دانند. برای اکثرآنها انقلاب و حکومت اسلامی همزاد و همسان یکدیگر تصورمی شوند. و البته حکومت اسلامی نیز در طی این سی و پنج سال بی وقفه خود را  تجسم و بانی و محصول طبیعی انقلاب معرفی کرده است . ناگفته نماند که در این انگاره بخش هائی از اپوزیسیون هم - از جمله مدافعان نظم گذشته-  با او هم صداهستند. هم چنین بخش های زیادی از نسل بر پادارنده انقلاب بویژه چپ ها و نیروهای رادیکال - دموکرات نیز با مشاهده سربرآوردن هیولائی بنام جمهوری اسلامی از زهدان انقلاب نه فقط رؤیاها و آروزهای خود را برای ایجاد جامعه آزاد و انسانی  برباد رفته می بینند، بلکه خود از اولین طعمه های غول سیری ناپذیری بوده اند که خود، ولوناخواسته، نسبت به تکوین آن در زهدان انقلاب غفلت ورزیده اند. نسل های جدید پدران و مادران خود را مسبب این  وضعیت نامطلوب کنونی می دانند و در شگفتند که چگونه آن ها مبادرت به انقلاب علیه نظمی کردند که نظام برآمده از آن روی نظام پیشین را"سفید" کرده است و کسی هم تا کنون قادرنشده است این هیولای به بام قدرت عروج کرده را پائین بکشد. از همین رو اقدام و عملکرد نسل انقلاب کرده برایشان اصلا قابل فهم نبوده، گوئی آنها جن زده شده و کلنگ بدست به تخریب ساختمانی پرداخته اند که خودهم از خطرزیرآوارماندن مصون نبوده اند. آنها را محکوم کرده و سزاوارسرزنش می دانند واین درحالی است که نسل انقلاب کرده نیز عموما در حالتی تدافعی، نتوانسته پاسخ های درخور و اقناع کننده از عملکرد خود بدهد. پاسخ های آنها دراین رابطه  یا فاقد منطق و استدلال قوی و قابل قبول برای نسل های جدید بوده و یا حتی با وجدانی معذب و با اعتراف به ندانم کاری، خود را مقصردر ایجادوضع موجود دانسته و چه بسا در درد و آلام نسل های جدید خود را شریک وی می دانند . البته این خقیقت دارد که بخش های آگاهتری از جامعه وجود داشته اند که هیچگاه در برابرافسون فراگیراسلام سیاسی و خمینی تن به تسلیم و تمکین ندادند و طبعا وجدان کمترمغذبی دارند، اما حتی آنها نیز فاقدآن خودآگاهی لازم و مقابله کارآیند با آن نوع جن زدگی و باصطلاح مستی توده ای بوده اند که تصویرخمینی را برماه می دیدند و او را بردوش خود نهاده و به کرسی قدرت نشاندند. آنها نیز نتوانسته اند آن گونه که باید به وظیفه آگاه گرانه خود عمل کنند و سنگربندی درخور و مؤثری را در برابرپیشروی ارتجاع تاریک اندیش برپا دارند.

                      

بهرحال هرچه که هست تصفیه حساب جامعه و از جمله نسل انقلاب کرده  با وجدان معذب خود در به جلوی صحنه راندن چنین هیولای مهیب، و نقدآن گسست ها و عواملی که موجب سقوط بهمن 57 بدان شکل خود گشت  یکی از پیش شرط های مهم گذار از دوران تاریک  سلطه مذهب و اسلام سیاسی و راه سپردن به آزادی و دموکراسی و عدالت اجتماعی است. به عنوان یکی از پیش شرط ها، بدون تصفیه حساب با این وجدان معذب عبور از جامعه  تب کرده و بیمارکنونی  ناممکن است. واقعیت آن است که جامعه ایران هنوز نتوانسته است  نقد رادیکال و ریشه ای  از چگونگی ظهور و عروج هیولای اسلامی سیاسی  و رمز و راز تداوم حیات و بازتولید آن و لاجرم تصفیه حساب باوجدان معذب خود را به پایان برد. حتی هنوز هم بخش های بزرگی از جامعه از قضا از جمله نسل های تازه هم درگیرطلسم این غول و لاجرم بازتولید و تداوم آن هستند. نمونه عروج روحانی به عرصه سیاسی آخرین نمونه گویای این نوع طلسم زدگی است. بخشی هم در واکنش به این تباهی حسرت گذشته می خورند  ودر نوستالوژی بازگشت به آن بسرمی برند. و حال آن که نقد خلاق و راهگشا  تنها می تواند برچگونگی عبور از زنجیرهای سنگین استبداد، هم عبوراز قیمومیت استبداد سلطنتی و هم  استبدادمذهبی و هم البته هرشکل دیگری از استبداد استوار باشد. انگاره بازگشت به گذشته تنها تداوم بحران هویتی است که خودانقلاب بهمن  تلاشی بود برای برون رفت از آن. تلاشی که البته حاصلش جز افتادن به دام چاهی هولناک تر نبود. بنابراین هرنقد راهگشا و رادیکال نقدی است که از وضعیت استیصال فراتربرود و روبه جلو داشته باشد. در برابرچنین نقدی دستکم سه سؤال بنیادی در برابرما قرار دارد:

نخست این پرسمان که آیا انسانهای یک جامعه حق دارند که دست به تغییر نظام حاکم  برجامعه خود، وقتی آن را غیر قابل تحمل می یابند و پذیرای آن نیستند، بزنند؟. به عبارت دیگر آیا آنها وقتی یک نظم سیاسی و اقتصادی را که قادر به پاسخ گوئی به نیازهای پایه ای خود نمی بینند، آیاحق تغییرشرایط حاکم برخود و از جمله حق انقلاب کردن را،  دارند یانه؟.

