نگاهی به شرایط حاکم برجنبش کارگری
تقی روزبه

 

نفس داشتن حساسیت به تحولات ایران و جهان توسط بخشی از مدافعان و فعالان کارگری و استقبال از نقد آن  بی تردید امری بجا و در راستای  بحث و گفتگو پیرامون اوضاع داخلی و بین المللی در میان کارگران و فعالان چپ است  تا با ارزیابی هرچه دقیق تراز وضعیت  و یافتن نقاط اشتراک در میان کارگران و فعالان کارگری زمینه انجام کنش ها و اقدامات مشترک فراهم تر شود. اما آنچه که در این میان توسط سند راهبردی کانون مدافعان حقوق کارگر* پیشنهادمی شود از کاستی هائی در رنج است که نوشته حاضر به  مهم ترین آن ها پرداخته  است:

 

کلی گوئی و فقدان تحلیل مشخص!

نگاهی به سند مزبور نشان دهنده آن است که بیش از حد از کلی گوئی در رنج است. در واقع  آنچه که تحت عنوان دو راهبرد جنبش کارگری ارائه شده است، رهمنودهای عام و باصطلاح لامکان و زمانی است برای همه فصول و همه کارگران درهمه نقاط جهان. و بدلیل همین لامکان و لازمان بودن فاقد هیچ گونه تعیین مشخص زمانی و مکانی است. در این سند آمده که کارگران در سطح کشوری متشکل شوند و با کارگران جهانی ( رادیکال)  پیوند برقرارکنند*.

اگر بفرض جهان سرمایه داری در حال بحران هم نبود و یا اگر در قرن بیستم هم می خواستیم راهبردی صادرکنیم، فرقی نمی کرد همین راهبردها را ارائه می کردیم. البته آنسوی رنج بردن از کلی گوئی را فقدان یک تحلیل مشخص از شرایط مشخص و نحوه پیشروی براساس این تحلیل مشخص و تعیین جاپاهائی که این تحلیل مشخص برای پیشروی ارائه می دهد، تشکیل می دهد. و همین مشخصه است که فقدان آن متأسفانه این سند را نسبت به دست آوردها و پیشروی های جنبش کارگری  و قطعنامه های صادرشده عقب تر نشان می دهد.

دراین نوشته برای مشاهده حلقه مفقوده تحلیل مشخص، با مفروض انگاشتن آن چه که آنها نسبت به اوضاع جهانی ابرازداشته اند، صرفا بر اوضاع داخلی متمرکزمی شوم:

بدیهی است که یک تحلیل مشخص ضمن طرح شرایط عمومی حاکم برجهان سرمایه داری اما در بررسی اوضاع وضعیت مشخص داخلی هر کشور باید آن ها را در متن شرایط واقعا موجود یعنی تحولات و بحران ها و کشاکش های سیاسی و طبقاتی حاکم برآن جامعه توضیح دهد و گرنه هیچ نتیجه نظری و عملی مشخصی عاید نخواهد شد و حاصل آن هم جزانفعال و غافلگیری در برابررخدادها و تحولات و از دست دادن فرصت های بالقوه و یا بالفعل نخواهد بود.

بدیهی است که در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی هم بطورکلی مثل بقیه نقاط جهان سیاست های جهان شمول سرمایه داری پیش برده می شوند، اما این سیاست ها در چهارچوب شرایط ویژه حاکم برجامعه و ساختارهای قدرت و مختصات سرمایه داری واقعا موجود پیش برده می شوند و به آنها تعین ها  و ویژه گی هائی می دهند که بدون توجه به آنها نخواهیم توانست با مسائل واقعی و مبتلابه مردم که می تواند محرک اعتراض ها و جنبش ها باشند سروکارداشته باشیم. بدون در نظرگرفتن چگونگی پیشروی امرعمومی در دل وضعیت مشخص، اولویت بندی و در نظرگرفتن زاویه ها و دیدن سایه روشن هائی که همگی در حرکت مشخص و بسیج عمومی دخیل و بسیارمؤثرند، حتی قادرنخواهیم شد یک گام واقعی برداریم. بدون پیوند وضع عمومی با وضعیت مشخص هیچ حرکت مشخصی صورت پذیرنخواهد بود. پیوند ارزیابی عمومی با ارزیابی مشخص و پرهیز از جایگزین کردن امرمشخص  با امر کلی، شرط لازم برای یک تحلیل مشخص و منبای شکل گیری و دامن زدن به جنبش های واقعی است و گرنه جزکوبیدن آب در هاون کاری نخواهیم کرد. مسأله اصلی آن است که چگونه جنبش کارگری می تواند تحت شرایط معین و با تکیه برفرصت ها و امکانات بالفعل و بالقوه مستر در آن شرایط مشخص گام یا  گام هائی به پیش بردارد و خود را توانمند تر سازد. و گرنه نتیجه ای جز ایفاء نقش تماشاچی صرف و آچمزشدگی در برابرحریفان دیگرصحنه بازی  نخواهیم داشت. همانطور که در جنبش اعتراضی 88 در شرایطی که سه میلیون مردم بیرون ریختند و حاکمیت به مدت 8 ماه کنترل اوضاع را از دست داد، شاهد این نوع انفعال و آچمزشدگی بودیم. گوئی که آن جنبش تماما و خالصا متعلق به طبقه متوسط بوده و ربطی به کارگران نداشته است. بگذریم از وجوددرک های آشفته و نادرست پیرامون آن چه که طبقه متوسط خوانده می شود، که خود مزید برعلت است.

 

درنگاه کلی به شرایطی که درآن بسرمی بریم و باتوجه به آن که وضعیت مشخص همواره  نقطه عزیمت و بسترحرکت بسوی اهداف عالی تر را تعیین می کند، روشن می شود که رژیم  تحت فشارانباشت بحران های چندگانه اعم از فشارهای جهانی و شکاف های درونی و بحران اقتصادی و نارضایتی گسترده داخلی دچارعدم تعادل شده و ناچارگشته است که موقعیت مستقرتاکنونی خود را جابجاکند ( از جمله درهم شکستن تابوی مذاکره با شیطان بزرگ را که ضدیت با آن یکی از ارکان هویتی و عامل مهمی برای بسیج پایگاه اجتماعی آن بود). رژیم با خوردن داوطلبانه جام زهر و عقب نشنینی هائی در برخی حوزه ها برآن شد که خود مدیریت بحران را برعهده بگیرد. اما همین تغییرشرایط و تغییرزمین بازی، خارج از اراده وی، موجب تغییرشرایط برای سایربازیگران و نیروهای اجتماعی تحت فشار و سرکوب تاکنونی شده و می تواند به نسبت آگاهی آن ها از وضعیت در حال تغییر، زمینه ساز فرصت هائی برای آرایش جدید و رشد و برآمد آنها باشد. در حقیقت فرصت ها در جوامع پیچیده بشری و با کنشگران متفاوت و متضاد هیچ گاه  فقط توسط یک بازیگر تعریف و یا کنترل نمی شود و بویژه در شرایطی که در آن حکومت هائی از نوع استبدادی دچارعدم تعادل و بحران می شوند و  ثبات باصطلاح کاذب و تحمیلی آنها ترک برمی دارد، درک درست و به موقع از وضعیت اهمیت دوچندان پیدامی کند. در چنین شرایطی زمینه هائی برای شکل گیری فرصت ها و البته بارورکردن و حتی ساختن فرصت های تازه  بوجودمی آید که  شناخت آنها وظیفه مقدم فعالان و آگاهان را تشکیل می دهد. و گرنه  پس از افتادن آب ها از آسیاب نتیجه همان خواهد بود که رژیم با چیدن مهره های تازه با هدف ترمیم ترک ها و  تحکیم موقعیت متزلزل خود بدنبال آن بوده است.

