شما چه فکر می کنید؟- توییت های ایرانی- شماره چهار
پ. مهرکوهی

امروز طرف های عصر بود که گوشی ام زنگ زد. «بیخیال» بود. به شام دعوتم کرد. گفت: «بیا! دوستان هم هستند. یکشنبه را هم می خواهی پای آن لب تاب ات خراب کنی؟». رفتم. لب تاب ام را نیز با خودم بردم. از در که تو رفتم دیدم از دوستان تنها «شله زرد زاده» آمده بود. هنوز ننشسته بودم که به هر دوی آن ها از ته دل خنده ام گرفت. در دَم کمی خرده شیشه زیر پوستم دوید. خیلی کوشش کردم که جلوی خنده ام را بگیرم تا نفهمند جریان چه بود. صحنه ی جالبی بود. نمی خواستم با خنده ام بویی ببرند و به هم اش بزنم و از دست اش بدهم. دونفری نشسته بودند روی زمین، بر روی قالی، و داشتند تخمه می شکستند، آبجو می نوشیدند، سیگار می کشیدند و شترنگ بازی می کردند. خنده دار بود. هر دو آن ها شاه هاشان را از دست داده بودند، ولی بازی ادامه داشت! گفتم نگفته بودید که شترنگ هم که بلدید! «بیخیال» گفت: تو را به خدا دست از سرمان بردار! این شترنجه، آقاجون!» گفتم: «گ» بود، عرب ها آمدند شد «ج»! ولی به راستی خوب بازی می کنید! شله زرد زاده گفت: «جان خودت حواس ِ ما را پرت نکن. مگر نمی بینی؟، این یک بازی ی فکریه! احتیاج دارد که آدم همه ی حواس اش به بازی باشد. ناپلئون هم شترنج بازی می کرد. تو اگر فکر داشتی سرانه ی پیری نمی رفتی دنبال نوشتن. بچسب به یک لقمه نون. مزاحم فکر کردن ما نشو آقا جون. لب تاب ات را هم که آورده ای. به کار خودت بچسب! تا شام آماده بشه، بنشین آنجا روی مبل و برای خودت بنویس. به آن سه چهار نفری هم که حوصله ی خواندن نوشته هایت را دارند از ما سلام برسان، ولی جون خودت بازی ی ما را خراب نکن». خواستم بگویم بازی اشان خراب شده ی خدایی بود. نگفتم. خواستم بگویم شترنگ اشان به صحنه ی انتخابات در جمهوری ی اسلامی می مانست، نگفتم.


در اینترنت، نخست نگاهی می اندازم به روزنامه ی اِل پایز، «سرزمین». خبرهای خوب زیاد است. گویا دوستان ونروئلایی هم دارند می پَرند. بخشکی بخت! «بیخیال» می پرسد که آیا می خواهم چیزی بنویسم؟ می گویم آری، می خواهم مطلبی بنویسم به نام ِ «خان هم فهمید»، درباره ی آقای همیشه وزیر ِ سایه ی دولت «شورای مقاومت» که او هم سرانجام فهمید از آن کشک چیزی نمی ماسد. می گوید: «دست ور دار، مُ..ه..ندس!، بیخیال نوشتن این یکی. با دار و دسته ی آن بابا طرف نشو!» می گویم: « متلک هم یاد گرفتی. آفرین. سدایت* هم که دارد خروس مرغی می شود. ماست نخوری یک چیزی خواهی شد». می گوید: «قصدم متلک نبود. تو که مهندس نیستی. تازه، مرا چه به بی ادبی به مهندس ها!؟ تنها می خواستم بگم از امروز همه ی ما چه بخواهیم و چه نخواهیم هفتاد میلیون آدم ِ مُ...هند...