جنبش دانشجوئی ايران قبل از انقلاب بهمن ١٣۵٧
منصور بیات زاده

متن سخنرانی دکتر منصور بيات زاده در جلسه ای که  « جبهه ملی ايران ـ آلمان» تحت عنوان     « يادمان جنبش دانشجوئی ١٨ تير، جنبش دانشجوئی ايران، ديروز ـ امروز »، در روز شنبه ١٦ یولی ٢٠١١ (٢۵ تیرماه ١٣٩٠) در شهر کلن برگزار کرد. اما بخاطر محدود بودن وقت جلسه، به برخی از رئوس مطالب اين نوشته  اشاره شد و در باره آنها توضيحاتی داده شد.

*****

 

من در اين نوشته سعی می کنم به رئوس اتفاقاتی که در مقطع تاريخی سال ١٣٣٩ در رابطه با فعاليتهای دانشجويان ايرانی رويداده و يا مسائلی که سبب شده و تا حدودی کمک نموده اند تا تشکيلات دانشجوئی بنام «کنفدراسيون» تأسيس گردد ،اشاره کنم.

بنظر من در هنگام نگارش و گفتار مسائل تاريخی حتمأ بايد اتفاقات و رويدادهای تاريخی را به آن صورتی که روی داده اند و در روند تاريخی ای که شکل گرفته ، باتوجه به تأثيرات مثبت و يا احيانأ منفی آن، تحرير و ترسيم نمود و بدينمنظور حتمأ بايد از اسناد و مدارک معتبر و واقعی کمک گرفت وبهيچوجه  سعی  ننمود  بخاطر تبليغ مواضع سياسی گروهی و حزبی، بخشی ازتاريخ سياسی را تحريف نمود!

 

تا قبل از تأسيس تشکيلات دانشجوئی بنام «کنفدراسيون » در خارج از کشور ، درچندين شهر دانشگاهی بعضی از کشورهای اروپائی ، تشکلات دانشجوئی بنام «انجمن »، «اتحاديه» و يا  «سازمان » دانشجويان ايرانی وجود داشت، که فعاليت آنها در سطح بسيار محدودی و آنهم بر محور مسائل  صنفی و برگزاری جشن عيد نوروز دور می زد.

 برخی از آن تشکلات، همچنين فعاليتهای فرهنگی از قبيل برگزاری جلسات سخنرانی در رابطه با مسائل فرهنگی در دستور کار خود داشتند و احيانأ نشرياتی بصورت گاهنامه با تيراژ بسيار محدود منتشر می نمودند.

در فروردين ماه  ١٣٣٩ (برابر با آوريل ١٩٦٠) ، تعدادی از دانشجويان ايرانی عضو چندين انجمن محلی شهرهای دانشگاهی ازکشورهای آلمان،  فرانسه و انگليس، (١) که بعضی از آنها از طرفداران دکتر مصدق و نهضت ملی ايران ، ازجمله نيروی سوم و  همچنين طرفداران حزب توده ايران بودند،(٢) در شهر هايدلبرگ ـ آلمان گردهمآئی ترتيب می دهند و در بحث و گفتگو با يکديگر موفق می شوند تشکيلات سراسری دانشجويان ايرانی  در اروپا  بنام «کنفدراسيون محصلين ايرانی در اروپا » را پايه گذاری نمايند.

در تاريخچه مبارزات دانشجويان ايرانی درخارج از کشور، از آن نشست بنام «کنگره هايدلبرگ» نامبرده می شود.

با توجه به محتوی مصوبات نشست هايدلبرگ (کنگره)، سازمان جديدالتأسيس، يک سازمان صنفی دانشجوئی بود. در واقع يک سنديکای دانشجوئی، سازمانی همچون اتحاديه صنفی دانشجويان فرانسه (اونف).  

در «بيانيه» آن گردهمائی ــ اولين کنگره «کنفدراسيون محصلين ايرانی در اروپا »ــ  می خوانيم:

«هم آهنگ کردن تمام دانشجويان و محصلين ايرانی در اروپا و انجمن ها، سازمانها و اتحاديه های محلی ايشان بصورت يک کنفدراسيون بمنظور ايجاد و حفظ و استواری روح همکاری بين ايشان در فرنگ و آگاهانيدن بيشتر آنها به حقوق و وظايف صنفی خويش و تدارک  وسائط تشکيلاتی بمنظور ارتباط با همه محصلين ايرانی و مطالعه در شرايط کار و چاره جوئی در باره مسائلی که بر قشر دانشجو و تحصيل کرده طبق منافع ميهنی ما مطرح است.» (٣)

همانطور که اشاره رفت ،اگرچه تا فروردين ماه ١٣٣٩ ( آوريل ١٩٦٠) در بين سازمانها و اتحاديه های دانشجوئی ايرانی که در اروپا وجود داشتند ، هيچگونه رابطه و پيوند  تشکيلاتی وجود نداشت. اما، در ايالات متحده آمريکا در سال ١٩۵٢يک تشکيلات سراسری بنام «سازمان دانشجويان ايرانی در آمريکا» تشکيل شده بود که  می توانست از کمکهای مالی سفارت ايران در آمريکا و مؤسسه آمريکائی بنام «دوستان آمريکايی خاورميانه »(۴) برخوردار شود، بشرط اينکه در امور سياسی دخالت نکند . البته ،مقامات رژيم شاه برای خود اين حق را قائل می بودند که هرزمان که صلاح بدانند و تصميم بگيرند، در نشست های آن سازمان شرکت کنند و به تبليغ مسائل مورد نظر خود بپردازند.

اما، « در هشتمين گردهمآئی سازمان دانشجويان ايرانی در آمريکا در ايپسيلانتی ميشيگان ، در ٢٩ اوت تا دوم سپتامبر ١٩٦٠[ ٧ تا ١١شهريور ١٣٣٩ـ ٣٨ روز بعد از شروع فعاليت مجدد جبهه ملی در ايران ـ توضيح از منصور بيات زاده ] که ١٧٠ دانشجوی ايرانی از ٢۵ ايالت شرکت کرده بودند ، علی محمد فاطمی به رياست کنگره انتخاب می شود ، همينطور افراد ديگری از جمله محمد نخشب ـ فعال سياسی  حزب مردم ايران و تئوريسين انجمن سوسياليست های خداپرست ــ  بعنوان سرپرست کميته ها انتخاب می شوند. در آن کنگره اردشير زاهدی  سفير ايران  نيز حضور داشته است که در باره کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢  صحبت می کند وهمچون شوهر خواهرش  آقای داريوش همايون ، آن کودتای امپرياليستی را ، « قيام ملی » می نامد، امری که با مخالفت برخی از حاضرين در جلسه روبرو میشود. در آن گردهمآئی  صادق قطب زاده  و  محمد نخشب درباره  موضوع کودتای ٢٨ مرداد سال ١٣٣٢ سخنرانی می کنند و پرده از ماهيت ارتجاعی «قيام ملی » بر می دارند. در واقع با روشنگری و افشای ماهيت رژيم حاکم بر ايران ، کمک به  شکل دادن يک نهاد دانشجوئی مخالف دولت کودتا محمد رضا شاهی می نمايند.»(۵)