 دراین راستا من درنوشته دیگری وضعیت جدید را در پنچ خود ویژگی و چالش مهم دسته بندی کرده ام که عبارتنداز:

1- پیش بردبرنامه روحانی و رفسنجانی  با موانع و چالش های عمده و تعیین کننده ای مواجه هستند:  برقراری قانونیت و تمکین به قانون امری حیاتی برای تنطیم مناسبات جناح ها در تقسیم قدرت و تعامل با یکدیگر و نیز شرط حیاتی برای جلب اعتمادسرمایه ها و سرمایه گذاری و لاجرم بهبوداوضاع اقتصادی و کسب و کار است. اما این نیازسوزان هم چنان با سد ولایت مطلقه مواجه است. اساسا جمع شدن توأمان قانونیت و ولایت مطلقه ناممکن و در ذات خود واجد یک تناقض ( پارادوکس) تمام عیار است. باین ترتیب پیشبردآن مستلزم تأسیس یک قدرت مشروط به قانون (و نه چون وضعیت وارونه کنونی مشروط شدن قانون به قدرت مطلقه)، یعنی همان چیزی که به بیان جناح منتقد، ولایت مشروطه عنوان می شود، می باشد. امکان چنین خلع یدی از قدرت مستقر در توازن قوای کنونی دور از ذهن است. ظرفیت ها و ساختارسیاسی و شرایط حاکم بر ایران اساسا با تجربه چین و روسیه و امثال آن برای عبور از بحران متفاوت است.

 

2- از نظراقتصادی پیشبردبرنامه های این جناح (یعنی ایجاد شرایط کماببش نرمال برای چرخه بازتولید سرمایه داری)، بدون دست بردن به اقتصادغیررسمی و خارج از کنترل متعلق به نهادولایت و سپاه و دهها نهادامنیتی و نظامی (بورژوازی بوروکراتیک- نظامی) و البته آن بخش از بورژوزای ممتازه ای تاجرمسلکی که بیش از سایرلایه ها از ِقبل رانت قدرت و و روابطه ویژه فربه شده و به ثروت های نجومی دست یافته، ناممکن است. نباید فراموش کنیم که نظام مبتنی بر ولایت فقیه در ایران دارای یک اقتصادسیاسی خود ویژه، معاف از مالیات و حسابرسی و هم چون اژدهای هفت سرهمه جا حاضر و بهره مند از امتیازات انحصاری  و منحصر بفرد است ( وجود سی و چند اسکله اختصاصی برای واردات و صادرات تنها نمایشگرگوشه ای از ابعاد این مافیای سیاسی و اقتصادی است) که وادارساختن آن به قواعدبازار و قانون که همه رقبا وشرکاء در برابرآن برابرباشند، بیشتر به  یک شوخی می ماند تا سخنی جدی.

 

هدف دولت ها و قدرت های سیاسی در جوامع سرمایه داری کنترل تولیدات مازاد مصرف و تأمین چرخه بازتولید و انباشت سرمایه است که در شرایط نرمال عمدتا از طریق مکانیزم های اقتصادی و بازار( و کمتر متکی بر زورمستقیم و عدم قانونیت) انجام می شود، اما در کشورما ( سوای ویژگی هائی انضمامی چون دولت ایدئولوژیکی مبتنی بر تلفیق دین و روحانیت با دولت و قدرت سیاسی) و کشورهای مشابه آن، این مسأله اساسا نه از طریق مکانیزهای طبیعی اقتصادی بلکه از طریق زورعریان و مستقیم پیش می رود که بیانگر وجود نظامی استبدادی است که با گسترش اعتراض ها کانونی شده و مورد آماج قرارمی گیرد. چنین ویژگی تأثیرقاطعی در روند رویدادها و نحوه پیشروی اعتراضات برجای می نهد، ،بدون آن که ماهیت اصلی رژیم و نظام حاکم یعنی سرمایه داری و استثمار آن را نادیده بگیریم.  بهرحال تمرکز برروی حلقه پیشروی برای توانمندترشدن جنبش و گشودن مسیرپپشروی واجداهمیت است. بدون مبارزه علیه اقتصادسیاسی ولایت مطلقه و البته  آن نوع دولت و شبه دولتی ( که در آن حتی خصوصی کردن ها به خودمانی سازی تبدیل شده و اموال عمومی با ثمن بخس به آقازاده ها و نهادهای نظامی و غیر نظامی واگذار می شود)  که با کنترل حدود90 درصداقتصاد کشور اعم از بخش های رسمی و از جمله نفت و یا اقتصادغیررسمی و خارج از نظارت  را تحت کنترل خود دارد، چگونه می توانیم گامی واقعی و به جلو علیه نظام سرمایه داری واقعا موجودی که نظام کنونی بیان مشخص آن است، برداریم. بار دیگر باید اشاره کنم که در اینجا تأکید من نه رهاکردن امرکلی بلکه تلفیق خلاق و زنده آن با وضعیت مشخص  و در نظرگرفتن خودویژگی هائی است که در شرایط مشخص ما بخودمی گیرد.  

 

3- در کنارچالش فوق، ائتلاف رفسنجانی و روحانی با حوزه و نهادنیرومند و واپسگرای روحانیت که با دیدارها و گزارش های مداوم وزراء دولت به آن ها و توصیه ها و درخواست های آنها همراه است، هم چون مانعی بازدارنده در گشایش هرگونه فضای ولوکمرنگ فرهنگی و اجتماعی و سیاسی محسوب می شود. خیزمراجع و روحانیون برای مداخله بیشتر در امور سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و ابراز نارضایتی برخی از آن ها از سخن وزیرارشاد در مورد مجوزچاپ برخی کتب قبلا سانسورشده و یا رفع فیلترینگ فیس بوک و یا رفع برخی محدودیت های کوچک در دانشگاه ها، و یا پیرامون حجاب و حضورزنان در مجامع عمومی که خشم حضرات را موجب می گردد، بخوبی بیانگرعمق چالش پیشاروست. بهرحال گره زدن دو رؤیای متضاد روحانیت  و مردم درحکم  نگارش نقش خشت برآب است.

 

4- سازش هسته ای به مثابه حلقه اصلی در فرایند پیشروی خود با چالش های متعددی چه درسطح جهانی و چه درداخل همراه است. عبور از این چالش ها، مستلزم دادن امتیازات بیشتری ازسوی رژیم نه فقط در حوزه هسته ای  بلکه هم چنین در حوره های دیگر است که بدون آن ها دست یابی به گشایش پایدار دشوارخواهد بود. گرچه این مطالبات را در فازاول منجمد ساخته اند  تا راهی برای پیشروی بازشود، اما آنها وجود دارند و هرلحظه می توانند رخ به نمایند و بتدریج هم مطرح خواهند شد. عبور از این چالش ها مستلزم دادن امتیازات بیشتر و نوشیدن جام های جدیدزهراست که در صورت تن دادن  به نوبه خود می توانند تعادل رژیم را بیش از پیش برهم زنند. 

 

5-  کالبدشکافی از آن چه امید و آرامش خوانده می شود و چالش های نهفته در آن

این واقعیت دارد که این روزها خبرهای زیادی در باره امکان گشایش اقتصادی به گوش می رسد. وزیرنفت خبر ز دعوت غول های نفتی آمریکا و جهان به ایران و اشتیاق آن ها خبرمی دهد. سخن از ایجاد اتاق بازرگانی بین ایران و آمریکا در ماه آینده است. رنو و پژو در اقتصادبحران زده فرانسه با آزادشدن فروش قطعات خودرو به پایکوبی پرداخته و سهامشان در بورس ها بالامی رود و با عزم حضوردر نمایشگاه خودرو در ایران برآنند که از دیگررقبا سبقت بگیرند. آلمان به امتیاز سنت دیرینه داد و ستد با ایران و داشتن رتبه نخست، به حضورفعال خود در تجارت با ایران دل بسته است. ترکیه با توجه به مزیت همسایگی بیش از همه در تلاش برای سبقت گرفتن از دیگران است. حتی امارات عربی هم دهانشان برای افزایش سهم خود از بازارپولی ایران آب افتاده است. خلاصه شرکت های مختلف جهان برای داشتن جاپائی در این خوان نعمت از سروکول هم بالامی روند. اما  در پس زمینه همه  آن ها انتظار و تردید نامعلومی نسبت به اجرائی شدن توافق ها موج می زند.... بهرحال با توجه به توازن نیرو وعوامل فعال و دخیل در وضعیت و تجارب تاکنونی، دوره گذار بسیارپیچیده و شکننده بوده ولاجرم بازگشت پذیربوده و دربهترین حالت چه بسا تا پیداشدن یک نیروی قاطع در صحنه سیاسی نیمه تمام صورت گیرد.

