مذاکرات هسته ای، مسئله ی تحریم جمهوری اسلامی و «جنبش تحریم»
منوچهر یزدیان

 
تاریخ شروع تحریم جمهوری اسلامی توسط مردم ایران به تاسیس آن بر می‌گردد. این تحریم که در آغاز بخشی ار مردم ایران در آن شرکت داشتند، اکنون سراسری شده و اکثریت مردم و روشنفکران ایران را در بر می‌گیرد. این تحریم در دو زمینه‌یِ وجدان فردی و وجدان اجتماعی خود را به نمایش می‌گذارد. اکثریت عظیم مردم ایران با تحریم «آئیننامه‌های حکومتی»، رفتاری را که خود می‌خواهند انجام می‌دهند. تا آن‌جا که خطر مستقیمی احساس نشود، نسخه‌های حکومتی برای نوع زندگی و رفتار فردی و اجتماعی، از طرف مردم مورد تحریم قرار می‌گیرند. آن‌چه مردم ایران به‌ زور و ضربِ سرکوب مجبور به انجامش می‌گردند خود گواهی بر تحریم سراسری جمهوری اسلامی توسط مردم و روشنفکران آزادی‌خواه جامعه‌ی ایران است. این وجدان فرد ایرانی است که در زندگی روزمره‌اش جمهوری اسلامی را تحریم کرده است.
این سرپیچی از دستورالعمل‌های جمهوری اسلامی از طریق وجدان فردی و جمعی مردم ایران است که موسیقی، رقص، سینما، شعر و ادبیات در ایران را نه تنها نگهداری کرده بلکه آن را گسترش نیز داده‌است. اجرای آداب و سنن ایرانی مثل برگزاری وسیع چهارشنبه سوری و نوروز، که همواره رنگ و آب سرپیچی از مقررات جمهوری اسلامی را به‌خود می‌گیرد چیزی جز نمایش باشکوه تحریم جمهوری اسلامی نیست. گفتار و رفتار بزرگان هنر در رشته‌های مختلف و روشنفکران آزادی‌خواه ایرانی که هیچ سنخیتی با دستور العمل های جمهوری اسلامی ندارد گویای وجدان فردی آنهاست.  از طرف دیگر، محبوبیت عظیم  آنها در بین مردم، گویای وجدان اجتماعی است.   
تحریمی که وجدان اجتماعی علیه جمهوری اسلامی به کار می‌برد، درست به دلیل جمعی بودن و میلیونی بودن آن سیارنمایان‌تر و سخت‌تر و موثرتر است. در ایران کاندیداهای ریاست جمهوری توسط دستگاه امنیتی ولایت فقیه تعین گردیده و رای دهندگان می‌بایست یکی از این کاندیداها را انتخاب نمایند. حتی اگر تقلب و دستکاری سازمان‌های امنیتی ولایت فقیه را به‌حساب نیاوریم، در 16 سال گذشته وجدان اجتماعی جامعه، تحریم جمهوری اسلامی را به روشن‌ترین شکلش به نمایش گذاشته است. می توان گفت که خاتمی به خاطر اصلاح‌طلب بودنش نبود که انتخاب شد، بلکه رای مردم شرکت کننده در آن انتخابات، در حقیقت تحریم دستگاه ولایت فقیه و کاندیدای او بود. در انتخابات بعدی نیز انتخاب کنندگان علیه کاندیدای ولایت فقیه رای دادند وگرنه آن ها هرگز عاشق صورت زیبای محمود احمدی نژاد نبودند. هاشمی رفسنجانی هم که خود در آن زمان از پایه‌های موثر جمهوری اسلامی بود مورد تحریم قرار گرفت. در انتخابات دوم دوره‌ی احمدی‌نژاد، این تحریم تا مرحله انقلابی مردمی پیش رفت و تحریم کاندیدای ولایت فقیه، که این‌بار احمدی‌نژاد بود، پایه‌های حکومت را به لرزه‌ای انداخت که تبعات و پس لرزه‌های آن همچنان در جریان است. پیروزی موسوی و کروبی در آن انتخابات حاصل تحریم جمهوری اسلامی به وسیله وجدان اجتماعی مردم ایران بود. در انتخابات امسال (٩٢) کاندیدای ولایت فقیه در بستر وجدان اجتماعی با شکستی مفتضحانه‌ روبرو گردید. حتی اگر روحانی هم کاندید نبود، انتخاب کنندگان به کسی رای می‌دادند که به نظر آن‌ها بیشترین فاصله را با حکومت ولایت فقیه  دارد.