دراصل طرح این سؤال از فرط بداهت بلاموضوع می نماید، اما هم چون یک مقوله سهل و ممتنع در برابرما قراردارد و ازهمین رو درنقد به این گذشته  پیشاروی ماست.  این حق بدیهی جامعه خودبنیاد است که  تأسیس کننده نوع نظام و چگونگی دوام و قوام خود باشد و بطریق اولی این حق را دارد که هرموقع که  نخواست دست به تغییرآن بزند و حقوق جهان شمول انسان عصرکنونی نیز بر تصدیق همین حق بدیهی بنانهاده شده است. در حقیقت هیچ کس و هیچ  نیروئی درموقعیتی نیست که این حق را باو بدهد یا ندهد. البته می توان و باید حول چگونگی  استفاده از این حق بدیهی  و خطاهای احتمالی آن نقد و بحث و گفتگوکرد، اما نهایتا این حق خدشه ناپذیرو بدون قیدو شرط است و مادرسایرحقوق: حاکمیت جامعه برخود و برسرنوشت خود. حتی ارتکاب خطا هم نمی تواند نافی این حق باشد و اساسا نوع بشر در آمیزه ای از خطا و صواب راه خود رامی گشاید و تاریخ خود را می سازد، هم چنانکه نقد خطا ها بخشی از ساختن تاریخ خود است. بنابراین هرنقد سازنده و راهگشائی نه فقط نمی تواند نافی این حق باشد، بلکه تنهامی تواند تقویت کنده آن باشد. انکارچنین حقی درذات خود- صرفنظراز نوع دستاویزها و هرتوجیهی- بطوراجتناب ناپذیر بجای نقدرهائی بخش، نوعی کیش قیمومیت و ولایت مأبی را با خود یدک می کشد. کم نیستند در میان واکنش ها نسبت به گذشته  که حامل انکاراین حق اساسی هستند.

باین ترتیب تا اینجا هرنقدی در تناسب با رویکردش به چنین حقی در تجربه انقلاب بهمن یا رهائی بخش است و یا برپادارنده و توجیه کننده نوعی از قیمومیت. این حق در واقع اخگرسوزان تاریخ است و بدون آن- حق درهم شکستن مناسبات حاکم- جوامع بشری و تاریخ  قادر به پیشروی نبوده است. انقلاب و یا تغییرژرف شرایط حاکم برجامعه، وقتی به صورت نیازسوزان درآمد و ابزارهای کنترل طبقه و قدرت حاکمه هم کارآئی خود را از دست داد، اجتناب ناپذیراست. از این منظر مردم ایران دهه 50 را بدلیل عدم تحمل وضعیت نمی توان مورد سرزنش قراردارد و البته می توان آنها را بخاطرشیوه و نوع عملکردخود به چالش کشید. و البته انقلاب چیزی به جز اعلام عدم مشروعیت قدرت حاکم و الغاء سازوکارها و قوانین تحمیل شده برجامعه توسط حاکمان نیست.

خشونت و انقلاب:

 اصل انقلاب به معنی تغییررادیکال مناسبات و شرایط حاکم برجامعه، الزاما مترادف با خشونت به معنی کشت و کشتار و ناشی از ذات انقلاب نیست، بلکه آن را به عنوان به اصطلاح امری عرضی و جانبی و مشروط و لاجرم به درجاتی قابل اجتناب دانست که از یکسو میزان و چگونگی مقاومت دستگاه حاکمه دربرابرخواست جامعه از جمله عوامل تعیین کننده آن است و  از سوی دیگر آگاهی تاریخی جامعه در گزینش شیوه ها و نحوه کارآیند و حتی الامکان مسالمت آمیز نیز تأثیرات مهمی درنحوه اقدام وعمل دارد. کیش ستایش خشونت و همزادی آن با انقلاب را باید به نقد کشید. حتی برای تقویت عنصرهرچه بیشترمسالمت آمیزآن. روندهای انقلابی درجهان امروز نیز بدرجاتی وقوع انقلابات کمابیش مسالمت آمیزرا موردتأکید قرارمی دهند. بهرحال با اجتناب از تقلیل گرائی، لازم است که لااقل درحوزه منطق دو موضوع انقلاب و خشونت از هم تفکیک کردند و از همذات و همزاد پنداری آنها فاصله گرفته شود، و گرنه حق جوامع و انسانها برای تغییرشرایط حاکم برخود و حق انقلاب کردن مورد انکارقرارگرفته می شود. خشونت اساسا امری ضدانسانی است از تحمیل منافع منافع و امیال خود بردیگران سرچشمه می گیرد  و تقسیم آن به خشونت انقلابی و غیرانقلابی نیز گمراه کننده است.  کسانی که قصدتحمیل منافع و اقتدارخود بردیگری  و یا سلطه بخشی از جامعه بربخش های دیگر را ندارند و آزادی انتخاب را شرط شکوفائی جامعه انسانی می دانند، نیازی به اعمال خشونت ندارند و از همین رو مبارزه مسالمت آمیزعلیه نظم حاکم  یکی از مشخصات جنبش های رهائی بخش عصرماست. اما برای نیروهای سلطه طلب اساسا خشونت و لو در شکل خشونت قانونی، بخش لاینفکی از هویت و هستی آنها را تشکیل می دهد و اساسا دولت با ضمائم گوناگون خود و "قانون"، چیزی جزخشونت قانونی شده به شمارنمی رود. البته دفع خشونت آن هم حتی الامکان با شیوه های مناسب و با هدف کندکردن چرخه خشونت و نه بازتولیدآن مقوله دیگری است. متأسفانه  تا مادامی که کسانی و طبقاتی و قدرت هائی در صددتحمیل منافع خود بردیگران باشند اعمال خشونت از سوئی و البته محکوم کردن آن ازسوی دیگر وجود خواهد داشت. خلاصه آن که دوایرانقلاب و خشونت ذاتا و بنا برتعریف یکی نیستند، گواین که درمواردی ممکن است با دخالت عوامل عرضی و ثانوی تداخل هم داشته باشند اما این تداخل مانع تلاش و مبارزه مستمر برای تقویت روند خشونت زدائی از حیات بشری و در تنظیم مناسبات فی مابین آنها نیست.

