انقلاب مصردر فازجدید و سه ویژگی آن!
تقی روزبه

میدان تحریر باردیگر نقش آفرین شده و توده های بزرگ و میلیونی مردم مصربه مثابه کنشگران و سوژه های نقش آفرین دارند بدست خود برگ  دیگری از تاریخ اشان را رقم می زنند. انقلاب مصر وارد مرحله تازه ای شده است که دارای چند ویژگی مهم است. مهم ترین واولین ویژگی آن کنارزدن اسلام سیاسی حاکم برکشوربود. اکثریت بزرگی از مردم مصراجازه ندادند که  اسلام سیاسی که قدرت های بزرگ هم به نحوی به آن به عنوان مدل انتقالی و سازش  دخیل بسته بودند، قدرت خود را تثبیت کند... دومین ویژگی لحظه کنونی را نقش ارتش به مثابه محلل دوره انتقال و ابزارخلع سلاح اخوان المسلمین با حمایت مردم تشکیل می دهد که بی تردید با نقشی که ارتش برای خود قائل خواهد بود حامل چالش های تازه ای خواهد بود که خود را در تحولات آتی نشان خواهد داد.  سومین ویژگی لحظه کنونی نقش فرادستی نیروهای لیبرال-لائیک درجنبش مردم است که بازهم نشان دهنده آن است که بربسترجبهه واحدی در برابراسلام سیاسی حاکم، رؤیاهای متفاوت و بالقوه متضادی درکنارهم قرارگرفته اند، واقعیتی که هم نقطه قوت تاکتیکی تمرکزنیرو دربرابرآماج مشترک تاکتیکی را دارد و هم متضمن چالش های آینده ناشی از نیروها و اهداف متفاوت و متضاد طبقاتی و آمیخته به هم درلحظه کنونی است. با این همه تحولات کنونی گام تازه و روبه جلو درمسیرطولانی انقلاب مصراست و هنوز هم به معنی وصول انقلاب به هدف های پایه ای خود که چیزی جزمطالبه بهم پیوسته نان و آزادی است، و لاجرم به معنی دست بردن به ریشه ها و تغییررادیکال مناسبات مبتنی برسلطه اقتصادی و اجتماعی است، نیست. بی تردید تحولات مصر دارای پی آمدهای مهمی درمنطقه و بویژه کشورهای عربی و اسلامی و ایران است و باندازه ای که حاوی دست آوردهای پیشروی جامعه به سوی اهداف خود باشد  و بطوراخص ازنظرشکل و نوع مبارزه اش که برپایه تمرد ونافرمانی مدنی و از طریق تسخیرفضا مکان های عمومی و برخی جنبه های تاکتیکی خود  الهام بخش خواهد بود. آن چه درتحولات و انقلاب مصرامید بخش است، درجه خود کنشگری و خودسازمان یابی تحولات درپائین است که موجب می شود درآن نقش بالائی ها وهژمونی گفتمان های متعلق به  طبقات فرادست عمیق نباشد وبویژه با عروج به قدرت، به سرعت ماهیتشان برای مردمی که چهارچشمی اوضاع را تحت نظارت دارند  وبه نقش خود درتحولات واقفند برملاشود. ناگفته نماند که نقش و حضور نیروهای اسلام سیاسی و پایگاه اجتماعی آن ها را نباید نادیده و یا تمام شده انگاشت. و نباید فراموش کرد که شیوه منزوی کردن و سرنگونی درتحولات بعدی بی تأثیرنیست. بویژه پس ازعزل از قدرت به دست ارتش، آن ها می توانند باتوجه به پیوندهای ارتش با دوران مبارک و صاحبان قدرت و ماهیت و پیشینه ارتش دست به مظلوم نمائی بزنند
 بطورکلی تحولات مصر را نمی توان بدون توجه به مختصات اساسی پارادایم جدید و جنبش های جدیدی که به آن معنامی بخشند درک و آنالیزکرد. نوشته زیرگرچه مدتی قبل به مناسبت اعتراضات و چالش های بزرگی که مرسی و اخوان المسلمین  پس از روی کارآمدن با آن مواجه گشتند نگاشته شده است، اما از آنجا که به نکات و نتیجه گیری های فرالحظه ای متمرکزاست هم چنان درخطوط کلی با روندتحولات جاری درمصر بیگانه نیست.
انقلاب مصر، آموزه ها و مهم ترین ویژگی ها
 
برش سیاسی از آن چه که در مصرمی گذرد، نکات مهم و جالبی از  چگونگی دینامیسم پیشروی انقلاب بزرگ مردم مصر وچالش های پیشاروی آن را در برابرما می نهد. این  تجربه که هم اکنون با اشغال میدان تحریم و محاصره کاخ ریاست جمهوری موجب ترس و آشفتگی درصفوف حاکمان جدید و حتی خروج موقتی رئیس جمهور ازمقر خود گشت ( از ترس اشغال کاخ)، بیش از ده روز است که به خروش و برآمد عظیم خود ادامه می دهد و به رکورد 18 روزه  تظاهرات توده ای و گسترده  برعلیه  مبارک  و سرنگونی آن نزدیک می شود، درعین حال که هنوز درنیمه راه است  بویژه برای مردم ایران که یک انقلاب ناکام را پشت سرگذاشته اند و هنوزهم نتوانسته اند طعم تلخ شکست یک انقلاب را از ذائقه خود بزدایند، و فراتراز آن سه دهه است که با  ضدانقلاب مهیب بیرون آمده از دل انقلاب دست بگریبانند، دارای دستاوردهای مهمی است. ازهمین رو  خیره شدن به تجربه زنده  انقلاب مردم مصردارای اهمیت زیادی است.
 
شمه ای از چالش های انقلاب مصر
محمد مرسی به عنوان نماینده اسلام سیاسی و حامیان آن درمصر،  ادعا می کنند که  قدرت و مشروعیت خویش را از میدان تحریر-قلب تپنده انقلاب مردم مصرعلیه استبداد مبارک- برگرفته اند.او عملا با صدورفرمانی درصدد برآمده است که با تکیه برباصطلاح مشروعیت برآمده از انقلاب همان آزادی های محدود کنونی را که از برکت جنبش توده ای و انقلاب مصر بوجود آمده است معلق کرده،  و موقعیت اسلام سیاسی را در ساختارقدرت تثبیت نماید. و این درحالی است که آن ها حتی در جنبش ضد استبدادی علیه مبارک  شرکت فعالی  نداشتند و حتی در مقاطعی آشکارا  درسودای موج سواری و معامله با مبارکت و قدرت حاکم  بودند.
 اولین دستور کارضد انقلاب: مهارانقلاب، انحصارقدرت  و تثبیت آن .
