عوام فریبی و همسویی با منافع بیگانگان
هوشنگ کردستانی

عوامفریبی و خدمتگزاری به  منافع بیگانگان دو صفت بارز از ویژگی های محمود احمدی نژاد رئیس جمهور برگزیده ولی فقیه است.
او که در دروغ پردازی و عوام فریبی گوی سبقت را از امامش روح الله خمینی ربوده، بازیچه  دست اسفندیار مشاعی است که در گذشته از عوامل سطح پائین دستگاه امنیتی شهر آمل بود و این روزها ادعای ملی گرایی دارد.
گفته شده که مشاعی، احمدی نژاد را نزد یکی از پیروان طریقت برده که گویا رسیدن به ریاست را در چهره او دیده است! پس از این دیدار بود که احمدی نژاد باورش شد که به مقام های بالایی خواهد رسید.
احمدی نژاد به یاری نوحه خوانی و تملق گویی- که از نیازهای خودکامگان است- در دستگاه ولایت تا آنجا خود را بالا کشید که علی خامنه ای او را نزدیکتر از علی اکبر رفسنجانی به خود خواند و برای تثبیت او در ریاست جمهوری بر درستی انتخاباتی که نادرستی آن بر کسی پوشیده نبود تأکید گذارد و باقی مانده آبروی خود را اگر هم داشت، بر باد داد.
احمدی نژاد تحت تأثیر گفته های تعارف آمیز «پیر طریقت» و تلقین های همیشگی مشاعی و سپس با مشاهده بازتاب گسترده  گفته ها و یاوه گویی های ناپخته و به دور از خِرَد سیاسی اش در رسانه های جهانی، تا آنجا پیش رفت که خود را  نماینده امام غائب می داند و به دروغ وانمود می کند که با او در تماس است! و حضرت مدیریت اداره امور جهان را به او واگذار کرده است! او که خود را نماینده امام نادیده می داند، روحانیون و حتی مراد خود مصباح یزدی را به هیچ می انگارد و بر این باور است که نماینده امام غائب، بر ولی فقیه برتری دارد  و مقام نخست در جمهوری اسلامی حقاً از آنِ اوست. او خوب می داند که چنانچه قدرت اجرایی از دست باند او بدر رود سرنوشتی دشوارتر از آنچه بر اصلاح طلبان و محمد خاتمی رفته است، در انتظار اوست، از این رو در مقابل ارباب و ولی نعمت سابقش ایستاده و نغمه «بگم، نگم» را ساز کرده است.
او از سویی می کوشد با عوام فریبی و دادن وعده و وعید، توده های نیازمند را پشتیبان خود  کرده و از سویی دیگر با اتخاذ سیاست های اقتصادی و سیاسی در راستای منافع قدرت های بزرگ جهانی میزان خدمتگذاری اش را ثابت تا پشتیبانی آن ها را در جنگ قدرت درون حاکمیت اسلامی به سود خود جلب نماید.
از گفته های قصار اوست:
در ایران زندانی سیاسی نداریم! مشکل اقتصادی نداریم! تورم وجود ندارد! دولت او پاکیزه ترین دولت هاست!
اخیراً نیز برای فریفتن مردم نیازمند به سرپناه به آنان وعده واگذاری هزار متر مربع زمین داده است تا تبدیل به خانه و باغ نمایند!
به فرض آنکه به آن ها زمین هم داده شود بسیاری قادر به ساختن دیوارهای آنهم نخواهند بود چه برسد به خانه و باغ!  او قادر نیست محاسبه کند اگر عرض زمین های اهدایی هر کدام بیست متر و چنانچه به بیست میلیون خانواده زمین داده  شود، جمع عرض این زمین ها در حدود چهار صد کیلومتر یعنی مسافتی در حدود فاصله تهران – اصفهان را در بر خواهد گرفت.
بنا بر آمار منتشر شده درآمدهای نفتی ایران در هفت سال 1384 تا 1391 بیش از مجموع درآمدهای نفتی از زمان بستن قرارداد دارسی تا 1384 بوده است. چنانچه به «این رقم کلان» درآمدهای گاز را نیز نیز بیفزائیم با آن می شد صدها کارخانه صنعتی، مراکز تولیدی، پالایشگاه های نفت، کشیدن بزرگراه ها و راه آهن شهری و میان شهری و ساختمان برای نیازمندان ایجاد کرد و کشور را نیز از واردات بسیاری از فراورده های ساخت خارج بی نیاز نمود و به مشکل بیکاری که عامل بزرگ بدبختی جامعه است، پایان داد.