 

هم پوشانی ها موقت است و انتظار و امید نمی تواند طولانی باشد!

آن  امید و آرامشی که روحانی و حامیانش از آن سخن می گویند، بخشی جنبه روانی داشته و ناشی از امید به نتایج گشوده شدن قفل دیپلماسی و دورنمای رونق بازار وبهبود اوضاع اقتصادی و فضای کسب و کار و  یا تأثیرکاهش نسبی توافقات موقت پیرامون ها تحریم ها در فازاول گفتگوها  (که هنوز البته روی کاغذاست) و یا از ِقبل دورشدن خطرتشدید تحریم ها و جنگ و کابوس فاجعه سوریه ای شدن ایران و درهمین رابطه دلیل بخشا به دلیل اشتراکت در هدف  رقبا  و مشخصا خامنه ای و سایرباندهای قدرت در رفع تحریم ها و کاهش بحران اقتصادی است و  نه الزاما گشایشی در دیگرحوزه ها. قسمتی هم  ناشی از بغض فروخورده و انتظارات متراکمی است که در بلندمدت انباشته  و در هم پوشانی موقت و محدود بخشی از آنها یا وعده هائی که روحانی در کارزارانتخاباتی خود داده است. این واقعیت دارد که جامعه ایران برروی آتشفشانی از مطالبات سرکوب شده قراردارد که هرلحظه  در پی یافتن راه خروج برای ورود به عرصه عمومی و سیاسی است. بنابراین بخشی از این "امید و آرامش" بدلیل هم پوشانی ولوموقتی سیاست های معطوف به گشایش مناسبات دیپلماتیک و حوزه هائی چون گشایش در بحران هسته ای و دورکردن فشار تحریم هاست که اساسا بارسنگین آن بردوش مردم وارد شده و نیز تضعیف شبح جنگ و تحریم های بیشتر است. گرچه گشایش فوق در صورتی که به واقعیت تبدیل شود، تأثیرات اولیه ولوجزئی و جه بسا ناپایداری در کاهش نگرانی مردم و تقویت امید به آینده خواهند داشت، اما اولا دامنه این تأثیرات در قیاس با دامنه مطالبات سوزان محدود است و ثانیا باندازه ای که این همسوئی درحوزه سیاست خارجی معطوف به کاهش تحریم ها و خطرجنگ و تنش زدائی وجود دارد، بهمان اندازه در حوزه داخلی در چگونگی استفاده از این فرصت ها و گشایش ها و این که بسود کدام طبقه و کدام سیاست ها سمت گیری شود، این هم پوشانی دچارشکاف شده و در برابرهم قرارمی گیرند. چنان که می دانیم و اشاره هم شد، سیاست های معطوف به حاکمیت بازار و حذف یارانه ها و حمایت های اجتماعی و پروارکردن بورژوازی و چالاک کردن قانون کاربسود کارفرمایان، تنگناهای ناشی از سرطان اقتصادسیاسی ولایت فقیه و تحت کنترل آن و امرونهی های آن برکل اقتصاد، و نیز وجود شکاف ها و موانع سیاسی و اجتماعی در برابر پی آمدهای ناشی از گشایش های سیاسی و اجتماعی، برهمسوئی ها و هم پوشانی ها پایان داده و موجب فعال شدن تقابل آنها می گردد. بطورکلی عدم تناسب بین گشایش ها و انتظارات بهمراه فعال شدن آن مطالبات درشرایط عدم تعادلی که رژیم دچارآن شده است، شرایط نوینی را بوجود می آورد که گسترش جنبش های مطالباتی و اجتماعی از پی آمدهای محتمل آن است.

 

هم چنین براساس مختتصات و چالش های عمده فوق چهارنتیجه گیری عمده زیر مطرح می شوند که عبارتند از:

الف- همانطورکه گفته شد وقتی تعادل موجود یک رژیم استبدادی و ضدمردمی بدلایل انباشت بحران ها بهم می خورد و او مجبورمی شود که تغییراتی در ساختارخود و سیاست های تاکنونی اش بوجود بیاورد، حتی با بکارگیری همه توانش برای مدیریت بحران و گذار با کمترین تکان، اما با تغییرشرایط  بطوراجتناب ناپذیر پتانسیل ها و عوامل تازه ای خارج از کنترل آن ها، فرصت هائی برای به حرکت در آمدن پتانسیل های سرکوب شده بوجود می آید. درک وضعیت و  رصد کردن این فرصت ها و امکانات تازه، گفتگو و دیالوگ و بهره بردای داری هوشیارانه  از آن ها در چنین مواقعی اهمیت دارد.

 

ب- بسترپیشروی جنبش های توده ای در شرایطی که چربش توازن نیرو به نفع حاکمیت است، عموما از شکاف بین وعده ها و انتظارات بوجود آمده و تضادآن  ها با آن چه که در عمل صورت می گیرد نشأت می گیرد. به عنوان مثال وعده های انتخاباتی و یا  منشورشهروندی روحانی  که  آکنده از وعده هائی است که هیچ کدام آنها حتی درهمان حدی که مطرح شده اند  نه فقط امکان تحقق ندارد بلکه در عمل خلاف آنها جریان دارد، لاجرم در کنارسایرمطالبات سرکوب شده، منبع بی پایانی برای شکل گیری اعتراض ها و جنبش هاست. تمرکز روی چنین بسترهائی  ازسوی فعالین و بخش های آگاه ترو با تجربه تر جنبش های اجتماعی کارگران و زنان و دانشجویان و معلمان و جوانان اهمیت زیادی دارد. آرایش حول چنین مطالباتی در تمامی بخش های  جامعه و زحمتکشان و پیوند آنها با یکدیر پیرامون مطالبات مشترک و فراگیرشان کلیدپایه پیشروی است. خوشبتختانه برخی تحولات و مواردی که پیرامون اعتراضات زیست محیطی و اعدام و سانسور و تحرکات دانشجوئی و ... مشاهده می شود، نمایانگرنضج چنین فرایندی و لو نه هنوز بقدرکافی نیرومند است.

 

ج- دولت ها همواره شرند و ابزارسلطه طبقاتی و صرفنظر از سایه روشن های هرکدام از آنها، جملگی مدافع جامعه هرمی و مبتنی برفرادستی و استثمارسرمایه دارای هستند و تازمانی هم  که وجود دارند و تا لحظه فراهم آمدن شرایط لازم برای درهم شکستن ماشین سلطه طبقاتی، باید زیرفشارگسترده ترین اعتراضات مردمی برای تحمیل مطالبات مردمی قراربگیرند تا زمانی که خود جامعه قادرباشد مستقیما سرنوشت و اداره خود را  بدست خود بگیرد و نیازی به حلقه های واسط و تفویض اختیارات و قدرت خویش به نخبگان نداشته باشند. مهم آن است که کارگران و زحمتکشان در راستای مبارزه برای تحقق مطالبات مشخص و کلان خود دچارآگاهی کاذب همذات پنداری با هیچ دولتی و متمایل  به مشارکت در هرم قدرت و بازتولید نظام نشوند. تأکید برمبارزه علیه این نوع توهمات همذات پندارانه و دخیل بستن به قدرت در شرایطی که طیف های گوناگون اصلاح طلب در تلاش بی وقفه برای ایجادامیدکاذب به بالا برای ایجاد تغییر هستند و بطورمشخص به دولت و همذات پنداری با آن دامن می زنند از اهمیت زیادی برخورداراست.  

 

د- دولت روحانی در بهترین حالت همان دولت رفسنجانی و یا خاتمی خواهد بود. نتیجه هردو نسخه را آزموده ایم و حاصل آن دولت احمدی نژادبود. تجربه چندن دهه گذشته  نشان میدهد که حرکت برمدار آزادسازی اقتصادی و دامن زدن به شکاف های طبقاتی، درآستین خودعوام فریبانی چون احمدی نژاد را می پروراند که با شعار"نان" و مبارزه علیه "فساد" تسمه از گرده زحمتکشان می کشد و این دولت هم به نوبه خود  کسانی چون روحانی ها و خاتمی و روحانی ها را در آستین خویش می پروراند که با شعار بازارآزاد تسمه ازگرده مردم می می کشند. باین ترتیب آزادی و عدالت هردو ذبح می شوند. تنها با پیوند ناگسستنی نان (عدالت) و آزادی است که می توان از این حلقه معیوب خارج شد. جنبش های جدید و رهائی بخش اجتماعی شعارپیوند ناگسستنی نان و آزادی را برپرچم خویش حک کرده اند.