سی شده ایم. همین». چند دقیقه ای سکوت اتاق را پر می کند. بازی اشان خوابیده است. هر دو در فکرند. ادامه می دهد: « برادر من! جریان آن «برادر ِ خاص» مانند جریان ِ انتخابات نیست که اگر رأی ندی با پای خودت بروی جنهم! لشکر حضرت ِ «خاص الخاص (ع)» مانند تیر ِ غیب بر سر ات خواهند بارید از همه سو. آنچنان برایت پرونده ی وابستگی به رژیم درست کنند که خودت هم باور ات بشه. آنوقت زنده گی را در همین جهان برایت جهنم می کنند. نام اش را می گذارند کارزار انقلابی! دیگر نیازی به دوزخ ِ آن شیخ نیست. در این جهان با هرکس درگیر شدی، بشو. درباره ی هر کس هم دل ات خواست بنویسی، بنویس. ولی پندم را بشنو. درباره ی «خاص الخاص (ع) ننویس. درباره ی جدا شده ها هم ننویس. درباره حضرت صاحبخانه ی گوری به گوری هم هرگز ننویس.» و باز سکوت. تاب نمی آورم. می گویم: بدبخت ها! شترنگ که بی شاه نمی شود. شله زردزاده می گوید:«خب، ما بازی کردیم و شد! به تو برخورد شترنج ما شاه ندارد؟ شورای نگهبان با چهار تا آدم از کار افتاده اش برایمان تصمیم می گیرد کی خوب است و کی بد. سدایمان بالا نمی آید. این که هنوز توی خانواده ی های سنتی برای پسر زن انتخاب می کنند سگ اش شرف دارد به این وضع. ولی کو سدای کسی؟ حالا تو وقت گیر آورده ای و به این شترنج ما پیله کرده ای مرد خدا؟» در حالی که به حرف هایش گوش می دهم نگاهی هم به خبرها می اندازم. سر حرف را بر می گردانم به « گ. ب. ا. ز. ناشناس» که روز شنبه دیده بودمش. حرف های او را بازگو می کنم. «بیخیال» می گوید: « حرف او را نزن. بیکاری؟» خبرها را برایشان می خوانم. یک سردار برای نامزدها خط و نشان کشیده که پررویی بی پررویی. در «بی. بی. سی» ی فارسی آمده که دوشنبه صلاحیت «روحانی» بازنگری می شود. «شله زردزاده» می گوید: «بگذار بریم تو قیصر! فرمون که می گفتند این این بود؟ «بی. بی. سی» که می گفتند این بود؟». می پرسم چرا؟ می گوید: «یعنی تو نمی فهمی؟ این ها دارند همه کاری می کنند که انتخابات بی سر و سدا برگزار شود، آنوقت می آیند در میانه ی بازی گند بزنند؟ هرگز. می دانی با رد صلاحیت کردن یکی از این ها خودشان را  نزد مردم به پرسش می کشند؟ هرگز این کار ِ بچه گانه را نمی کنند. در این دور نمی کنند. در آینده شاید. با پیش کشیدن این چنین دورغی بازار را گرمتر می سازند. مردم را هُل می دهند به سویی که می خواهند. جلیلی را آورده اند که نقش لولو را بازی کند. این کار اعتبار ولایتی و روحانی را بالا می برد. مگر یادت نیست، همان «گ. ب. ا. ز. ناشناس» سال ها پیش، زمانی که هنوز دچار حواس پرتی نشده بود، می گفت این روحانی سر دسته ی چماقدارها بوده، تو سال ٥٨!؟ عکس ها را ندیدی؟ مردم از ترس لولوی جلیلی می آیند و به یکی از این دو رأی می دهند. این یعنی مهندسی ی انتخابات، هدایت غیر مستقیم مردم به سوی اصلح! دَمشان گرم. خوب بلدند ما را برقصانند! دارد آهسته آهسته از جمهوری ی اسلامی خوشم می آید! اگر هر کاری بلد نباشند، اگر کشورداری بلد نباشند، در سر کار گذاشتن ما استادند. حالا هی تو بیا و از شُتر- رنگ ما ایراد بگیر!» می گویم تو هم که داری حرف های «گ. ب. ا. ز. ناشناس» را تحویل ما می دهی. نکند او مخ تو را هم کار گرفته باشد! «بیخیال» می پرد میان گپ ما و می پرسد: «تو چه فکر می کنی؟» می گویم من از دو سال پیش نظرم را بارها نوشته ام. دیگر مهم نیست کی رییس جمهور شود. هر کس بیاید نوکر تیمساران باید باشد. همین. شله زردزاده روی اش را می کند به «بیخیال» و از او می پرسد: « خب، مُهن....دس! خودت بگو، تو چه فکر می کنی؟»   
پ. مهرکوهی


* سدا واژه ای عربی نیست که آن را با «ص» بنویسیم.