او در عوض به گونه ای عمل کرده است که کارخانه ها و مراکز تولیدی موجود هم تعطیل گردیده و کارگران، کارمندان و مهندسان آن ها بیکار شده اند. در برابر چنین وضعیت  تأسف آور و اندوه بار پدید آمده او مردمی را که می توانستند با سودبری از نیروی بازو، هوش، تجربه و ابتکار خود زندگی آبرومندی فراهم آورند  و نیازمند به هیچ جایی نباشند، چشم به راه پرداخت یارانه های دولتی کرده است.
با اتخاذ سیاست خرید فراورده های ساخت خارج، ضمن یاری رساندن به اقتصاد بیمارگونه قدرت‌های جهانی، درآمدهای حاصل از نفت و گاز را مجدداً به خارج برگشت داده است، در نتیجه مبلغ یارانه های دریافتی  مردم در عمل به مصرف خرید فراورده های ساخت خارج می رسد،  یعنی همان سیاست فروش منابع زیر زمینی به بهای ارزان به بیگانگان و بازگرداندن دوباره پترودلارها به خریداران منابع زیرزمینی با خرید فرارده هایی که بسیاری از آن ها را می شد با یک برنامه ریزی دقیق و حساب شده در داخل کشور تولید کرده و نیاز به خرید از خارج نبود.
این سیاست ضد ملی برای سردمداران اسلامی دو امتیاز داشته و دارد:
نخست آنکه تعطیل شدن کارخانه ها و مراکز تولیدی مانع تجمع و اعتصاب کارگران و کارکنان آن‌ها می گردد که سردمداران اسلامی به شدت از آن وحشت دارند.
دوم آنکه با خرید فرآورده های خارج، درصد دریافتی های دست اندرکاران، مطمئن و محفوظ بوده و محرمانه  به حساب های بانکی شان واریز می شود. همین دریافتی هاست که باندهای درون حاکمیت را به ثروت های بادآورده و افسانه ای رسانده است. البته این تنها یک نمونه از سوء استفاده های دست اندرکاران نظام است، تو خود حدیث مفصل بخوان از این مُجمل.
سوء استفاده از اعتقادات مذهبی مردم و عنوان نمودن نزدیک بودن ظهور امام زمان و داشتن نمایندگی از جانب او، برای پیروزی بر رقیبان انتخاباتی آینده می باشد. سر دادن شعارهای بی پشتوانه عملی ضد آمریکایی به ویژه ضد اسرائیلی که در ظاهر برای کسب محبوبیت میان توده های مردم مسلمان کشورهای عربی است در نهایت  سبب یاری رساندن به جناح های هوادار جنگ در اسرائیل می باشد.
هر زمان دولتمردان حامی جنگ در اسرائیل برای حفظ قدرت به لبنان،  فلسطین یا سوریه حمله هوایی کرده و یا به کِشتی کمک رسانی به مردم فلسطین یورش برده اند و میان کشورها و افکار عمومی جهان منزوی گردیده اند، احمدی نژاد با سر دادن شعارهای ضد اسرائیلی و حذف این کشور از صفحه جغرافیای جهان به جنگ طلبان یاری داده است که به استناد به این که موجودیت کشورشان در خطر است، با عنوان کردن حق دفاع مشروع بر آتش افروزی های خود سرپوش گذارده اند.
در کمتر از دو ماه باقی مانده به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری اسلامی جنگ قدرت میان جناح های رقیب آنچنان شدت گرفته که ممکن است تا حذف یکدیگر پیش روند، چه بسا شاهد رویدادهایی باشیم که قابل پیش بینی نبوده باشد.
شنیده می شود که احمدی نژاد گفته است چنانچه صلاحیت اسفندیار مشاعی توسط شورای نگهبان رد شود از برگزاری انتخابات در تاریخ تعیین شده خودداری خواهد کرد.
فرض را بر این بگیریم که شورای نگهبان قانون اساسی به پیروی از خواست ولی فقیه صلاحیت مشاعی را رد و احمدی نژاد نیز از برگزاری انتخابات خودداری کند، در این صورت چه پیش خواهد آمد و جنگ امام زمانی ها با روحانیت به کجا خواهد کشید؟
1- ممکن است مجلس اسلامی که اکثریت آن دست  نشانده خامنه ای هستند به دلیل عدم اجرای وظایف قانونی، احمدی نژاد را از ریاست خلع نمایند، تصمیمی است که مدت ها است در پی اجرای آنند و خامنه ای مانع آن شده است.