 

درانتها لازم است دو نکته در توضیح ییشتر بندب یعنی اهمیت شناسائی بسترهای پیشروی توسط فعالان و کارگران آگاه  مورد تأکید قرارگیرد:

نکته اول در مورد تشکل های سراسری مستقل است. اگراین واقعیت دارد که جامعه بر روی آتشفشانی از مطالبات انباشته شده و پاسخ نگرفته قراردارد، بی تردید آرایش کارگران و جنبش های اجتماعی حول این نوع مطالبات مهمترین بسترحرکتی آنها خواهد بود. من درگذشته هم  به ماهیت سترون جایگزینی شعارهای کلی چون  تشکل سراسری و مستقل به عنوان نقطه عزیمت ( که در این سند به صفت رادیکال آمده و آن را گنگ و مبهم کرده ساخته است که پرداختن به آن خارج از حوصله این نوشته است) و این که در این رویکردمتداول، همه راه ها به رم –  یعنی تشکل مستقل و سراسری که خود نیازمند تحقق پیش شرط هائی دیگری است- ختم می شود اشاره کرده ام  و گفته ام  از آنجا که تحقق این شعار خود تتیجه تغییرتوازن نیرو و از برون دادهای حرکت و جنبش در گام های بعدی خواهد بود لاجرم نشاندن آن به عنوان راه حل مشخص برای پیشروی و نه البته طرح ضرورت کلی آن، گشایشگرنخواهد بود. در شرایط توازن قوائی که نه دشمن اجازه آن را می دهد و نه کارگران توان آن را دارند که بردشمن تحمیل کنند ما را از یافتن و تمرکز روی حلقه های دیگر و ممکن پیشروی بازمی دارد. بی شک صرفنظر از آنکه از تشکل چه می فهمیم ( و با فاصله گرفتن از اشکال هرمی و  نهادی شده و بوروکراتیک الگوهای ارائه و تجربه شده جوامع سرمایه داری )، ضرورت آن از دیرباز مطرح بوده و هم چنان نیزمطرح است، اما در این مورد هم نباید دچارخطای جایگزینی امرعمومی با شرایط مشخص شد. در وضعیت مشخص مسأله اصلی یافتن گام ها و بسترهائی برای حرکت بسوی اهداف خود ازجمله همان تشکل ها  می باشد. این نوع تشکل های مستقل و سراسری و نه البته نه در سطوح دیگر که هم وجود دارند و هم می توانند وجود داشته باشد، جز در بسترجنبش های اعتراضی کارگران پیرامون مطالبات فراگیر و سوزان هم اکنون خود و لاجرم در فرایند پیچیده تغییرتوازن نیرو و کسب توان و آمادگی کارگران بدست نخواهد آمد. بنابراین طرح ضرورت و اهمیت آن نمی تواند جایگزین حرکت و اقدام مشخص شود (البته درسند این دوستان چنین ادعائی مطرح نشده اما با مسکوت گذاشتن شرایط مشخص خواه ناخواه برچنین تصوری دامن می زند).

نکته دوم آنکه سرمایه داری امروزه فقط در کارخانه های بیداد نمی کند بلکه کل جامعه و فضا و مکان ها و طبیعت را اشغال کرده است و با تسلط برحوزه های عمومی و نیز خصوصی افراد و کالائی کردن همه حوزه ها اکثریت بزرگی از جامعه را مورد تعرض و استثمار مستقیم یا غیرمستقیم خود قرارداده است. امروزه وسعت و صفوف متکثر و گسترده کارگران را فقط با تعریف محدود کاردرکارخانه ها و یا کارگران قرارگرفته در زیرسقف کارگاه ها و محیط های سنتی اشتغال، نمی توان تعیین کرد. بلکه شمارطبقه در برگیرنده همه مزد و حقوق بگیران و کارگران فکری و خدماتی چون معلمان و کارمندان و پرستاران و نیز بیکاران، و بخش های بازتولیدی و بدون دستمزد (هم چون کارخانگی و یا دانشجویانی که برای عنوان نیروی کارمتخصص تربیت می شوند و البته به شمول بیکاری گسترده ای که در برابرآنها وجود دارد)  و ... است و بنابراین نگاه محدودنگرانه به گستره کارگران ( آنهائی که ازطریق کارخود زندگی می کنند و تحت استثمارمستقیم و غیرمستقیم مناسبات سرمایه داری هستند) گره گشا نیست. هم چنانکه امروزه محیط زیست و طبیعت با پیشرفت سطح تکنیک و ابزارهای تولید و ابعاد دستکاری آن توسط انسان در جریان تولید به بخشی جدانشدنی از شرایط زیستی جامعه و مطالبات کارگارن تبدیل شده است که به  سختی درمعرض تخریب و ویرانی قرارگرفته است و از قضا در کشورما این وجه تعرض خشن به طبیعت بیداد می کند و بسیاری از مردم را وادارکرده است که علیه این ویرانی که عموما توسط نظام و مناسبات سرمایه داری و اقتصادمصرفی بی مهابا و سود محور صورت می گیرد و در کشورما بویژه بدلیل عملکردحاکمیت بیدادمی کند دست باعتراض بزنند. بی تردید محافظت از طبیعت و برقراری مناسبات متعادل دو جانبه با آن به بخشی از شرایط زیستی انسان و وابستگی ارگانیکی آن به جامعه  و متقابلا جامعه به آن و به شرط تداوم حیات هردو تبدیل شده است، از مطالبات مهم و ضدسرمایه داری کارگران است. مطالباتی چون برابری زن و مرد نیزبخش مهمی از مطالبات کارگران و بخشی از انکشاف مبارزه طبقاتی است . اگر کارگران بخواهند صرفا با نگاه تنگ و عقب مانده بخشی و محدود نگرانه  به مطالبات باصطلاح اخص خود بسنده کنند، دراین صورت دیگر سخن گفتن از نقش کارگران و سوسیالیسم برای رهائی جوامع بشری به سخنی پوچ تبدیل خواهد شد. کارگران بدون توجه شایسته به مسائل مبتلابه عموم جامعه که مسائل خود وی هم هست، که از قضاهمه آنها مستقیما از تحمیل مناسبات سرمایه دارانه و سلطه و ستم آن سرچشمه می گیرند به هیچ وجه نخواهند توانست در تغییراوضاع و ایجاد جهانی دیگر نقش آفرینی کنند.

 تمرکز برهردو سطح  یعنی هم مطالبات سوزان و فراگیرعمومی توسط جنبش کارگری و فعالان، و هم  پیشبرد مطالبات اخص صنفی و فوری خود در سطوح گوناگون محلی و فرامنطقه ای، دو بازوی پیشروی کارگران است.

بطورخلاصه، قبل از هرچیز لازم است که اهمیت شرایط و لحظه های بحرانی و فرصت آفرین را دریافت. هم چنین اهمیت شناسائی بسترهای مناسب و بسیج کننده و بطورمشخص شناسائی و دسته بندی مطالبات سوزان و فراگیر و ایجاداجماع حول آن ها، و نیز آن ندسته از مطالباتی  که برقرارکننده پیوند مشترک کارگران و سایرمزد و حقوق بگیران وجنبش های اجتماعی را (معلمان و پرستاران و دانشجویان و زنان و بیکاران  و ...) تسهیل می کند. گام بعدی تلاش برای ایجادکمپین های اعتراضی در اشکال متنوع و ابتکاری و متناسب با شرایط این نوع خواست های سوزان و فراگیر و بسیج کننده در هردوسطح، البته با درنظرگرفتن شرایط عمومی توازن قوا و روند حرکت خزنده جنبش و بسیج کنندگی آنها. و بالأخره در راستای تقویت روندهای فوق تلاش برای اتحادعمل و همکاری بین تشکل ها و جریانات وابسته به جنبش کارگری گوناگون و با گرایش های چه بسا متفاوت، از دیگروظایف امروز فعالان کارگری را تشکیل می دهد.  بدیهی است که ایجاد پیوند با کارگران سایرنقاط جهان و تشکل ها و جنبش های مترقی و ضدسرمایه داری برحول این نوع کمپین ها امکان پذیراست و البته حمایت فعال جریان ها و نیروها و ایرانی های چپ و مترقی خارج از کشور از این نوع اقدامات و کمپین ها نیز شرط مهم دیگری برای تقویت و بالیدن جنبش کارگری داخل کشور و پیوند داخل و خارج است.