در اینجا به دومین سؤل بنیادی می رسیم:

دومین سؤال بنیادی آنست که آیا اقدام به انقلاب  و درهم شکستن نظم حاکم  وقتی که به خواستهای مردم تمکین نکند، آیا الزاما به معنی درستی همه آن شیوه ها و رفتارها و مواضعی است که در جریان استفاده از این حق صورت می گیرد؟. بدیهی است که حق و چگونگی استفاده از آن دوچیزمتفاوت است و در طول تاریخ همواره در تناسب با آگاهی و سطح تمدن بشری دستخوش تغییرهم شده و می شود. چگونگی استفاده از آن نه فقط در سطوح گوناگون می تواند مشمول نقد و انتقاد و تشکیک همه جانبه قرارگیرد، بلکه چنین نقدی خودشرط استفاه بهینه وتقویت کننده این حق طبیعی جامعه و انسانها بشمارمی رود. بدون نقد دستاوردهای مثبت و منفی هر رخدادتاریخی نمی توان از تکرارخطاهای تاریخی اجتناب ورزید.

سؤال سوم باتوجه به نکات فوق، در بررسی مشخص رخدادبزرگی چون انقلاب بهمن 57، بویژه با فاصله گیری چندین دهه از آن و مشاهده پی آمدهایش، چه درسها و چه نقدهای اساسی نسبت به آن می توان داشت؟ البته در این مورد ارزیابی ها و رویکردهای گوناگونی از دیربازمطرح بوده است که نقدحاضر می تواند در زمره یکی از آنها باشد. این نقدها در مواجهه با یکدیگراست که می توانند غنا پیداکرده و حقانیت و درستی نسبی خود را اثبات کنند یا ابطال کنند و به تدریج به آگاهی عمومی جامعه تبدیل گردند.

 در اینجا به بهانه سالگردانقلاب بهمن 57 به شماری از مهمترین درسهای انقلاب- از نظرنگارند ه-  بصورت فشرده و تیتروار اشاره می کنم:

الف- بی شک  نخستین استنتاج از آن رخدادبزرگ را، همانگونه که اینک اجماع کمابیش گسترده ای حول آن وجود دارد و علیرغم برخی دست آوردهای جنبی که ربطی هم به حاکمیت ندارد، ناکامی و شکست انقلاب در نیل به هدف های اصلی خود علیه استبداد، یعنی تداوم و تعمیق خواست برآورده نشده مردم ایران از مشروطیت بدین سو درجهت تأمین آزادی و استقلال و رفاه و عدالت اقتصادی دانست. عروج استبدادمذهبی نیز تداوم استبداد و بسی بدتر از نظام سلطنی بود که باین اعتبارمحصول انقلاب بهمن را باید گسستی عمیقی از خط سیرمبارزه برای اهداف انقلاب مشروطیت و روندتعمیق یابی آن  دانست.

ب- نحوه رشد وانکشاف جامعه درحوزه های گوناگون اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و سیاسی  و از جمله پیشبرد روند مدرنیته توسط شاه و حمایت دولت های غربی ( بویژه امریکا) به نحوی بود که از یکسو بخش های سنتی و کهن جامعه را وسیعا علیه آن برمی انگیخت و از سوی دیگرهمزمان نیروهای مدرن و آزادیخواه و امروزی منتقداستبداد و وابستگی را تحت فشارقرارمی داد. در واقع شاه و دستگاه امنیتی او درچهارچوب جنگ سرد قدرت های بزرگ جهانی، رقیب و خطرعمده را در نیروهای مدرن و بالنده و بویژه چپ ها و دموکرات ها می دیدند. البته این اشتباه باصطلاح لپی نبود بلکه شاه و هم سنگران وی با احساس خطر از ماهیت ضداستبدادی و ضدآمرانه نیروهای پیشرو و رویکردهای عدالت طلبانه آنها، آن را خطرناک تراز روحانیت و نیروهای سنتی به شمارمی آوردند.

نتیجه چنین "توسعه" آمرانه ای درحقیقیت به مصداق آن ضرب المثل معروف گشودن سگ و بستن سنگ، در حکم تضعیف جامعه مدنی و بی حفاظ کردن آن  دربرابر تهاجم نیروهای تاریک اندیش سنتی  و فرهنگ تهجر بود.

تحریک و برانگیختگی بخش سنتی جامعه  بویژه درعرصه های سه گانه زیر برجسته بوده است:

نخست، از یکسو عدم تناسب بین روند درهم شکستن مناسبات کهن حاکم بر روستاها  باتوان جذب آنها در شهرها و مناسبات نوین سرمایه داری را شاهد بودیم و لاجرم شاهدانباشت نیروهای رانده شده از روستا به حاشیه شهرها و رویش حلبی آبادها و فقدان چشم اندازی روشن در برابرآنها. عاملی که این جمعیت وسیع را هم چون بمبی آماده انفجار در حاشیه ها و متن شهرها متراکم ساخته بود. نیروئی عظیم و سرخورده و خشمگین، بدون آگاهی لازم  و جابگاه اجتماعی مشخص می توانست به سهولت  تحت نفوذ و هژمونی جریانات مخالف نظام و بیش از همه بخش تاریک اندیش و سنتی جامعه باشد و چنین نیز شد.

دوم: تحریک بازار و کسبه و آن بخش از واحدهای کوچک توزیعی و تولیدی و بطورکلی آن بخش سنتی اقتصاد که در مجموع  زیرفشار بخش ها و نهادی ها و شبکه های نوین و بزرگ اقتصادی تولید و توزیع قرارداشتند (آنچه که بورژوای کمپرادور و وابسته به دستگاه قدرت و دربار نامیده می شد).

