به مناسبت يک ماهگی جنبش: جنبش وال استريت،ازتصرف فضا-مکان ها تا فلج سازی سازوکارهای سيستم!
تقی روزبه

برآمد جديد ضدسرمايه داری بويژه جنبش اشغال وال استريت برای آن ها که آمريکا را دژمستحکم نظام سرمايه داری می پنداشتند و سرمايه داری راپايان تاريخ ونظامی برای همه فصل ها، پديده ای غيرمنتظره و نامفهوم است. ابتداتصورمی کردند تبی است که بزودی فروخواهد نشست ولی ناباورانه شاهدگسترش امواج وتکانه های آن درمقياسی گسترده شدند . جنبشی که توانست درهمين مدت کوتاهی که از حيات آن می گذرد گفتمان مدافعان ليبرال دموکراسی را با چالش ها ودردسرهای زيادی مواجه سازد. باوجود آن که اين جنبش هنوزدرآغازراه است اما تا اين لحظه دراروپای بحرانی توانسته عملا دونخست وزير را ساقط نمايد و درآمريکا نيز تهاجم مجدد نئوليبراليسم حاررا که توانسته بود درپی شکست نومحافظه کاران وناکامی اوباما درمهاربحران اقتصادي،توسط حزب رقيب جمهوری خواهان وجنبش تی پارتی سراز لاک خود بيرون بياورد،تاحدی دچار تشتت وسستی کند. گفتمان ساماندهی توليد وامور جامعه برای رفع نيازهای انسان ونه برپايه قانون جنگل، رقابت ميان آدميان و استثمارانسان ازانسان برای تصاحب سود بيشتر، بارديگرجان تازه ای يافت و چرت بسياری را پاره کرد.مفاهيمی هم چون مبارزه طبقاتی استثمارشوندگان عليه بهره کشان وعليه کليت سيستم حاکم که بزعم آن ها گمان ميرفت به واژگانی مهجورو به بخشی ازمباحث درسی مربوط به تحولات تاريخی سده پيشين در متون دانشگاهی تبديل شده است،بار ديگر برپيشانی کلان رسانه های انحصاری بورژوازی جای گرفت و معلوم شد ديگرنمی توان آن را ازطريق ناديده گرفتنش انکارکرد.با اين همه بايد گفت که مهمترين دست آوردجنبش، خود جنبش وتداوم آن است که منبع الهام بخشی برای فراگيرشدن آن است. ازهمين رو دشمنانش بايد به فکرراه های ديگری برای مقابله با آن باشند. وقتی تهديدها ودستگيری های چند صدنفره روزهای نخست نتوانست اين آذرخش را خاموش سازد،برعکس به ُگرگرفتن آن ياری رساند، به فصل سرمائی دل بستند که داشت نزديک می شدبااين اميد که تجمع خيابانی وشبانه روزی درپارک نزديک به وال استريت را بی رونق کرده وپژمرده سازد. ولی تيراين اميدهم به سنگ خورد و معلوم شد که تاب گرمای برخاسته از مبارزه ومقاومت، بيش ازبرودت زودرس زمستان است. به يمن همبستگی وحمايت های بی دريغ وشوروشوق و اميدهای برانگيخته شده، سرما را يارای درهم شکستن آن نبود وتجمع کنندگان اعلام داشتندکه عليرغم سرمای زودرس به تجمعات خويش ادامه خواهند داد. ازآن پس،بارديگر توسل به زوربرای جمع کردن کمپين ها وپراکندن معترضين به دسائس وبهانه های ديگر ضرورت يافت. آن ها ظاهرا بهانه ای بهترازبهداشت ونظافت برای تهاجم نيافتند. اما جنبشی که همزاد بحران سرمايه داری بوده وناگزيراست پابه پای آن رشد کند، به رشد وتؤسعه خود ادامه داده واکنون-پس ازيکماه- نبض جنبش اشغال وال استريت فقط دروال استريت وپارک نزديک به آن نمی زند،بلکه هم چنان که سرمايه جهانی است وجهانی عمل می کند وبا پاهای هزارگانه اش درهمه جای جهان حضوردارد،نبض بديل آن هم همزمان درنقاط گوناگونی درخطه پهناورآمريکا وسايرنقاط جهان می زند. با گذشت هرروز بحران وخامت بيشتری پيدامی کند واشتهای سرمايه های فراملی برای مکيدن بقايای زندگی وتوش وتوان مردمان بيشترمی شود وبهمان اندازه نيزخشم وعزم قربانيان سرمايه افزون ترمی شود.

ازمعضلات ساختاری سرمايه داری
معضل ساختاری سرمايه داری درآن است که دولت- ملت ها قادرنيستند هيولای سرمايه مالی و جهانی شده وبی مرز ورها گشته ازبطری را مهارکنند وهمه قول وقرارها برای تنظيم مبادلات انتقال سرمايه های مالی ومهارآن برروی کاعذمی ماند. برعکس اين سرمايه بی مهاروعنان گسيخته است که آنها را درخدمت خود گرفته وبااشتهای سوزان وسيری ناپذيرش کارگزاران خويش را واميدارد که با تحميل سياست رياضت کشانه به مردم وبی معناساختن هرچه بيشتروجه اجتماعی دولت، مشروعيت ومقبوليت خود دولت را خدشه دار کنند.کارکردی که تاريخا به دولت ها اجازه می داده است تا درکنار کارکرد ووظيفه اصلی حفظ سيطره طبقاتی باايفای برخی وظايف اجتماعي،بتوانند خود را به مثابه نهادی بيطرف و فراطبقاتی برفرازجامعه عنوان کنند وبه برکت آن به ماهيت طبقاتی خود پوشش مناسبی داده و دوام خويش ونظام طبقاتی را تضمين نمايند.ودقيقا بهمين دليل دولتهای نئوليبرال باتناقضات ودشواری های ناشی ازتناقض بين وظايف ناشی از نقش دولت �ملت ها با وظايف معطوف به سرمايه های فراملی وجهان گستردست به گريبانند. آنها هم چنين با کنارنهاده شدن ويا رقيق ترشدن روزافزون وجه اجتماعی کارکرد دولت ها با خشم روزافزون توده های مردم وزحمتکشان نسبت به عملکرد خود مواجه شده اند. امروزه حضور دولت ها با سيمای عريان طبقاتی با زدودن رازآميزی کارکرددولت ها به منبع عظيمی ازتوليد نارضايتی و آگاهی به ماهيت ونقش واقعی آنها تبديل شده است. ازهمين رو يکی ازپی آمدهای اجتناب ناپذيربحران آشکارشدن بيشتر نقش وماهيت دولت ها به مثابه ماشين سرکوب طبقاتی درمقابل ديدهمگان است.بهمين دليل دولت های باصطلاح نئوليبرال سرمايه داری که چيزی جزنمايش نقش واقعی وعريان کارکردهای ماشين دولتی نيست، دچاربحران عميقی شده اند . بحران دموکراسی نيزيکی ديگرازجلوه های آشکاروبسيارمهم آن است.چنان که امروزه تشريفاتی وصوری بودن اين دموکراسی وامکان عدم بازتاب خواست ها واراده مردم درآن،همانطورکه درپيشبرد سياست های رياضت اقتصادی ديکته شده توسط سرمايه داران عليرغم مخالفت گسترده مردم ديده می شود، به امری بارزوعيان تبديل شده است.درچنين بستری است که بيش ازپيش بديل واقعی اين دموکراسی صوری وشيربی يال ودم واشکن خود را دراعمال دموکراسی مستقيم ومشارکتی يابه بيان ديگرخودحکومتی بی شماران بازمی نماياند. شعاردموکراسی واقعی هم اکنون توسط اين جنبش ها نيزبازتاب آن است.