« قطعنامه سال ١٩٦٠[سال ١٣٣٩] کنگره ايپسيلانتی دانشجويان ايرانی، برعکس اصول آن سازمان که بر اصل طرح نکردن مسائل سياسی تاکيد داشت، در آن سال کاملا سياسی شد و تقريبأ مواضعی همچون مواضع جبهه ملی ايران و سازمان دانشجويان دانشگاه تهران اتخاذ کرد. در قطعنامه صحبت از اين امر شد که « در سالهای اخير سياست های کلی دولت، چه در داخل و چه در خارج خساراتی جبران ناپذير بر ملت وارد کرده است» و خواستار « تأسيس دولتی ملی بر اساس دموکراسی»  شد و همچنين بر امر « برای تحکيم استقلال کشور و مبارزه عليه هرنوع نفوذ بيگانه چه شرق و چه غرب، دولت بايد به مبارزه عليه فقر، اختلاف طبقاتی و نابرابريهای اجتماعی اولويت بخشد»  تاکيد نمود و بر پايه  تز« موازنه منفی»  دکتر مصدق ، آن کنگره در زمينه سياست خارجی صحبت از اتخاذ سياست « عدم تعهد مثبت » مبتنی بر« شرايط مشترکی که باعث پيوستگی ما با کشورهای آسيايی آفريقايی و اعضاء کنفرانس باندونگ»  هست نمود.  

با توضيحی که رفت سازمان دانشجويان ايرانی در آمريکا تولد جديدی پيدا کرد.»(٦)

در همان مقطع تاريخی سال ١٣٣٩که فعاليتهای دانشجوئی در خارج از کشور می رفت تا شکل سراسری بخود بگيرد و از آن طريق مابين سازمانهای دانشجويان ايران پيوند برقرار گردد و درشهرهائی که سازمان وجود نداشت، سازمان دانشجوئی تأسيس گردد، جبهه ملی ايران (جبهه ملی دوم) طی بيانيه ای بتاريخ سی تير ١٣٣٩ شروع مجدد فعاليتهای خود را در ايران اعلام می دارد. (٧)

جوانان طرفدار دکتر مصدق و جبهه ملی در روزهای آخر مردادماه (٢٦ مرداد ١٣٣٩)، يعنی ٧  سال بعداز کودتای ٢٨ مرداد  ١٣٣٢، متينگی «با امضاء جبهة ملّی و به ابتکار آقای عباس شیبانی در ميدان جلاليه»(پارک لاله کنونی) (٨) تهران برپا می کنند و در تائيد و همسوئی با بيانات سخنرانان آن متينگ، شعار زنده باد دکتر مصدق را سر می دهند. در چنان جوّ و فضای سياسی است که جوانان طرفدار مصدق مجددأ در دانشگاه تهران جهت احياء تشکيلات دانشجوئی وابسته به جبهه ملی ايران دست بفعاليتهائی می زنند. در همانسال برای برگزاری بزرگداشت  روز ١٦ آذر، «کمیته دانشگاه » مرکب از نمایندگان احزاب و دو نفر منفرد  بنام «حبیب پیمان (حزب مردم ایران)- حقیقی راد (معرفی شده از نهضت مقاومت)- حمید ذوالنور (حزب ایران)- پرویز شمس (از حزب سوسیالیست) - هوشنگ کشاورز (منفرد)- منوچهر کیهانی (حزب ملت ایران) و هاشم صباغیان (منفرد)»  تشکیل می شود و «نام رسمی آن «کمیته دانشگاه وابسته به جبهة ملّی» انتخاب گردید که بیانگر ماهیت کاملاً سیاسی آن و متمایز از هر گونه سازمان صنفی یا غیر جبهه ایست.» (٩)

«کميته دانشگاه وابسته به جبهة ملّی »  در ١٦ آذر ١٣٣٩ موفق به برگزاری تظاهراتی در دانشگاه  تهران می شود، همان تظاهراتی که يکی از سخنرانانش زنده ياد  بانو «پروانه فروهر»  بود. در آن رابطه آقای حسين شاه حسينی در يک مصاحبه ای می گويد:  
«اولين‌بار در سال ١٣٣٩ كه خانم پروانه فروهر ـ كه خدا رحمتش كند ـ سخنراني كرد، سكوت دانشگاه شكسته شد و رسماً شانزدهم آذر روز دانشجو ناميده شد. » (١٠

با توضيحاتی که در رابطه با چگونگی شکل گرفتن تشکلات دانشجوئی و شروع فعاليتهای آنها در داخل و خارج از کشور پس از ٧ سال بعد از کودتای سازمانهای جاسوسی «انتليجنت سرويس» و«سيا» و نيروهای ازتجاعی  ايرانی عليه حکومت ملی و قانونی دکتر مصدق رفت، روشن شد که در يک مقطع تاريخی معين ــ سال ١٣٣٩ ـ ، در اروپا، آمريکا و همچنين ايران، تشکلات دانشجوئی ايرانی که وابسته به رژيم کودتای محمدرضاشاهی نبودند بوجود آمدند و درفعاليتهای سياسی ـ اجتماعی شرکت کردند. اسناد تاريخی گواهی بر اين واقعيت دارد که فعالين آن تشکلات سعی نمودند تا با يکديگر تماس برقرار نمايند و در جهت همبستگی و همراهی  و همگامی خود کوشا باشند.