سوم: و بالأخره باید به حساسیت و نارضایتی نهاد تاریخا نیرومند و گسترده روحانیت که از قضا در زمان شاه بر وسعت و نفوذ آنها افزوده می گشت اشاره کنیم. برانگیختگی و خشم آنها اساسا از درهم شکستن مناسبات سنتی، بویژه  حساسیت به آنچه که تهاجم فرهنگی نامیده می شد، سرچشمه می گرفت. می دانیم که روحانیت از دیرباز ضمن رقابت در کنارسلطنت دو نیروی مهم پاسدارنظم حاکم را تشکیل می داده اند. روحانیت در تحولات اجتماعی وسیاسی بویژه از مشروطیت به این سونقش مهمی داشتند و اگر نگوئیم به طورضمنی ازسوی نظام حمایت و تقویت می شدند لااقل تحمل می شدند. 

در برابرآن نیروهای مدرن و دموکرات- لائیک و بویژه طیف گسترده نیروهای چپ و رادیکالی قرارداشتند. و از آنجا که خواهان آزادی و استقلال و عدالت اقتصادی بودند بشدت تحت فشار قرارداشتند، و خطرعمده علیه نظام بشمارمی آمدند. نگاهی به ترکیب زندانیان و یا اعدام های سیاسی قبل از انقلاب که اساسا شامل همین نیروها می شدند، بخشی از چگونگی شرایط دخیل در شکل گیری انقلاب بهمن را به نمایش می گذارد.   ناتمام

