شور ملی، نه عاطفه‌ی جمعی! وفاق مدرن، نه وحدت سنتی!
ناصر کاخساز

عاطفه‌ی جمعی برخلاف شور ملی، جامعه را به يک اکثريت حاکم - و در برابر آن - مجموعه‌ای از گروه‌های نهايی تقسيم می‌کند. گروه نهايی يا مارژينال، گروهی است که به حاشيه‌ی مناسبات اجتماعی رانده شده است. مانند يهوديان، صُبی‌ها، بهايی‌ها، توده‌ای‌ها، سلطنت‌طلبان، مجاهدين، ليبرال‌ها و ... . گروه نهايی اقليتی محکوم است و مورد تهاجم اخلاقی و به همين سبب در برابر فشار عاطفه‌ی جمعیِ حاکم، ناگزير به تکوين يک عاطفه‌ی جمعیِ تدافعی است.

عاطفه‌ی جمعی، عاطفه‌ای خطی و استراتژيک است. با عاطفه‌ی خطی و استراتژيک، اگر به تفاهم فراخطی و فوق استراتژيک يعنی به تفاهم ارتباطی فرا نرويد، نمی‌توان خواستار ايرانی برای همه‌ی ايرانيان بود. جنبش اصلاح‌طلبی دينی در ايران بين دو مرحله‌ی عاطفه‌ی استراتژيک و تفاهم ارتباطی در نوسان و در حالت تعليق بسر می‌برد و اگر نتواند عاطفه‌ی جمعی را در خود، به تفاهم فراخطی فرابروياند سرنوشت يک ايرانِ فراگير و فرااعتقادی را در اين مرحله از تاريخ در مِه ابهام فرو خواهد برد.

تکوين دو گروه نهايی جديدِ «طرفداران تحريم انتخابات» و «طرفداران شرکت در انتخابات»، آغاز شکل‌گيری ستيز اجتماعی جديدی را در جنبش اجتماعی ايرانيان نشان می‌دهد. ايرانيان می‌توانند به اين ستيز اجتماعی پايان دهند اگر بپذيرند که اختلاف نظر، نهاد بنيادين دموکراسی است. ايرانی بالنده، ايرانی است سرشار از تنوع و اختلاف نظر. حمله به نظرهای مختلف و تحليل‌های سياسی مخالف، ما را به شهروندانی گرفتار صغر به تقصير تبديل می‌کند.

شور ملی به عکسِ عاطفه‌ی کلکتيو، به دنبال عنصری مشترک برای همزيستی است. کسی که باور دارد بين بهاييان و مسلمانان از نظر عنصر ملی هيچ تفاوتی وجود ندارد، اما به نبرد طرفداران تحريم انتخابات و طرفداران شرکت در انتخابات دامن می‌زند، در باور خود به  حقوق بهايی‌ها دچار توهم است.

طرفدار همزيستی در واحد ملی و جهانی –شهروند ملی و جهانی- از نظر حقوقی و ارزشی هيچ تفاوتی ميان طرفداران تحريم انتخابات و طرفداران شرکت در انتخابات نمی‌بيند. ما بدون به رسميت شناختن اختلاف نظر، به مثابه نهاد بنيادين مناسبات دموکراتيک، به تئوری وحدتِ سنتی گرايش پيدا می‌کنيم، نه به وفاق مدرن. هم تحريم انتخابات و هم شرکت در آن، هردو، به حقوق فردی تعلق دارند. تنها با وفاق ملی و مدرن است که عاطفه‌ی جمعی هريک از دو گروه مصنوعا بوجود آمده، از مرحله‌ی عاطفه‌ی استراتژيک به مرحله‌ی تفاهم ارتباطی که شور ملی پی‌آمد خود به خودی آن است، فرامی‌رويد. در چنين موقعيتی است که اختلاف نظر رسميت می‌يابد و در بافت فرهنگ سياسی و اجتماعی ما نفوذ می‌کند. امروز هريک از دو گروه ياد شده بگونه‌ای نامتحمل و نابردبار و ناروادارانه به نظرات يکديگر، مخصوصا اگر به تابوهای عاطفه‌ی جمعی آن‌ها مربوط شود، واکنش نشان می‌دهند. و اين نشان می‌دهد که اختلاف نظر در ميان ما ايرانيان هنوز به فرهنگ تبديل نشده است . با چشمه‌ی جوشان عاطفه‌ی جمعی نمی‌توان در ايران دموکراسی برقرار کرد. ايرانيان از تاريخ ملی سرشار و پرباری برخوردارند و می‌توانند از عهده‌ی فراروياندن عاطفه‌ی جمعی به شور ملی برآيند.

ناصر کاخساز http://www.hadewasat.com/

منبع:خبرنامه گويا

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

ناصر کاخساز

فهرست مطالب ناصر کاخساز در سایت پژواک ایران 

*ماهیت رفورم و هواهای نفسانیِ قدرت سیاسی در ایران
*نوزایی سیاسی و نهضت ملی
*آلترناتیو همچنان جنبش ملی است
*مکرِ یک «آرم»
*آزادی يعنی «رهايی سياسی» از ايدئولوژی و دين
*شور ملی، نه عاطفه‌ی جمعی! وفاق مدرن، نه وحدت سنتی!
*آیا نابجاست که بگویم…؟
*جنبش سبز، چرخش جامعه‌شناختی در ایران
*سکولاریسم، مذهب و ایدئولوژی
*دینِ نفرت، نفرت به دین، و بازی با نفرت
*اغتشاش رسانه‌ایِ دموکراسیِ وایماری
*راه دشوار حقوق بشر میان خط‌کشی‌های فکری
*توضیح یک هدف فوق مرحله‌ای
*جنبش در آستانه‌ی آزمونی خطیر
*آسیب‌شناسی سازمان سیاسی
*زیان شیدائی در سیاست
*تابوی دیگری را هم شکست و رفت
*نفرت کاشتید می‌خواهید گل رُز بدروید؟
*جنبش رهائی‌بخش کنونی یک جنبش انتقادی است
*از اغوا تا اغوا
*عدم خشونت نقطه‌ی وفاقِ اصلاح‌طلبان و تغییرطلبان است
*جنبش روشنفکرى و سوسیالیسم گونه‌ى سوم
*آل احمد، ارتجاع، و جنبش روشنفکری
*زمان فراطبیعیِ دیکتاتور
*سرنگونی به خوانش حقوق بشر
*بحث پرچم، انحراف از روند دموکراسی
*سازماندهی برای دموکراسی
*حقوقدانان آزادی‌خواه ایران را تنها نگذارید
*«نماز جمعه» و حبابی که پُکید
*توتم و تحزّب
*سوسیال دموکراسی = چپ + روشنگری
*خیزش، و ریزش یك عقلانیت
*آوای کاساندرا
*انتخابات، تجلی بحران در اعتماد ملی
*علّيت، آزادی و ايران (١)