تجارب مکرر انقلاب ها نشان داده اند که صدور فرامینی از آن نوع که این روزها شاهد آن توسط  مرسی هستیم، به هیچ وجه  امرمنحصربه فردی نبوده و عموما درهرانقلاب مردمی و اصیل ، توسط آن ها که سواربرموج انقلاب شده اند و برای عبوربه دوران پسا انقلابی  صورت می گیرد. تشکیل "مجلس مؤسسان"  وتصویب قانون اساسی مورد نظر، بوروکراتیزه کردن قدرت برخاسته ازانقلاب،مرمت وتجدید سازمان ماشین دولتی مورد حمله قرارگرفته، افزودن ساختارها و نهادهای تازه ای که درخورنظم مورد نظرضدانقلاب جدید است، در یک کلام پرکردن خلأ قدرت بوجود آمده با  اعمال قدرت در بالا و مهارقدرت درپائین که جوشش آن مهم ترین ویژگی یک انقلاب را تشکیل می دهد، همواره مهم ترین وظایف تاریخی دولت های انتقالی و برآمده از انقلاب را  تشکیل می داده است. بهمین دلیل برخلاف تبلیغ و ادعای دروغین  آن هائی که درسودای قبضه تصر قدرت در بالا و برفراز مردم هستند، وظیفه وکارکرد دولت باصطلاح انتقالی برای سمت و سو دادن به انقلاب  و خلع ید از آن  از اهمیت تعیین کننده ای برخورداراست.  رفتار کودتاگرانه مرسی هم خارج از این روال عمومی کشاکش انقلاب و ضدانقلاب از فردای سرنگونی رژیم حاکم  نبوده و نیست. در انقلاب بهمن نیز چنین فرامینی-البته با نفوذ کلام و حدت و شدت قاطع تری- توسط خمینی درمسخ ماهیت مجلس مؤسسان و یا تبدیل ماهیت مجلس نمایندگان به صفت اسلامی، سانسور و بستن روزنامه ها  و پاپان دادن به آن چه که بهار آزادی نامیده می شد صادرشد. این ترجیع بند شناخته شده هر ضدانقلاب برخاسته از دل انقلاب است که  مشروعیت و قدرت  خود را  معادل کلیت انقلاب تلقی کرده و بفکر مصادره انقلاب و انحصار قدرت در بالا و مهار انقلاب درپائین برمی آید. چرا که بدون مهار انقلاب و خاموش کردن اخکرسوزان نهفته درآن امکان انحصار قدرت و تثبیت آن وجود ندارد. در مصر مرسی و اخوان هم مثل همه مصادره کنندگان قدرت انقلاب، رأی منفی مردم به نظام مبارک را به عنوان رأی مثبت به خود و حزبش تلقی کرد. هماتطورکه درانقلاب ایران خمینی و دارودسته اش رأی منفی مردم به نظام سلطنت را معادل رأی مثبت به خود و حاکمیت مذهبی به شمارآورد. مرسی که  از یکسو شرایط را برای تعرض خود به انقلاب مردم  پس از آتش بس غزه و جلب حمایت نسبی  قدرت های بزرگ از عملکرد کمابیش معقول دولت خود (از جمله جلب نظرمساعد صندوق بین المللی پول برای دریافت  وام های چند میلیارد دلاری) مناسب تشخیص داده بود و ازسوی دیگر شاهد زوال  شتابان نفوذ حزب و حامیان خود در جامعه و تشدید تنش درماشین حکومتی بجا مانده بود، زمان را برای تعرض به انقلاب مناسب تشخیص داد.  قدرت های غربی که ایجاد ثبات و حفظ ماشین حکومتی ازگزند انقلاب مهم ترین دغدغه اشان را تشکیل می دهد، در درجه اول به  نیروئی که  بتواند این  وظیفه خطیر را انجام بدهد دل می بندند. در شرایط مشخص مصر این نیروی حاضرآماده اخوان المسلیمن بود که علیرغم پیوندشان با سلفی ها و برخی نگرانی ها، می توانست به عنوان مانع سرعت گیر و نهایتا متوقف کننده   حرکت انقلاب عمل کند، و این درحالی است  که در تحلیل نهائی این این کلان سرمایه داران  بخش فوقانی طبقه سرمایه داری، نئولیبرال ها  و نمایندگان سیاسی آن ها و حفظ دستگاه حکومتی بجا مانده از دولت مبارک هستند که آلترناتیو ایده آل آن ها را تشکیل می دهد. همان طورکه در تجربه انقلاب بهمن 57 نیز به خمینی و بهشتی ها برای کنترل طوفان انقلاب دل بستند، گرچه درآن تجربه  بدلایلی که خارج ازحوصله این بحث است اوضاع از چنگشان خارج شد و اکنون ازآن و درس هایش  در انقلاب مصر و سایر کشورهای عربی بهره می گیرند.
با وجود آن که شرایط منطقه ای و جهانی  برای تعرض به انقلاب از نظرمرسی وحامیانش اعم از اخوان و سلفی ها مناسب تشخیص داده شده بودند، اما با دستکم گرفتن نیروی عظیمی که انقلاب ضداستبدادی علیه مبارک آزاد کرده بود و خیزش مجدد آن ها غافلگیر شدند، که  قاعدتا  برای کسانی که مدعی از نفس افتادن انقلاب و "بهارعربی" بودند باید نامنتظره باشد. با این همه  برای آن هائی که با ماهیت و پویائی انقلاب ها آشنایند، روشن بودکه انقلابات بزرگ و آذرخش نهفته در آن ها را باین سادگی ها با سلام وصلوات  نمی توان خاموش کرد. آن چه که عموما ترمیدورانقلاب نامیده می شود، تاریخا محتوایش چیزی جزسرکوب  اخگر نهفته در انقلاب توسط ضدانقلاب سوارشده برموج انقلاب نبوده است، یک جعل بزرگ تاریخی است که در تاریخ نگاری و ادبیات بورژوازی معمولا ازآن به نام خشونت انقلاب  یاد می شود. و حال آن که نگاهی به تجربه زنده مصرنشان می دهد که قانون آهنیتی بنام خشونت انقلابی وجود ندارد و انقلاب الزاما همزاد خشونت نیست. برعکس همواره این ضدانقلاب است که برای مصادره انقلاب و بیرون کشیدن چاشنی آن دست به خشونت می زند و ضرورت دفاع از انقلاب را و از قضا تا آن جا که میسراست به شیوه مسالمت آمیز، در برابربرپاکنندگان آن قرارمی دهد. هم چنان که این تجربه نشان می دهد که سرنگونی استبداد و برقراری آزادی و عدالت اجتماعی   نه فقط محصول انقلاب است بلکه برای حفظ آن ها تداوم انقلاب نیز لازم است.
انقلاب و کشاکش درونی صفوف آن
وقوع هرانقلاب بزرگ ومردمی بویژه درجوامع استبدادی  نه فقط بدون شرکت وسیع ترین توده های مردم و زحمتکشان ناممکن است، بلکه معمولا با دو قطبی شدن جامعه بین استبداد حاکم و جامعه تحت سلطه آن  با مشارکت بخش های ناراضی طبقه حاکم و با اهداف و ماهیت ارتجاعی و بیگانه با خواست مردم و زحمتکشان همراه  است. بهمین دلیل صف انقلاب هیچگاه خالص و یک یک دست نیست و در درون آن رقابت ها  و منازعه های  گسترده ای برای کسب هژمونی و بدست گرفتن سکان رهبری انقلاب برقرار است. این نقش ها می تواند  بسته به شرایط و میزان  شفاف و غیر شفاف  بودن مطالبات و سازمان یابی پیرامون این مطالبات و لاجرم توازن نیرو، متفاوت باشد. واقعیت آن است که  شکل گیری چنین صف گسترده  و حامل نیروهای بینابینی و یا  ارتجاعی دربرابر استبداد حاکم و درهم شکستن اقتدار آن، یک پارادوکس است که هم  شامل نقطه قوت جنبش و رمزپیروزی براستبداد است (چرا که پیروزی علیه ارتجاع واستبداد حاکم، بدون بکارگیری تاکتیک پراکنده ساختن صفوف دشمن و تمرکزو همراگی حداکثر نیروها بر ضد کانون اصلی قدرت  ناممکن است) و هم شامل  نقطه  ضعف آن  و لاجرم خطر فرادستی آن ها برانقلاب. خطری که با ایجاد توهم نسبت به ارتجاع نهفته در صفوف انقلاب  وعواملی چون نفوذ مذهب و ناسیونالیسم و میزان سازمان یافتگی پایگاه اجتماعی آن مشروط می شود. و بهمین دلیل به میزانی که طبقه کارگر و زحمتکشان  ونیروهای پیشرو برماهیت این جریانات آگاه وهوشیار باشند  و پیرامون مطالبات و صفوف مستقل خود سازمان یافته باشند، از خطردرجا زدن و توقف و مصادره انقلاب کاسته می شود. همزیستی این گرایشات دارای برنامه ها وجهت گیری های متفاوت و یا متضاد، در بهترین حالت  تازمانی است که جنبش برخواست وآماج مشترکی که بازتاب دهنده منافع مشترک است فوکوس کرده باشد و قدرت حاکم هم به موقع حاضر به معامله و سازش با نیروهای رقیب ولی هم سرشت خود در صفوف انقلاب برای تقسیم قدرت نباشد. درهرحال به درجه ای که  نیروهای ارتجاعی و گفتمان آن ها در صفوف انقلاب نقش هژمونیک داشته  باشند، ازفردای سرنگونی و در زدو بند با قدرت های بزرگ، بی وقفه دست بکار تصاحب همه  قدرت بدست خود و پرکردن خلاء بوجود آمده می شوند. با  پیروزی انقلاب در نخستین آماج خود،  معمولا صف آرائی های تاکتیکی پیش از انقلاب بهم می خورد و با شکل گیری صف آرائی های جدید وارد دوره تازه ای از کشاکش می شود. لازم به اشاره است که مقابله با اخگرخودرهان انقلاب و خطرخلع ید از زحمتکشان و برپاکنندگان اصلی انقلاب، فقط از بیرون  مختص لایه های ارتجاعی و ضدانقلابی قرارگرفته دربرابر انقلاب نیست، بلکه هم چنین از درون و توسط آن هائی که خود و یا حزب خود را ناجی مردم می پندارند و بدنبال جایگزین کردن خود به جای  مردم و بطوراخص کارگران وزحمتکشان هستند، نیز وجود دارد. از قضا بیشترانقلابات بزرگ نه از بیرون بلکه ازدرون  مسخ شده و شکست خورده اند. گرچه این وجه تهدید نیزبسیارمهم است اما، پرداختن به آن خارج ازحوصله و موضوع این نوشته است.