ازتصرف فضا-مکان ها تا فلج کردن سازوکارهای سيستم
نگرانی سرمايه داران ودولتمردان ازآنجا نشأت و وسعت می گيرد که با گذشت هرروزروشن ترمی شودکه اين اشغال فقط نمادين نبوده ونخواهد ماند.بلکه برای جنبشی که فريادمی زند"وال استريت را نابودکنيم،بيش ازآن که دنيا را نابودکند!"ويا "سرمايه داری يعنی جنايت سازمان يافته ومرگ برسرمايه داری و...." اشغال درگوهرخود تبلورهم تاکتيک وهم استراتژی باهدف تصرف فضاها وحوزه های گوناگون جامعه دربيرون ازمجاری وسازوکارهای رسمی نظام وايجاد اخلال درکارکرد آنهاست.اين کنش نهفته درمفهوم اشغال وپتانسيل فرارونده درآن است که موجب نگرانی آنهاشده است: رؤيای تصرف فضا-مکان های ربوده شده توسط سرمايه ازچنگ مولدين واقعی قدرت وثروت. هم چنان که فراخوان اعتصاب عمومی دراوکلند واقدام برای خواباندن فعاليت يکی از بنادرمهم آمريکا وبرگزاری تظاهرات گسترده حاکی ازآن است که بين اشغال فضا-مکان ها(ازجمله درنقاط حساس واستراتژيک) وفلج کردن کارکردهای سيستم وسلطه سرمايه،بسيج عمومي،برگزاری آکسيونهای بزرگ وبالأخره اتحاد بين کارگران شاغل وجنبش خيابانی فاصله پرنشدنی وجود ندارد.آزمون اوکلند تجربه نوئی بود درايجاد همبستگی بين جنبش اشغال وکارگران ومعلمان ودانشجويان وبردتوده ای دادن به آن که نشان ازوسعت پتانسيل نهفته دراين جنبش دارد. هم چنان که دراعتراضات اخير وال استريت نيزاقدامهائی برای فلج کردن بازاربورس درجريان بودکه با يورش پليس ودستگيری صدها تن مواجه شد. اعتراضات اوکلند نيز البته با واکنش خشونت آميزپليس اوکلند ودستگيری صدها تن ومجروح شدن عده ای مواجه گشته بود. دراين رابطه بايد گفت تبديل فضا-مکان های اشغال شده به سکوئی برای انتشارامواج اعتراضات گسترده توده ای ازمهمترين چالش های پيشاروی اين جنبش محسوب می شود.والبته طبقه سياسی حاکم نيزاميدها وبيشترازآن سياست خود را به ميخ کوب کردن اين جنبش واعمال فشاربه آن بسته است تا درطول زمان فرسوده گشته وازرمق بيفتد وبهمين دليل با حساسيت وخشونت زياد به هرگونه اقدام وتاکتيک وابتکاری(نظيرراه پيمائی خيابانی يا فلج کردن فعاليت بورس ويا فلج کردن وسائل حمل ونقل و...) برخورد می کند. نفس بکارگيری خشونت ازسوی پليس نيزاساسا به همين منظورصورت می گيرد.بهمين دليل دادن بهانه به طبقه حاکم وپليس برای اعمال خشونت و بهره برداری تبليغاتی ازآن می تواند به فرايند گسترش جنبش وتوده ای شدن آن-که اکنون مهمترين نيازجنبش اشغال را تشکيل می دهد- لطمه وارد کند.گرچه خوشبختانه عموما شاهد هوشياری فعالين جنبش نسبت به اين تاکتيک پليس وطبقه حاکم و پرهيزآن ها ازافتادن به اين دام هستيم.ناگفته نماند که دربرخورد با جنبش اشغال درميان طبقه حاکم نظريکسانی وجود ندارد. بخشی ازآن هاکه بی مهاربودن سرمايه مالی وبانکها دربورس بازی را خطری برای نظام و کليت طبقه حاکم می دانند وزورشان هم به کنترل وانتظام بخشيدن به عملکرد آن نمی رسد،بی ميل نيستند که بابهره گيری ازفشارجنبش، رقبای خويش را به رعايت ضوابطی ولواندک دراين مورد وادارسازند. يکی ازآن ها نظارت برعملکرد تحرک ودادوستد سرمايه مالی وبانکی ونيزاخذ ماليات ازآن ها برای تأمين بخشی ازهزينه ها وکاهش بحران بدهی دولت هاست.

دومشخصه مهم جنبش
درنوشته های ديگربه شماری ازمهمترين مشخصه های جنبش های نوين ضدسرمايه داری وازجمله دومشخصه بسيارمهمی که به گمان من به کل اين پارادايم جديد تعين می بخشد اشاره کرده ام.اين دومشخصه عبارتند از مبارزه عليه سيستم (سرمايه داری) ازيکسو ونقش آفرينی استثمارشوندگان به مثابه سوژه های خود رهان ازسوی ديگر. دروجه نخست هدف قرارگرفتن توليد درخدمت رفع نيازهای انسان های آزاد و همبسته است که بايد جايگزين توليد برای کسب سود هرچه بيشترگردد. ودروجه دوم ماشاهد عروج و ظهور فاعل تاريخی تازه ای به مثابه حزب بی شماران وخودرهاکنندگان هستيم که خود را دربرپاکردن مجامع عمومی خود بنياد دربيرون ازسازوکارهای نظام حاکم و اعمال دموکراسی مستقيم ومشارکتی و سازمان يابی غيرهيرارشيک وافقی متبلور می کند.

جنبش وال استريت ودردسرهای گفتمان ليبرال دموکراسی وطنی
بی ترديد جنبشی با چنين مشخصات برای مدافعان ايرانی گفتمان ليبرال دموکراسي،که تا ديروز سرآمد و يکه تازميدان می پنداشتند و دوآتشه ترازخودسرمايه داران غربی ازنظام سرمايه داری و نئوليبراليسم دفاع می کردند ومی کنند، دردسرآفرين شده ورؤيای خوش آنان را آشفته کرده است. مثلا يکی ازمدافعان دوآتشه بازارآزادآقای شاهين فاطمی درگفتگوبا بی بی سی می پذيرد که دفاع اوازنظام بازارآزاد درفضای امروز عجيب وخنده داربنظرمی رسد !.
به پاس خدمت بی شائبه به چنين گفتمانی توسط ليبرالها واصلاح طلبان ايرانی بود که جايزه نيم ميليون دلاری تئوريسين نئوليبرال ميليتون فريدمن را به گنجی اهداء کردند.
جالب است که بازتاب اين جنبش دررسانه ها ونوشته های متعلق به اين نئوليبرالهای وطنی حتی ازهمان مطبوعات غربی هم مجال کمتری برای بروزپيدامی کند.چرا که آن ها اساسا تازه به دوران رسيده های داغ ترازکاسه هستند که حيات سياسی وگفتمانی خود را براساس ايمان به کرامات سرمايه داری بنانهاده اند. پس ازمدتی خموشی ودرلاک خود رفتن اخيرا نويسندگان ونظريه پردازان جنبش سبز ويا سايررفرميستهای طرفدار پروپاقرض گفتمان ليبرال دموکراسی قلم بدست گرفته اند تا با تخطئه اين جنبش واين که گويا اصلا ماهيت ضدسرمايه داری ندارد بلکه تنها خواهان رفرم هائی درنظام کنونی است وهيچ اثری ازمبارزه طبقاتی وسوسياليسم ونظايرآن درخواستهايشان وجود ندارد،به ما اطمنيان دهند که سرمايه داری هم چنان قرص ومحکم وپايداردرسرجای خوداست وبديلی جزخودش ندارد. نشرياتی چون روزانلاين ويا نويسندگانی چون کاظم علمداری درسايت مدرسه فمنيستی ودهها قلم بدست مشابه آنها،سوای نظريه پردازان اصلی نئوليبرال درداخل کشور تلاش می کنند که اين جنبش را به مثابه رفرمی درچهارچوب سرمايه داری فروبکاهند.