مطالباتی چون دستمزد برابرباتورم، یا تخریب طبیعت یا لغواعدام و آزادی زندانیان کارگری و سایرزندانیان و یا همانطورکه کانون مدافع کارگران هم اخیرا مطرح کرده است، فراخوان به کمپین علیه غارت اموال کارگران در سازمان تأمین اجتماعی*  و نظایرآن  نمونه هائی هستند از این نوع مطالبات سوزان و بسیج کننده  که در برابرفعالان جنبش کارگری قراردارند که اگر با شروط دیگرتکمیل شود می تواند بسترهای لازم برای پیشروی و آرایش و سازمان یابی گسترده کارگران و زحمتکشان و تعمیق سایرمطالبات را فراهم سازد. مهم آن است که نیروی خود را بجای تک خوانی برایجاداجماع و توافق هرچه بیشتر روی این نوع کارزارها و تقویت دامنه آن بکارگیریم. مهم پیداکردن راه های عملی توانمندشدن کارگران در تاکتیک های روزمره با استفاده ز فرصت ها برای تسهیل کردن مسیرحرکت به سمت اهداف بزرگ تر است.    

2013-12-15

http://taghi-roozbeh.blogspot.de/

 

*- http://kanoonmodafean1.blogspot.de/2013/12/blog-post.html#more

 

*- درسند چنین می خوانیم:

در كشور ما نيز سرمايه‌داري جدا از اين روند كلي عمل نمي‌كند. جناح‌هاي مختلف سرمايه‌داري به رغم اختلافات بر سر سهم‌خواهي در قدرت و سرمايه، اما همگان بر خصوصي‌سازي و بازار آزاد و واگذاري خدمات عمومي به بخش خصوصي، وحدت دارند .جناح‌هاي مختلف سرمايه‌داري با تعبيرهاي مختلف جبهه واحدي را در برابر نيروي كار تشكيل مي‌دهند و همگان بر حفظ سودها و فشار بيشتر بر نيروي كار اختلاف چنداني ندارند.

در نتيجه وظيفه‌ی كارگران و فعالان كارگري است كه در دو سطح مبارزات خود را گسترش دهند تا بتوانند در برابر اين تهاجمات ايستادگي كرده، نظام سرمايه داري را وادار به عقب‌نشيني كنند و نظامي بر مبناي اصول انساني كه در آن همگان حق زندگي داشته باشند برقرار كنند.

( توضیح از من: اما فراموش می شود که تن سپردن به قواعد اقتصاد بازارآزاد نیازمند پیش شرطی هائی است که تمامی تلاش های معطوف به آن در حیات جمهوری اسلامی از تصویب قاون اساسی و پای بندی به آن تا بیانیه معروف 8 ماده خمینی و تلاش های 8 ساله اصلاح طلبان در قدرت برای قانونمندکردن نظام  ثمربخش نشده و قانون و قانونیت متحقق نشده است و هیچ دلیل هم ندارد که این آخرین تلاش یعنی ارائه منشورشهروندی روحانی هم موفق به آن شود. همانطورکه در یکی از بندهای مختصات اوضاع و چالش های مهم دوره کنونی آمده، تحقق قانونیت در ولایت فقیه یک پارادوکس بنیادی است. هم چنان که دور زده شدن بخش مهمی ازقلمرواقتصادی تحت کنترل ولایت فقیه در برنامه های روحانی و رفسنجانی یک پارادوکس واقعی است. سخنان اخیرفرمانده سپاه مبنی بررفع سوء تفاهم دولت و سپاه حول نقش سپاه در اقتصاد و یا افزایش چشمگیر سهم سپاه و سایر نهادهای نظامی و سرکوب در بودجه دولت امید و تدبیر آنهم دریک بودجه انقباضی تصادفی نیست).

اين مهم جز با تلاش در دو  وجه مبارزاتي امكان‌پذير نمي‌باشد:

1 – تلاش در جهت ايجاد تشكل‌هاي راديكال در سطح كشوري و منطقه‌اي براي به دست آوردن ابتدائي‌ترين حقوق كارگري و انساني از قبيل حق اشتغال، حق دستمزدي واقعي براي گذران يك زندگي شرافتمندانه با استانداردهاي مورد قبول و حق بهداشت، مسكن و آموزش و پرورش، آزادي بيان و انديشه و تغييرات اساسي در مناسبات اجتماعي.

2 – تلاش در جهت هماهنگ كردن مبارزات كارگران در سطح يك كشور و از آن طريق همبستگي با جنبش‌هاي كارگري راديكال در سطح جهاني براي به دست آوردن حقوق انساني و يك زندگي شرافتمندانه و اين مهم جز با هماهنگي و پيشرفت در هر دو زمينه امكان‌پذير نخواهد بود.

 

*-  http://www.rahekaregar.com/maghalat/2013/12/13/saghafi.htm

 

 

 

 

 