همانطورکه اشاره شد  توان مهارانقلاب  و خلع ید از آن توسط ضدانقلاب  به عوامل گوناگونی بستگی دارد که یکی از مهم ترین آن ها کم وکیف هژمونی و سازمان یافتگی نیروهای فرادست است. در این  رابطه  به ویژه باید به اهمیت  وجود رهبری نافذ و باصطلاح کاریزما که حامل "مشروعیت" انقلاب باشد، در دوره خلأ قدرت که با سرنگونی ضدانقلاب غالب  معمولا قوانین و نهادهای قدرت مستقرملغی و یا بی اعتبار می شوند وهنوز تکلیف معادله و تثبیت قدرت "که بر که" روشن نشده است، اشاره کرد. وجود چنین رهبرانی که بتوانند ادعای نمایندگی انقلاب را بکنند و بتوانند برفراز قانون و نهادها و منازعات جریانات مختلف حکم برانند، در توفیق مصادره انقلاب و تثبیت قدرت نقش به سزائی دارد. در انقلاب بهمن این نقش مهم و ارتجاعی را خمینی  با اتکاء به جایگاه خود در نهادهای مذهبی و سیاسی یک جا دراختیار داشت. بخش بزرگی ازتوده های مردم و گرفتار افسون"روح منی خمینی، بت شکنی خمینی" سرنوشت خویشتن  و قدرت متعلق به خود را که از برکت انقلاب بدست آورده بودند، دو دستی به او و تشکیلات تحت امرش  تفویض کردند و رهبر کاریزما و فرازمینی  هم این اقتدار را برای سرکوب انقلاب و بهارآزادی  و ممانعت از رویش دگر رویکردها بکارگرفت. اما خوشبختانه یکی از شانس های  جنبش انقلابی مردم مصرعدم برخورداری از نعمت  چنین رهبرانی کاریزماست که لاجرم کار مهارقدرت در پائین را در مقایسه با تجربه ایران دشوارترکرده و شانس پیشروی نسبی انقلاب را بیشترکرده است*.علاوه براین در جامعه مصرعلیرغم نفوذ گسترده مذهب و سنت و فرهنگ ارتجاعی در بافت های سنتی آن، اقشار اجتماعی  و ترقی خواه و سکولار گسترده ای  اعم از کارگران و جوانان و زنان و روشنفکران و یا جریان های چپ و ملی گرا و لیبرال ها وجود دارند که دارای فرهنگ و ادبیات نیرومند و قوی بویژه درشهرهای بزرگ هستند که از قضا نقش آنان در مبارزه علیه استبداد مبارک تعیین کننده بود. درگزارشی  از محاصره کاخ ریاست جمهوری مرسی توسط معترضین و یا در میدان تحریر به نقل از بی بی سی گفته می شود که بیش از95% زنان را کسانی که بدون حجاب هستند تشکیل می دهد. گرچه جریان های اسلامی، صرفنظر از نفوذشان درمیان بورژوازی و خرده بورواژی سنتی و تجاری، درمیان تهیدستان و اقشارسنتی شهرو روستا  دارای نفوذ دیرینه و شبکه های گسترده و سازمان یافته هستند، با این همه درپی عروج به قدرت و افشاء ماهیت آن در آزمون عملی، از دامنه نفوذ آن ها بویژه درمیان تهیدستان و اقشارزحمتکش کاسته شده است. در کنارگسترش اعتراضات ازهمان فردای به قدرت رسیدن بلوک اسلامی، شکاف در ماشین دولتی موجود قبل ازآن که اخوان المسلمین-برخلاف تجربه ایران- بتواند ارتش و نیروهای بازمانده از دستگاه مبارک  را تجدید سازمان داده و تحت کنترل کامل خود بگیرد، مزید برعلت تشدید بحران شده است. از جانب دیگر برای مردم مصر مشاهده تجربه مصادره انقلاب در ابران توسط توسط شریعت واسلام سیاسی  و برملا شدن پی آمدهای نکبت بار و فاجعه بارش در طی سه دهه سلطه آن، بویژه پس از برآمد اعتراضی گسترده سال  88 که ماهیت به غایت ارتجاعی و آدم خوار نظام اسلامی را به نمایش گذاشت، و به موازات عیان شدن چهره تروریستی و کریه بنیادگرائی اسلامی درمنطقه، حاوی هشیاری و آموزه های بزرگی برای مردم مصر و منطقه  نسبت  به خطرمسلط شدن استبداد جدید با چهره مذهبی بود.عوامل فوق در کنارسیاست دولت های امپریالیستی در برخورد با جنبش های مذهبی و جریانات بنیاد گرا باهدف بیرون کشیدن چاشنی جنبشی آن ها و بکارگیری  الگوی ترکیه و یا  حتی نقش آفرینی و کتنرل بیش از پیش این جنبش ها توسط  نیروهای مافوق ارتجاعی و ثروتمندی چون عربستان و امارات  به عنوان  متحدین منطقه ای آمریکا، دست بدست هم داده و با مسخ ماهیت این جنبش ها، جنبش اسلامی  درسیمای باصطلاح "انقلابی و ضدامریکائی و ضد امپریالیستی" را در روند نزولی خود قرارداده است. از سوی دیگر تأثیرتحولات زمانه در تضعیف این جنبش ارتجاعی را نیز نمی توان نادیده گرفت: رویکرد نسل های تازه و جوان  که  در عصرانفورماتیک و شبکه ها و جهانی شدن شتابان زیست می کنند، و با  دست آوردها و تحولات فرامنطقه ای و جهانی  آشنائی پیداکرده و ارتباط برقرارمی کنند، بطور طبیعی از جاذبه کاذب  سنت و واپسگرائی  به مثابه راه نجاتی برای برون رفت از وضعیت غیرقابل تحمل، کاسته است. هم چنین  درشرایطی که نظام سرمایه داری و نئولیبرالیسم با بحران بزرگی دست به گریبان است، و شاهد برآمد نسبی  جنبش های ضد سرمایه داری و نیروهای چپ و و رادیکال در مقیاس جهانی هستیم، بدیهی است که بسترهای مناسب تری برای نضج و عروج جنبش های ضداستبدادی و ضدسرمایه داری، سکولار و پای بند به دموکراسی رادیکال بوجود می آید.
باتوجه به مجموعه عوامل ودلائل بالا، برخلاف انقلاب ایران که از نظرزمانی در روند صعودی جنبش اسلامی صورت گرفت، انقلاب مصر در بستر کمابیش  سیرنزولی آن به وقوع می پیوندد.  با این وجود هنوزنمی توان از شکست و نابودی جنبش های مذهبی و اسلام- سیاسی سخن گفت. چرا که جان سختی آن ها  و مطامع و سیاست های آمرانه  قدرت های امپریالیستی، همواره بسترمناسبی  برای بازتولید انواع و اقسام این نوع جنبش های ارتجاعی  بویژه تازمانی که نیروهای مدافع آزادی و برابری اجتماعی هنوز نتوانسته اند به گفتمان اصلی تبدیل گردند، فراهم می سازد. و بهمین دلیل  افشاء همه جانبه آن، وسیاست های بازتولیدکننده آن،  هم چنان یکی از وظایف مهم نیروهای مترقی و رهائی بخش را تشکیل می دهد.