2- ممکن است احمدی نژاد مدارک ادعایی خود را رو کند. احمدی نژاد احتمالاً با افشاگری می خواهد حقایق پشت پرده را رو کرده و امیدوار است که آبرویی برای ولی فقیه باقی نگذارد.
اساساً خامنه ای در میان آزادیخواهان، ملی گرایان و به ویژه جوانان آبرویی ندارد که با افشاگری از میان برود. توده های مذهبی و کسانی هم که به دلیل نیاز مالی در خدمت نظام هستند نیز در نهایت میان خامنه ای و احمدی نژاد اولی را ترجیح می دهند. از این رو به نظر نمی رسد افشاگری های  احتمالی احمدی نژاد راه بجایی ببرد.
مشکل احمدی نژاد و باند او، این است که ثروت های بادآورده ناشی از سوء استفاده های مالی و وام های بانکی و نیز درصدهای بدست آورده از واردات، آنچنان به مذاق شان مزه کرده که حاضر  به از دست دادن آن ها نیستند در ضمن به شدت از آینده ای که در صورت از دست دادن قدرت انتظارشان را می کشد وحشت دارند. میان این دو وضعیت یعنی حفظ قدرت و سوء استفاده های مالی تا برکناری از قدرت و پی آمدهای پس از آن تفاوت بسیار است. .
در کشمکش جنگ قدرت میان جناح ها، احمدی نژاد می کوشد از گرایش ملی گرایی مردم نیز سوء استفاده نماید.
شعارهایی که داده می شد و حرکت هایی که انجام می گیرد، همه در جهت سوء استفاده از احساسات میهن دوستانه مردم است. غافل از اینکه هیچ ایرانی آزاده و ملی گرا او را ملی نمی داند.
یک ملی گرا هرگز دروغ نمی گوید، سوء استفاده مالی نمی کند، آزادیخواهان را زندانی، شکنجه و اعدام نمی کند، از جانیان حمایت نمی کند، و آن ها را در قدرت نگه نمی دارد.  
امیدواری سوء استفاده از احساسات مهین دوستانه ملت ایران جهت پیروزی بر جناح‌های رقیب رؤیایی است که به حقیقت نخواهد پیوست.
تحریم انتخابات پیش رو نشان خواهد داد که مردم ایران ارزشی برای هیچ یک از  جناح های قدرت در جمهوری اسلامی قائل نیستند و به حق آن ها را شریک جرم در جنایت ها و ستمگری هایی که در سی و چهار سال گذشته بر مردم رفته است می دانند.
تردید نیست در جنگ قدرت کنونی هر جناحی هم که برنده شود، حکومت اسلامی به شدت تضعیف خواهد شد و از آن پس توان رویاروئی و سرکوب مردم آزادیخواه را نخواهد داشت.
این امکان هم هست که با ادامه جنگ قدرت و عدم پرداخت احتمالی یارانه ها با توجه به گرانی و تورم کمرشکن و ضعف بنیه مالی مردم، یک شورش ناگهانی دور از انتظار در ایران اتفاق افتد.
وظیفه نیروهای ملی بویژه جوانان است که از امروز آماده باشند و خود را برای چنان پیش آمد احتمالی آماده نمایند تا ضمن تلاش در جهت استقرار هر چه زودتر مردم سالاری، امکان دخالت عوامل بیگانه در جهت ایجاد شورش های احتمالی در برخی از استان های مرزی داده نشود.