منبع:پژواک ایران


تقی روزبه

فهرست مطالب تقی روزبه در سایت پژواک ایران 

*وعده های انتخاباتی روحانی، تبی که خیلی زود به لرزنشست! [2017 Aug] 
*بی بی سی و آینده جناح اقتدارگرا [2017 Jul] 
*فرصتی تازه برای زنده کردن و زنده نگهداشتن حافظه تاریخی [2017 Jul] 
*اهمیت چالش در گرفته پیرامون نظریه ولایت الهی و منشأمشروعیت حاکمان [2017 Jul] 
* سعید حجاریان و تقلب در «انتخابات»، سه نکته و یک نتیجه!‏  [2017 Jun] 
*به بهانه انتشاراسنادکودتای ۲۸ مرداد و سه نکته ناقابل! [2017 Jun] 
*نگاهی به دورویکرد «دانشجوئی» و «روشنفکردینی»  [2017 Jun] 
* عملیات تروریستی داعش در تهران، نظم ترامپی و فضای تیره حاکم بر منطقه!‏  [2017 Jun] 
*انتخابات و چندنکته تلگرافی!:‏ آیا در رژیم اسلامی ما با نوعی آپارتاید انتخاباتی مواجهیم [2017 May] 
*اقتصادی سیاسی بحران و منازعات درونی و نگاهی به ‏آخرین تحولات صحنه «انتخابات» [2017 May] 
*اندرمعنای کنشی به نام رأی دادن! [2017 May] 
*جنبش کارگری وعروج پارادایم جدیدنئولیبرالیسم هارو مهاجم! [2017 May] 
*انتخابات اروپا و نیاز چپ به رویکرد و فیگوری متفاوت!‏  [2017 Apr] 
*ورود غافلگیرانه احمدی نژاد به صحنه «انتخابات» و ترک برداشتن صلابت اقتداررهبر!  [2017 Apr] 
* نقش زنان در قافله تمدن و رهائی [2017 Mar] 
*چهاردلیل برای تهدیدمداوم ایران توسط ترامپ!‏ ‏  [2017 Feb] 
* ایران، نخستین آماج تهدیدهای ترامپ!‏  [2017 Feb] 
*آمریکا و نقل مکان سیاست به خیابان!‏  [2017 Jan] 
*درنگی به چند ویژگی گزارش امسال آکسفام  [2017 Jan] 
*خدمات رفسنجانی«متأخر» به نظام! اعتراضات در مراسم تشییع، و یک جمع بندی [2017 Jan] 
* هیولای ولایت مطلقه، و نقش هاشمی رفسنجانی در برساختن آن!‏ [2017 Jan] 
*گورخوابی و پسوندمتجاهر!‏  [2017 Jan] 
*ادعای پیروزی رژیم در جنگ حلب و سیاست معطوف به باتلاق!‏  [2016 Dec] 
*نگاهی به دو رویداد:‏ روزدانشجو و چالش های جنبش دانشجوئی!‏  [2016 Dec] 
* بحران های جهانی و رویکردجدیدهاوکینگ!‏ [2016 Dec] 
*فیدل کاسترو، و تجربه قرن بیستم!‏ و نگاهی به برخوردبی بی سی با آن [2016 Nov] 
* نگاهی به بحران انتخاباتی آمریکا از منظری دیگر و سه مطالبه اصلی بدیل!‏ [2016 Nov] 
*بازتابی از انتخابات آمریکا در میان صفوف چپ  [2016 Nov] 
*نگاهی فشرده به مختصات صحنه انتخاباتی آمریکا در روزهای پایانی  [2016 Nov] 
*انتخابات آمریکا و استریپتیزسیاسی!‏ [2016 Oct] 
* آیا دولت-ملت پدیده و مفهومی است ایستا یا در حال تحول و دگردیسی؟ [2016 Oct] 
*موسیقی به دار!‏  [2016 Oct] 
*نگاهی دو انتقاد به مقاله «همکاری گسترده رژوا و دولت آمریکا، و چالشی که این جنبش را تهدید می کند» [2016 Oct] 
*ابداع واژه جدیدی بنام«ورزشکارنما»!‏  [2016 Sep] 
*پرونده جنایت کهریزک، با این نوع ترفندها پاک شدنی نیست!‏  [2016 Sep] 
*بررسی اهمیت سند شنیداری مربوط به فاجعه 67 برای جنبش دادخواهی، از ‏خلال نقد سه رویکرد به آن ‏  [2016 Aug] 
*نگاهی به ابعادبحران ترکیه و پی آمدها! [2016 Jul] 
*چه کسی می گوید مسعودرجوی زنده نیست؟! [2016 Jul] 
*آزاد شدن جعفرعظیم زاده، و درسهای یک آزمون موفق! [2016 Jul] 
* نگاهی به همه پرسی بریتانیا و چالش های مترتب برآن! [2016 Jun] 
*نگاهی به دو رویداد: گفتمان شلاق! [2016 Jun] 
*فائزه و زندانی بهايی؛ صدای شکستن یک تابو! [2016 May] 
*بحران ونزوئلا و فرجام خرده پارادایم سوسیالیسم دولتی سوار بر جنبش های اجتماعی!  [2016 May] 
*بحثی پیرامون بسط مبارزه طبقاتی به حوزه قدرت! [2016 May] 
* چهارگزاره در بسط مفهوم مبارزه طبقاتی  [2016 May] 
*حفره های بزرگ یک تحلیل از انتخابات 7 اسفند-بخش اول [2016 Apr] 
*جنبش دادخواهی و نقاط آسیب پذیر! [2016 Apr] 
*بحران سرمایه داری و ضرورت خوانش جدید از رهائی! [2016 Apr] 
* احساس خطرخامنه ای از کجا سرچشمه می گیرد؟! [2016 Mar] 
*در زیرپوست تهران چه می گذرد: 7 اسفند و آن چه که در تهران بزرگ اتفاق افتاد! بخش1 [2016 Mar] 
*اندرمعنای کنشی بنام رأی دادن!  [2016 Feb] 
*انتخابات و اسب تروائی که قراراست حماسه بیافریند! [2016 Feb] 
*ادعای انفعالی بودن تاکتیک تحریم و چندگزاره غلط! [2016 Feb] 
*تناقضی به نام رأی اعتراضی و گفتگوئی دوجانبه پیرامون آن! [2016 Feb] 
*تراب حق شناس و درس بزرگ زندگی! [2016 Jan] 
*تاکتیک تحریم، پرسش ها و انتقادها! [2016 Jan] 
* واقعا به چه کسی باید تبریک گفت؟! [2016 Jan] 
* کم لطفی به اهمیت حربه مؤثری به نام تحریم! [2016 Jan] 
*نقدانباشت قدرت و پاسخ به چندپرسش و انتقاد! [2015 Dec] 
*بازگشت به گذشته، به مارکس، به 150 سال پیش، به چه معناست؟! [2015 Dec] 
* نشست پاریس، و مانیفست «کنش برای توقف جنایات اقلیمی» [2015 Dec] 
*جهان در لبه پرتگاه بحران زیست محیطی، و نگاهی به ریشه ها! [2015 Dec] 
*گزارش آژانس، و حسرت حماسه هسته ای! [2015 Dec] 
*داعش و فریاد آی دزد آی دزد رژیم! [2015 Nov] 
*فاجعه پاریس، بحران سوریه، داعش، ریشه ها و بدیل؟ [2015 Nov] 
*اعتراف عجیب رفسنجانی، و دلایل این اعتراف؟ [2015 Oct] 
*بازهم در موردپارادوکسی بنام «دولت سوسیالیستی» و در پاسخ به یک مدافع آن! [2015 Oct] 
*رژیم فعالان کارگری و مدنی را هدف گرفته است، با پیوستن به یکدیگر صدای اعتراض خود را بلندترکنیم! [2015 Sep] 
*آیا قدرت ماهیت طبقاتی ندارد؟ [2015 Sep] 
*«دولت جهانی سوسیالیستی» یک تناقض تمام عیار!  [2015 Sep] 
*تراژدی بحران پناهندگی و ریشه ها! [2015 Aug] 
*تضادبنیادی ولایت فقیه با حکومت قانون! [2015 Aug] 
*پنج دلیل برای تبرئه رسوای سعیدمرتضوی! [2015 Aug] 
*چهارمؤلفه جنگ قدرتی که در ورای دستگیری یک آقازاده جریان دارد! [2015 Aug] 
*توده های مردم تاریخ سازند یا موجوداتی پراکنده و محکوم به لولیدن در گنداب ها؟! [2015 Aug] 
*به نام چپ و به کام راست، نمایشنامه یک عروج و سقوط! [2015 Jul] 
*آغازشمارش معکوس مذاکرات هسته ای در وقت اضافی! [2015 Jul] 
*تصویب نسخه جدیدریاضت اقتصادی و این بار با طعم خودی! [2015 Jul] 
*نه مردم یونان، جان تازه ای به رؤیای اروپای اجتماعی می دمد! [2015 Jul] 
*نگاهی به پیچ و خم های همه پرسی یونان و ماهیت خرده پارادایم دولت های متکی بر جنبش های اجتماعی [2015 Jul] 
*آیا از اتاق مذاکرات هسته ای دودسفید برخواهد خاست یا دودسیاه؟ [2015 Jun] 