میدان تحریر و مشروعیت زدائی از مرسی
در گرماگرم وقوع انقلاب و تازمانی که هنوز تحت  کنترل قرارنگرفته  و باصطلاح اخته نشده است،  انقلاب مهم ترین مبنع قدرت محسوب می شود. یکی از شعارهای مردم مصرچنین است: ما مردم هستیم، ما قدرت هستیم. جنبش اعتراضی سال 88 نیز در برابرخس وخاشاک خوانده شدن خود با شعار منم صاحب  ِملک و ُملک و قدرت وثروت  وفضیلت و  هرآن چه  که نیکی است،  رژه پرشکوهی را به نمایش گذاشت.  همانطورکه اشاره شد پس از سرنگونی ضد انقلاب حاکم، بازیگران جدید صحنه سیاسی در سرلوحه برنامه خود مهم ترین  وظیفه خود را  بیرون کشیدن چاشنی انقلاب و مهارآن، ترمیم ماشین دولتی و ایجاد ساختارهای جدید قدرت می دانند. تکیه گاه و شعارآن ها در  وانفسای معرکه انقلاب مشروعیت برگرفته از انقلاب است، اما اگر انقلاب دستخوش توهم و همذات پنداری خود  با حاکمیت نوین نباشد درگامی به جلو می تواند با به میدان آمدن خود، ردای فاخر مشروعیت را از دوش مدعی قدرت برگرفته و وی را برهنه و خلع سلاح گرداند. روند مشروعیت زدائی وزیربار تفویض قدرت و اختیارات خود به زمامداران جدید نرفتن، همان چیزی است که این روزها در حال اتفاق افتادن در مصر است. میدان تحریر قلب تپنده انقلاب یک باردیگر مملو از جوانان  و زنان  وهمه آن هائی شده است که این بار علیه بازیگران جدید صحنه و   حفاظت انقلاب خود  از دستبرد آنان به میدان آمده اند و فریاد سرمی دهند که دست ضدانقلاب از انقلاب کوتاه! بی تردید برآمد نوین را باید فازجدید  و نقطه عطف تازه ای در تداوم انقلاب مصر در مقابله با مصادره شدن خود  نامید.
منبع قدرت و شیوه اعمال آن
انقلاب مردم مصر چند نکته و حقیقت  بزرگ زمانه ما را با عریانی به روی صحنه آورده است. دو حقیقتی که باید به دقت به آن ها خیره شد و الهام گرفت: این دوحقیقت سترگ زمانه ما عبارتند از این که اولا منبع واقعی و زایای قدرت خود بی شماران هستند. آن ها نه فقط مولدین  ثروت و نعمات مادی زندگی هستند، بلکه هم چنین مولدین قدرت نیز هستند. آن ها مکمل همدیگربوده و به همدیگر تبدیل می شوند: ثروت به قدرت و قدرت به ثروت بیشتر. نیروی جمعی بی شماران  مولد چنان قدرتی است که برپایه آن می توانند حاصل دسترتج خود را درخدمت نیازهای انسانی خود قراردهند. سوسیالیسم درمعنای راستین و رهائی بخش خود جز کنترل توأمان هردوی این عرصه توسط مولدین آن ها نیست. بدون اجتماعی کردن قدرت، همانطورکه بدون اجتماعی کردن تولید، نمی توان سخنی از سوسیالیسم به میان آورد و لاجرم ثروت و قدرت از چنگ صاحبان اصلی آن ها خارج می شود. اگرمنبع واقعی  و اصلی قدرت مردم هستند،  پس همه دستگاه ها  و نهادهای قدرت و سلسه مراتب درذات خود پوسته ای بیش نیستند و حیات و ممات خود را مدیون مکیدن قدرت مردم-قدرت بیگانه شده- هستند  و اساسا برای آن ساخته و پرداخته شده اند تا  قدرت را از چنگ صاحبان اصلی و واقعی اش بربایند. از دیرباز انقلاب همواره عالی ترین شکل تجلی اعمال مستقیم این قدرت در برابر ربایندگان آن بوده است و با به میدان آمدن خود تکانه ها و تغییرات بزرگ تاریخی را بوجود آورده است. در این رابطه  نکته اصلی آن است که قدرت وقتی تفویض شود و از صاحبان اصلی اش بازستانده شود، صرفنظر از این که به چه کسی و نهادی و حزبی واگذار شود، به نیروی بیگانه و سرکوبگر تبدیل می شود  و این حقیقت، راز تراژدی  شکست انقلابات بزرگ تاریخی را تشکیل می  داده است. بازیگران رنگارنگ صحنه سیاسی، همه گی درنگاه یک بار مصرف  به انقلاب و تبدیل آن به  نردبانی یک طرفه  برای جلوس به  صندلی قدرت و تبدیل  توده های انقلاب کننده به سیاهی لشکر اشتراک نظردارند.  درسوی مقابل یافتن سازوکارهای مناسب برای استمراراین قدرت، همواره بزرگترین دغدغه مدافعان واقعی رهائی، آزادی و برابری اجتماعی بوده است.
حقیقت بزرگ دوم آن است که انقلاب درعین حال به معنی عالی ترین شکل دموکراسی یعنی  دموکراسی مستقیم و مشارکتی وسیع ترین توده های مردم و اعمال آن است. امری که معمولا ازآن عفلت شده و به انقلاب به مثابه ابزاری بن بست گشا درمقاطع حساس و بحرانی که ابزارهای دیگر ازکارمی افتند، نگریسته می شود که پس از انجام وظیفه خود به خانه ها برگشته و سیرامور را  مجددا به برگزیدگان و میانجی گران تازه-البته دربهترین حالت خود- می سپارند.   
نکته سومی که درتحولات انقلابی  مصر مشهوداست  و جهش  وگام مهمی به جلو محسوب می شود،  تداوم نسبی در اعمال این قدرت است. همانطورکه اشاره شد انقلاب یک بارمصرف، می تواند درمعرض مصادره موج سواران انقلاب قرارگیرد، اما تداوم آن می تواند خواب موج سواران و مصادره کنندگان را آشفته سازد.  خیزش مجدد و میلیونی مردم مصر درشهرهای مختلف و از جمله برگزاری مجمع میلیونی تاریخ ساز در میدان تحریر-  قلب تپنده انقلاب و ماندن درآن جا -  تاهمین جا نه فقط  هم منبع قدرت وهم  تنها شیوه ای را که این قدرت می تواند بروز و ظهور یابد-دموکراسی مستقیم را-  به نمایش گذاشته است، بلکه نشان داده است که تداوم آن تنها راه رسیدن به خواسته های انقلاب است. برخلاف تجربه انقلاب ایران که با تفویض قدرت خود توسط اکثریت بزرگی از مردم متوهم و هم ذات پنداری آن ها با خمینی، موجب شکست انقلاب ازهمان لحظه تولدش شدند، انقلاب مصر نشان داده است که حاضرنیست به سادگی قدرت خود را به حاکمان و مرتجعین جدید تفویض نماید. ازهمین رو  تداوم انقلاب و اعمال قدرت جمعی به شیوه دموکراسی مستقیم  و تداوم آن را باید  مهم ترین دست آورد انقلاب مصردانست. تصرف فضا- مکان ها درحوزه عمومی در گستره ای چون میدان تحریر با پژواگی جهانی و تاریخ ساز، گرچه از اهمیت بسیاری در ادامه انقلاب  و حفاظت از آن برخورداراست،  اما برای تداوم و ماندگاری خود باید بتواند خود را دربی شمارحوزه ها و فضا و مکان های خرد و در مجامع خود بنیاد درمحل زیست و کار و تحصیل و همه عرصه های زندگی اعم از اقتصادی و سیاسی و فرهنگی بازتکثیر کند. وهم چون بی شمار شبکه زنده ای که درآن خون دموکراسی مستقیم و مشارکتی در جریان است، عمل کند. چرا که انقلاب بدون تعمیق خود درعرصه های خرد و درشت جامعه و  بدون برداشتن گام  های تازه در تناسب  با تحولات و اوضاع و احوال  بشدت متغیرجدید، در برابر دشمنانی که به آخرین ترفندها و امکانات مسلح اند و هرروزتمهیدات تازه ای برای مهارآن تدبیرمی کنند، هیچ تضمینی برای هیچ انقلابی در پیمودن و پیشروی وجود ندارد.