2014-02-12

http://www.taghi-roozbeh.blogspot.de/

منبع:پژواک ایران


تقی روزبه

فهرست مطالب تقی روزبه در سایت پژواک ایران 

*وعده های انتخاباتی روحانی، تبی که خیلی زود به لرزنشست! [2017 Aug] 
*بی بی سی و آینده جناح اقتدارگرا [2017 Jul] 
*فرصتی تازه برای زنده کردن و زنده نگهداشتن حافظه تاریخی [2017 Jul] 
*اهمیت چالش در گرفته پیرامون نظریه ولایت الهی و منشأمشروعیت حاکمان [2017 Jul] 
* سعید حجاریان و تقلب در «انتخابات»، سه نکته و یک نتیجه!‏  [2017 Jun] 
*به بهانه انتشاراسنادکودتای ۲۸ مرداد و سه نکته ناقابل! [2017 Jun] 
*نگاهی به دورویکرد «دانشجوئی» و «روشنفکردینی»  [2017 Jun] 
* عملیات تروریستی داعش در تهران، نظم ترامپی و فضای تیره حاکم بر منطقه!‏  [2017 Jun] 
*انتخابات و چندنکته تلگرافی!:‏ آیا در رژیم اسلامی ما با نوعی آپارتاید انتخاباتی مواجهیم [2017 May] 
*اقتصادی سیاسی بحران و منازعات درونی و نگاهی به ‏آخرین تحولات صحنه «انتخابات» [2017 May] 
*اندرمعنای کنشی به نام رأی دادن! [2017 May] 
*جنبش کارگری وعروج پارادایم جدیدنئولیبرالیسم هارو مهاجم! [2017 May] 
*انتخابات اروپا و نیاز چپ به رویکرد و فیگوری متفاوت!‏  [2017 Apr] 
*ورود غافلگیرانه احمدی نژاد به صحنه «انتخابات» و ترک برداشتن صلابت اقتداررهبر!  [2017 Apr] 
* نقش زنان در قافله تمدن و رهائی [2017 Mar] 
*چهاردلیل برای تهدیدمداوم ایران توسط ترامپ!‏ ‏  [2017 Feb] 
* ایران، نخستین آماج تهدیدهای ترامپ!‏  [2017 Feb] 
*آمریکا و نقل مکان سیاست به خیابان!‏  [2017 Jan] 
*درنگی به چند ویژگی گزارش امسال آکسفام  [2017 Jan] 
*خدمات رفسنجانی«متأخر» به نظام! اعتراضات در مراسم تشییع، و یک جمع بندی [2017 Jan] 
* هیولای ولایت مطلقه، و نقش هاشمی رفسنجانی در برساختن آن!‏ [2017 Jan] 
*گورخوابی و پسوندمتجاهر!‏  [2017 Jan] 
*ادعای پیروزی رژیم در جنگ حلب و سیاست معطوف به باتلاق!‏  [2016 Dec] 
*نگاهی به دو رویداد:‏ روزدانشجو و چالش های جنبش دانشجوئی!‏  [2016 Dec] 
* بحران های جهانی و رویکردجدیدهاوکینگ!‏ [2016 Dec] 
*فیدل کاسترو، و تجربه قرن بیستم!‏ و نگاهی به برخوردبی بی سی با آن [2016 Nov] 
* نگاهی به بحران انتخاباتی آمریکا از منظری دیگر و سه مطالبه اصلی بدیل!‏ [2016 Nov] 
*بازتابی از انتخابات آمریکا در میان صفوف چپ  [2016 Nov] 
*نگاهی فشرده به مختصات صحنه انتخاباتی آمریکا در روزهای پایانی  [2016 Nov] 
*انتخابات آمریکا و استریپتیزسیاسی!‏ [2016 Oct] 
* آیا دولت-ملت پدیده و مفهومی است ایستا یا در حال تحول و دگردیسی؟ [2016 Oct] 
*موسیقی به دار!‏  [2016 Oct] 
*نگاهی دو انتقاد به مقاله «همکاری گسترده رژوا و دولت آمریکا، و چالشی که این جنبش را تهدید می کند» [2016 Oct] 
*ابداع واژه جدیدی بنام«ورزشکارنما»!‏  [2016 Sep] 
*پرونده جنایت کهریزک، با این نوع ترفندها پاک شدنی نیست!‏  [2016 Sep] 
*بررسی اهمیت سند شنیداری مربوط به فاجعه 67 برای جنبش دادخواهی، از ‏خلال نقد سه رویکرد به آن ‏  [2016 Aug] 
*نگاهی به ابعادبحران ترکیه و پی آمدها! [2016 Jul] 
*چه کسی می گوید مسعودرجوی زنده نیست؟! [2016 Jul] 
*آزاد شدن جعفرعظیم زاده، و درسهای یک آزمون موفق! [2016 Jul] 
* نگاهی به همه پرسی بریتانیا و چالش های مترتب برآن! [2016 Jun] 
*نگاهی به دو رویداد: گفتمان شلاق! [2016 Jun] 
*فائزه و زندانی بهايی؛ صدای شکستن یک تابو! [2016 May] 
*بحران ونزوئلا و فرجام خرده پارادایم سوسیالیسم دولتی سوار بر جنبش های اجتماعی!  [2016 May] 
*بحثی پیرامون بسط مبارزه طبقاتی به حوزه قدرت! [2016 May] 
* چهارگزاره در بسط مفهوم مبارزه طبقاتی  [2016 May] 
*حفره های بزرگ یک تحلیل از انتخابات 7 اسفند-بخش اول [2016 Apr] 
*جنبش دادخواهی و نقاط آسیب پذیر! [2016 Apr] 
*بحران سرمایه داری و ضرورت خوانش جدید از رهائی! [2016 Apr] 
* احساس خطرخامنه ای از کجا سرچشمه می گیرد؟! [2016 Mar] 
*در زیرپوست تهران چه می گذرد: 7 اسفند و آن چه که در تهران بزرگ اتفاق افتاد! بخش1 [2016 Mar] 
*اندرمعنای کنشی بنام رأی دادن!  [2016 Feb] 
*انتخابات و اسب تروائی که قراراست حماسه بیافریند! [2016 Feb] 
*ادعای انفعالی بودن تاکتیک تحریم و چندگزاره غلط! [2016 Feb] 
*تناقضی به نام رأی اعتراضی و گفتگوئی دوجانبه پیرامون آن! [2016 Feb] 
*تراب حق شناس و درس بزرگ زندگی! [2016 Jan] 
*تاکتیک تحریم، پرسش ها و انتقادها! [2016 Jan] 
* واقعا به چه کسی باید تبریک گفت؟! [2016 Jan] 
* کم لطفی به اهمیت حربه مؤثری به نام تحریم! [2016 Jan] 
*نقدانباشت قدرت و پاسخ به چندپرسش و انتقاد! [2015 Dec] 
*بازگشت به گذشته، به مارکس، به 150 سال پیش، به چه معناست؟! [2015 Dec] 
* نشست پاریس، و مانیفست «کنش برای توقف جنایات اقلیمی» [2015 Dec] 