*اخراج دسته جمعی خبرنگاران بخش کارگری ایلنا و نقش مافیائی "خانه کارگر"! [2015 Jun] 
*مرعوب شدگی مدافعان سرنگونی یا تلاش برای سترون سازی اپوزیسیون انقلابی، کدامیک؟! [2015 Jun] 
*آقای شهردار از «اوین جدید» چه خبر؟! [2015 May] 
*اوج گیری جنبش مطالباتی و اهمیت هم بستگی بخش های مختلف نیروی کار!- بخش دوم [2015 May] 
*درام واقعی که هرروز در برابرمان به نمایش در می آید! [2015 Apr] 
*رویدادتاریخی یا ضدتاریخی؟! [2015 Apr] 
*پیام این شعله های سرخ فام آتش؟! [2015 Mar] 
*جنبش زنان وضرورت عبور از چندین گسست مهم! [2015 Mar] 
*معضلات بزرگی که رهبرنظام اسلامی ناگزیراست در واپسین سال های عمرخود با وجودبیماری و کهولت سن با آن ها دست و پنجه نرم کند! بخش یک [2015 Mar] 
*خودکامگی در اوجی تازه! [2015 Feb] 
*جدائی دین از دولت یا دین از سیاست؟ کدامیک؟! [2015 Feb] 
*پرش حزب چپ یونان -سی ریزا- به سکوی قدرت، و دام آخر! [2015 Jan] 
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟- بخش پایانی [2015 Jan] 
*شعارمحاکمه در«دادگاه قانونی» بازی در زمین جناح حاکم است! [2015 Jan] 
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟ [2015 Jan] 
*روایت دیگری از ادعای مرگ جنبش دانشجوئی: دانشگاه مرد؛ زنده باد «دانش»گاه!  [2014 Dec] 
*جنبش دانشجوئی در ِاغماء؟! [2014 Dec] 
*نگاهی به جنبش دانشجوئی در سه پرده! [2014 Dec] 
*ما جزأ دموکراسی بی دولت را در روژاوا ایجادکرده ایم! [2014 Dec] 
*جنبش ضدنژادپرستی در آمریکا، ژرفش شکاف ها و دو پیام مهم نهفته در آن!  [2014 Nov] 
*درنگی بر معنای سوگ و تجمع های گسترده مردم به مناسبت مرگ مرتضی پاشائی! [2014 Nov] 
*انتخابات میان دوره ای آمریکا و چرخش به راست! [2014 Nov] 
*سیاست اشاعه ترس و شوک درمانی رژیم را درهم بشکنیم! [2014 Oct] 
*یک دقیقه سکوت برای سگی که آزاد زیست و آزادمرد!*  [2014 Oct] 
*احتمال وقوع فاجعه سقوط شهرکوبانی! [2014 Oct] 
*در کشاکش بین وظایف دامادی و فرمان فیلترینگ، و پرده برداری از سه خطرعمدها [2014 Oct] 
*آیا هشدار به احتمال وقوع جنگ جهانی سوم را باید جدی گرفت؟!  [2014 Sep] 
*کشف تؤطئه، و بحران جانشینی! [2014 Sep] 
*دولت اسرائیل و «قدرت مشرف بر زندگی» [2014 Sep] 
*برشی از شورش سیاهان آمریکا با شعار «دست ها بالا، شلیک نکن»!  [2014 Aug] 
*استیضاح وزیرعلوم: زورآزمائی دوجناح برای کنترل دانشگاه ها! [2014 Aug] 
*رابطه سازمان یابی افقی ودموکراسی مستقیم ومشارکتی [2014 Aug] 
*خاورمیانه و بحران زایمان! [2014 Jul] 
*انتخابات پارلمان اروپا، زمین لرزه و پی آمدها! [2014 Jun] 
*سخنان دور از انتظار فیروزآبادی و چالش های جدید! [2014 May] 
*سخنان دور از انتظارفیروزآبادی و چالش های جدید!  [2014 May] 
*جنبش لغواعدام و گام های تازه! [2014 May] 
*از تحرک «دلواپسان» تا فعال شدن دولت پنهان! [2014 May] 
*آیا بسوی شکل گیری یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟!* [2014 Apr] 
*تعرض ارتجاع حاکم به حقوق شهروندان را درهم بشکنیم! [2014 Apr] 
*شکست حزب سوسیالیست فرانسه شوکی تازه به یک رویکرد کهنه! [2014 Apr] 
*سال نو، پیام و ضدپیام ومحورهای پیشروی [2014 Mar] 
*وجه بین المللی بحران اوکراین و پی آمدها [2014 Mar] 
*تبعیض بر زنان و رابطه آن با سایرتبعیض های اجتماعی [2014 Mar] 
*آیا دلایل ارائه شده برای تغییرنام سازمان کارگران انقلابی به سازمان راه کارگر پذیرفتنی هستند؟! [2014 Feb] 
*انقلاب بهمن و سه سؤال کلیدی (بخش اول) [2014 Feb] 
*رژیم ایران نگران شکسته شدن فضای امنیتی حاکم برجامعه! [2014 Feb] 
*پرده برداری از یک هیولای واقعی! [2014 Feb] 
*حضورچالش برانگیز هنرمندان در سخنرانی روحانی! [2014 Jan] 
* آش چنان شورشد که فریادروحانی هم درآمد!  [2014 Jan] 
*قطعه ای از شیدائی و جنون جمعی برآمده از دخمه تاریخ! [2014 Jan] 
*ایران در آئینه سال جدیدمیلادی! [2014 Jan] 
*دعوای سرمایه داران آمریکا و «پاپ مارکسیست»! [2013 Dec] 
*نگاهی به شرایط حاکم برجنبش کارگری  [2013 Dec] 
* 16 آذر و رویش جوانه های جنبش دانشجوئی! [2013 Dec] 
*آن چه که در صد روزاول روشن شد! [2013 Nov] 
*چالش های نفس گیرمذاکرات هسته ای و چشم اندازآن! [2013 Nov] 
*کردستان را اعدام نکنید! بلوچستان را اعدام نکنید! ایران را اعدام نکنید! [2013 Nov] 
*مکثی پیرامون دوموضوع: جعلیات سیزده آبان، و مدیریت لبخند دیپلماتیک برای خارج و خشونت در داخل! [2013 Nov] 
*دامنه رسوائی و خشم ناشی از شنود فراگیرجهانیان هم چنان بالامی گیرد! [2013 Oct] 
*نگاهی فشرده به دومسأله: بحران مهاجرت و یک شبه فتوای فاشیستی  [2013 Oct] 
*دور دوم مذاکرات هسته ای و چالش ها! [2013 Oct] 
*جنگ قدرت، وزیرامورخارجه را روانه بیمارستان کرد! [2013 Oct] 
*پس لرزه های تماس تلفنی اوباما و روحانی! [2013 Sep] 
*تحولات اخیر و تأثیر«نرمش قهرمانه» برچالش هسته ای! [2013 Sep] 
*دردفاع از فراخوان به کارگران برای چاره یابی و اهمیت این نوع فراخوان ها! [2013 Sep] 
*از «جیمی کراسی» تا «روحانی کراسی»! [2013 Sep] 
*یک پیروزی دیگر! [2013 Sep] 
*به صدا درآمدن طبل جنگ و ضرورت فعال شدن جنبش ضد جنگ و ابرقدرت افکارعمومی! [2013 Sep] 
*پایدار باد خاطره جان باختگان تابستان سیاه 67! [2013 Sep] 
*شمارش معکوس برای حمله به سوریه؟ [2013 Aug] 
*از گفتمان«اصلاح طلبی» تا گفتمان«اعتدال» فاصله زیادی نیست!  [2013 Aug] 
*وضعیت مصر در حالت دراماتیک! [2013 Aug] 
*سعیدحجاریان کاتولیک تر از پاپ و در نقش یک پنبه زن! [2013 Aug] 
*بحران بازتولید و کابینه نجات! [2013 Aug] 
*از مهندسی انتخابات تا مهندسی کابینه [2013 Aug] 
*هنرِبرقدرت یا هم آغوش ِبا قدرت؟! [2013 Jul] 
*«شگون» پیوند گفتمان اعتدال با روحانیت  [2013 Jul] 
*توپ در زمین کیست؟ رفسنجانی و اصلاح طلبان یا خامنه ای؟ [2013 Jul] 
*انقلاب مصردر فازجدید و سه ویژگی آن! [2013 Jul] 
*نقش شبح تحریم در"انتخابات" [2013 Jun] 
* نگاهی به صف آرائی ها و چالش های صحنه "انتخابات" در آستانه دقیقه 90 [2013 Jun] 
*پروازشبحی برفراز "انتخابات"! [2013 Jun] 
*گفتگو با نشریه نگاه بخش نخست [2013 Jun] 
*نقدی به یک گفتار تلویزیونی(2) [2013 May] 
*پیرامون نظرخواهی بی بی سی درباره"مسأله اصلی انتخابات چیست"؟ [2013 May] 
*"انتخابات" و سه حلقه تاکتیکی مرتبط با آن [2013 May] 