منبع:پژواک ایران


هوشنگ کردستانی

فهرست مطالب هوشنگ کردستانی در سایت پژواک ایران 

*فرمانروایی قانون، نه خودکامگی  [2017 Sep] 
*سامان استبدادی مذهبی از درون می پاشد  [2017 Jul] 
*استبداد مذهبی در سراشیبی سقوط [2017 Jun] 
* سخنی چند پیرامون انتخابات اخیر [2017 May] 
* 28 اردیبهشت را به روزهمه پرسی نفی نظام استبداد مذهبی تبدیل کنیم  [2017 May] 
*سی و هشتمین سال استقرار نظام اسلامی و آینده تاریک آن [2017 Feb] 
*سی و هشتمین سال استقرار نظام اسلامی و آینده‌ی تاریک آن [2017 Feb] 
* خطر تکرار فاجعه دردناک ساختمان پلاسکو  [2017 Feb] 
* به یاد سر سپردگان نهضت ملی ايران پروانه و داریوش فروهر  [2016 Nov] 
*احتمال یک دگرگونی سیاسی و نظامی در منطقه  [2016 Sep] 
*اشک‌های پهلوان وهمبستگی‌ مردم  [2016 Aug] 
*فرجام یک کودتای نافرجام [2016 Aug] 
*یادی از ۲۵ خرداد سال۶۰ [2016 Jun] 
*پایان آتش بس میان جناح های درون حاکمیت [2016 Jun] 
*آشکار شدن دروغ و نیرنگ [2016 Mar] 
*تجلی سکوت سنگین مردم در روز رأی گیری [2016 Feb] 
*درخواست خامنه ای از مخالفان نظام [2016 Feb] 
*توانایی های ملتمان را باورکنیم [2015 Nov] 
*دوگانگی سیاست غرب با بنیادگرایی [2015 Nov] 
*سالگرد به خون خفتگان نهضت ملی ایران پروانه و داریوش فروهر [2015 Nov] 
*آیا در سوریه ورق بر می گردد؟ (۲) [2015 Oct] 
*آیا در سوریه ورق بر می گردد؟ [2015 Oct] 
*ماجرای نفت ایران از آغاز تا کودتا [2015 Sep] 
*حکایت همچنان باقی است ... [2015 Aug] 
*پی آمدهای شکست حزب عدالت و توسعه ترکیه در منطقه [2015 Jun] 
*پیوند تاریخی ایران و یمن [2015 May] 
*نوروز نماد شکوهمند ملیت ایرانی [2015 Mar] 
*منفعت عمومى يا منافع فردى ،پيروزى انتخاباتى نتان ياهو يا مصالح حياتى اسرائيل [2015 Mar] 
*چرا چنین شد؟ [2015 Feb] 
*سخنی پیرامون اسنادی که منتشر نشد و موقعيت سياسى كشور [2015 Jan] 
*پاسخی به فتوای ادیب برومند [2014 Dec] 
*نبرد حماسه آفرین کوبانی [2014 Nov] 
*«خلافت اسلامی» و خطر احتمالی آن برای ایرانیان [2014 Oct] 
*جنگی نامشروع به نام «دفاع مشروع» [2014 Jul] 
*گروه تروریستی «داعش» چرا و چگونه پدید آمده است؟ [2014 Jul] 
*موهبت نیک اندیشی [2014 May] 
*با امید به پیروزی ملی به پیشواز نوروز می رویم [2014 Mar] 
*گذشت زمان واقعیت ها را آشکار می سازد [2014 Mar] 
*یادی از اول بهمن1340 دانشگاه تهران  [2014 Jan] 
*توضیح ویادآوری [2014 Jan] 
*شاه باید سلطنت می کرد یا حکومت؟ [2013 Dec] 
*وضعیت اسفناک افغان ها در ایران [2013 Nov] 
*اعتراف سیا C.I.A به شرکت در کودتای 28 مرداد [2013 Aug] 
*نبوغ رفسنجانی بود یا تدبیر خامنه ای؟ [2013 Aug] 
*این بار هم در انتخابات تقلّب شد [2013 Jun] 
*تصمیم مردم به تحریم انتخابات خواب سردمداران نظام را آشفته کرده است [2013 Jun] 
*عدم شرکت در انتخابات «نه» گفتن به کلیت نظام است [2013 May] 
*عوام فریبی و همسویی با منافع بیگانگان [2013 Apr] 
*ترفندی نو برای کشاندن مردم به پای صندوق های رأی گیری  [2013 Mar] 
*به کنون و آینده ایران بیاندیشیم [2013 Feb] 
*به سود کدام جریان به نماد آزادگی و ملی گرائی می تازیم؟ [2013 Jan] 
*چه برسرِ درآمدهایِ نفتی آمده است؟ [2012 Dec] 
*چرا آمریکا با حمله هوایی اسرائیل به ایران موافق نیست [2012 Nov] 
*بحرین از گذشته تا کنون [2012 Jul] 
*رویدادهای 25 خرداد 60 و 25 خرداد 88 و تفاوت های آن ها [2012 Jul] 
*سخنی پیرامون جزایر سه گانه ایران و خلیج فارس [2012 Jun] 
*سوریه به کدام سو می رود؟  [2012 May] 
*درسی که باید از انتخابات اخیر گرفت [2012 Mar] 
*نوروز نمودی از هویت ملی ایرانیان [2012 Mar] 
*ایران آبستن حوادث است [2011 Nov] 
*تجزیه طلبی و راه رویارویی با آن [2011 Aug] 
*کشمکش های درون نظام جمهوری اسلامی نشانه شتاب در فروریختن آنست [2011 Aug] 
*جنگ خامنه ای با رئیس جمهور برگزیده اش [2011 Jul] 
*نوروز نمودی از هویت ملی ایرانیان  [2011 Mar]