اما تا همین جا هم جنبش عظیم مردم مصر برخی از مهم ترین مختصات پارادایم جدیدی را که جنبش های جدید حامل و بیانگر آنند به نمایش گذاشته است که مهم ترین اش را باید در پیامی دانست که  حاکی از نشانه هائی از بلوغ بشر و تمایل نیرومندش برای ورود  به  عصر مردم سوژگی و پارادایم دموکراسی مستقیم و بی میانجی است. بدیهی است که اعمال دموکراسی مستقیم بدون سازمای یابی از نوع افقی ناممکن است. همانطورکه مهارقدرت و اخگرسوزان انقلاب و سترون کردن دموکراسی مستقیم  تنها با ساختارهای سلسله مراتبی و سازوکارهای هرمی امکان پذیراست*2   
حوزه تاکتیک
درحوزه تاکتیک نیز تجربه انقلاب مصر حاوی درس بزرگی  بویژه برای ما ایرانیان می باشد که از بیماری مزمن پراکندگی و فرقه گرائی رنج می بریم:
داشتن رویکردها و برنامه های مختلف به جای خود، اما بدون تمرکزحول آماج معینی که هدف عمده  و مشترک  وبسیج کننده در وضعیت معین را تشکیل می دهد، تشکیل یک جبهه عملی و نه رسمی  ویک صف گسترده و همسوعلیه استبداد حاکم امکان تغییر و پیشروی وجود ندارد. ازهمین رو یافتن حلقه اصلی تاکتیکی و بسیج شدن گرایشان گوناگون حول آن ها- نه فقط مدافعان پراکنده یک گفتمان – بلکه هم چنین همسوئی و هم گرائی گرایشات و گفتمان هائی که درخواست نفی استبداد حاکم اشتراک نظردارند،  برای به عقب راندن و سرنگونی  استبداد ازاهمیت اساسی برخورداراست. به عنوان نمونه شعار لغو فرمان یا برو،  یکی از این شعارهای بسیج ومتحد کننده اردوی انقلاب و متشتت کننده اردوی دشمن مقابل است.  بدون این که بخواهیم اختلافات و مواضع مختلف را نادیده بیانگاریم، و یا  بدون این که نسبت به نیروهای وابسته به طبقه حاکم در صفوف انقلاب  توهم پراکنی کنیم و مشخصا در مصر نسبت به خطر فرادستی لیبرال ها در صفوف انقلاب مصر و چالش های آتی مربوط به آن  و اهمیت گسترش آگاهی توده های مردم نسبت به مواضع  و اهداف آن ها و اهمیت شکل گیری صفوف مستقل انقلاب کم بها بدهیم، اما نباید فراموش کنیم که ریتم و شدت همه آن ها  درتناسب با  تضادعمده  لحظه کنونی و تیزکردن لبه حمله به آن در لحظه معین کنونی  تنظیم و تعیین می شود. در تجربه انقلاب بهمن با فرادستی ضدانقلاب مذهبی برآمده ازآن، متأسفانه  بخش های آگاه و جنبش نوپای  ایران  چه در آن  دوره  و چه پس از آن نتوانسته است  با آرایش مناسب و حداکثری خود در برابر پیشروی ارتجاع به مقاومت پایداری به پردازد. نتیجه  بی توجهی به قانون شناخته شده نبرد بین دو نیروی نابرابر، عدم تمرکزبرآماج اصلی و بسیج کننده ، موجب تلفات سنگین و تثبیت آسان تر قدرت ارتجاع گردید. سکتاریسم و یا انحلال در صفوف همه باهم و زیرچتریک گفتمان، تنها گزینه های  پیشاروی ما نیستند، بلکه می توان به سنتز خلاقی از پای بندی به اهداف، درعین در نظرگرفتن تکثرگرایش ها به  همکاری حول پاره ای از اشتراکات ولو تاکتیکی و گذرا رسید.
 
توضحیات بیشتردر باره  این ویژگی و سایرویژگی های انقلاب مصر را می توانید در دو مقاله زیر مشاهده کنید:
 
*2- محور دوم  جنبش های جدید حامل چه پارادایمی چنین است :
).
2-برقراری دموکراسی مستقیم و مشارکتی مردم، پایه ای ترین بسترحرکتی این جنبش هاست (به مثابه هم استراتژی وهم تاکتیک).درمرکزپارادیم جدید واندیشه دموکراسی مستقیم،باوربه نقش آفرینی کارگران وزحمتکشان وهمه استثمارشوندگان وطردشدگان، ویا بعبارتی دیگر مردم سوژه گی قرار دارد که مبین سپری شدن مرحله تاریخی حزب سوژه گی ،رهبرسوژه گی وسایرمیانجی هائی است  که مستمرا جایگزین نقش آفرینی خود  طبقه بزرگ مزدوحقوق بگیر وطردشدگان ازنظام گشته وآنها را به سیاهی لشکرِفرمان بر تبدیل می کند. دراین راستا وظیفه تمامی گروها وعناصرآگاه ترجز بارورساختن عمل و اندیشه  خودحکومتی و کنشگری خلاق نیست.ازجنبه مناسبات درونی، مردم سوژه گی مبتنی بر رابطه آزاد وهمبسته بین عناصرتشکیل دهنده خود است.طبقه دربرگیرنده بیشماران سوژه های دارای اشتراکات وتمایزات است که برپایه اشتراکات خود به کنش  مشترک می پردازند،بی آنکه  تمایزات آن ها مورد انکارقرارگیرد.
3-دموکراسی مستقیم درعین حال بدون سازمان یابی افقی وبدون مقابله با سلطه و سلسه مراتب قابل تصورنیست. بهمین دلیل عصرسازمانهای سلسله مراتبی وآن ها که مشتاق انباشت قدرت وتمرکزتصمیم گیری برفرازسر کارگران وزحمتکشان به مثابه ابژه ها ونه به مثابه سوژه هائی که قادربه خودرهانی هستند، ودرتجربه های مکررنشان داده اند که برای رهائی وآزادی(آزادی ازسرمایه ودولت آن) ابزار نامناسبی هستند،بسرآمده است
 
 

منبع:پژواک ایران


تقی روزبه

فهرست مطالب تقی روزبه در سایت پژواک ایران 

*چرا ترامپ، اکنون، بیت المقدس را پایتخت اسرائیل اعلام کرد؟ [2017 Dec] 
*‎ پایان یک خودفریبی بزرگ‎!‎‏ لحظه مواجهه با حقیقت تلخ‎!‎ [2017 Dec] 
*به استقبال شانزده آذر-روزدانشجو- برویم! [2017 Dec] 
*رویکردهای تازه و خطرناک حکومت اسلامی!‏ ‏  [2017 Dec] 
*حق تعیین سرنوشت از منظررویکرد سوم [2017 Nov] 
* انقلاب اکتبر و ادعای کودتا! [2017 Nov] 
* آغازدوره پسابرجام؟ آرامش قبل ازطوفان؟  [2017 Oct] 
* گزارش گزارشگرویژه: یک گام مهم و به جلو در مطرح شدن جهانی کشتارتابستان ۶۷ [2017 Sep] 
*جهان به کدام سو می رود-2* [2017 Sep] 
*انقلاب اسلامی و محلل هایش! [2017 Aug] 
*جهان به کدام سومی رود؟ نگاهی به چالش ها و صورت بندی آن ها [2017 Aug] 
*وعده های انتخاباتی روحانی، تبی که خیلی زود به لرزنشست! [2017 Aug] 
*بی بی سی و آینده جناح اقتدارگرا [2017 Jul] 
*فرصتی تازه برای زنده کردن و زنده نگهداشتن حافظه تاریخی [2017 Jul] 
*اهمیت چالش در گرفته پیرامون نظریه ولایت الهی و منشأمشروعیت حاکمان [2017 Jul] 
* سعید حجاریان و تقلب در «انتخابات»، سه نکته و یک نتیجه!‏  [2017 Jun] 
*به بهانه انتشاراسنادکودتای ۲۸ مرداد و سه نکته ناقابل! [2017 Jun] 
*نگاهی به دورویکرد «دانشجوئی» و «روشنفکردینی»  [2017 Jun] 
* عملیات تروریستی داعش در تهران، نظم ترامپی و فضای تیره حاکم بر منطقه!‏  [2017 Jun] 
*انتخابات و چندنکته تلگرافی!:‏ آیا در رژیم اسلامی ما با نوعی آپارتاید انتخاباتی مواجهیم [2017 May] 
