ای مخاطب ناشناس! مدد رسان و یاری کن
اشرف علیخانی (ستاره)

 
بارها و بارها خواستم نامه ای بنویسم و اوضاع واقعی داخل زندان و تمام مشکلات و گرفتاریهای فردی و جمعی را به کسی که قدرت رفع مشکل را داشته باشد شرح دهم. اما متاسفانه هیچکس را نیافتم. یکبار خواستم برای آقای خامنه ای نامه بنویسم اما منصرف شدم. راستش آدم نمیداند به چه کسی باید نامه بنویسد چون وقتی نگاه میکنیم و میبینیم که تمام گرفتاریهایمان از دست همین افرادست پس چگونه از همینها میشود تقاضای شنیدن مشکلات را کرد!؟ حال خطاب به کسی که نمیدانم کیست نامه مینویسم هرکسی که میتواند کمک کند. میتواند بشنود. میتواند بفهمد و میتواند بی اتهام زدن بعنوان اقدام علیه امنیت ملی٬ و فقط با درک این نکته که اغلب دلایلم از روی دیده ها و شنیده ها و تجربیات خودم در برخورد با افراد بوده و هست بتواند گامی در راه آزاد کردن دوستانم و همبندیهایمان بردارد و یاری کند تا شب عید همه به خانه ها و به آغوش گرم خانواده هایشان بازگردند و حال حرفم اینست و باز تکرار و تاکید میکنم که همه برگرفته از سخنان و گفته های خود مسئولین قضایی و اطلاعاتی است  یک: آقای دادستان جناب آقای جعفری دولت آبادی خودشان در صحبتهایشان در اوین به من گفتند که مخالف نظام بودن بخودی خود جرم نیست و ما نمیگوییم همه موافق نظام باشند. ما میگوییم که کاری بر علیه امنیت ملی نکنید دو: لااقل دو تن شاید هم بتوانم بگویم سه تن از ماموران رده بالای وزارت اطلاعات گفته اند که دستگیریها و  تایید اتهامات و صدور احکام زندان بیشتر بخاطر شرایط وخیم سال ۸۸ بوده است وگرنه قصدشان این نبوده که مردم را بیخودی به زندان بیندازند و آنجا نگه دارند سه: اغلب اتهامات و رای های دادگاه در زمان مسئولینی بوده که هم اکنون تعویض شده اند و همین دلیل بر نقض رای دادگاهها میگردد چراکه دادگاه و محاکمات (همه میدانند) که فقط جنبهء صوری داشته و احکام پیش از دادگاه همان موقع بازجوییها بوسیلهء بازجوها تعیین و صادر شده است. بنابر این با تعویض فرد مسئول و تغییر سیاستها و آشنایی بیشتر بازجوها به پرونده ها و تغییر فضای سیاسی کشور٬ آن احکام هم بایستی تغییر کند و دیگر بهیچوجه لزوم اجرایی ندارند. با توجه به اینکه مناسبات داخلی دستگاه قضایی و وزارت اطلاعات همه بصورت تونلهای پیچیده بهم متصل هستند میشود نتیجه گرفت که با تغییراتی که پیش آمده قانوناً احکام صادر شده توسط بازجوها و دادگاه صوری نیز ماحصل خط مشی های القا شده توسط افراد ذیربط سابق میباشند و حالا دیگر نباید تداوم پیدا کند و حال چرا اصرار به نگهداری زندانیان هست را خود مسئولین قضایی و زندان هم نمیدانند! و بهترست کسی در این میان پیشقدم شود و این موضوع را حل و فصل نموده و موجبات آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی را فراهم نماید چهار: تمام مسئولین زندان و وزارت اطلاعات لااقل از سالهای قبل و بخصوص از ۸۸ تاکنون بوسیلهء دستگاههای شنود و دوربینهای فراوان و زندانبانها و حتی سربازان و مامورین اعزام به بیمارستان ٬ و نیز از طریق پزشکان بهداری زندان ٬ بخوبی به این نکته که بیشتر زندانیان دچار بیماری و گرفتاری هستند واقفند و همچنین خانمی نازنین بنام خانم سلیمی زاده دادیار ناظر بر زندان بخوبی از زندگی و اخلاق و افکار و خصوصیات