اين واقعيت دارد که دراتمسفرايران پژواک اين جنبش جهانی به دلايل معينی هنوز بويژه درميان نسل جوان ضعيف است وباچالش های معينی روبروست. چراکه اولا جمهوری اسلامی درتمامی طول حيات خود(واکنون نيزدررابطه با بحران سرمايه داری وجنبش وال استريت) با تبليغات گوبلزی و مشئمزکننده و سوءاستفاده ازشعارهای باصطلاح ضدامپرياليستی وضد سرمايه داری گوش فلک را َکرکرده است تا با فريب افکارعمومی وزحمتکشان درداخل وخارج خويشتن را ازانزوای شديد نجات دهد. وثانيا اصلاح طلبان وليبرالها درتمامی عمرحکومت اسلامی همواره به کمک آن شتافته اند.آنها باوجود عِلم به سياست های راست روانه رژيم، با پاشيدن خاک به چهره حقيقت،بسهم خود برطبل توهم ضدسرمايه داری وسوسياليستی بودن رژيم کوبيده اند. وهمه اين ها درحالی است که نه فقط جمهوری اسلامی به سياست نهادهای مالی جهانی ازديربارلبيک گفته وباطيب خاطربرتعديل اقتصادی وخصوصی سازی وحذف حمايت های اجتماعی دولت پرداخته وبارها نيزازسوی صندوق جهانی مورد تشويق قرارگرفته است، بلکه علاوه برآن اين حضرات هرگز بروی مبارک نياورده اند پس چرا رژيم جمهوری اسلامی ازهمان فردای به قدرت رسيدنش مبادرت به بگيروبه بند و قلع وقمع طرفداران واقعی سوسياليسم ومخالفان سرمايه داری وکشتاروقتل آنها کرده است(که البته اصلاح طلبان نيز درآن سهيم بوده اند). نتيجه چنين تبليغات وتوهم افکنی ها درذهن نسل های جديد وبی اطلاع ازجنايت ها وعملکرد واقعی رژيم، درکنار تبليغات مسموم رسانه های وابسته به قدرت های سرمايه داري، آن شده است که جمهوری اسلامی که درحقيقت تجسم يکی از هارترين نمونه های نظام سرمايه داری است با پناه گرفتن درپشت منازعات مسلکی وشکاف های درونی فراکسيون های بورژوازي،بتواند خود را به مثابه مخالف نظام سرمايه داری دراذهان نسل های جديد جاانداخته وضديت با خود را درعين حال به ضديت ويا دستکم بد بينی نسبت به رويکرد سوسياليستی وبرابری طلبانه تبديل کند.دروجه بيرونی هم تلقی اين جوانان از روسيه وچين به مثابه کشورهای سوسياليستی-که چيزجزسرمايه داری هارترنيستند- مزيد برآن شده وموجب شکل اين گيری اين تصور شده که گويا جمهوری اسلامی وسوسياليسم و سرکوب، خويشاوند يکديگرند.البته درشکل گيری چنين انگاره ای درميان جوانان نبايد نقش خائنانه چپ رفرميست درسالهای نخست انقلاب را درهمکاری با رژيم وفراهم کردن دستاويزبرای دشمنان سوسياليسم ناديده گرفت.وحال آن که رژيم گرچه خود را درشعارهای گوبلزگونه اش ضدسرمايه داری می خواند،اما بوی گند فساد وسرکوب کارگران ونيروهای چپ ،نظير تنظيم قانون کارجديد برای بردگی بيشتر کارگران و... همه و همه ماسک فريب وريا را ازچهره اش کنارمی زند.(همانطورکه حمايت ازجنبش اشغال وال استريت را برای تشکل های کارگری وفعالين کارگری ممنوع کرده است). در ضدسرمايه داری بودن" جمهوری اسلامی همين بس که برطبق گزارش جديد يکی ازنهادهای وابسته به سازمان ملل، ضريب جينی که ناظربرميزان نابرابری های اجتماعی وچگونگی توزيع ثروت درکشورهای جهان است، درجمهوری اسلامی معادل 38،50 درصد محاسبه شده است که به مراتب وخيم ترازمصرواردن ولبنان بوده ويکی ازنابرابرترين ها درمنطقه خاورميانه است!

جنبش اشغال وال استريت وبرخی کليشه های چپ
البته نگاه های کليشه ای - سنتی ونخبه گرای بخشی ازچپ ها نيز مشخصات جنبش های نوين را که بارسوبات ذهنی آنها تطابق ندارد برنمی تابند و آن را جنبشی می دانندکه بدون درک اهميت وتمکين به نقش بی بديل حزب پيشاهنگ وانقلابی ونقش رهبری و سازمان يابی مبتنی بر اتوريته وسلسه مراتب فرماندهي، ناقص الخلقه محسوب می شود. آن ها درواقع درحکم پيکربدون سر ويا گله بدون چوپانند که نصيبی جزطعمه گرگ شدن درکمين آن ها نيست. تصورخردجمعی و"خود رهبری" وسازمان يابی خارج ازتعاريف جامعه طبقاتی برای آنها ناممکن است.تقسيم کارنهادی شده بين نخبگان وعوام الناس واقتباس والگوبرداری از تاروپود های قوام دهنده جامعه طبقاتی به غريزه ثانوی آنها تبديل شده است. برای آن ها زمين همانگونه که به ظاهر ديده می شود ثابت است وخورشيد سياره زمين محسوب می شود ومحل اسکان ما مرکزعالم. برای آنها تصور ترکيب نوينی ازآگاهی وپراتيک که مبتنی برسلسه مراتب ومناسبات عمودی ورهبری کننده ورهبری شوند نباشد بسی دشوار است وآن را به معنی نفی سازمان يابی تلقی می کنند. سازماندهی درنزدآن ها تنها دراشکال سنتی وبراساس اطاعت وانقياد معنا دارد (ولايد ازنوع اطاعت آگاهانه اش!) که البته جامه ای تنگ وخفه کننده برای نقش آفرينی انسانها(واعضاء) به مثابه سوژه های خود رهان است. وحال آن که وقتی گفته می شود کارگران برای ازدست دادن چيزی جززنجيرهای خود را ندارند، به معنی رهائی از تمامی قيدوبندهای جامعه طبقاتي، ازمناسبات توليدی مبتنی براستثمارتا رهائی اززنجيرهای ايدئولوژيک وتا مناسبات مبتنی بر سلسه مراتب جامعه طبقاتی وقوام دهنده آن است که کارگران با عبورازآن ها قادربه درهم شکستن نظم طبقاتی می شوند. دراين رويکرد انقياد طبقاتی درنظام سرمايه داری ورهائی ازآن چندبعدی است:نه فقط توسط مناسبات کارمزدی واستثماراقتصادی نيروی کار،بلکه هم چنين توسط ايدئولوژي،گفتمان ونيز ساختارهای هيرارشيک وسلسه مراتبی که هم چون تاروپودی تک تک استثمارشوندگان را درچنبره خود اسيرومنقاد ساخته است. ولاجرم مبارزه برای خروج ازمدار سرمايه داری مستلزم مبارزه درهمه عرصه های فوق است. يکی ازاين نوع سنت گراها درگفتار راديوئی خود پيرامون جنبش وال استريت در مقايسه آن با جنبش اعتراضی کارگران فرانسه نتيجه گرفته است که فرانسه به آن نيازندارد! بی ترديد اين يک قياس مع الفارق بوده واساسا درتقابل قراردادن مبارزاتی که منعکس کننده سطوح وکيفيات متفاوتی ازمبارزه طبقاتی کارگران وزحمتکشان است نادرست می باشد. چراکه جنبش اعتراضی کارگران فرانسه يک جنبش مطالباتی ودرون سيستمی کارگران فرانسه دربرابر تعرض دولت به حقوق آنها بويژه افزايش سن بازنشستگی بوده است، وحال آن که جنبش وال استريت با آماج قراردادن نظام سرمايه داری وبطوراخص سرمايه مالی وبانکي، ابعاد جهانی آن، ويژگی فراسيستمی وترکيب متنوع شرکت کنندگان وداشتن پتانسيل تداوم اعتراض ونظايرآن بيان کننده کيفيت ديگری ازمبارزه عليه نظام سرمايه داری است.