*اقتصادی سیاسی بحران و منازعات درونی و نگاهی به ‏آخرین تحولات صحنه «انتخابات» [2017 May] 
*اندرمعنای کنشی به نام رأی دادن! [2017 May] 
*جنبش کارگری وعروج پارادایم جدیدنئولیبرالیسم هارو مهاجم! [2017 May] 
*انتخابات اروپا و نیاز چپ به رویکرد و فیگوری متفاوت!‏  [2017 Apr] 
*ورود غافلگیرانه احمدی نژاد به صحنه «انتخابات» و ترک برداشتن صلابت اقتداررهبر!  [2017 Apr] 
* نقش زنان در قافله تمدن و رهائی [2017 Mar] 
*چهاردلیل برای تهدیدمداوم ایران توسط ترامپ!‏ ‏  [2017 Feb] 
* ایران، نخستین آماج تهدیدهای ترامپ!‏  [2017 Feb] 
*آمریکا و نقل مکان سیاست به خیابان!‏  [2017 Jan] 
*درنگی به چند ویژگی گزارش امسال آکسفام  [2017 Jan] 
*خدمات رفسنجانی«متأخر» به نظام! اعتراضات در مراسم تشییع، و یک جمع بندی [2017 Jan] 
* هیولای ولایت مطلقه، و نقش هاشمی رفسنجانی در برساختن آن!‏ [2017 Jan] 
*گورخوابی و پسوندمتجاهر!‏  [2017 Jan] 
*ادعای پیروزی رژیم در جنگ حلب و سیاست معطوف به باتلاق!‏  [2016 Dec] 
*نگاهی به دو رویداد:‏ روزدانشجو و چالش های جنبش دانشجوئی!‏  [2016 Dec] 
* بحران های جهانی و رویکردجدیدهاوکینگ!‏ [2016 Dec] 
*فیدل کاسترو، و تجربه قرن بیستم!‏ و نگاهی به برخوردبی بی سی با آن [2016 Nov] 
* نگاهی به بحران انتخاباتی آمریکا از منظری دیگر و سه مطالبه اصلی بدیل!‏ [2016 Nov] 
*بازتابی از انتخابات آمریکا در میان صفوف چپ  [2016 Nov] 
*نگاهی فشرده به مختصات صحنه انتخاباتی آمریکا در روزهای پایانی  [2016 Nov] 
*انتخابات آمریکا و استریپتیزسیاسی!‏ [2016 Oct] 
* آیا دولت-ملت پدیده و مفهومی است ایستا یا در حال تحول و دگردیسی؟ [2016 Oct] 
*موسیقی به دار!‏  [2016 Oct] 
*نگاهی دو انتقاد به مقاله «همکاری گسترده رژوا و دولت آمریکا، و چالشی که این جنبش را تهدید می کند» [2016 Oct] 
*ابداع واژه جدیدی بنام«ورزشکارنما»!‏  [2016 Sep] 
*پرونده جنایت کهریزک، با این نوع ترفندها پاک شدنی نیست!‏  [2016 Sep] 
*بررسی اهمیت سند شنیداری مربوط به فاجعه 67 برای جنبش دادخواهی، از ‏خلال نقد سه رویکرد به آن ‏  [2016 Aug] 
*نگاهی به ابعادبحران ترکیه و پی آمدها! [2016 Jul] 
*چه کسی می گوید مسعودرجوی زنده نیست؟! [2016 Jul] 
*آزاد شدن جعفرعظیم زاده، و درسهای یک آزمون موفق! [2016 Jul] 
* نگاهی به همه پرسی بریتانیا و چالش های مترتب برآن! [2016 Jun] 
*نگاهی به دو رویداد: گفتمان شلاق! [2016 Jun] 
*فائزه و زندانی بهايی؛ صدای شکستن یک تابو! [2016 May] 
*بحران ونزوئلا و فرجام خرده پارادایم سوسیالیسم دولتی سوار بر جنبش های اجتماعی!  [2016 May] 
*بحثی پیرامون بسط مبارزه طبقاتی به حوزه قدرت! [2016 May] 
* چهارگزاره در بسط مفهوم مبارزه طبقاتی  [2016 May] 
*حفره های بزرگ یک تحلیل از انتخابات 7 اسفند-بخش اول [2016 Apr] 
*جنبش دادخواهی و نقاط آسیب پذیر! [2016 Apr] 
*بحران سرمایه داری و ضرورت خوانش جدید از رهائی! [2016 Apr] 
* احساس خطرخامنه ای از کجا سرچشمه می گیرد؟! [2016 Mar] 
*در زیرپوست تهران چه می گذرد: 7 اسفند و آن چه که در تهران بزرگ اتفاق افتاد! بخش1 [2016 Mar] 
*اندرمعنای کنشی بنام رأی دادن!  [2016 Feb] 
*انتخابات و اسب تروائی که قراراست حماسه بیافریند! [2016 Feb] 
*ادعای انفعالی بودن تاکتیک تحریم و چندگزاره غلط! [2016 Feb] 
*تناقضی به نام رأی اعتراضی و گفتگوئی دوجانبه پیرامون آن! [2016 Feb] 
*تراب حق شناس و درس بزرگ زندگی! [2016 Jan] 
*تاکتیک تحریم، پرسش ها و انتقادها! [2016 Jan] 
* واقعا به چه کسی باید تبریک گفت؟! [2016 Jan] 
* کم لطفی به اهمیت حربه مؤثری به نام تحریم! [2016 Jan] 
*نقدانباشت قدرت و پاسخ به چندپرسش و انتقاد! [2015 Dec] 
*بازگشت به گذشته، به مارکس، به 150 سال پیش، به چه معناست؟! [2015 Dec] 
* نشست پاریس، و مانیفست «کنش برای توقف جنایات اقلیمی» [2015 Dec] 
*جهان در لبه پرتگاه بحران زیست محیطی، و نگاهی به ریشه ها! [2015 Dec] 
*گزارش آژانس، و حسرت حماسه هسته ای! [2015 Dec] 
*داعش و فریاد آی دزد آی دزد رژیم! [2015 Nov] 
*فاجعه پاریس، بحران سوریه، داعش، ریشه ها و بدیل؟ [2015 Nov] 
*اعتراف عجیب رفسنجانی، و دلایل این اعتراف؟ [2015 Oct] 
*بازهم در موردپارادوکسی بنام «دولت سوسیالیستی» و در پاسخ به یک مدافع آن! [2015 Oct] 
*رژیم فعالان کارگری و مدنی را هدف گرفته است، با پیوستن به یکدیگر صدای اعتراض خود را بلندترکنیم! [2015 Sep] 
*آیا قدرت ماهیت طبقاتی ندارد؟ [2015 Sep] 
*«دولت جهانی سوسیالیستی» یک تناقض تمام عیار!  [2015 Sep] 
*تراژدی بحران پناهندگی و ریشه ها! [2015 Aug] 
*تضادبنیادی ولایت فقیه با حکومت قانون! [2015 Aug] 
*پنج دلیل برای تبرئه رسوای سعیدمرتضوی! [2015 Aug] 
*چهارمؤلفه جنگ قدرتی که در ورای دستگیری یک آقازاده جریان دارد! [2015 Aug] 
*توده های مردم تاریخ سازند یا موجوداتی پراکنده و محکوم به لولیدن در گنداب ها؟! [2015 Aug] 
*به نام چپ و به کام راست، نمایشنامه یک عروج و سقوط! [2015 Jul] 
*آغازشمارش معکوس مذاکرات هسته ای در وقت اضافی! [2015 Jul] 
*تصویب نسخه جدیدریاضت اقتصادی و این بار با طعم خودی! [2015 Jul] 
*نه مردم یونان، جان تازه ای به رؤیای اروپای اجتماعی می دمد! [2015 Jul] 
*نگاهی به پیچ و خم های همه پرسی یونان و ماهیت خرده پارادایم دولت های متکی بر جنبش های اجتماعی [2015 Jul] 
*آیا از اتاق مذاکرات هسته ای دودسفید برخواهد خاست یا دودسیاه؟ [2015 Jun] 
*اخراج دسته جمعی خبرنگاران بخش کارگری ایلنا و نقش مافیائی "خانه کارگر"! [2015 Jun] 
*مرعوب شدگی مدافعان سرنگونی یا تلاش برای سترون سازی اپوزیسیون انقلابی، کدامیک؟! [2015 Jun] 
*آقای شهردار از «اوین جدید» چه خبر؟! [2015 May] 
*اوج گیری جنبش مطالباتی و اهمیت هم بستگی بخش های مختلف نیروی کار!- بخش دوم [2015 May] 
*درام واقعی که هرروز در برابرمان به نمایش در می آید! [2015 Apr] 
*رویدادتاریخی یا ضدتاریخی؟! [2015 Apr] 
*پیام این شعله های سرخ فام آتش؟! [2015 Mar] 
*جنبش زنان وضرورت عبور از چندین گسست مهم! [2015 Mar] 