*"انتخابات" و به صحنه آمدن محتوای گندیده نظام! [2013 May] 
*اتحاد جمهوری خواهان پس از ده سال [2013 May] 
*نام نویسی رفسنجانی و شوک حاصل از آن درمیان صفوف حاکمیت! [2013 May] 
*تحریم گسترده انتخابات یک گزینه واقعی و مؤثر! [2013 May] 
*آیا بسوی تعین یافتن یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟! [2013 May] 
*نگاهی به یک حرکت و تاکتیک موفق و الهام بخش! [2013 Apr] 
*مرگ تاچر یا تاچریسم؟  [2013 Apr] 
*در پاسخ به دو انتقاد  [2013 Apr] 
* سازها راباید دوباره کوک کرد! [2013 Apr] 
*پیام نوروزی خامنه ای، و«ضد پیام»! [2013 Mar] 
*چه کسی مشغول تدارک «فتنه» ۹۲ است؟! [2013 Mar] 
*درددل حضرت آقا! [2013 Mar] 
*بازهم در اهمیت مطالبات معیشتی و جنبش مطالباتی [2013 Mar] 
*انتخابات نمایشی و برچسب نافرمانی مدنی! [2013 Mar] 
*بادبان ها را باید در کدام جهت برافراشت؟ [2013 Feb] 
*نگاهی به یگ گفتگو و دو رویکرد متضاد در برابر اتحادیه ها! [2013 Feb] 
*در جمهوری اسلامی هتل ها به زندان ها رشک می برند! [2013 Feb] 
*انتخابات ریاست جمهوری و نعل وارونه رژیم (بخش اول) [2013 Jan] 
*پرتگاهی به نام شکاف بین حداقل دستمزد و خط فقر‎ [2013 Jan] 
*نقش روبه گسترش کارگران در جنبش مطالباتی- ضداستبدادی  [2012 Dec] 
*پاسخی کهنه به یک سؤال قدیمی :"آیا دوران سرمایه داری به پایان رسیده است"؟* [2012 Dec] 
*انقلاب مصر، آموزه ها و مهم ترین ویژ گی ها [2012 Dec] 
*تظاهرات کارگری هم زمان در 23 کشور اروپائی، و نقاط قوت و ضعف آن [2012 Nov] 
* جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد: [2012 Nov] 
*تصویب برنامه بسته ریاضتی با وجود اعتصاب سراسری و محاصره پارلمان، و یک پرسش چالش برانگیز [2012 Nov] 
*انتخابات آمریکا و کانونی شدن جدال ها حول طبقه متوسط! [2012 Nov] 
*بحرانی که از کنترل سران حکومت خارج می شود! [2012 Oct] 
*خود خوارگی، مهم ترین دشمن حکومت اسلامی! [2012 Oct] 
*موج بلند بحران، ویژگی ها و پی آمدهای آن(1) [2012 Oct] 
*حذف نام مجاهدین از لیست سازمان های تروریستی و ادعای بهم خوردن توازن قوا! [2012 Oct] 
*اوج گیری جنگ قدرت و دستگیری فرزندان رفسنجانی! [2012 Sep] 
*منشورها و بازارمکاره سیاست! [2012 Sep] 
*چپ و چرخه بازتولید موقعیت بورژوازی! [2012 Sep] 
*برای مقابله با بحران پراکندگی از کجا باید شروع کرد؟ [2012 Sep] 
*طناب دار بر گلوی دموکراسی! [2012 Aug] 
*موقعیت چپ در ایران؟ بحران تئوریک؟ بحران هویت؟ پایگاه اجتماعی؟ گسست­ها و اتحادها؟ * [2012 Jul] 
*یک استدلال و هزار اما و اگر [2012 Jul] 
*نشست کلن: آزمون جدید؟ امیدها و چالش ها؟ [2012 Jul] 
*شکست طرح آتش بس کوفی عنان(نماینده سازمان ملل) وخطرگسترش جنگ داخلی در سوریه  [2012 Jun] 
*از"مرکوزی" تا "مرکولاند" وتوهماتی که به نام چپ رادیکال پراکنده می شود! [2012 May] 
*جنبش های جدید حامل چه پارادایمی هستند؟  [2012 May] 
*چاووش خوان، و آوای مرگ جمهوری اسلامی!  [2012 May] 
*انتخابات فرانسه وچپ گروگان گرفته شده! [2012 May] 
*تراژدی خودکشی داروسازبازنشسته یونانی،ادعانامه ای علیه نظام سرمایه داری! [2012 Apr] 
*دخیل بستن رفسنجانی به خمینی درآستانه برگزاری مذاکرات هسته ای [2012 Apr] 
*جدی میگم! سلاح هسته ای وحرمت فتوا! [2012 Apr] 
*مارش جهانی روزکارگر با شعاراعتصاب عمومی و یک روزبدون نودونه درصدی ها! [2012 Mar] 
*چگونه سالی ؟! [2012 Mar] 
*نگاهی به چندچالش پیشاروی جنبش زنان [2012 Mar] 
*بروزلحظه تاریخی درهمکاری اصلاح طلبان وسازمان اکثریت! [2012 Mar] 
*پی آمدهای نمایش انتخاباتی رژیم! [2012 Mar] 
*سخنی پیرامون اعتراضات 25 بهمن [2012 Feb] 
*جنگ و تحریم گسترده به مثابه دواستراتژی متفاوت یا دووجه یک استراتژی؟ [2012 Feb] 
*اعتصاب یکپارچه ومیلیونی کارگران نیجریه دولت را واداربه عقب نشینی کرد! [2012 Jan] 
*رابطه سازمان یابی افقی ودموموکراسی مستقیم ومشارکتی [2012 Jan] 
*تقابل دواستراتژی: « تحریم گسترده نفتی وبانکی وتهدیدات نظامی» و «تهدید در برابر تهدید» [2011 Dec] 
*پس از9 سال جنگ معلوم شد که طالبان دشمن آمریکا نبوده است! [2011 Dec] 
*معترضان جهان؛ چهره سال مجله تایم؛ مردم سوژه گی! [2011 Dec] 
*جنبش وال استریت وشعاراشغال کنگره! [2011 Dec] 
* "انتخابات" مجلس شورای اسلامی واهمیت یک جنبش تحریم گسترده [2011 Dec] 
*اقدام درخشان والهام بخش کارگران ایران خود رو دراعتراض به تغییرارتجاعی قانون کار  [2011 Nov] 
*به مناسبت يک ماهگی جنبش: جنبش وال استريت،ازتصرف فضا-مکان ها تا فلج سازی سازوکارهای سيستم!  [2011 Nov] 
*بار دیگر آوای شوم جنگ طلبی! [2011 Nov] 
*سکولاریسم و"اسلام اخلاقی" آقای سروش! [2011 Nov] 
*اهمیت کنشگری مادران پارک لاله [2011 Nov] 
*آیا لیبی واقعا "آزاد"شد؟  [2011 Oct] 
*جنبش اشغال وال استریت، و برخی ویژگی های جنبش های جدید [2011 Oct] 
*یک ارزیابی ازاعتصاب کارگران پتروشیمی ماهشهر واهمیت آن [2011 Oct] 
*معلمان و شعاربرابری جنسیتی به عنوان شعارسال تحصیلی جدید  [2011 Oct] 
*جنبش دانشجوئی وضرورت درهم شکستن تهاجم رژیم به محیط های آموزشی! [2011 Sep] 
*گفتمان «دموکراتیک» یا سوسیالیستی، کدامیک؟! [2011 Sep] 
*اسپانیا، دموکراسی وتصویب برنامه ریاضت اقتصادی [2011 Sep] 
*میراث خمینی برای جانشینان خود [2011 Sep] 
*لیبی: باچشمی گریان وبا چشمی خندان! [2011 Aug] 
*انگلیس: شورش طردشدگان وبه حاشیه رانده شدگان! [2011 Aug] 
*دراهميت جنبش حق انتخاب سبک زندگی(1)  [2011 Aug] 
*گذشت آمنه وخشونت نهادی شده درقانون قصاص [2011 Aug] 
*رابطه جنبش و "چه بایدکرد"! [2011 Jul] 
*دیواربرلین ونعل وارونه سران گروه8 پیرامون تحولات منطقه [2011 Jun] 
*زایش وزوال اسطوره ها درعصرنوین  [2011 Jun] 
*تاکتیک، وحکمت های نهفته در یک نظرسنجی! [2011 Jun] 
*تاکتیک های گشاینده وتاکتیک های بازدارنده [2011 Jun] 
*انقلاب پاسخ است یا سؤال؟ [2011 Jun] 
*جنبش با کدام گفتمان ؟ [2009 Aug] 
*"اوبامای" وال استریت و "اوبامای" مردم کوچه وخیابان [2008 Nov] 
*یک نافرمانی باشکوه! [2008 Oct] 
* آزمون جنبش زنان درمقابله با [2008 Sep] 
*یک جمع بندی فشرده ازچالش های کارگری وراه های برون رفت ازآن [2008 May] 
*"انتخابات"رسوا وپرازتقلب! [2008 Mar] 
*مارش عظیم تحریم کنندگان ومعضل صندوق های خالی! [2008 Mar]