در هنگام برگزاری کنگره دوم کنفدراسيون اروپائی در لندن در اواخر سال ١٣٣٩(١٩٦١) ، سازمان دانشجويان ايرانی در آمريکا به آن کنگره پيام می فرستد و از آن طريق همبستگی ، همراهی و همگامی خود را با دانشجويان ايرانی در اروپا اعلام می دارد. در پاسخ ، کنگره طی پيامی خطاب به آنها علام می دارد:

« همآنگونه که در پيام خود خطاب به کنگره ما نوشته بوديد، خواهيم کوشيد تا همراهی و همگامی ما با شما روز بروز بيشتر، عميقتر و دامنه دار ترگردد.».( ١١)

کنگره لندن همچنين طی پيامی خطاب به دانشجويان در ايران وپشتيبانی  از مبارزات آنها که مجددأ شکل گرفته بود و قبلا به آن اشاره رفت،  تاکيد می نمايد که:

«... ما با علاقه فراوان همه کوششهای شما را برای احيای مبارزات صنفی و ايجاد اتحاديه های دانشجوئی در ايران دنبال ميکنيم و مفتخريم که نسل جوان ايران  در همه شرايط از کوشش خود باز نمی ايستد . بدين سبب بود که کنگره ما در قطعنامه خود از دولت خواست تا هرچه زودتر موانع راه ايجاد تشکيلات صنفی در دانشگاه ايران را از ميان بردارد.» (١٢)

نقل قول بالا از پيام دومين کنگره کنفدراسيون اروپائی خطاب به دانشجويان در ايران ، همچنين بيانگر اين واقعيت است که کوشندگان و فعالين جنبش دانشجوئی در آن مقطع تاريخی، صرفنظر از وابستگی حزبی شان، با الگو گرفتن از سازمانهای دانشجوئی کشور های دمکرات جهان غرب، گمان داشتند که  بدون شرکت دانشجويان در مبارزات سياسی عليه رژيم توتاليترو سرکوبگر شاه، رژيمی  که کوچکترين ارزشی برای حاکميت قانون و اصول قانون اساسی مشروطيت و حقوق دمکراتيک و قانونی ملت، ازجمله وجود «سازمانهای صنفی » قائل نمی شد،می توانند همچون دانشجويان آن جوامع ، خواست «ايجاد تشکيلات صنفی» را در ايران بمرحله اجرا درآورند. برپايه همين طرزتفکر و بينش فکری بايد باشد که در نشست هايدلبرگ پايه های شکل گرفتن يک «سازمان دانشجوئی صنفی در اروپا» ريخته می شود.

« با تمام احترامی که برای فعالين جنبش دانشجوئی در آن مقطع تاريخی قائلم، من [منصور بيات زاده] بر اين نظرم که اگر مبارزات دانشجويان دانشگاه تهران در سالهای ١٣٣٩ و ١٣۴٠ در ايران شکل نمی گرفت، بهيچوجه «کنفدراسيون جهانی »  نمی توانست دارای آن هويتی گردد که بعد از تأسيس  کسب کرد.  برای صحت اين گفتار می توان مصوبات کنگره هايدلبرگ را با مصوبات کنگره پاريس و يا کنگره های بعدی مقايسه کرد و به اين موضوع توجه نمود که روند مبارزات و فعاليتها، بر محور يکسری  از خواست های صنفی ، سياسی و ملی  و حتی مسائل بين المللی و ضد امپرياليستی  دور می زد ، که نقش محوری و تعيين کننده ای  در خط مشی « کنفدراسيون جهانی » پيدا کرده بودند.» (١٣)

سومين کنگره کنفدراسيون اروپائی در ديماه ١٣٤٠ (ژانويه ١٩٦٢ ) در پاريس تشکيل می شود. در آن کنگره سازمان دانشجويان ايرانی در آمريکا با فرستادن هيئت نمايندگی به کنگره، رسمأ به تشکيلات کنفدراسيون دانشجويان اروپائی می پيوندند. همچنين سازمان دانشجويان دانشگاه تهران وابسته به جبهه ملی ايران، با ارسال پيامی به آن کنگره ، که محتوی آن  بيانگر پيوستن آن سازمان به تشکيلات «کنفدراسيون» بود، سبب شدند و کمک کردند تا «کنفدراسيون اروپائی» از آن مقطع تاريخی ببعد ، تبديل به يک «سازمان جهانی» شود.

 

«سازمان دانشجويان دانشگاه تهران  ـ وابسته به جبهه ملی ايران » طی پيامی به امضاء آقای ابوالحسن بنی صدر، مسئول ارتباطات و روابط  خارجی ،  پيوستن آن سازمان به « کنفدراسيون دانشجويان و محصلين ايران » را اعلام  می دارد تا  از آن طريق « کنفدراسيون» بتواند بعنوان يک « اتحاديه ملی »  در سطح جهان عليه قانون شکنی ها و پايمال شدن اصول قانون اساسی مشروطيت  از سوی رژيم شاه و در دفاع از خواست هائی از جمله  آزادی دکتر مصدق  و برگزاری انتخابات آزاد فعاليت کند، چون رژيم محمد رضاشاه پهلوی  از فعاليت های  دانشجويان ايرانی، همچون فعاليت های سازمانها و  احزاب سياسی در ايران جلوگيری کرده  و اجازه نمی داد که اين سازمانها در داخل ايران ، فعاليت های علنی در چارچوب قانون اساسی مشروطيت داشته باشند.( ١۴)

 

در اسناد کنفدراسيون ازکنگره پاريس ـ سومين کنگره کنفدراسيون اروپائی ــ ، بنام اولين کنگره کنفدراسيون جهانی  محصلين و دانشجويان ايرانی ـ اتحاديه ملی نام برده شده است ( ١١ تا ١۵ دی ١٣٤٠ برابربا ١ تا ۵ژانويه ١٩٦٢ ) . ــ

ضروريست همچنين خاطر نشان کرد که بسياری از اعضاء و کوشندگان کنفدراسيون جهانی در گفتار و نوشتار  خود از آن تشکيلات ، باختصار بعنوان «کنفدراسيون» ياد کرده و می کنند ــ .

همچنين بايد خاطر نشان کرد که از همان اوائل شروع فعاليتهای کنفدراسيون ، در رابطه با چگونگی خط مشی و سمت و سوی مبارزات مابين اعضای کنفدراسيون برداشتها و نظرات متفاوت وجود داشت ، که آن برداشتها و تفسير از چگونگی مبارزات دانشجوئی، علاوه بر دامن زدن به بحث و گفتگو در بين اعضاء در جلسات واحدهای شهری، سمينارها، کنگره های فدراسيونها و کنفدراسيون ،کشمکش ها، رقابت ها و حتی دسته بنديها، با خود بهمراه داشت.

در طول مبارزات کنفدراسيون ،بعضی از اعضاء و فعالين بر اصل «صنفی» بودن کنفدراسيون پافشاری می کردند، برخی موضوع «انقلابی» بودن  «دانشجو» را در همان اوائل شروع فعاليتها مطرح کردند  و حتی عده ای بدلايلی قصد داشتند تا «ايدئولوژی » مورد نظر و علاقه خود را به تشکيلات «دمکراتيک » کنفدراسيون تحميل کنند، نظراتیکه با خود بحث و تبادل نظر زيادی بهمراه داشت، اما سرانجام تمام آن نظرات با مخالفت اکثريت اعضاء کنفدراسيون روبرو شد، حتی صفت «صنفی» بودن کنفدراسيون.  