بی گمان جنبش کارگران فرانسه برخلاف ادعای فوق، درآميزش وپيوند با جنبش ضدسرمايه داری می تواند ازمداربسته مبارزات درون سيستمی واتحاديه ای که دهها سال است اين مبارزه را درمحدوده خط قرمزهای بورژوازی نگهداشته است بيرون آيد وبه نوبه خود با کاربست تجربيات خويش به آن ياری رساند. يا درنمونه ای ديگرازاين نوع واکنش ها،آن هائی که تجربيات گذشته جنبش سوسياليستی برای آنها جنبه کليشه ای وآئينی پيداکرده است، درست درشرايطی که ما با طليعه مبارزات ضدسيستمی ومبتنی برسازمان يابی افقی(اشکالی ازسازمان يابی متناسب با اعمال دموکراسی مستقيم ومشارکتی) مواجه بوديم،هم چون خروس بی محل شروع به ستايش ازسازماندهی های عمودی ومرزبندی با سازمان يابی های افقی کردند! درحالی که پيشتر همين ها با پذيرش تنوع در سازمان يابی هيچ وقت اين گونه اشتياق به مرزبندی ذمخت درادبيات سياسی خود نداشتند.درواقع آنها با گيج سری وبيگانگی کامل با ماهيت تحولات درشرف وقوع، با برآمد اين جنبش ها غافلگيرشدند! براستی تحولات يکی دوسال گذشته بروشنی نشان دادند که کدام يک ازاين ها پيشتازند؟: جنبش ها يا اين فرقه های مدعی پيشاهنگي؟ ناگفته نماند توسل به اين گونه خط کشی ها ومرزبندی ها متأسفانه نه نشأت گرفته ازنقد واقعيت های عينی جنبش مبارزه طبقاتی بلکه ازنيازهای درونی وبيرونی اين گونه فرقه ها به خط کشی و مرزبندی های مصنوعی وهويتی اشان سرچشمه می گيرد.درنمونه ديگری ازاين نوع رويکردها توسط يکی ديگرازاين گونه جريان ها شاهديم که ضمن اذعان به اين که برخلاف تصورقبلی آنها، جنبش های خودجوش می توانند موفق به سرنگونی حکومتهای مستبد گردند(هم چون نمونه مصروتونس) وضمن تصديق پاره ای ازويژگی های اين جنبشها نظيراعمال دموکراسی مستقيم ومبتنی برمجامع عمومی وفقدان رهبری ونظايرآن،اما آن ها رانه نقطه قوت بلکه ازسر ضعف می دارند و خاطرنشان می سازند که بدون دست يابی به حلقات مفقوده ای چون تحزب و رهبری و... آينده ای برای آن ها متصورنيست.غافل ازآن که اولا مختصاف فوق بخشی ازهويت وجودی اين جنبشها وعصاره وتبلورتجربيات وپيشرفت جوامع بشری است وبنابراين نه ازسرنقص وضعف آن ها بلکه ناشی ازبلوغ آن هاست.بهمين دليل تنها می تواند با غنابخشيدن به هويت خود وترميم ضعف های خويش درراستای خودرهانی حرکت کند وثانيا ازنظرعملی نيزتعيين سرورهبرواين که کدام حزب وفرقه شايستگی آن را دارد به معنی گشودن جنگ هفتاد ودوملت(فرقه) وآغازتجزيه های متوالی است که چپ سنتی دقيقا بهمان دليل پژمرده و زمين گيروسترون شده است. بنابراين تلاش درآن سمت وسو حاصلی جزتزريق سترونی واشاعه تشتت ندارد. آگاهی مشخص وواقعی چيزی نيست که ازبيرون جنبش به آن تزريق شود. آگاهی ازپراتيک اجتماعی ودرحين تغييرجهان وبناکردن جهانی ديگر، تغيير هم خود سوژه ها وهم جهان وشرايط حاکم برآنها بدست می آيد.ازاين رو برای دست يابی به آن چاره ای جز خيره شدن به تجربه زنده و به کارگيری خردجمعی ناظربراين پراتيک نيست. البته بهره گيری ازهمه تجربيات گذشته وهمه پتانسيل ها دربسترغنا بخشيدن به هويت اين نوع جنبشها اهميت خود را دارد وهرکس وجريانی می تواند دراين راستا بسهم خويش کوشا باشد. همان طورکه مارکس خاطرنشان ساخته است "نقطه عزيمت تئوری وتحليل تنها می تواند واقعيت های اجتماعی باشد. قرادان اين اصول به نقطه عزيمت ونشاندن آن ها به جای واقعيت های اجتماعی چيزی جز تباهی و تلاشی تئوری نيست. (نقل به معنا) "



بازهم يک کليشه ديگر: دوگانه خودجوشی وآگاهی
وکلام آخر، اين واقعيت دارد که باجنبشی نوين و درحال شدن مواجهيم که هنوز باکاستی ها،سؤالات وابهامات مهمی مواجه است. درکشاکش مبارزه طبقاتی پيروزی تضمين شده ويا بديل حاضروآماده وجود ندارد وراه پيشروی بسی طولانی وپرسنگلاخ است وهرجنبش نوين ضمن درهم شکستن شماری ازموانع بازدارنده و کليشه شده وگشودن بن بست ها وارائه افق ها وحال وهوای جديد،درعين حال پرسمان های جديد و بی شماری را درمقابل خود می نهد.بديل هائی وجود ندارندکه گويا می توانند توسط انديشه وران نابغه ای کشف شوند.برعکس بديل را بايد ساخت وايجادکرد وازهمين امروزدرمتن پراتيک اجتماعی وتغييرجهان توسط خود سازندگان تاريخ وبی شماران .بيان تئوريک بديل نيزچيزی جزبيان خلاقيت چنين جنبشی نيست.ازسوی ديگر طبقه حاکم نيز باتمامی نيرو وترفند ها وامکاناتش دست بکارمنحرف کردن وفريب دادن وسرکوب جنبش است. طبيعی است که درچنين وضعيتی وجود افت وخيز وارتکاب به خطا واقعيتی اجتناب ناپذيرخواهد بود.