*معضلات بزرگی که رهبرنظام اسلامی ناگزیراست در واپسین سال های عمرخود با وجودبیماری و کهولت سن با آن ها دست و پنجه نرم کند! بخش یک [2015 Mar] 
*خودکامگی در اوجی تازه! [2015 Feb] 
*جدائی دین از دولت یا دین از سیاست؟ کدامیک؟! [2015 Feb] 
*پرش حزب چپ یونان -سی ریزا- به سکوی قدرت، و دام آخر! [2015 Jan] 
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟- بخش پایانی [2015 Jan] 
*شعارمحاکمه در«دادگاه قانونی» بازی در زمین جناح حاکم است! [2015 Jan] 
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟ [2015 Jan] 
*روایت دیگری از ادعای مرگ جنبش دانشجوئی: دانشگاه مرد؛ زنده باد «دانش»گاه!  [2014 Dec] 
*جنبش دانشجوئی در ِاغماء؟! [2014 Dec] 
*نگاهی به جنبش دانشجوئی در سه پرده! [2014 Dec] 
*ما جزأ دموکراسی بی دولت را در روژاوا ایجادکرده ایم! [2014 Dec] 
*جنبش ضدنژادپرستی در آمریکا، ژرفش شکاف ها و دو پیام مهم نهفته در آن!  [2014 Nov] 
*درنگی بر معنای سوگ و تجمع های گسترده مردم به مناسبت مرگ مرتضی پاشائی! [2014 Nov] 
*انتخابات میان دوره ای آمریکا و چرخش به راست! [2014 Nov] 
*سیاست اشاعه ترس و شوک درمانی رژیم را درهم بشکنیم! [2014 Oct] 
*یک دقیقه سکوت برای سگی که آزاد زیست و آزادمرد!*  [2014 Oct] 
*احتمال وقوع فاجعه سقوط شهرکوبانی! [2014 Oct] 
*در کشاکش بین وظایف دامادی و فرمان فیلترینگ، و پرده برداری از سه خطرعمدها [2014 Oct] 
*آیا هشدار به احتمال وقوع جنگ جهانی سوم را باید جدی گرفت؟!  [2014 Sep] 
*کشف تؤطئه، و بحران جانشینی! [2014 Sep] 
*دولت اسرائیل و «قدرت مشرف بر زندگی» [2014 Sep] 
*برشی از شورش سیاهان آمریکا با شعار «دست ها بالا، شلیک نکن»!  [2014 Aug] 
*استیضاح وزیرعلوم: زورآزمائی دوجناح برای کنترل دانشگاه ها! [2014 Aug] 
*رابطه سازمان یابی افقی ودموکراسی مستقیم ومشارکتی [2014 Aug] 
*خاورمیانه و بحران زایمان! [2014 Jul] 
*انتخابات پارلمان اروپا، زمین لرزه و پی آمدها! [2014 Jun] 
*سخنان دور از انتظار فیروزآبادی و چالش های جدید! [2014 May] 
*سخنان دور از انتظارفیروزآبادی و چالش های جدید!  [2014 May] 
*جنبش لغواعدام و گام های تازه! [2014 May] 
*از تحرک «دلواپسان» تا فعال شدن دولت پنهان! [2014 May] 
*آیا بسوی شکل گیری یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟!* [2014 Apr] 
*تعرض ارتجاع حاکم به حقوق شهروندان را درهم بشکنیم! [2014 Apr] 
*شکست حزب سوسیالیست فرانسه شوکی تازه به یک رویکرد کهنه! [2014 Apr] 
*سال نو، پیام و ضدپیام ومحورهای پیشروی [2014 Mar] 
*وجه بین المللی بحران اوکراین و پی آمدها [2014 Mar] 
*تبعیض بر زنان و رابطه آن با سایرتبعیض های اجتماعی [2014 Mar] 
*آیا دلایل ارائه شده برای تغییرنام سازمان کارگران انقلابی به سازمان راه کارگر پذیرفتنی هستند؟! [2014 Feb] 
*انقلاب بهمن و سه سؤال کلیدی (بخش اول) [2014 Feb] 
*رژیم ایران نگران شکسته شدن فضای امنیتی حاکم برجامعه! [2014 Feb] 
*پرده برداری از یک هیولای واقعی! [2014 Feb] 
*حضورچالش برانگیز هنرمندان در سخنرانی روحانی! [2014 Jan] 
* آش چنان شورشد که فریادروحانی هم درآمد!  [2014 Jan] 
*قطعه ای از شیدائی و جنون جمعی برآمده از دخمه تاریخ! [2014 Jan] 
*ایران در آئینه سال جدیدمیلادی! [2014 Jan] 
*دعوای سرمایه داران آمریکا و «پاپ مارکسیست»! [2013 Dec] 
*نگاهی به شرایط حاکم برجنبش کارگری  [2013 Dec] 
* 16 آذر و رویش جوانه های جنبش دانشجوئی! [2013 Dec] 
*آن چه که در صد روزاول روشن شد! [2013 Nov] 
*چالش های نفس گیرمذاکرات هسته ای و چشم اندازآن! [2013 Nov] 
*کردستان را اعدام نکنید! بلوچستان را اعدام نکنید! ایران را اعدام نکنید! [2013 Nov] 
*مکثی پیرامون دوموضوع: جعلیات سیزده آبان، و مدیریت لبخند دیپلماتیک برای خارج و خشونت در داخل! [2013 Nov] 
*دامنه رسوائی و خشم ناشی از شنود فراگیرجهانیان هم چنان بالامی گیرد! [2013 Oct] 
*نگاهی فشرده به دومسأله: بحران مهاجرت و یک شبه فتوای فاشیستی  [2013 Oct] 
*دور دوم مذاکرات هسته ای و چالش ها! [2013 Oct] 
*جنگ قدرت، وزیرامورخارجه را روانه بیمارستان کرد! [2013 Oct] 
*پس لرزه های تماس تلفنی اوباما و روحانی! [2013 Sep] 
*تحولات اخیر و تأثیر«نرمش قهرمانه» برچالش هسته ای! [2013 Sep] 
*دردفاع از فراخوان به کارگران برای چاره یابی و اهمیت این نوع فراخوان ها! [2013 Sep] 
*از «جیمی کراسی» تا «روحانی کراسی»! [2013 Sep] 
*یک پیروزی دیگر! [2013 Sep] 
*به صدا درآمدن طبل جنگ و ضرورت فعال شدن جنبش ضد جنگ و ابرقدرت افکارعمومی! [2013 Sep] 
*پایدار باد خاطره جان باختگان تابستان سیاه 67! [2013 Sep] 
*شمارش معکوس برای حمله به سوریه؟ [2013 Aug] 
*از گفتمان«اصلاح طلبی» تا گفتمان«اعتدال» فاصله زیادی نیست!  [2013 Aug] 
*وضعیت مصر در حالت دراماتیک! [2013 Aug] 
*سعیدحجاریان کاتولیک تر از پاپ و در نقش یک پنبه زن! [2013 Aug] 
*بحران بازتولید و کابینه نجات! [2013 Aug] 
*از مهندسی انتخابات تا مهندسی کابینه [2013 Aug] 
*هنرِبرقدرت یا هم آغوش ِبا قدرت؟! [2013 Jul] 
*«شگون» پیوند گفتمان اعتدال با روحانیت  [2013 Jul] 
*توپ در زمین کیست؟ رفسنجانی و اصلاح طلبان یا خامنه ای؟ [2013 Jul] 
*انقلاب مصردر فازجدید و سه ویژگی آن! [2013 Jul] 
*نقش شبح تحریم در"انتخابات" [2013 Jun] 
* نگاهی به صف آرائی ها و چالش های صحنه "انتخابات" در آستانه دقیقه 90 [2013 Jun] 
*پروازشبحی برفراز "انتخابات"! [2013 Jun] 
*گفتگو با نشریه نگاه بخش نخست [2013 Jun] 
*نقدی به یک گفتار تلویزیونی(2) [2013 May] 
*پیرامون نظرخواهی بی بی سی درباره"مسأله اصلی انتخابات چیست"؟ [2013 May] 
*"انتخابات" و سه حلقه تاکتیکی مرتبط با آن [2013 May] 
*"انتخابات" و به صحنه آمدن محتوای گندیده نظام! [2013 May] 
*اتحاد جمهوری خواهان پس از ده سال [2013 May] 
*نام نویسی رفسنجانی و شوک حاصل از آن درمیان صفوف حاکمیت! [2013 May] 
*تحریم گسترده انتخابات یک گزینه واقعی و مؤثر! [2013 May] 