فردی و خانوادگی زندانیان زن اطلاع دارد و رفتار و برخوردهایش نیز حاکی از دلسوزی و تلاش برای یاری رساندن و تسهیل در امر مرتفع کردن مسائل زندانیان بوده است و ایشان شاهدند که مثلاً محبوبه کرمی محکوم به سه سال زندان واقعاً مریض است و توان تحمل زندان را ندارد یا خانم کفایت ملکمحمدی و مطهره بهرامی و صدیقه مرادی و مهوش شهریاری و تعدادی دیگر همگی دچار پوکی استخوان و بیماری و مشکلات خاصی هستند و نیز امورات خانوادگی آنها همه صدمهء جدی خورده حال آنکه همگی بیگناهند و بیخودی آنجا زندانی شده اند بعنوان نمونه بخوبی جمله و حتی صدای یکی از زندانبانها در ذهنم ثبت و ضبط شده که سال گذشته وقتی خانمها بنازاده و مرادی را به ورامین منتقل میکردند من رفتم دفتر نگهبانی و به آن خانم مددکار و مامورین گفتم که اگر نخواهند بروند چه؟ اگر ما مانع رفتن و انتقالشان شویم چه؟ شما که حق ندارید به زور و خشونت آنها را ببرید سوار ماشین کرده بفرستید ورامین! آن خانم مامور جواب داد که: آنقدر تشخص و احترام و وقار در این دو خانم وجود دارد که هیچکس نمیتواند به زور به آنها حرفی بزند و خشونت یا بی احترامی کند خب! این نمونه ای از برداشت خود زندانبانهاست و منظورم از بیان آن اینست که اطمینان دارم تمام رفتارها و برداشتهای زندانبانها و مامورین و مسئولین به گوش رده بالایی های قوه قضاییه و وزارت اطلاعات رسیده و همگی میدانند که این خانمها فقط به صرف تفاوت عقیده و گوناگونی نظرات سیاسی یا مذهبی در زندان گرفتار شده اند و هیچکدام نه مرتد هستند و نه اقدام علیه امنیت ملی کرده اند و نه به جامعه آسیبی رسانده اند و بنا به اصل قانون اساسی تفتیش عقیده نیز ممنوع است٬ پس چرا آنها را همچنان در زندان نگه داشته اند؟ پنج: خوشبختانه مدتیست خود حاکمان عرصهء سیاست در حال اتخاذ تصمیماتی هستند که میتواند امیدبخش باشد. البته نه امید کلی بلکه در همین مورد خاص . این نتیجه گیری حکام سیاسی که با تجدیدنظر در روشهای سرکوبگرانه و ظالمانه ٬ به دادن مرخصی های طولانی مدت و تمدید آن مبادرت نموده اند بسیار تصمیم خوبیست و امیدوارم این تصمیمات و سیاستهای جدید هرچه بیشتر و در مورد همه و بدون تبعیض اجرا و مرعی شود اما نکته اینجاست که با قدرددانی از این تصمیم گیرندگان و اجراکنندگان این دستورات تازه حال آقای دادستان هستند یا هر کسی دیگر آیا بهتر نیست که نگاهی  فراتر داشته و بجای ایجاد بورروکراسی و دردسرهای دو سویه برای زندانی و زندان به یکی از قوانین فراموش شده بازگردند و این قانون را دوباره زنده و اجرا نمایند؟ قانون « آزادی مشروط» که همه را هم راضی و خشنود میکند این قانون که مدتها بلکه سالهاست مورد بی مهری مسئولین قضایی قرار گرفته و بخصوص در تهران بفراموشی سپرده شده را باید باز احیا نمود و خواستار اجرای آن شد من خطاب به کسی که نمیدانم کیست اما اطمینان دارم دلسوز و معقول و دارای درک و درایت و مهر است میخواهم بگویم که لطفاً در اینخصوص اقدام کند و این قانون را زنده و لازم الاجرا نماید اگر این قانون اجرا شود تمام عزیزانمان و تمام زندانیان زن و مرد شب عید و با آغاز سال نو در آغوش خانواده های خود خواهندبود همت کنید و مدد رسانید ای مخاطب ناشناس. هرکه هستی از تو یاری میخواهم. به مهربانی و عشق و انسانیتت امید بسته ام
 