*جهان در لبه پرتگاه بحران زیست محیطی، و نگاهی به ریشه ها! [2015 Dec] 
*گزارش آژانس، و حسرت حماسه هسته ای! [2015 Dec] 
*داعش و فریاد آی دزد آی دزد رژیم! [2015 Nov] 
*فاجعه پاریس، بحران سوریه، داعش، ریشه ها و بدیل؟ [2015 Nov] 
*اعتراف عجیب رفسنجانی، و دلایل این اعتراف؟ [2015 Oct] 
*بازهم در موردپارادوکسی بنام «دولت سوسیالیستی» و در پاسخ به یک مدافع آن! [2015 Oct] 
*رژیم فعالان کارگری و مدنی را هدف گرفته است، با پیوستن به یکدیگر صدای اعتراض خود را بلندترکنیم! [2015 Sep] 
*آیا قدرت ماهیت طبقاتی ندارد؟ [2015 Sep] 
*«دولت جهانی سوسیالیستی» یک تناقض تمام عیار!  [2015 Sep] 
*تراژدی بحران پناهندگی و ریشه ها! [2015 Aug] 
*تضادبنیادی ولایت فقیه با حکومت قانون! [2015 Aug] 
*پنج دلیل برای تبرئه رسوای سعیدمرتضوی! [2015 Aug] 
*چهارمؤلفه جنگ قدرتی که در ورای دستگیری یک آقازاده جریان دارد! [2015 Aug] 
*توده های مردم تاریخ سازند یا موجوداتی پراکنده و محکوم به لولیدن در گنداب ها؟! [2015 Aug] 
*به نام چپ و به کام راست، نمایشنامه یک عروج و سقوط! [2015 Jul] 
*آغازشمارش معکوس مذاکرات هسته ای در وقت اضافی! [2015 Jul] 
*تصویب نسخه جدیدریاضت اقتصادی و این بار با طعم خودی! [2015 Jul] 
*نه مردم یونان، جان تازه ای به رؤیای اروپای اجتماعی می دمد! [2015 Jul] 
*نگاهی به پیچ و خم های همه پرسی یونان و ماهیت خرده پارادایم دولت های متکی بر جنبش های اجتماعی [2015 Jul] 
*آیا از اتاق مذاکرات هسته ای دودسفید برخواهد خاست یا دودسیاه؟ [2015 Jun] 
*اخراج دسته جمعی خبرنگاران بخش کارگری ایلنا و نقش مافیائی "خانه کارگر"! [2015 Jun] 
*مرعوب شدگی مدافعان سرنگونی یا تلاش برای سترون سازی اپوزیسیون انقلابی، کدامیک؟! [2015 Jun] 
*آقای شهردار از «اوین جدید» چه خبر؟! [2015 May] 
*اوج گیری جنبش مطالباتی و اهمیت هم بستگی بخش های مختلف نیروی کار!- بخش دوم [2015 May] 
*درام واقعی که هرروز در برابرمان به نمایش در می آید! [2015 Apr] 
*رویدادتاریخی یا ضدتاریخی؟! [2015 Apr] 
*پیام این شعله های سرخ فام آتش؟! [2015 Mar] 
*جنبش زنان وضرورت عبور از چندین گسست مهم! [2015 Mar] 
*معضلات بزرگی که رهبرنظام اسلامی ناگزیراست در واپسین سال های عمرخود با وجودبیماری و کهولت سن با آن ها دست و پنجه نرم کند! بخش یک [2015 Mar] 
*خودکامگی در اوجی تازه! [2015 Feb] 
*جدائی دین از دولت یا دین از سیاست؟ کدامیک؟! [2015 Feb] 
*پرش حزب چپ یونان -سی ریزا- به سکوی قدرت، و دام آخر! [2015 Jan] 
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟- بخش پایانی [2015 Jan] 
*شعارمحاکمه در«دادگاه قانونی» بازی در زمین جناح حاکم است! [2015 Jan] 
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟ [2015 Jan] 
*روایت دیگری از ادعای مرگ جنبش دانشجوئی: دانشگاه مرد؛ زنده باد «دانش»گاه!  [2014 Dec] 
*جنبش دانشجوئی در ِاغماء؟! [2014 Dec] 
*نگاهی به جنبش دانشجوئی در سه پرده! [2014 Dec] 
*ما جزأ دموکراسی بی دولت را در روژاوا ایجادکرده ایم! [2014 Dec] 
*جنبش ضدنژادپرستی در آمریکا، ژرفش شکاف ها و دو پیام مهم نهفته در آن!  [2014 Nov] 
*درنگی بر معنای سوگ و تجمع های گسترده مردم به مناسبت مرگ مرتضی پاشائی! [2014 Nov] 
*انتخابات میان دوره ای آمریکا و چرخش به راست! [2014 Nov] 
*سیاست اشاعه ترس و شوک درمانی رژیم را درهم بشکنیم! [2014 Oct] 
*یک دقیقه سکوت برای سگی که آزاد زیست و آزادمرد!*  [2014 Oct] 
*احتمال وقوع فاجعه سقوط شهرکوبانی! [2014 Oct] 
*در کشاکش بین وظایف دامادی و فرمان فیلترینگ، و پرده برداری از سه خطرعمدها [2014 Oct] 
*آیا هشدار به احتمال وقوع جنگ جهانی سوم را باید جدی گرفت؟!  [2014 Sep] 
*کشف تؤطئه، و بحران جانشینی! [2014 Sep] 
*دولت اسرائیل و «قدرت مشرف بر زندگی» [2014 Sep] 
*برشی از شورش سیاهان آمریکا با شعار «دست ها بالا، شلیک نکن»!  [2014 Aug] 
*استیضاح وزیرعلوم: زورآزمائی دوجناح برای کنترل دانشگاه ها! [2014 Aug] 
*رابطه سازمان یابی افقی ودموکراسی مستقیم ومشارکتی [2014 Aug] 
*خاورمیانه و بحران زایمان! [2014 Jul] 
*انتخابات پارلمان اروپا، زمین لرزه و پی آمدها! [2014 Jun] 
*سخنان دور از انتظار فیروزآبادی و چالش های جدید! [2014 May] 
*سخنان دور از انتظارفیروزآبادی و چالش های جدید!  [2014 May] 
*جنبش لغواعدام و گام های تازه! [2014 May] 
*از تحرک «دلواپسان» تا فعال شدن دولت پنهان! [2014 May] 
*آیا بسوی شکل گیری یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟!* [2014 Apr] 
*تعرض ارتجاع حاکم به حقوق شهروندان را درهم بشکنیم! [2014 Apr] 
*شکست حزب سوسیالیست فرانسه شوکی تازه به یک رویکرد کهنه! [2014 Apr] 