هيچ انديشه طلائی و آگاهی پيشينی برای جنبش های نوين وجود دارد، مگرآن چه که از متن شرايط ومراحل نوين پوست اندازی نظام سرمايه داری وبا تکيه بردست آوردهای فنی وتوليدی جديد ودرانطباق با تغييرات کمی وکيفی عظيمی که درترکيب نيروهای محرکه جنبش انقلابی وضدسيستمی بوجود آمده است، بيرون به تراود والبته به مددخردجمعی و بهره گيری ازتکانه های بزرگ بحران که موجب ايجاد شکاف و ضعف وسستی در اقتدارسرمايه ودولت های آن شده است. همانطورکه اشاره شد ازگذشته می توان درس گرفت اما آن ها نمی توانند جايگزين واقعيت های متحول امروزی بشوند.بی شک جنبش های جديد اگرنتوانند به بهترين وجهی عمل اجتماعی معطوف به ايجاد جهانی ديگر وآگاهی را باهم درآميزند، نخواهند توانست گام های لازم برای پيشروی را بردارند. واقعيت آن است که تاهمين جا هم پيوندمناسبی بين جنبش اشغال ودانشجويان و روشنفکران ونظريه پردازان وبخش های آگاه جامعه هم چون استادان دانشگاهی و...بوجود آمده است که باتوجه به امکانات ارتباطی وگردش اطلاعات در جهان امروز اميد به تقويت هرچه بيشترخردجمعی می رود.دراين مورد بخصوص بايد يکی ازکليشه های جان ساخت را که برطبق آن گويا جنبش خودجوش وخودفرمان به معنی تقابل جنبش خودبخودی وآگاهی وبی نيازی جنبش ازآگاهی وتجربه است،يعنی دوگانه خودجوشی وآگاهی را بايد کنار نهاد. برعکس درجهان امروزبويژه بدليل انقلاب فنی اطلاعاتی وغنای ترکيبی نيروهای تحث استثماروسرکوب سرمايه وجنبش های برخاسته ازآن،اين دوگانگی وجود خارجی ندارد.درحقيقت مسأله برسرنهادی نکردن رابطه باصطلاح عنصرآگاه وعنصرخودجوش ويابدنه ورهبری است وگرنه اين دوجابجا درکنارهمديگرند.مسأله مهم ناظربرچگونگی پيوند بين آنهاست به نحوی که بازتاب دهنده ويا بازتوليد کننده شکاف های موجود جامعه طبقاتی توسط جنبشی که داعيه مقابله با تبعيض طبقاتی را دارد نگردد.ضمن آنکه آگاهی واقعی وانقلابی متناسب با چگونگی تغييرجهان تنها می تواند ازبسترپراتيک اجتماعی متناظربا آن وازطريق خردجمعی ودرحين حرکت برخيزد. اگرهمه نوابغ جهان هم دراين تجمعات جمع شوند، ابتدا به ساکن هيچ کس راه حل معجزه آسائی درچنته خود ندارد و راه های واقعی ونوين را تنها خودجنبش می تواند درعمل اجتماعی ومبارزاتی خويش بگشايد ونظريه پردازان تنها می توانند ازاين واقعيت های اجتماعی الهام گرفته و درمشارکت با کنشگران پاسخ های لازم را دريابند.تئوری اگربخواهد تئوری راه گشا باشد لزوما بايد برخاسته از عمل اجتماعی و واقعيت های درحال انکشاف باشد. چراکه پاسخ های راه گشا تنها می تواند برمبنای مختصات بنيادی وتقويت آن به مثابه جنبش سوژه های خودرهان بدست آيد.و البته چنين رويکردی با ايده بنيادی مارکس که برآن بود جهان نوين و امررهائی وساختن نظام و مناسبات کمونيستی تنها بدست خود کارگران ممکن است، انطباق دارد. وآن چه هم که درجنبش های جديد ضدسرمايه داری اميد آفرين است،وجود خميرمايه وعناصر نيرومندی از خودرهانی و سوژگی بی شماران درآن است.
 
2011-11-19 28-08-1390

منبع:پژواک ایران


تقی روزبه

فهرست مطالب تقی روزبه در سایت پژواک ایران 

*وعده های انتخاباتی روحانی، تبی که خیلی زود به لرزنشست! [2017 Aug] 
*بی بی سی و آینده جناح اقتدارگرا [2017 Jul] 
*فرصتی تازه برای زنده کردن و زنده نگهداشتن حافظه تاریخی [2017 Jul] 
*اهمیت چالش در گرفته پیرامون نظریه ولایت الهی و منشأمشروعیت حاکمان [2017 Jul] 
* سعید حجاریان و تقلب در «انتخابات»، سه نکته و یک نتیجه!‏  [2017 Jun] 
*به بهانه انتشاراسنادکودتای ۲۸ مرداد و سه نکته ناقابل! [2017 Jun] 
*نگاهی به دورویکرد «دانشجوئی» و «روشنفکردینی»  [2017 Jun] 
* عملیات تروریستی داعش در تهران، نظم ترامپی و فضای تیره حاکم بر منطقه!‏  [2017 Jun] 
*انتخابات و چندنکته تلگرافی!:‏ آیا در رژیم اسلامی ما با نوعی آپارتاید انتخاباتی مواجهیم [2017 May] 
*اقتصادی سیاسی بحران و منازعات درونی و نگاهی به ‏آخرین تحولات صحنه «انتخابات» [2017 May] 
*اندرمعنای کنشی به نام رأی دادن! [2017 May] 
*جنبش کارگری وعروج پارادایم جدیدنئولیبرالیسم هارو مهاجم! [2017 May] 
*انتخابات اروپا و نیاز چپ به رویکرد و فیگوری متفاوت!‏  [2017 Apr] 
*ورود غافلگیرانه احمدی نژاد به صحنه «انتخابات» و ترک برداشتن صلابت اقتداررهبر!  [2017 Apr] 
* نقش زنان در قافله تمدن و رهائی [2017 Mar] 
*چهاردلیل برای تهدیدمداوم ایران توسط ترامپ!‏ ‏  [2017 Feb] 
* ایران، نخستین آماج تهدیدهای ترامپ!‏  [2017 Feb] 
*آمریکا و نقل مکان سیاست به خیابان!‏  [2017 Jan] 
*درنگی به چند ویژگی گزارش امسال آکسفام  [2017 Jan] 
*خدمات رفسنجانی«متأخر» به نظام! اعتراضات در مراسم تشییع، و یک جمع بندی [2017 Jan] 
* هیولای ولایت مطلقه، و نقش هاشمی رفسنجانی در برساختن آن!‏ [2017 Jan] 
*گورخوابی و پسوندمتجاهر!‏  [2017 Jan] 
*ادعای پیروزی رژیم در جنگ حلب و سیاست معطوف به باتلاق!‏  [2016 Dec] 
*نگاهی به دو رویداد:‏ روزدانشجو و چالش های جنبش دانشجوئی!‏  [2016 Dec] 
* بحران های جهانی و رویکردجدیدهاوکینگ!‏ [2016 Dec] 
*فیدل کاسترو، و تجربه قرن بیستم!‏ و نگاهی به برخوردبی بی سی با آن [2016 Nov] 
* نگاهی به بحران انتخاباتی آمریکا از منظری دیگر و سه مطالبه اصلی بدیل!‏ [2016 Nov] 
*بازتابی از انتخابات آمریکا در میان صفوف چپ  [2016 Nov] 
*نگاهی فشرده به مختصات صحنه انتخاباتی آمریکا در روزهای پایانی  [2016 Nov] 
*انتخابات آمریکا و استریپتیزسیاسی!‏ [2016 Oct] 
* آیا دولت-ملت پدیده و مفهومی است ایستا یا در حال تحول و دگردیسی؟ [2016 Oct] 
*موسیقی به دار!‏  [2016 Oct] 
*نگاهی دو انتقاد به مقاله «همکاری گسترده رژوا و دولت آمریکا، و چالشی که این جنبش را تهدید می کند» [2016 Oct] 