با سپاس و احترام ستاره.تهران
 

منبع:پژواک ایران


اشرف علیخانی (ستاره)

فهرست مطالب اشرف علیخانی (ستاره) در سایت پژواک ایران 

*سياستهايى كه ريشه در شارلاتانيسم دارند [2019 Aug] 
*حكم دادگاه فردا  [2019 May] 
*آقاي خامنه‌ای بايد ديه بدهد!  [2019 May] 
* گلبوته  [2019 May] 
[2019 Apr] 
*به ظاهرش نگاه نکن!  [2017 Aug] 
*حضور زنان در مدیریت سیاسی!؟ دروغی بزرگ‎ [2017 Feb] 
*مردم تهران پس از فاجعه‌ی پلاسکو [2017 Jan] 
*دوستی ِ تفاوتها [2016 Jul] 
*کسی به جلاد التماس نمی‌کند [2016 Jun] 
*تسلیت و تعظیم در برابر مادری از تبار ِ عشق و شکیبایی: مادر صونا‎ [2016 Jan] 
*«شب شکن»  [2015 Jul] 
*کوتاه. مختصر. همین (در ممنوعیت پوشیدن شلوار جین) [2015 Jun] 
*زندایی بچه دار نمی شد اما وجودش پر از عشق بود [2015 May] 
*«رزیتا» در ترکیه! قسمت هشتم [2015 May] 
*«رزیتا» در ترکیه! قسمت هفتم [2015 Apr] 
*«رزیتا» در ترکیه! قسمت ششم [2015 Apr] 
*«رزیتا» در ترکیه! قسمت پنجم [2015 Apr] 
*«رزیتا» در ترکیه! قسمت چهارم [2015 Mar] 
*«رزیتا» در ترکیه! قسمت سوم [2015 Mar] 
*«رزیتا» در ترکیه! قسمت دوم [2015 Mar] 
*«رزیتا» در ترکیه! قسمت اول [2015 Mar] 
*پاپ بزرگ واتیکان دستک تنبک به راه نمی اندازد [2014 Dec] 
*رکسانا [2014 Dec] 
*عطر شکوفه های درخت به [2014 Dec] 
*نادره افشاری سرو آزاده ای که پیش هیچکس سر خم نکرد [2014 Nov] 
*محصورم نکنید! [2014 Aug] 
*آی زندانبان! [2014 Jun] 
*زن ستیزی ممنوع ! [2014 Apr] 
*فرهنگی تا گلو در باتلاق  [2014 Mar] 
*نامهء سرگشاده به دادستان تهران آقای عباس جعفری دولت آبادی [2013 Dec] 
*رضا حیدرپور پزشک دلسوز و مهربان بهداری اوین را آزاد کنید [2013 Nov] 
*سنگسار و شلاق در شعر شعرا هم هست! [2013 Sep] 
*ماندن مجاهدین در کمپ اشرف یا لیبرتی [2013 Sep] 
*سرکش ترین ستاره [2013 Sep] 
*من هرگز آنها را عفو نمیکنم [2013 Aug] 
*روزگار چون شکر ، شوخی تلخی بود [2013 Jul] 
*مطالبات زندانی سیاسی پیشین از داخل ایران [2013 Jun] 
*مجاهدین خلقی که در زندان اوین شناختم و دیگر مجاهدین خلق [2013 Jun] 
*مجاهدین خلقی که در زندان اوین شناختم و دیگر مجاهدین خلق  [2013 Jun] 
*جنون قدرت در سیاست [2013 May] 
*به شعور مردم احترام بگذارید [2013 May] 
*سیزده بدر پارسال در اوین [2013 Apr] 
*ای مخاطب ناشناس! مدد رسان و یاری کن [2013 Mar] 
*"با تو بسیارم رفیق" [2013 Feb] 
*دردهایی که کشیدیم و خونهایی که گریستیم‎ [2013 Jan] 
*خطاب به روشنفکران و آزادیخواهان پر مدعا [2012 Dec] 
*به نام عشق . به نام آزادی [2012 Sep] 
*یکشنبه ها می آیند و می روند [2012 Sep]