همانطور که اشاره رفت، اگرچه «کنفدراسيون» بعنوان يک سازمان صنفی تأسيس شد، اما اين واقعيتی است انکار ناپذير که کنفدراسيون با الهام گرفتن از مبارزات دانشجويان و رنج بردن از وضع سياسی حاکم بروطن و حضور مستشاران نظامی آمريکائی  بمرور زمان به يک تشکيلات سياسی مبارز، راديکال و ضد امپرياليست تبديل شد

ضروريست خاطر نشان کرد باوجود اينکه بسياری از اعضاء و فعالين و کوشندگان کنفدراسيون شخصأ طرفدار ايدئولوژی از جمله ايدئولوژی کمونيستی  و نظرات و عقايد چپ بودند، اما محور اصلی فعاليت و مبارزات آن تشکيلات بر محور دفاع از استقلال ايران و مسائل ملی ، اعتراض به پايمال شدن حقوق دمکراتيک و قانونی مردم ايران و همبستگی با جنبش های آزاديبخش دور می زد. در رابطه با همين مسائل و مواضع بود که بخش بسياربزرگی از مخالفين رژيم محمد رضا شاه پهلوی  در خارج از کشور، صرفنظر از وابستگی مسلکی و گروهی خود، آن سازمان را سازمان سياسی خود می دانستند و در صفوف آن تشکيلات و برهبری آن سازمان ، در جهت افشای ماهيت وعملکرد رژيم محمدرضاشاه پهلوی ـ رژيم وابسته به امپرياليسم ـ ،  در سطح جهان دست بروشنگری می زدند و بخاطر دفاع  از حقوق دمکراتيک و قانونی مردم ايران، کارزار مبارزاتی ترتيب می دادند.

 بيشتر فعاليتهای کنفدراسيون بر محور اعتراض به قانون شکنيهای رژيم شاه و در آن رابطه پايمال شدن حقوق قانونی ملت ايران، حقوقی که در قانون اساسی مشروطيّت بر آنها تاکيد رفته بود دور می زد.

دفاع از زندانيان سياسی صرفنظر از وابستگی گروهی و مسلکی، در صدر مبارزات و فعاليتهای کنفدراسيون قرار داشت. اعتراض به محاکمات و محکوميت مهندس مهدی بازرگان، آيت الله سيد محمود طالقانی، دکتر يدالله سحابی، مهندس عزت الله سحابی ... در دادگاه نظامی ـ همان دادگاهی که مهندس بازرگان بيان داشت :«ما آخرین کسانی هستیم که از راه قانون اساسی به مبارزه سیاسی برخاسته ایم. از رئیس دادگاه انتظار داریم این نکته را به بالاتری‌ها هم بگوید.».( ١۵) از زمره اولين فعاليتهای دفاعی و افشاگرانه کنفدراسيون بود.

اتخاذ تصميمات و سياستهای ضد استبدادی و ضد استعماری و اعلام همبستگی با مبارزات آزاديبخش کشورهای جهان سوم ، سمت و سوی سياستهائی بودند که مدت کوتاهی پس از شروع فعاليتهای کنفدراسيون، بخصوص از زمان دومين کنگره کنفدراسيون در شهر لوزان (سوئيس ) در ديماه ١٣۴١ (ژانويه ١٩٦٣ ) شکل گرفت. (١٦)   

مصوبات کنگره لوزان تا حدودی بيانگر سمت و سوی سياست مبارزات و فعاليتهای آينده کنفدراسيون جهانی می باشد. همان کنگره ای که هم نيروهای طرفدارخليل ملکی (جامعه سوسياليستهای ايران در اروپا)، هم طرفداران حزب توده ـ همان نيروئی که  اولين کنگره درپاريس را ترک کرده بود ـ (١٧) و هم طرفداران جبهه ملی ـ چه افراد مذهبی و چه افراد غير مذهبی آن جبهه ـ ، در کنگره شرکت داشتند و از آن بعنوان «کنگره وحدت» نام می بردند، همچنين آقايان جزايری و محمد توسلی بعنوان نماينده سازمان دانشجويان دانشگاه تهران وابسته به جبهه ملی ايران، در کنگره لوزان حضور داشتند و شعار « اتحاد، مبارزه، پيروزی » ، شعار دانشجويان دانشگاه تهران را آقای توسلی در کنگره مطرح نمود، که آن شعار در طول حيات کنفدراسيون، بعنوان يکی از شعارهای محوری کنفدراسيون جهانی محسوب می شد.

در مصوبات کنگره لوزان در قطعنامه دومين کنگره بتاريخ ۴ ژانويه ١٩٦٣ برابر ١۴ دی ، در بخش مسائل ميهنی می خوانيم:

١ ـ ما آزادی جناب آقای دکتر محمد مصدق رهبر حقيقی ملت، پرچمدار مبارزات ملی و نخست وزير قانونی ايران را خواستاريم.

٢ ـ ما اجرای کامل قانون اساسی و اعلاميه جهانی حقوق بشر و منشور ملل متحد مبنی بر آزاديهای فردی و اجتماعی از جمله آزادی اجتماعات و احزاب سياسی ، آزادی بيان و قلم را خواهانيم و احيای مشروطيت و انجام فوری انتخابات آزاد را طالبيم. ماکسانی را که عامل پايمال کردن اصول دمکراسی و آزاديهای فردی و اجتماعی در ايران هستند در پيشگاه ملت گراميمان شديدأ محکوم ميکنيم.

٣ ـ با الهام از اعلاميه حقوق بشر و نظر به اهميت شرکت بانوان در پيشرفت اوضاع فرهنگی، اقتصادی و سياسی ايران، ما ميخواهيم که هرچه زودتر حقق مسلم و انسانی رنان ايران که نيمی از جامعه ما را تشکيل ميدهند بديشان داده شود.

...

٦ ـ ما خروج فوری ايران را از پيمان سنتو که برطبق اظهار صريح دکتر علی امينی ساليانه ٦٠ مليون دالار[ به پول آن زمان ـ منصور بيات زاده] بربودجه ضعيف مملکت ما تحميل ميکند و قرارداد دوجانبه ايران و آمريکا خواستاريم و معتقديم که ايران بايد دور از دسته بنديهای نظامی جهان و خارج از تعهدات تحميلی بلوک شرق و غرب سياست بيطرفی مثبت را بر مبنای حفظ استفلال کشور و منافع ملت ايران اتخاذ کند.

٧ ـ ما اخراج مستشاران خارجی اين مهمانان ناخوانده ملت ستمديده ايران را که ساليانه ميليونها دلار از دولت ايران بعنوان حقوق و مزايا دريافت ميکنند خواهانيم.