*ابداع واژه جدیدی بنام«ورزشکارنما»!‏  [2016 Sep] 
*پرونده جنایت کهریزک، با این نوع ترفندها پاک شدنی نیست!‏  [2016 Sep] 
*بررسی اهمیت سند شنیداری مربوط به فاجعه 67 برای جنبش دادخواهی، از ‏خلال نقد سه رویکرد به آن ‏  [2016 Aug] 
*نگاهی به ابعادبحران ترکیه و پی آمدها! [2016 Jul] 
*چه کسی می گوید مسعودرجوی زنده نیست؟! [2016 Jul] 
*آزاد شدن جعفرعظیم زاده، و درسهای یک آزمون موفق! [2016 Jul] 
* نگاهی به همه پرسی بریتانیا و چالش های مترتب برآن! [2016 Jun] 
*نگاهی به دو رویداد: گفتمان شلاق! [2016 Jun] 
*فائزه و زندانی بهايی؛ صدای شکستن یک تابو! [2016 May] 
*بحران ونزوئلا و فرجام خرده پارادایم سوسیالیسم دولتی سوار بر جنبش های اجتماعی!  [2016 May] 
*بحثی پیرامون بسط مبارزه طبقاتی به حوزه قدرت! [2016 May] 
* چهارگزاره در بسط مفهوم مبارزه طبقاتی  [2016 May] 
*حفره های بزرگ یک تحلیل از انتخابات 7 اسفند-بخش اول [2016 Apr] 
*جنبش دادخواهی و نقاط آسیب پذیر! [2016 Apr] 
*بحران سرمایه داری و ضرورت خوانش جدید از رهائی! [2016 Apr] 
* احساس خطرخامنه ای از کجا سرچشمه می گیرد؟! [2016 Mar] 
*در زیرپوست تهران چه می گذرد: 7 اسفند و آن چه که در تهران بزرگ اتفاق افتاد! بخش1 [2016 Mar] 
*اندرمعنای کنشی بنام رأی دادن!  [2016 Feb] 
*انتخابات و اسب تروائی که قراراست حماسه بیافریند! [2016 Feb] 
*ادعای انفعالی بودن تاکتیک تحریم و چندگزاره غلط! [2016 Feb] 
*تناقضی به نام رأی اعتراضی و گفتگوئی دوجانبه پیرامون آن! [2016 Feb] 
*تراب حق شناس و درس بزرگ زندگی! [2016 Jan] 
*تاکتیک تحریم، پرسش ها و انتقادها! [2016 Jan] 
* واقعا به چه کسی باید تبریک گفت؟! [2016 Jan] 
* کم لطفی به اهمیت حربه مؤثری به نام تحریم! [2016 Jan] 
*نقدانباشت قدرت و پاسخ به چندپرسش و انتقاد! [2015 Dec] 
*بازگشت به گذشته، به مارکس، به 150 سال پیش، به چه معناست؟! [2015 Dec] 
* نشست پاریس، و مانیفست «کنش برای توقف جنایات اقلیمی» [2015 Dec] 
*جهان در لبه پرتگاه بحران زیست محیطی، و نگاهی به ریشه ها! [2015 Dec] 
*گزارش آژانس، و حسرت حماسه هسته ای! [2015 Dec] 
*داعش و فریاد آی دزد آی دزد رژیم! [2015 Nov] 
*فاجعه پاریس، بحران سوریه، داعش، ریشه ها و بدیل؟ [2015 Nov] 
*اعتراف عجیب رفسنجانی، و دلایل این اعتراف؟ [2015 Oct] 
*بازهم در موردپارادوکسی بنام «دولت سوسیالیستی» و در پاسخ به یک مدافع آن! [2015 Oct] 
*رژیم فعالان کارگری و مدنی را هدف گرفته است، با پیوستن به یکدیگر صدای اعتراض خود را بلندترکنیم! [2015 Sep] 
*آیا قدرت ماهیت طبقاتی ندارد؟ [2015 Sep] 
*«دولت جهانی سوسیالیستی» یک تناقض تمام عیار!  [2015 Sep] 
*تراژدی بحران پناهندگی و ریشه ها! [2015 Aug] 
*تضادبنیادی ولایت فقیه با حکومت قانون! [2015 Aug] 
*پنج دلیل برای تبرئه رسوای سعیدمرتضوی! [2015 Aug] 
*چهارمؤلفه جنگ قدرتی که در ورای دستگیری یک آقازاده جریان دارد! [2015 Aug] 
*توده های مردم تاریخ سازند یا موجوداتی پراکنده و محکوم به لولیدن در گنداب ها؟! [2015 Aug] 
*به نام چپ و به کام راست، نمایشنامه یک عروج و سقوط! [2015 Jul] 
*آغازشمارش معکوس مذاکرات هسته ای در وقت اضافی! [2015 Jul] 
*تصویب نسخه جدیدریاضت اقتصادی و این بار با طعم خودی! [2015 Jul] 
*نه مردم یونان، جان تازه ای به رؤیای اروپای اجتماعی می دمد! [2015 Jul] 
*نگاهی به پیچ و خم های همه پرسی یونان و ماهیت خرده پارادایم دولت های متکی بر جنبش های اجتماعی [2015 Jul] 
*آیا از اتاق مذاکرات هسته ای دودسفید برخواهد خاست یا دودسیاه؟ [2015 Jun] 
*اخراج دسته جمعی خبرنگاران بخش کارگری ایلنا و نقش مافیائی "خانه کارگر"! [2015 Jun] 
*مرعوب شدگی مدافعان سرنگونی یا تلاش برای سترون سازی اپوزیسیون انقلابی، کدامیک؟! [2015 Jun] 
*آقای شهردار از «اوین جدید» چه خبر؟! [2015 May] 
*اوج گیری جنبش مطالباتی و اهمیت هم بستگی بخش های مختلف نیروی کار!- بخش دوم [2015 May] 
*درام واقعی که هرروز در برابرمان به نمایش در می آید! [2015 Apr] 
*رویدادتاریخی یا ضدتاریخی؟! [2015 Apr] 
*پیام این شعله های سرخ فام آتش؟! [2015 Mar] 
*جنبش زنان وضرورت عبور از چندین گسست مهم! [2015 Mar] 
*معضلات بزرگی که رهبرنظام اسلامی ناگزیراست در واپسین سال های عمرخود با وجودبیماری و کهولت سن با آن ها دست و پنجه نرم کند! بخش یک [2015 Mar] 
*خودکامگی در اوجی تازه! [2015 Feb] 
*جدائی دین از دولت یا دین از سیاست؟ کدامیک؟! [2015 Feb] 
*پرش حزب چپ یونان -سی ریزا- به سکوی قدرت، و دام آخر! [2015 Jan] 
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟- بخش پایانی [2015 Jan] 
*شعارمحاکمه در«دادگاه قانونی» بازی در زمین جناح حاکم است! [2015 Jan] 
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟ [2015 Jan] 
*روایت دیگری از ادعای مرگ جنبش دانشجوئی: دانشگاه مرد؛ زنده باد «دانش»گاه!  [2014 Dec] 
*جنبش دانشجوئی در ِاغماء؟! [2014 Dec] 
*نگاهی به جنبش دانشجوئی در سه پرده! [2014 Dec] 
*ما جزأ دموکراسی بی دولت را در روژاوا ایجادکرده ایم! [2014 Dec] 
*جنبش ضدنژادپرستی در آمریکا، ژرفش شکاف ها و دو پیام مهم نهفته در آن!  [2014 Nov] 
*درنگی بر معنای سوگ و تجمع های گسترده مردم به مناسبت مرگ مرتضی پاشائی! [2014 Nov] 
*انتخابات میان دوره ای آمریکا و چرخش به راست! [2014 Nov] 
*سیاست اشاعه ترس و شوک درمانی رژیم را درهم بشکنیم! [2014 Oct] 