منبع:پژواک ایران


فهرست مطالب پ. مهرکوهی در سایت پژواک ایران 

*خیزش نوین ایرانیان و رو در رویی ی همه ی اسلامیان با ایران و ایرانی  [2018 Jan] 
* کشور کردستان، یا کشور بارزان ها  [2017 Oct] 
*درود بر جمهوری ی کتالونیا!‎ [2017 Oct] 
*کشتار، کشتار است، چه در لاس وگاس و چه در ایران [2017 Oct] 
*ترزا می، کسی که به دزدی ی نان تنگدستان و بینوایان آمده است‎ [2017 Jun] 
*پسر جان! دیگر از این کار ها نکن!‎ [2017 Jun] 
*آیا آقای ترامپ دارند تشریف می برند؟ [2017 May] 
*اندر چرایی و چند و چون ِ پیروزی ی امانوئل مکرون‎ [2017 May] 
*حال و هوای فرانسه خوب نیست  [2017 May] 
*از رام الله تا واشنگتن، انجز انجز انجز وعده کیلویی چند؟‎ [2017 May] 
*پیام رییس جمهور تاریخ به مناسبت یوم الله توحیدی کارگر‎ [2017 May] 
*پیام آقای رییس جمهور کل تاریخ به البشریت به المناسبات الیوم النوروز 1396 الهجریه و الشمسیه‎  [2017 Mar] 
* ناتنیاهو و اردوغان، دو گستاخ آشوب پرست [2017 Mar] 
*اسکار ِ امسال و گَند توئیت ترامپ‎ [2017 Mar] 
*آیا ترامپ آهسته، آهسته آماده ی جنگ با ایران می شود؟ [2017 Feb] 
*ما، سرنوشت ِ ایران و کارزار جنگ خواهانه ی ترامپ پس از رفتن ِ مایکل فلین  [2017 Feb] 
*اندر داستان اندرزنامه ی اوباما برای اعلیحضرت ترامپ  [2017 Jan] 
*ساختمان پلاسکو را «آن» بساخت و اینان بسوزاندند [2017 Jan] 
*ولادیمیر پوتین، اعلیحضرت ترامپ و آینده ی ناروشن نقش ِ ایران در سوریه [2017 Jan] 
*اکبر! رفتی؟ [2017 Jan] 
*آنچه امشب آنگلا مرکل درپیام ِ سال نو خواهد گفت‎ [2016 Dec] 
*داستان ولادیمیر پوتین و پنجه ای که اوباما بر چهره ی ترامپ کشید‎ [2016 Dec] 
*آیا کارلوف، فرسته ی روسیه در آنکارا، به دستور اردوغان کشته شد؟‎ [2016 Dec] 
*ترکیه و کشتن یک فرستاده به دست یک مأمور خدا [2016 Dec] 
*سلام دوباره آقای ترامپ! خسته نباشید!  [2016 Dec] 
*دیدار ترامپ با مردی که آمریکا بخت رییس جمهور شدن وی را از دست داد‎ [2016 Dec] 
*نگاهی به برآمدن ترامپ [2016 Nov] 
*با من تا پایان راه عشق برقص  [2016 Nov] 
*در زیر پوست انتخابات آمریکا  [2016 Nov] 
*حجت‌الاسلام م شجونی در سن 84 ساللگی جوانمرگ شد و جهان را در غم درگذشت خود سوگوار کرد [2016 Nov] 
*منصور پورحیدری، یا معنای انسان زیستن [2016 Nov] 
*کشور پاکستان، یا چاهکنی که سرانجام در چاه خشونت پروری فرو خواهد رفت  [2016 Oct] 
* در سوگ گل نازنین گلستان ِ برنامه ی «گل ها» [2016 Sep] 
*آن کس که جهان انسان ایرانی را جهانی کرد، رفت [2016 Jul] 
*با این اقتدار اسلام که شما دارید، بدبخت تر شدیم، آقا! [2016 Mar] 
* پیام رییس جمهور تاریخ به جهانیان به مناسبت آغاز سال نو فرنگی و ینگه دنیایی [2016 Jan] 
*جب بوش و جنگ های احتمالی ی آمریکا در آینده ای نه چندان دور [2015 May] 
*شوخی های ضد تروریستی ی آمریکا و عربستان در یمن [2015 Apr] 
*از رفسنجانی و احمدی نژاد تا زمانی برای شادی؟ [2015 Apr] 
*اندر داستان آقای ناتنیاهو در پاریس [2015 Jan] 
* همه چیز در پاریس آرام راست [2015 Jan] 