٨ ـ با توجه باينکه مقدار زيادی از بودجه کشور ما صرف نگاهداشت سازمان امنيت (ساواک)  ميگردد و با اعتقاد باين امر که بايد هزينه های گزافی که صرف اعمال غير قانونی اين سازمان ميگردد بمصارف فرهنگی و بهداشتی ميهن ما برسد خواهان بسته شدن اين لانه جاسوسی هستيم. اعمال غيرقانونی اين سازمان مبنی برجلوگيری افراد از خروج مملکت را شديدأ محکوم ميکنيم.

...

١١ ـ ما اعلام ميداريم که قراردادخائنانه کنسرسيوم مانند ديگر قراردادهای تحميلی بعد از کودتای ٢٨ مرداد تسليم منافع ملت ايران به بيگانگان ميباشد و چنين قراردادی از نظر ملت ايران غير قانونی و مطرود بشمار ميرود. ماخواهان اجرای واقعی قانون ملی شدن صنعت نفت در سراسرکشور هستيم.

...

١٧ ـ ما برطبق قانون اساسی ايران دخالت و روش خودسرانه شاه را در امور مملکت شديدأ محکوم ميکنيم.

در بخش مسائل بين المللی آن قطعنامه می خوانيم:

آزمايشهای هسته ای را از هر جانب که باشد خطری بزرگ و حتمی برای سلامت نسلهای بشر تلقی ميکنيم و خواهان  استفاده از انرژی اتمی در راه هدفهای غير نظامی و خلع سلاح عمومی در سراسر گيتی هستيم.

کنگره همچنين حمله مسلحانه چين به هند را محکوم می کندو خواستار رفع اختلافات از «طريق صلح جويانه و مسالمت آميز» می شود.

محتوی مصوبات دومين کنگره  کنفدراسيون در لوزان بيانگر اين واقعيت است که نمايندگان کنگره درباره مستعمرات آفريقا و کشورهای استعمارگر اروپائی  موضع اتخاذ می کند، از مبارزات مردم و بخصوص دانشجويان «آنگولا»  و «موزامبيک» برای رهائی از بند استعمار پشتيبانی می نمايد و سياست فاشيستی و ديکتاتوری حکومتهای «سالازارـ پرتغال» و «فرانکو ـ اسپانيا» را محکوم می کند. بر عليه سياستهای تبعيض نژادی در آفريقای جنوبی موضع قاطع اتخاذ می کند. (١٨) به دکترمصدق، ( ١٨ـ آ)  دانش آموزان و دانشجويان ايران ( ١٨ـ ب) و ملت ايران،پيام می فرستد .

 کنگره همچنين بمناسبت چهارمين سالگرد انقلاب کوبا،  به فدراسيون  دانشجويان دانشگاه F.E.U کوبا و به اتحاديه عمومی دانشجويان الجزاير، پيام می فرستد .

ووو

بخاطر جلوگيری از برداشت و تفسيرغلط  ازمطالب اين نوشته که بسيار فشرده تنظيم و تحرير شده است ، اشاره به کناره گيری طرفداران برخی از نيروهای سياسی از کنفدراسيون را ضروری می دانم.

اگرچه نيروهای مذهبی مصدقی همچون نيروهای غيرمذهبی مصدقی در اوائل شکل گرفتن کنفدراسيون نقش مثبتی داشتند، اما بعدأ بخش بزرگی از آن افراد مذهبی چون برايشان امکان نداشت تا کنفدراسيون را بيک «سازمان مذهبی» مورد نظرشان تبديل کنند، يعنی يک سازمان دانشجوئی با «ايدئولوژی مذهبی» ، از صفوف کنفدراسيون کنار کشيدند و سازمانهای مذهبی مورد نظرخود راتأسيس نمودند. برای اطلاعات بيشتر دراينمورد می توان به نظرات آقايان دکتر ابراهيم يزدی  و دکتر صادق طباطبائی  مراجعه نمود. بنظر من گفتار آقای دکتر يزدی تاحدود زيادی بيانگر وضع سياسی آن زمان است،(١٩) در حاليکه دکتر طباطبائی بغلط تشکيلات کنفدراسيون را بخاطر گفتگو و جدالی که وی  با چند عضو غير مذهبی  واحد شهر آخن ـ آلمان داشته ( سازمانی که او عضو بوده و از آن طريق عضو کنفدراسيون محسوب می شد ـ مراجعه کنيد به اساسنامه کنفدراسيون (٢٠)) ،  متهم به «ضد مذهب» نموده است و در نوشته  ای تحت عنوان « کنفدراسيون درس خواندن را خيانت به انقلاب می دانست » (٢١) می نويسد«... من شستم خبردار شد که کنفدراسيون ديگر يک تشکيلات غير مذهبی نيست بلکه ضد مذهبی است». با توجه باين واقعيت ، زمانيکه آيت الله خمينی از سوی رژيم شاه  به ترکيه تبعيد شد، کنفدراسيون بحمايت از ايشان برخاست و طی تلگرافی به عصمت اينونو، رئيس جمهور وقت ترکيه نوشت :

« طبق اطلاع  رسيده حضرت آيت الله خمينی پيشوای دينی مردم ايران بآن کشور تبعيد گرديده اند.از آنجائيکه وقوف اطلاع  بر سرنوشت ايشان مورد نهايت علاقه  دانشجويان ايرانی و همه مردم ايران است چهارمين کنگره کنفدراسيون دانشجويان ايرانی که در شهر کلن، آلمان منعقد گرديد بدينوسيله تقاضا دارد که کنفدراسيون دانشجويان ايرانی را هرچه زودتر از وضع و محل اقامت ايشان مطلع داريد. با تقديم احترمات فائقه، رئيس کنگره»، (٢٢)  و در تمام کنگره های کنفدراسيون قطعنامه ها و پيامهائی در پشتيبانی آن بخش از روحانيت که عليه رژيم استبدادی شاه مبارزه می کردند تصويب شد! برای نمونه می توان به پيام کنگره سوم کنفدراسيون در لندن ( دی ١٣۴٢ تا ژانويه ١٩٦۴ ) «به حضرات آيت الله العظمی آقايان خمينی ـ ميلانی ـ شريعتمداری رهبران مجاهد و عاليقدر جامعه روحانيت که در زندان استبداد بسر ميبرند و به روحانيون مترقی و شجاع ديگراشاره نمود.»( ٢٣)