*سال نو، پیام و ضدپیام ومحورهای پیشروی [2014 Mar] 
*وجه بین المللی بحران اوکراین و پی آمدها [2014 Mar] 
*تبعیض بر زنان و رابطه آن با سایرتبعیض های اجتماعی [2014 Mar] 
*آیا دلایل ارائه شده برای تغییرنام سازمان کارگران انقلابی به سازمان راه کارگر پذیرفتنی هستند؟! [2014 Feb] 
*انقلاب بهمن و سه سؤال کلیدی (بخش اول) [2014 Feb] 
*رژیم ایران نگران شکسته شدن فضای امنیتی حاکم برجامعه! [2014 Feb] 
*پرده برداری از یک هیولای واقعی! [2014 Feb] 
*حضورچالش برانگیز هنرمندان در سخنرانی روحانی! [2014 Jan] 
* آش چنان شورشد که فریادروحانی هم درآمد!  [2014 Jan] 
*قطعه ای از شیدائی و جنون جمعی برآمده از دخمه تاریخ! [2014 Jan] 
*ایران در آئینه سال جدیدمیلادی! [2014 Jan] 
*دعوای سرمایه داران آمریکا و «پاپ مارکسیست»! [2013 Dec] 
*نگاهی به شرایط حاکم برجنبش کارگری  [2013 Dec] 
* 16 آذر و رویش جوانه های جنبش دانشجوئی! [2013 Dec] 
*آن چه که در صد روزاول روشن شد! [2013 Nov] 
*چالش های نفس گیرمذاکرات هسته ای و چشم اندازآن! [2013 Nov] 
*کردستان را اعدام نکنید! بلوچستان را اعدام نکنید! ایران را اعدام نکنید! [2013 Nov] 
*مکثی پیرامون دوموضوع: جعلیات سیزده آبان، و مدیریت لبخند دیپلماتیک برای خارج و خشونت در داخل! [2013 Nov] 
*دامنه رسوائی و خشم ناشی از شنود فراگیرجهانیان هم چنان بالامی گیرد! [2013 Oct] 
*نگاهی فشرده به دومسأله: بحران مهاجرت و یک شبه فتوای فاشیستی  [2013 Oct] 
*دور دوم مذاکرات هسته ای و چالش ها! [2013 Oct] 
*جنگ قدرت، وزیرامورخارجه را روانه بیمارستان کرد! [2013 Oct] 
*پس لرزه های تماس تلفنی اوباما و روحانی! [2013 Sep] 
*تحولات اخیر و تأثیر«نرمش قهرمانه» برچالش هسته ای! [2013 Sep] 
*دردفاع از فراخوان به کارگران برای چاره یابی و اهمیت این نوع فراخوان ها! [2013 Sep] 
*از «جیمی کراسی» تا «روحانی کراسی»! [2013 Sep] 
*یک پیروزی دیگر! [2013 Sep] 
*به صدا درآمدن طبل جنگ و ضرورت فعال شدن جنبش ضد جنگ و ابرقدرت افکارعمومی! [2013 Sep] 
*پایدار باد خاطره جان باختگان تابستان سیاه 67! [2013 Sep] 
*شمارش معکوس برای حمله به سوریه؟ [2013 Aug] 
*از گفتمان«اصلاح طلبی» تا گفتمان«اعتدال» فاصله زیادی نیست!  [2013 Aug] 
*وضعیت مصر در حالت دراماتیک! [2013 Aug] 
*سعیدحجاریان کاتولیک تر از پاپ و در نقش یک پنبه زن! [2013 Aug] 
*بحران بازتولید و کابینه نجات! [2013 Aug] 
*از مهندسی انتخابات تا مهندسی کابینه [2013 Aug] 
*هنرِبرقدرت یا هم آغوش ِبا قدرت؟! [2013 Jul] 
*«شگون» پیوند گفتمان اعتدال با روحانیت  [2013 Jul] 
*توپ در زمین کیست؟ رفسنجانی و اصلاح طلبان یا خامنه ای؟ [2013 Jul] 
*انقلاب مصردر فازجدید و سه ویژگی آن! [2013 Jul] 
*نقش شبح تحریم در"انتخابات" [2013 Jun] 
* نگاهی به صف آرائی ها و چالش های صحنه "انتخابات" در آستانه دقیقه 90 [2013 Jun] 
*پروازشبحی برفراز "انتخابات"! [2013 Jun] 
*گفتگو با نشریه نگاه بخش نخست [2013 Jun] 
*نقدی به یک گفتار تلویزیونی(2) [2013 May] 
*پیرامون نظرخواهی بی بی سی درباره"مسأله اصلی انتخابات چیست"؟ [2013 May] 
*"انتخابات" و سه حلقه تاکتیکی مرتبط با آن [2013 May] 
*"انتخابات" و به صحنه آمدن محتوای گندیده نظام! [2013 May] 
*اتحاد جمهوری خواهان پس از ده سال [2013 May] 
*نام نویسی رفسنجانی و شوک حاصل از آن درمیان صفوف حاکمیت! [2013 May] 
*تحریم گسترده انتخابات یک گزینه واقعی و مؤثر! [2013 May] 
*آیا بسوی تعین یافتن یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟! [2013 May] 
*نگاهی به یک حرکت و تاکتیک موفق و الهام بخش! [2013 Apr] 
*مرگ تاچر یا تاچریسم؟  [2013 Apr] 
*در پاسخ به دو انتقاد  [2013 Apr] 
* سازها راباید دوباره کوک کرد! [2013 Apr] 
*پیام نوروزی خامنه ای، و«ضد پیام»! [2013 Mar] 
*چه کسی مشغول تدارک «فتنه» ۹۲ است؟! [2013 Mar] 
*درددل حضرت آقا! [2013 Mar] 
*بازهم در اهمیت مطالبات معیشتی و جنبش مطالباتی [2013 Mar] 
*انتخابات نمایشی و برچسب نافرمانی مدنی! [2013 Mar] 
*بادبان ها را باید در کدام جهت برافراشت؟ [2013 Feb] 
*نگاهی به یگ گفتگو و دو رویکرد متضاد در برابر اتحادیه ها! [2013 Feb] 
*در جمهوری اسلامی هتل ها به زندان ها رشک می برند! [2013 Feb] 
*انتخابات ریاست جمهوری و نعل وارونه رژیم (بخش اول) [2013 Jan] 
*پرتگاهی به نام شکاف بین حداقل دستمزد و خط فقر‎ [2013 Jan] 
*نقش روبه گسترش کارگران در جنبش مطالباتی- ضداستبدادی  [2012 Dec] 
*پاسخی کهنه به یک سؤال قدیمی :"آیا دوران سرمایه داری به پایان رسیده است"؟* [2012 Dec] 
*انقلاب مصر، آموزه ها و مهم ترین ویژ گی ها [2012 Dec] 
*تظاهرات کارگری هم زمان در 23 کشور اروپائی، و نقاط قوت و ضعف آن [2012 Nov] 
* جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد: [2012 Nov] 
*تصویب برنامه بسته ریاضتی با وجود اعتصاب سراسری و محاصره پارلمان، و یک پرسش چالش برانگیز [2012 Nov] 
*انتخابات آمریکا و کانونی شدن جدال ها حول طبقه متوسط! [2012 Nov] 
*بحرانی که از کنترل سران حکومت خارج می شود! [2012 Oct] 
*خود خوارگی، مهم ترین دشمن حکومت اسلامی! [2012 Oct] 
*موج بلند بحران، ویژگی ها و پی آمدهای آن(1) [2012 Oct] 
*حذف نام مجاهدین از لیست سازمان های تروریستی و ادعای بهم خوردن توازن قوا! [2012 Oct] 
*اوج گیری جنگ قدرت و دستگیری فرزندان رفسنجانی! [2012 Sep] 
*منشورها و بازارمکاره سیاست! [2012 Sep] 
*چپ و چرخه بازتولید موقعیت بورژوازی! [2012 Sep] 
*برای مقابله با بحران پراکندگی از کجا باید شروع کرد؟ [2012 Sep] 
*طناب دار بر گلوی دموکراسی! [2012 Aug] 
*موقعیت چپ در ایران؟ بحران تئوریک؟ بحران هویت؟ پایگاه اجتماعی؟ گسست­ها و اتحادها؟ * [2012 Jul] 
*یک استدلال و هزار اما و اگر [2012 Jul] 
*نشست کلن: آزمون جدید؟ امیدها و چالش ها؟ [2012 Jul] 
*شکست طرح آتش بس کوفی عنان(نماینده سازمان ملل) وخطرگسترش جنگ داخلی در سوریه  [2012 Jun] 
*از"مرکوزی" تا "مرکولاند" وتوهماتی که به نام چپ رادیکال پراکنده می شود! [2012 May] 
*جنبش های جدید حامل چه پارادایمی هستند؟  [2012 May] 
*چاووش خوان، و آوای مرگ جمهوری اسلامی!  [2012 May] 
*انتخابات فرانسه وچپ گروگان گرفته شده! [2012 May] 
*تراژدی خودکشی داروسازبازنشسته یونانی،ادعانامه ای علیه نظام سرمایه داری! [2012 Apr] 
*دخیل بستن رفسنجانی به خمینی درآستانه برگزاری مذاکرات هسته ای [2012 Apr] 
*جدی میگم! سلاح هسته ای وحرمت فتوا! [2012 Apr] 
*مارش جهانی روزکارگر با شعاراعتصاب عمومی و یک روزبدون نودونه درصدی ها! [2012 Mar] 
*چگونه سالی ؟! [2012 Mar] 
*نگاهی به چندچالش پیشاروی جنبش زنان [2012 Mar] 
*بروزلحظه تاریخی درهمکاری اصلاح طلبان وسازمان اکثریت! [2012 Mar] 
*پی آمدهای نمایش انتخاباتی رژیم! [2012 Mar] 
*سخنی پیرامون اعتراضات 25 بهمن [2012 Feb] 
*جنگ و تحریم گسترده به مثابه دواستراتژی متفاوت یا دووجه یک استراتژی؟ [2012 Feb] 
*اعتصاب یکپارچه ومیلیونی کارگران نیجریه دولت را واداربه عقب نشینی کرد! [2012 Jan] 
*رابطه سازمان یابی افقی ودموموکراسی مستقیم ومشارکتی [2012 Jan] 
*تقابل دواستراتژی: « تحریم گسترده نفتی وبانکی وتهدیدات نظامی» و «تهدید در برابر تهدید» [2011 Dec] 
*پس از9 سال جنگ معلوم شد که طالبان دشمن آمریکا نبوده است! [2011 Dec] 
*معترضان جهان؛ چهره سال مجله تایم؛ مردم سوژه گی! [2011 Dec] 
*جنبش وال استریت وشعاراشغال کنگره! [2011 Dec] 
* "انتخابات" مجلس شورای اسلامی واهمیت یک جنبش تحریم گسترده [2011 Dec] 
*اقدام درخشان والهام بخش کارگران ایران خود رو دراعتراض به تغییرارتجاعی قانون کار  [2011 Nov] 
*به مناسبت يک ماهگی جنبش: جنبش وال استريت،ازتصرف فضا-مکان ها تا فلج سازی سازوکارهای سيستم!  [2011 Nov] 
*بار دیگر آوای شوم جنگ طلبی! [2011 Nov] 
*سکولاریسم و"اسلام اخلاقی" آقای سروش! [2011 Nov] 
*اهمیت کنشگری مادران پارک لاله [2011 Nov] 
*آیا لیبی واقعا "آزاد"شد؟  [2011 Oct] 
*جنبش اشغال وال استریت، و برخی ویژگی های جنبش های جدید [2011 Oct] 
*یک ارزیابی ازاعتصاب کارگران پتروشیمی ماهشهر واهمیت آن [2011 Oct] 
*معلمان و شعاربرابری جنسیتی به عنوان شعارسال تحصیلی جدید  [2011 Oct] 
*جنبش دانشجوئی وضرورت درهم شکستن تهاجم رژیم به محیط های آموزشی! [2011 Sep] 
*گفتمان «دموکراتیک» یا سوسیالیستی، کدامیک؟! [2011 Sep] 
*اسپانیا، دموکراسی وتصویب برنامه ریاضت اقتصادی [2011 Sep] 
*میراث خمینی برای جانشینان خود [2011 Sep] 
*لیبی: باچشمی گریان وبا چشمی خندان! [2011 Aug] 
*انگلیس: شورش طردشدگان وبه حاشیه رانده شدگان! [2011 Aug] 
*دراهميت جنبش حق انتخاب سبک زندگی(1)  [2011 Aug] 
*گذشت آمنه وخشونت نهادی شده درقانون قصاص [2011 Aug] 
*رابطه جنبش و "چه بایدکرد"! [2011 Jul] 
*دیواربرلین ونعل وارونه سران گروه8 پیرامون تحولات منطقه [2011 Jun] 
*زایش وزوال اسطوره ها درعصرنوین  [2011 Jun] 
*تاکتیک، وحکمت های نهفته در یک نظرسنجی! [2011 Jun] 
*تاکتیک های گشاینده وتاکتیک های بازدارنده [2011 Jun] 
*انقلاب پاسخ است یا سؤال؟ [2011 Jun] 
*جنبش با کدام گفتمان ؟ [2009 Aug] 
*"اوبامای" وال استریت و "اوبامای" مردم کوچه وخیابان [2008 Nov] 
*یک نافرمانی باشکوه! [2008 Oct] 
* آزمون جنبش زنان درمقابله با [2008 Sep] 
*یک جمع بندی فشرده ازچالش های کارگری وراه های برون رفت ازآن [2008 May] 
*"انتخابات"رسوا وپرازتقلب! [2008 Mar] 
*مارش عظیم تحریم کنندگان ومعضل صندوق های خالی! [2008 Mar]