*یک دقیقه سکوت برای سگی که آزاد زیست و آزادمرد!*  [2014 Oct] 
*احتمال وقوع فاجعه سقوط شهرکوبانی! [2014 Oct] 
*در کشاکش بین وظایف دامادی و فرمان فیلترینگ، و پرده برداری از سه خطرعمدها [2014 Oct] 
*آیا هشدار به احتمال وقوع جنگ جهانی سوم را باید جدی گرفت؟!  [2014 Sep] 
*کشف تؤطئه، و بحران جانشینی! [2014 Sep] 
*دولت اسرائیل و «قدرت مشرف بر زندگی» [2014 Sep] 
*برشی از شورش سیاهان آمریکا با شعار «دست ها بالا، شلیک نکن»!  [2014 Aug] 
*استیضاح وزیرعلوم: زورآزمائی دوجناح برای کنترل دانشگاه ها! [2014 Aug] 
*رابطه سازمان یابی افقی ودموکراسی مستقیم ومشارکتی [2014 Aug] 
*خاورمیانه و بحران زایمان! [2014 Jul] 
*انتخابات پارلمان اروپا، زمین لرزه و پی آمدها! [2014 Jun] 
*سخنان دور از انتظار فیروزآبادی و چالش های جدید! [2014 May] 
*سخنان دور از انتظارفیروزآبادی و چالش های جدید!  [2014 May] 
*جنبش لغواعدام و گام های تازه! [2014 May] 
*از تحرک «دلواپسان» تا فعال شدن دولت پنهان! [2014 May] 
*آیا بسوی شکل گیری یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟!* [2014 Apr] 
*تعرض ارتجاع حاکم به حقوق شهروندان را درهم بشکنیم! [2014 Apr] 
*شکست حزب سوسیالیست فرانسه شوکی تازه به یک رویکرد کهنه! [2014 Apr] 
*سال نو، پیام و ضدپیام ومحورهای پیشروی [2014 Mar] 
*وجه بین المللی بحران اوکراین و پی آمدها [2014 Mar] 
*تبعیض بر زنان و رابطه آن با سایرتبعیض های اجتماعی [2014 Mar] 
*آیا دلایل ارائه شده برای تغییرنام سازمان کارگران انقلابی به سازمان راه کارگر پذیرفتنی هستند؟! [2014 Feb] 
*انقلاب بهمن و سه سؤال کلیدی (بخش اول) [2014 Feb] 
*رژیم ایران نگران شکسته شدن فضای امنیتی حاکم برجامعه! [2014 Feb] 
*پرده برداری از یک هیولای واقعی! [2014 Feb] 
*حضورچالش برانگیز هنرمندان در سخنرانی روحانی! [2014 Jan] 
* آش چنان شورشد که فریادروحانی هم درآمد!  [2014 Jan] 
*قطعه ای از شیدائی و جنون جمعی برآمده از دخمه تاریخ! [2014 Jan] 
*ایران در آئینه سال جدیدمیلادی! [2014 Jan] 
*دعوای سرمایه داران آمریکا و «پاپ مارکسیست»! [2013 Dec] 
*نگاهی به شرایط حاکم برجنبش کارگری  [2013 Dec] 
* 16 آذر و رویش جوانه های جنبش دانشجوئی! [2013 Dec] 
*آن چه که در صد روزاول روشن شد! [2013 Nov] 
*چالش های نفس گیرمذاکرات هسته ای و چشم اندازآن! [2013 Nov] 
*کردستان را اعدام نکنید! بلوچستان را اعدام نکنید! ایران را اعدام نکنید! [2013 Nov] 
*مکثی پیرامون دوموضوع: جعلیات سیزده آبان، و مدیریت لبخند دیپلماتیک برای خارج و خشونت در داخل! [2013 Nov] 
*دامنه رسوائی و خشم ناشی از شنود فراگیرجهانیان هم چنان بالامی گیرد! [2013 Oct] 
*نگاهی فشرده به دومسأله: بحران مهاجرت و یک شبه فتوای فاشیستی  [2013 Oct] 
*دور دوم مذاکرات هسته ای و چالش ها! [2013 Oct] 
*جنگ قدرت، وزیرامورخارجه را روانه بیمارستان کرد! [2013 Oct] 
*پس لرزه های تماس تلفنی اوباما و روحانی! [2013 Sep] 
*تحولات اخیر و تأثیر«نرمش قهرمانه» برچالش هسته ای! [2013 Sep] 
*دردفاع از فراخوان به کارگران برای چاره یابی و اهمیت این نوع فراخوان ها! [2013 Sep] 
*از «جیمی کراسی» تا «روحانی کراسی»! [2013 Sep] 
*یک پیروزی دیگر! [2013 Sep] 
*به صدا درآمدن طبل جنگ و ضرورت فعال شدن جنبش ضد جنگ و ابرقدرت افکارعمومی! [2013 Sep] 
*پایدار باد خاطره جان باختگان تابستان سیاه 67! [2013 Sep] 
*شمارش معکوس برای حمله به سوریه؟ [2013 Aug] 
*از گفتمان«اصلاح طلبی» تا گفتمان«اعتدال» فاصله زیادی نیست!  [2013 Aug] 
*وضعیت مصر در حالت دراماتیک! [2013 Aug] 
*سعیدحجاریان کاتولیک تر از پاپ و در نقش یک پنبه زن! [2013 Aug] 
*بحران بازتولید و کابینه نجات! [2013 Aug] 
*از مهندسی انتخابات تا مهندسی کابینه [2013 Aug] 
*هنرِبرقدرت یا هم آغوش ِبا قدرت؟! [2013 Jul] 
*«شگون» پیوند گفتمان اعتدال با روحانیت  [2013 Jul] 
*توپ در زمین کیست؟ رفسنجانی و اصلاح طلبان یا خامنه ای؟ [2013 Jul] 
*انقلاب مصردر فازجدید و سه ویژگی آن! [2013 Jul] 
*نقش شبح تحریم در"انتخابات" [2013 Jun] 
* نگاهی به صف آرائی ها و چالش های صحنه "انتخابات" در آستانه دقیقه 90 [2013 Jun] 
*پروازشبحی برفراز "انتخابات"! [2013 Jun] 
*گفتگو با نشریه نگاه بخش نخست [2013 Jun] 
*نقدی به یک گفتار تلویزیونی(2) [2013 May] 
*پیرامون نظرخواهی بی بی سی درباره"مسأله اصلی انتخابات چیست"؟ [2013 May] 
*"انتخابات" و سه حلقه تاکتیکی مرتبط با آن [2013 May] 
*"انتخابات" و به صحنه آمدن محتوای گندیده نظام! [2013 May] 
*اتحاد جمهوری خواهان پس از ده سال [2013 May] 
*نام نویسی رفسنجانی و شوک حاصل از آن درمیان صفوف حاکمیت! [2013 May] 
*تحریم گسترده انتخابات یک گزینه واقعی و مؤثر! [2013 May] 
*آیا بسوی تعین یافتن یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟! [2013 May] 
*نگاهی به یک حرکت و تاکتیک موفق و الهام بخش! [2013 Apr] 
*مرگ تاچر یا تاچریسم؟  [2013 Apr] 
*در پاسخ به دو انتقاد  [2013 Apr] 
* سازها راباید دوباره کوک کرد! [2013 Apr] 
*پیام نوروزی خامنه ای، و«ضد پیام»! [2013 Mar] 
*چه کسی مشغول تدارک «فتنه» ۹۲ است؟! [2013 Mar] 
*درددل حضرت آقا! [2013 Mar] 
*بازهم در اهمیت مطالبات معیشتی و جنبش مطالباتی [2013 Mar] 
*انتخابات نمایشی و برچسب نافرمانی مدنی! [2013 Mar] 
*بادبان ها را باید در کدام جهت برافراشت؟ [2013 Feb] 