« بسياری از فعالين و اعضای کنفدراسيون بعد از پايان تحصيلات خود براه های متفاوتی رفتند، حتی بعضی از طرفدارا جامعه سوسياليست ها، بخاطر اينکه کنفدراسيون به يکنوع سازمان سياسی تبديل شده بود  که با سنديکاليسم متعهد مورد نطر آنها  تفاوت زيادی داشت،  خود را از آن تشکيلات در همان اوايل فعاليت کنفدراسيون جهانی کنار کشيدند. برخی  از اعضاء بکلی فعاليت سياسی را کنار گذاشتند و  بعضی ها بخاطر اقامتشان در ايران مجبور شدند با وضعيت حاکم بر ايران بنحوی  بسازند، بدون اينکه خواسته باشند به طرفداران رژيم شاه تبديل گردند  و يا بسياری فعاليت های سياسی خود را  تحت نام سازمانهای سياسی مورد علاقه خود در داخل و خارج از کشور ادامه دادند. حتی عده ای نيز رسمأ در خدمت دستگاههای تبليغاتی رژيم شاه  و نهادهای حکومتی قرار گرفتند... » (٢۴) اما بعضی از آن  افراد برای توجيه بی عملی خود در اروپا، کناره گيری خود از کنفدراسيون را ، بغلط حاکم شدن ايدئولوژی کمونيستی لنينيستی برکنفدراسيون توجيه کردند و هنوزمی کنند ـ و نه راديکال شدن مبارزات کنفدراسيون در مبارزه با رژيم شاه و همبستگی آن سازمان با مبارزات استقلال طلبانه کشورهای دربند آسيا و آفريقا و آمريکای لاتين. البته روشن نيست که اگر آن هموطنان محترم  هنوز برادعای خود باوردارند، ممکن است توضيح دهند که چرا و بچه دليل بمبارزات خود در چارچوب تشکيلات «جامعه سوسياليستهای ايران در اروپا» ادامه ندادند  و يا اينکه فعاليتهای خود را در آن سازمان نيز تعطيل کردند، چون بر آن سازمان هم  مارکسيست ـ لنينستها حاکم شده بودند؟!

بايد قبول کرد که عضويت در کنفدراسيون و يا فعاليت سياسی عليه رژيم شاه، رژيم وابسته به امپرياليسم ، می توانست خدای نکرده خطر شغلی و مقامی در ايران و حتی در خارج از کشور با خود بهمراه داشته باشد، که برای بسياری داشت!!

طرفداران حزب توده ايران ، چون براصل دفاع از سياست روز اتحاد جماهير شوروی سوسياليستی تاکيد داشتند و آن سياست، در مغايرت با مواضع کنفدراسيون که برپايه دفاع ازمسائل ملی اتخاذ می شد، قرارداشت. چند سال قبل از انشعاب در کنفدراسيون، اکثرطرفداران آن حزب حاضر نشدند ، عضويت خود را درسازمانهای محلی تجديد کنند و بنحوی آن تشکيلات را ترک کردند.

مصوبات کنگره های کنفدراسيون و فدراسيونها  بيانگر اين واقعيت می باشند که مبارزات و فعاليتهای کنفدراسيون و تمام واحدهای شهری و کشوری آن تشکيلات جهانی،  بر محور دفاع از مسائل ملی،  استقلال و تماميت ارضی ايران و  اعتراض به پايمال شدن حقوق قانونی و دمکراتيک مردم ايران توسط رژيم وابسته به امپرياليسم آمريکا  و افشای ماهيت غير ملی و سرکوبگر  رژيم شاه  و همبستگی با مبارزات آزاديبخش و ضد امپرياليست کشورهای دربند دور می زده است.

کنفدراسيون بخاطر فعاليتها و مبارزاتش در دفاع از حقوق قانونی و دمکراتيک مردم ايران و اعتراض به عملکرد هيئت حاکمه و همچنين همبستگی با مبارزات ضد امپرياليستی  کشورهای دربند، همچون ويتنام، فلسطين،... به يکی از بزرگترين سازمانهای دانشجوئی جهان در آن مقطع تاريخی تبديل شده بود. پيامهائی که از اقصی نقاط جهان به کنگره های کنفدراسيون ارسال می شد، بزرگترين مؤيد اين واقعيت است.( ٢۵)

برای آشنا شدن به ماهيت ملی و ضد امپرياليستی کنفدراسيون ، حتمأ بايد در نوشته هائی ديگر مفصلا در باره آکسيونهای اعتصاب غذا، مصاحبه های مطبوعاتی، متينگ ها، تظاهرات ، اشغال کنسولگری های رژيم شاه  که بمراکز ساواک تبديل شده بودند، اشاره کرد. من در اين نوشته بطور مختصر به  مبارزات و روشنگريهای کنفدراسيون در اعتراض به مسافرت شاه به آلمان اشاره می کنم.

مسافرت شاه به آلمان در ٦ خرداد ١٣۴٦ (٢٧ مه ١٩٦٧) ،

 

در اردیبهشت ماه سال ١٣۴٦ (٢٧ مه ١٩٦٧) هيئت دبيران کنفدراسيون طی نامه سشرگشاده خطاب به هاینریش لوبکه رئيس جمهور وقت آلمان خواستار می شوند تا ايشان دعوتش را از پادشاه مستبد ايران پس بگيرد. هيئت دبيران فدراسيون آلمان و مسئولين و اعضای سازمانهای شهری سعی نمودند تا برمحور آن نامه سرگشاده در افکار عمومی ، بخصوص در محيط دانشگاهها درباره وضع حاکم بر ايران کارزار تبليغاتی بپا نمايند.

در ٦ خرداد ١٣۴٦ (٢٧ مه ١٩٦٧) ، روز ورود شاه به آلمان تظاهرات بزرگی در شهر بن ـ پايتخت آن زمان آلمان فدرال برپاشد. بنا بر گزارش مطبوعات آلمانی، مقامات انتظامی وزارت کشور با بسیج بیش از ده هزار پلیس از شهرهای مختلف آلمان در شهر بن ، اقدامات امنیتی شدیدی را برای حفاظت از جان شاه ترتیب داده بود . در آن تظاهرات پليسی مرا در محل معروف به «هوف گارتن » بسختی مجروح  و بازداشت نمود. ـ بعدأ در دادگاه معلوم شد که پليس شاکی، کارمند اداره پليس  شهر وُپرتال است.( ٢٦) 

هنگام بازدید شاه از شهر مونيخ، تظاهرات گسترده‌ای با پشتیبانی دانشجویان آلمانی از سوی سازمان مونيخ وابسته به کنفدراسیون برگزار شد.

کنفدراسیون با کمک و همکاری دانشجويان ضد امپرياليست آلمان از جمله  sds ، برگزاری تظاهرات بزرگی در ١٢ خرداد ١٣۴٦(٢ ژوئن١٩٦٧) در مقابل شهرداری برلین سامان داد.