*آیا بسوی تعین یافتن یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟! [2013 May] 
*نگاهی به یک حرکت و تاکتیک موفق و الهام بخش! [2013 Apr] 
*مرگ تاچر یا تاچریسم؟  [2013 Apr] 
*در پاسخ به دو انتقاد  [2013 Apr] 
* سازها راباید دوباره کوک کرد! [2013 Apr] 
*پیام نوروزی خامنه ای، و«ضد پیام»! [2013 Mar] 
*چه کسی مشغول تدارک «فتنه» ۹۲ است؟! [2013 Mar] 
*درددل حضرت آقا! [2013 Mar] 
*بازهم در اهمیت مطالبات معیشتی و جنبش مطالباتی [2013 Mar] 
*انتخابات نمایشی و برچسب نافرمانی مدنی! [2013 Mar] 
*بادبان ها را باید در کدام جهت برافراشت؟ [2013 Feb] 
*نگاهی به یگ گفتگو و دو رویکرد متضاد در برابر اتحادیه ها! [2013 Feb] 
*در جمهوری اسلامی هتل ها به زندان ها رشک می برند! [2013 Feb] 
*انتخابات ریاست جمهوری و نعل وارونه رژیم (بخش اول) [2013 Jan] 
*پرتگاهی به نام شکاف بین حداقل دستمزد و خط فقر‎ [2013 Jan] 
*نقش روبه گسترش کارگران در جنبش مطالباتی- ضداستبدادی  [2012 Dec] 
*پاسخی کهنه به یک سؤال قدیمی :"آیا دوران سرمایه داری به پایان رسیده است"؟* [2012 Dec] 
*انقلاب مصر، آموزه ها و مهم ترین ویژ گی ها [2012 Dec] 
*تظاهرات کارگری هم زمان در 23 کشور اروپائی، و نقاط قوت و ضعف آن [2012 Nov] 
* جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد: [2012 Nov] 
*تصویب برنامه بسته ریاضتی با وجود اعتصاب سراسری و محاصره پارلمان، و یک پرسش چالش برانگیز [2012 Nov] 
*انتخابات آمریکا و کانونی شدن جدال ها حول طبقه متوسط! [2012 Nov] 
*بحرانی که از کنترل سران حکومت خارج می شود! [2012 Oct] 
*خود خوارگی، مهم ترین دشمن حکومت اسلامی! [2012 Oct] 
*موج بلند بحران، ویژگی ها و پی آمدهای آن(1) [2012 Oct] 
*حذف نام مجاهدین از لیست سازمان های تروریستی و ادعای بهم خوردن توازن قوا! [2012 Oct] 
*اوج گیری جنگ قدرت و دستگیری فرزندان رفسنجانی! [2012 Sep] 
*منشورها و بازارمکاره سیاست! [2012 Sep] 
*چپ و چرخه بازتولید موقعیت بورژوازی! [2012 Sep] 
*برای مقابله با بحران پراکندگی از کجا باید شروع کرد؟ [2012 Sep] 
*طناب دار بر گلوی دموکراسی! [2012 Aug] 
*موقعیت چپ در ایران؟ بحران تئوریک؟ بحران هویت؟ پایگاه اجتماعی؟ گسست­ها و اتحادها؟ * [2012 Jul] 
*یک استدلال و هزار اما و اگر [2012 Jul] 
*نشست کلن: آزمون جدید؟ امیدها و چالش ها؟ [2012 Jul] 
*شکست طرح آتش بس کوفی عنان(نماینده سازمان ملل) وخطرگسترش جنگ داخلی در سوریه  [2012 Jun] 
*از"مرکوزی" تا "مرکولاند" وتوهماتی که به نام چپ رادیکال پراکنده می شود! [2012 May] 
*جنبش های جدید حامل چه پارادایمی هستند؟  [2012 May] 
*چاووش خوان، و آوای مرگ جمهوری اسلامی!  [2012 May] 
*انتخابات فرانسه وچپ گروگان گرفته شده! [2012 May] 
*تراژدی خودکشی داروسازبازنشسته یونانی،ادعانامه ای علیه نظام سرمایه داری! [2012 Apr] 
*دخیل بستن رفسنجانی به خمینی درآستانه برگزاری مذاکرات هسته ای [2012 Apr] 
*جدی میگم! سلاح هسته ای وحرمت فتوا! [2012 Apr] 
*مارش جهانی روزکارگر با شعاراعتصاب عمومی و یک روزبدون نودونه درصدی ها! [2012 Mar] 
*چگونه سالی ؟! [2012 Mar] 
*نگاهی به چندچالش پیشاروی جنبش زنان [2012 Mar] 
*بروزلحظه تاریخی درهمکاری اصلاح طلبان وسازمان اکثریت! [2012 Mar] 
*پی آمدهای نمایش انتخاباتی رژیم! [2012 Mar] 
*سخنی پیرامون اعتراضات 25 بهمن [2012 Feb] 
*جنگ و تحریم گسترده به مثابه دواستراتژی متفاوت یا دووجه یک استراتژی؟ [2012 Feb] 
*اعتصاب یکپارچه ومیلیونی کارگران نیجریه دولت را واداربه عقب نشینی کرد! [2012 Jan] 
*رابطه سازمان یابی افقی ودموموکراسی مستقیم ومشارکتی [2012 Jan] 
*تقابل دواستراتژی: « تحریم گسترده نفتی وبانکی وتهدیدات نظامی» و «تهدید در برابر تهدید» [2011 Dec] 
*پس از9 سال جنگ معلوم شد که طالبان دشمن آمریکا نبوده است! [2011 Dec] 
*معترضان جهان؛ چهره سال مجله تایم؛ مردم سوژه گی! [2011 Dec] 
*جنبش وال استریت وشعاراشغال کنگره! [2011 Dec] 
* "انتخابات" مجلس شورای اسلامی واهمیت یک جنبش تحریم گسترده [2011 Dec] 
*اقدام درخشان والهام بخش کارگران ایران خود رو دراعتراض به تغییرارتجاعی قانون کار  [2011 Nov] 
*به مناسبت يک ماهگی جنبش: جنبش وال استريت،ازتصرف فضا-مکان ها تا فلج سازی سازوکارهای سيستم!  [2011 Nov] 
*بار دیگر آوای شوم جنگ طلبی! [2011 Nov] 
*سکولاریسم و"اسلام اخلاقی" آقای سروش! [2011 Nov] 
*اهمیت کنشگری مادران پارک لاله [2011 Nov] 
*آیا لیبی واقعا "آزاد"شد؟  [2011 Oct] 
*جنبش اشغال وال استریت، و برخی ویژگی های جنبش های جدید [2011 Oct] 
*یک ارزیابی ازاعتصاب کارگران پتروشیمی ماهشهر واهمیت آن [2011 Oct] 
*معلمان و شعاربرابری جنسیتی به عنوان شعارسال تحصیلی جدید  [2011 Oct] 
*جنبش دانشجوئی وضرورت درهم شکستن تهاجم رژیم به محیط های آموزشی! [2011 Sep] 
*گفتمان «دموکراتیک» یا سوسیالیستی، کدامیک؟! [2011 Sep] 
*اسپانیا، دموکراسی وتصویب برنامه ریاضت اقتصادی [2011 Sep] 
*میراث خمینی برای جانشینان خود [2011 Sep] 
*لیبی: باچشمی گریان وبا چشمی خندان! [2011 Aug] 
*انگلیس: شورش طردشدگان وبه حاشیه رانده شدگان! [2011 Aug] 
*دراهميت جنبش حق انتخاب سبک زندگی(1)  [2011 Aug] 
*گذشت آمنه وخشونت نهادی شده درقانون قصاص [2011 Aug] 
*رابطه جنبش و "چه بایدکرد"! [2011 Jul] 
*دیواربرلین ونعل وارونه سران گروه8 پیرامون تحولات منطقه [2011 Jun] 
*زایش وزوال اسطوره ها درعصرنوین  [2011 Jun] 
*تاکتیک، وحکمت های نهفته در یک نظرسنجی! [2011 Jun] 
*تاکتیک های گشاینده وتاکتیک های بازدارنده [2011 Jun] 
*انقلاب پاسخ است یا سؤال؟ [2011 Jun] 
*جنبش با کدام گفتمان ؟ [2009 Aug] 
*"اوبامای" وال استریت و "اوبامای" مردم کوچه وخیابان [2008 Nov] 
*یک نافرمانی باشکوه! [2008 Oct] 
* آزمون جنبش زنان درمقابله با [2008 Sep] 
*یک جمع بندی فشرده ازچالش های کارگری وراه های برون رفت ازآن [2008 May] 
*"انتخابات"رسوا وپرازتقلب! [2008 Mar] 
*مارش عظیم تحریم کنندگان ومعضل صندوق های خالی! [2008 Mar]