*نگاهی به یگ گفتگو و دو رویکرد متضاد در برابر اتحادیه ها! [2013 Feb] 
*در جمهوری اسلامی هتل ها به زندان ها رشک می برند! [2013 Feb] 
*انتخابات ریاست جمهوری و نعل وارونه رژیم (بخش اول) [2013 Jan] 
*پرتگاهی به نام شکاف بین حداقل دستمزد و خط فقر‎ [2013 Jan] 
*نقش روبه گسترش کارگران در جنبش مطالباتی- ضداستبدادی  [2012 Dec] 
*پاسخی کهنه به یک سؤال قدیمی :"آیا دوران سرمایه داری به پایان رسیده است"؟* [2012 Dec] 
*انقلاب مصر، آموزه ها و مهم ترین ویژ گی ها [2012 Dec] 
*تظاهرات کارگری هم زمان در 23 کشور اروپائی، و نقاط قوت و ضعف آن [2012 Nov] 
* جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد: [2012 Nov] 
*تصویب برنامه بسته ریاضتی با وجود اعتصاب سراسری و محاصره پارلمان، و یک پرسش چالش برانگیز [2012 Nov] 
*انتخابات آمریکا و کانونی شدن جدال ها حول طبقه متوسط! [2012 Nov] 
*بحرانی که از کنترل سران حکومت خارج می شود! [2012 Oct] 
*خود خوارگی، مهم ترین دشمن حکومت اسلامی! [2012 Oct] 
*موج بلند بحران، ویژگی ها و پی آمدهای آن(1) [2012 Oct] 
*حذف نام مجاهدین از لیست سازمان های تروریستی و ادعای بهم خوردن توازن قوا! [2012 Oct] 
*اوج گیری جنگ قدرت و دستگیری فرزندان رفسنجانی! [2012 Sep] 
*منشورها و بازارمکاره سیاست! [2012 Sep] 
*چپ و چرخه بازتولید موقعیت بورژوازی! [2012 Sep] 
*برای مقابله با بحران پراکندگی از کجا باید شروع کرد؟ [2012 Sep] 
*طناب دار بر گلوی دموکراسی! [2012 Aug] 
*موقعیت چپ در ایران؟ بحران تئوریک؟ بحران هویت؟ پایگاه اجتماعی؟ گسست­ها و اتحادها؟ * [2012 Jul] 
*یک استدلال و هزار اما و اگر [2012 Jul] 
*نشست کلن: آزمون جدید؟ امیدها و چالش ها؟ [2012 Jul] 
*شکست طرح آتش بس کوفی عنان(نماینده سازمان ملل) وخطرگسترش جنگ داخلی در سوریه  [2012 Jun] 
*از"مرکوزی" تا "مرکولاند" وتوهماتی که به نام چپ رادیکال پراکنده می شود! [2012 May] 
*جنبش های جدید حامل چه پارادایمی هستند؟  [2012 May] 
*چاووش خوان، و آوای مرگ جمهوری اسلامی!  [2012 May] 
*انتخابات فرانسه وچپ گروگان گرفته شده! [2012 May] 
*تراژدی خودکشی داروسازبازنشسته یونانی،ادعانامه ای علیه نظام سرمایه داری! [2012 Apr] 
*دخیل بستن رفسنجانی به خمینی درآستانه برگزاری مذاکرات هسته ای [2012 Apr] 
*جدی میگم! سلاح هسته ای وحرمت فتوا! [2012 Apr] 
*مارش جهانی روزکارگر با شعاراعتصاب عمومی و یک روزبدون نودونه درصدی ها! [2012 Mar] 
*چگونه سالی ؟! [2012 Mar] 
*نگاهی به چندچالش پیشاروی جنبش زنان [2012 Mar] 
*بروزلحظه تاریخی درهمکاری اصلاح طلبان وسازمان اکثریت! [2012 Mar] 
*پی آمدهای نمایش انتخاباتی رژیم! [2012 Mar] 
*سخنی پیرامون اعتراضات 25 بهمن [2012 Feb] 
*جنگ و تحریم گسترده به مثابه دواستراتژی متفاوت یا دووجه یک استراتژی؟ [2012 Feb] 
*اعتصاب یکپارچه ومیلیونی کارگران نیجریه دولت را واداربه عقب نشینی کرد! [2012 Jan] 
*رابطه سازمان یابی افقی ودموموکراسی مستقیم ومشارکتی [2012 Jan] 
*تقابل دواستراتژی: « تحریم گسترده نفتی وبانکی وتهدیدات نظامی» و «تهدید در برابر تهدید» [2011 Dec] 
*پس از9 سال جنگ معلوم شد که طالبان دشمن آمریکا نبوده است! [2011 Dec] 
*معترضان جهان؛ چهره سال مجله تایم؛ مردم سوژه گی! [2011 Dec] 
*جنبش وال استریت وشعاراشغال کنگره! [2011 Dec] 
* "انتخابات" مجلس شورای اسلامی واهمیت یک جنبش تحریم گسترده [2011 Dec] 
*اقدام درخشان والهام بخش کارگران ایران خود رو دراعتراض به تغییرارتجاعی قانون کار  [2011 Nov] 
*به مناسبت يک ماهگی جنبش: جنبش وال استريت،ازتصرف فضا-مکان ها تا فلج سازی سازوکارهای سيستم!  [2011 Nov] 
*بار دیگر آوای شوم جنگ طلبی! [2011 Nov] 
*سکولاریسم و"اسلام اخلاقی" آقای سروش! [2011 Nov] 
*اهمیت کنشگری مادران پارک لاله [2011 Nov] 
*آیا لیبی واقعا "آزاد"شد؟  [2011 Oct] 
*جنبش اشغال وال استریت، و برخی ویژگی های جنبش های جدید [2011 Oct] 
*یک ارزیابی ازاعتصاب کارگران پتروشیمی ماهشهر واهمیت آن [2011 Oct] 
*معلمان و شعاربرابری جنسیتی به عنوان شعارسال تحصیلی جدید  [2011 Oct] 
*جنبش دانشجوئی وضرورت درهم شکستن تهاجم رژیم به محیط های آموزشی! [2011 Sep] 
*گفتمان «دموکراتیک» یا سوسیالیستی، کدامیک؟! [2011 Sep] 
*اسپانیا، دموکراسی وتصویب برنامه ریاضت اقتصادی [2011 Sep] 
*میراث خمینی برای جانشینان خود [2011 Sep] 
*لیبی: باچشمی گریان وبا چشمی خندان! [2011 Aug] 
*انگلیس: شورش طردشدگان وبه حاشیه رانده شدگان! [2011 Aug] 
*دراهميت جنبش حق انتخاب سبک زندگی(1)  [2011 Aug] 
*گذشت آمنه وخشونت نهادی شده درقانون قصاص [2011 Aug] 
*رابطه جنبش و "چه بایدکرد"! [2011 Jul] 
*دیواربرلین ونعل وارونه سران گروه8 پیرامون تحولات منطقه [2011 Jun] 
*زایش وزوال اسطوره ها درعصرنوین  [2011 Jun] 
*تاکتیک، وحکمت های نهفته در یک نظرسنجی! [2011 Jun] 
*تاکتیک های گشاینده وتاکتیک های بازدارنده [2011 Jun] 
*انقلاب پاسخ است یا سؤال؟ [2011 Jun] 
*جنبش با کدام گفتمان ؟ [2009 Aug] 
*"اوبامای" وال استریت و "اوبامای" مردم کوچه وخیابان [2008 Nov] 
*یک نافرمانی باشکوه! [2008 Oct] 
* آزمون جنبش زنان درمقابله با [2008 Sep] 
*یک جمع بندی فشرده ازچالش های کارگری وراه های برون رفت ازآن [2008 May] 
*"انتخابات"رسوا وپرازتقلب! [2008 Mar] 
*مارش عظیم تحریم کنندگان ومعضل صندوق های خالی! [2008 Mar]