اما تحریم های سیاسی و اقتصادی کشور‌های غربی و متحدین‌شان علیه جمهوری اسلامی از نوع دیگری است. این تحریم‌ها به دلیل ماهیت‌شان موقتی بوده و با گرفتن امتیازاتی برچیده می‌شوند و یا در اثر نافرمانی جمهوری اسلامی تشدید می‌گردند. مردم ایران و روشنفکران‌شان در تعین و اجرای این تحریم‌ها نقش نداشته و گاه مخالف پاره‌ای از  تحریم ها که مردم را در فشاری مضاعف قرار می‌دهند بوده اند. در حالی‌که مردم ایران و وجدان اجتماعی آن‌ها سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی را در پیش روی دارند، کشورهای غربی و متحدانش همواره به منافع کوتاه مدت‌شان در جهت گرفتن امتیازاتی از جمهوری اسلامی بسنده کرده‌اند. این تحریم‌ها اساسا روی برنامه بمب اتم سازیِ جمهوری اسلامی متمرکز است و هیچکدام از آن‌ها وضعیت اسفناک مردم ایران، حقوق بشر و نقض آزادی‌های فردی و اجتماعی آن‌ها توسط جمهوری اسلامی را مد نظر ندارد. حکومت‌ها اساسا برای منافع (ملی) خودشان فعالیت می‌کنند نه برای آزادی نوع بشر از یوغ کشتار و استبداد. مردم ایران به بمب اتمی نیاز ندارند. حکومت ولایت فقیه خود بمبی است که بیش از سی سال پیش در ایران منفجر شده است. یک جنگ نظامی بین جمهوری اسلامی و کشورهای دیگر، ایران را ویرانه‌تر از آن‌چه هست خواهد کرد.
امروز (٢٤ نوامبر ٢٠١٣) خبر موفقیت مذاکرات بین کشورهای پنج + یک و جمهوری اسلامی و امضای توافقنامه ا‌ی مشروط بین آنها منتشر شد. هر چند توضیح و به‌ویژه تحلیل توافقنامه بسیار مهم است اما خوشحالی و یا بدحالی روشنفکران و مردم ایران از این توافق مشروط و موقتی که معلوم نیست عمر آن چقدر طول خواهد کشید، مسئله ای ثانوی است.
آن‌چه که اهمیت دارد  مبارزه مردم ایران است که باید تعیین سرنوشتش را خود به‌دست گیرد. گسترش تحریم‌های فردی مردم علیه جمهوری اسلامی و به‌خصوص گسترش تحریم‌هائی که وجدان اجتماعی مردم ایران علیه حکومت اعمال می‌کنند، آینده‌ی بهتری را به ارمغان خواهد آورد. تا این‌جای کار هم این مردم ایران بوده‌اند که حکومت را مجبور به عقب نشینی کرده‌اند. البته این به معنای آن نیست که تحریم‌های خارجی بر روند کار تاثیر نداشته است. اما چرخش کنونی جمهوری اسلامی اساسا مرهون تحریم‌هائی است که مردم ایران علیه حکومت فقیه اعمال کرده‌اند. مردم و روشنفکران ایران تصمیم‌ گیرنده‌ی تحریم‌های بین المللی نیستند. اما قادرند همچنان تحریم های خود را علیه جمهوری اسلامی اعمال نمایند و آنها را تا رسیدن به برقراری نظامی دموکراتیک در ایران گسترش دهند.   
 
منوچهر یزدیان
24 نوامبر 2013       

منبع:پژواک ایران