سازمان امنيت (ساواک) سه اتوبوس حامل گروهی چماقداران به جلوی شهرداری برلين فرستاده بود که آن جماعت از سوی پليس آلمان، علنأ حمايت می شدند. فيلم حمله آن جماعت شاه الهی به حاضرين در تجمع جلوی شهرداری ، از جمله مخالفين شاه ، از زمره يکی از فيلمهای تاريخی آلمان محسوب می شود. سازمان امنيت شاه (ساواک)  با آن نمايش چماقداران، پرده از ماهيت سرکوبگر خود برداشت. مامورين و چماقداران ساواک ، به «يوبل پرز » معروف شدند. امروز نيز هرزمانکه از «يوبل پرز » صحبت بميان می آيد، آدم را بياد دوران مسافرت محمدرضاشاه و فرح ديبا به برلين غربی می اندازد.

در روز دوم  ژوئن ، دانشجوی آلمانی بنام «بنواونه زورگ» بضربه گلوله پليس برلين در جلوی اُپرای آن شهر بقتل رسيد.

با سفر شاه به آلمان و حادثه دوم ژوئن، فصلی تازه در تاریخ جنبش دانشجویی آلمان گشوده شد. فصلی که با مبارزه دانشجویان ایرانی و نام کنفدراسیون جهانی ...( CISNU ) عجین گشته و نقطه عطفی در تاریخ جنبش دانشجویی ضد امپرياليستی  جهان به شمار می آيد. اعتراض به سفر شاه و شرکت وسيع دانشجويان دمکرات و چپ آلمانی و ديگر ملتها، سبب شد و کمک کرد تا به مبارزات دانشجوئی   در سراسر اروپا دامن زده شود. آن مبارزات در جنبش اعتراضی دانشجويان و كارگران فرانسه در ماه مه ١٩٦٨ بی تأثير نبوده است.

با توضيجاتی که رفت مطالب مطرح شده در باره فعاليتهای کنفدراسيون را نبايد باين معنا تلقی کرد که کنفدراسيون در فعاليتها و مبارزات خود اشتباهاتی را مرتکب نشده  و عملکرد ها و تصميماتش کمبود و اشکال نداشته است. اما نمی توان و نبايد با معيارهائی که امروز رسم است درباره فعاليتهائی که ۵٠ سال قبل شروع شد و با پيروی انقلاب بهمن ١٣۵٧ به پايان رسيد به قضاوت پرداخت. همچنين ضرورت دارد در برخورد بمسائل آن مقطع تاريخی، جوّ سياسی حاکم برجامعه و حتی حاکم بر جهان را نيزدرنظر گرفت. در هرحال ، « مشکل معرفتی» ، بيماری مزمنی بود که تقريبأ اکثريت فعالين و کنشگران کنفدراسيون، کم و بيش به آن مبتلا بوديم. آن مشکل،  نقش بزرگی در ماجرای انشعاب و تکه تکه شدن «کنفدراسيون» به سازمان های جمعی احزاب و سازمانهای آن مقطع تاريخی داشت!

کوشش طرفداران سازمان انقلابی ، بخاطر دامن زدن به بحثهائی همچون سوسيال امپرياليسم شوروی، آنهم برای تحميل تزسه جهان مائوتسه دون از سوئی  و تبليغ و دامن زدن به بحثهائی برای تحميل خط مشی چريکی و قهر آميز از سوی طرفداران جبهه ملی ايران (خاورميانه) و طرفداران چريکهای فدائی  خلق  و پيکار (نيروی مائوئيستی که با توسل بقهر سازمان مجاهدين خلق را به سازمان کمونيستی « پيکار» تبديل کرده بود) (٢٧)  ــ چپ روی طرفداران پيکار و چريکهای فدائی در کنار چپ رويهای بسياری  ديگراز فعالين و کنشگران در کنفدراسيون ، مسائلی بودند که جمعأ کمک به انشعاب در درون کنفدراسيون جهانی بعد از کنگره ١٦ ( ژانويه ١٩٧۵ــ دی ١٣۵٣) نمودند. اما ضروريست همچنين يادآورشد که تا انقلاب بهمن ١٣۵٧ ، تمام آن سازمان ها بمبارزات خود عليه رژيم شاه ادامه دادند! 

درخاتمه ضروريست بر اين اصل تاکيد داشت، اگرچه مبارزات دانشجويان دانشگاههای ايران بعد از پيروزی انقلاب بخاطر مبارزه با استبداد و ديکتاتوری و کسب آزادی و استقرار حاکميت قانون و برگزاری انتخابات آزاد دور می زد، تا از آن طريق نمايندگان واقعی مردم انتخاب شوند و حاکميت ملت برقرار گردد. اين خواستها و شيوه مبارزه  مورد تائيد می باشد و بدرستی افراد و نيروهای آزاديخواه تا کنون از آن پشتيبانی کرده اند. اما «دفتر تحکيم وحدت» فرقش با « کنفدراسيون» در اين امر نهفته است که کنفدراسيون همانطور که قبلا اشاره رفت سازمانی ايدئولوژيک نبود، در حاليکه «دفتر تحکيم وحدت» سازمانی ايدئولوژيک است.  

بنظر من نسل جوان امروز ايران نبايد همان  اشتباهاتی که نسل ما بخاطر« مشکل معرفتی» و نداشتن شناخت و تجربه کافی از مبارزات دمکراتيک ، که سبب دامن زدن به امر « گروه گرائی»  و  تکيه بر«کيش شخصيت»  و « خود بزرگ بينی » شد را مجددأ تکرار نمايد. بدينمنظور حتمأ بايد با تاريخ معاصر از جمله تاريخچه مبارزات دانشجوئی آشناشود. فقط از اين طريق است که می توان با اشتباهات و دست آوردها آشنا شد و به عللی که آن شکست ها و يا پيروزيها را سبب شدند،پی برد!

تيرماه ١٣٣٩ برابربا يولی ٢٠١٠

dr.bayatzadeh@ois-iran.com

 

پانويس:

 

١ ـ دکتر علی شيرازی، نخستين کنگره کنفدراسيون دانشجويان ايرانی در اروپا ـ گاهنامه چشم انداز ـ شماره ١١، زمستان ١٣٧١

منبع: سايت سازمان سوسياليست های ايران ـ سوسياليست های طرفدار راه مصدق

www.tvpn.de/ois/ois-iran-2890.htm

 

     ـــــ  دکتر بهمن نيرومند، برگزاری کنگره هايدلبرگ ـ گاهنامه چشم انداز ـ شماره ١١، زمستان

١٣٧١

منبع: سايت سازمان سوسياليست های ايران ـ سوسياليست های طرفدار راه مصدق

 www.tvpn.de/ois/ois-iran-2884.htm

 

٢ ـ در آن مقطع تاريخ (١٣٣٩) تنها جريان سياسی که در خارج از کشور تشکيلات سياسی داشت، طرفداران خليل ملکی (نيروی سوم) بنام جامعه سوسياليست های ايران در اروپا بود. طرفداران جبهه ملی هنوزتشکيلات خود را تأسيس نکرده بودند. برای اطلاعات بيشتر در اينمورد به نوشته  «چگونگی  شکل گرفتن نشکيلات جبهه ملی ايران در  اروپا بعد از کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢ » مراجعه کنيد:

منبع: سايت سازمان سوسياليست های ايران ـ سوسياليست های طرفدار راه مصدق

http://www.ois-iran.com/2011/esfand-1389/ois-iran-1154-dr_mansur_bayatzadeh-jebheyemelli_europa.htm

 

و حزب توده در آنزمان مستقر در کشورهای اروپای شرقی(بلوک کمونيستی) بود و هنوز در کشورهای اروپای غربی تشکيلاتی تأسيس نکرده بود.