*کریستمس ایرانی [2014 Dec] 
*بحران پناهنده گی و مهاجرت در سوئد [2014 Dec] 
*بی تفاوتی در برابر یک نام جعلی ی تازی برای آبراه پارس [2014 Dec] 
*خداحافظی ی اوباما با «هاگل»اَش! [2014 Nov] 
*مشکل آقای اوباما و کاپیتولاسیون ایران؟ [2014 Nov] 
*آیا عراق بر می خیزد؟ [2014 Nov] 
*در حاشیه ی نیایش - شماره ی یک، اسید پاشی [2014 Oct] 
*دولت سوریه در ماه آپریل گذشته بمب شیمیایی به کار برده است [2014 Aug] 
*چه کسی پیروز ِ جنگ ِ حماس و اسراییل است؟ [2014 Aug] 
*بانو کلینتون و عملیات جنگی ی اوباما در عراق [2014 Aug] 
*حقوق بشر فرانسوی و خشم دروغین آقای فابیوس از حمام خون ناتنیاهو [2014 Aug] 
* بگذار کودکستان ها را بمباران کنند [2014 Aug] 
*تصمیم به انجام جنایت [2014 Jul] 
*رسانه ها، صهیونیسم و هنر زنده، زنده سوزاندن آدم ها  [2014 Jul] 
*آمریکا و داعش در عراق [2014 Jul] 
*جنگ سوریه در عراق [2014 Jun] 
*تنش میان ایران و عربستان در عراق  [2014 Jun] 
*آیا جنگ در عراق خاک ایران هم می کشد؟ [2014 Jun] 
*در غم ِ مرگ ِ حضرت مهدوی ی کنی [2014 Jun] 
*خوشحال ها و«هپی» ها به بهشت نمی روند [2014 Jun] 
*پوتین، اوکراین و دو دوزه بازی ی جهان ِ غرب/ پ. مهرکوهی  [2014 Mar] 
*چرا آمریکا هواپیمای خط هوایی ی مالزی را سر به نیست کرد؟‎ [2014 Mar] 
*نگاهی به آینده‌ی احتمالی اوکراین و اروپا [2014 Feb] 
*طنز: پیام ِ رییس جمهور ِتاریخ به مناسبت ِ عید ِ سعید ِ کریثطمس! [2013 Dec] 
*هوشی و من و افغانستان [2013 Dec] 
*​ آقا جون الکی بزرگش نکن!  [2013 Dec] 
*نامه ی سرگشاده به آقای جنتی پیرامون ِ بهداشت و آفتابه های سران ِ فتنه [2013 Dec] 
*کشتن و تشویش ِ اذهان ِ عمومی [2013 Nov] 
*بمب اتمی و امنیت ایران [2013 Oct] 
*از جنگ تا امید [2013 Sep] 
*جنجال ِ جنگ ِ آقای اوباما [2013 Sep] 
* طنز: یادداشت های رییس جمهور تاریخ [2013 Aug] 
*قانون آزادی جهان [2013 Aug] 
*شب های پُر آشوب ِ مصر [2013 Jul] 
* این اصغر فرهادی اعدام باید گردد! [2013 Jul] 
* نامه ای سرگشاده ی به آقای جنتی + سنفونی شماره ی پنج [2013 Jun] 
*شما چه فکر می کنید؟- توییت های ایرانی- شماره چهار [2013 Jun] 
*چه کسی را رییس جمهور می کنند؟- توئیت های ایرانی / شماره سه  [2013 Jun] 
*چرا من ولایتی را انتخاب می کنم؟- توئیت‌های ایرانی- شماره‌ی دو [2013 Jun] 
*تویترهای ایرانی! شماره‌ی یک [2013 Jun] 
*انتقاد پیرامون رد صلاحیت [2013 May] 
*سنگی بر گور رفسنجانی [2013 May] 
*نامزدی پ. مهرکوهی در انتخابات ریاست جمهوری اسلامی  [2013 May] 
*خواهش می کنیم، برای رضای خدا، بفرما! [2013 May] 
* شوالیه های دروغین ِ ایرانی نما [2013 May] 
*پیام ِ آقای رییس ِ جمهور ِ تاریخ در رثاء حاجی آقا  [2013 May] 
*فرار کنید آقا، بد بخت شدیم! [2013 May] 
*جنگ در کره؟، کدام جنگ؟ [2013 Apr] 
*یادداشتی درباره‌ی یک مرگ [2013 Apr] 
*پیام ِ نوروزی رییس جمهور ِتاریخ [2013 Mar] 
*در نقد ِ گونه ای از سیاست و "بی بصیرتی" ی فراگیر [2013 Mar]