 

٣ـ به نقل از بيانيه کنگره « کنفدراسيون اروپائی»  که مطالب آن با دست نوشته شده است. در آن کنگره منوچهر ثابتيان ( انگليس)، منوچهر هزارخانی ( فرانسه)، روح الله حمزه ای(آلمان غربی) بعنوان مسئولين موقت تعيين می شوند تا کنگره لندن را برگزار کنند.

به نقل از زير نويس شماره ١٠ از نوشته « کنفدراسيون، جنبش دانشجوئی، ساواک شاه و روزنامه کيهان ـ بخش دوم» ـ بقلم دکتر منصور بيات زاده

منبع: سايت سازمان سوسياليست های ايران ـ سوسياليست های طرفدار راه مصدق

http://www.ois-iran.com/ois-iran-1045-confedration-bakhshe_dowom.pdf

    آن نقل قول را همچنين می توان در صفحه  ٦ همان نوشته که بصورت فرمات "پ ـ د ـ اف " تهيه شده است مطالعه کرد:

http://www.ois-iran.com/ois-iran-1045-confedration-bakhshe_dowom.pdf

۴ ـ « دوستان آمريکايی خاورميانه » ،

American Friends of The Middle East

مؤسسه است که در سال ١٩۵١ در شهر ماديسون ـ ويسکانسين تأسيس شده بود . ولی اين نهاد يک «سازمان پوششی» بود که مخارج و هزينه آنرا سازمان بين المللی «سيا» اداره می کرد.

۵ ـ همان منبع نقل قول پانويس شماره ٢ ، صفحه ٧

http://www.ois-iran.com/ois-iran-1045-confedration-bakhshe_dowom.pdf

٦ ـ همان منبع نقل قول پانويس شماره ٢ ، صفحه ٧

http://www.ois-iran.com/ois-iran-1045-confedration-bakhshe_dowom.pdf

٧ ـ فساد سياسی ـ اداری، چپاول ثروتهای ملی، سرکوب و جلوگيری از دخالت مردم در امور سياسی ـ اجتماعی ،  رژيم کودتای محمدرضاشاه پهلوی  را به بن بست سياسی ـ اجتماعی کشانده بود. علاوه بر آن، نتيجه انتخابات رياست جمهوری ايالات متحده آمريکا می توانست خطراتی برای رژيم شاه، رژيمی که وابسته به دولت ايالات متحده آمريکا بود با خود بهمراه داشته باشد. چون «جان ـ اِف ـ کندی » کانديد ای حزب دمکرات در مبارزات انتخاباتی شديدأ به سياست خارجی دولت آيزنهاور ـ  ريچارد نيکسون (کودتاچيان ٢٨ مرداد ١٣٣٢) حمله می کرد که آن دولت از رژيم های ديکتاتور ، همچون رژيم شاه حمايت و پشتيبانی می کند. با پيروزی او در انتخابات رياست جمهوری، سياست خارجی آمريکا تغيير خواهد کرد.

آن مسائل داخلی و تهديد از خارج با خود تحولات سال ١٣٣٩ را بهمراه داشت که مجددأ برای بعضی از فعالان و گروههای سياسی  امکانات شروع مجدد فعاليت سياسی را تا حدودی فراهم کرد.

٨ ـ نگاهی به جنبشدانشجوئی سالهای ١٣٣٩ تا ١٣٤٢ خورسيدی در ايران ـ حميد ذوالنور

منبع: سايت سازمان سوسياليست های ايران ـ سوسياليست های طرفدار راه مصدق

http://www.ois-iran.com/ois-iran-4306-zolnour-jonbeshe_daneshjoie-1339_ta_1342-dar_iran.htm

٩ـ حميد ذوالنور  ـ  همان منبع شماره ٨  

و

متين ، افشين ، ترجمه ارسطو آذری ، کنفدراسيون، تاريخ جنبش دانشجويان ايرانی در خارج از کشور ۵٧ ــ ١٣٣٢ ، چاپ اول ، بهار ١٣٧٨ ، صفحه ١١٢

١٠ ـ  شانزدهم آذر، قلب تپنده جنبش دانشجوئی ، گفت و گو با حسين شاه حسينی ـ از فعالان نهضت ملی، به نقل از سايت اينترنتی سازمان سوسياليست های ايران

www.tvpn.de/ois/ois-iran-2021.htm

١١ ـ  به نقل از پيوند ، ارگان فدراسيون دانشجويان ايرانی در آلمان غربی و برلن،شماره ۴، دی ١٣٣٩، ژانويه ١٩٦١ ، صفحه ٢٣۵ . همان منبع نقل قول شماره ٢ ، صفحه  ٦

http://www.ois-iran.com/ois-iran-1045-confedration-bakhshe_dowom.pdf

١٢ ـ به نقل از پيوند ، ارگان فدراسيون دانشجويان ايرانی در آلمان غربی و برلن،شماره ۴، دی ١٣٣٩، ژانويه ١٩٦١ ، صفحه ٢٣۴ . همان منبع نقل قول شماره ٢ ، صفحه  ٦  

http://www.ois-iran.com/ois-iran-1045-confedration-bakhshe_dowom.pdf

١٣ ـ همان منبع نقل قول پانويس شماره ٢ ، صفحات ١١  و ١٢

http://www.ois-iran.com/ois-iran-1045-confedration-bakhshe_dowom.pdf

١۴  ـ همان منبع نقل قول پانويس شماره ٢ ، صفحه  ٨

http://www.ois-iran.com/ois-iran-1045-confedration-bakhshe_dowom.pdf

و پانويس شماره ١٧ همان نوشته:

     ـــ  ١٧ ـ متين ، افشين ، ترجمه ارسطو آذری ، کنفدراسيون، تاريخ جنبش دانشجويان ايرانی در خارج از کشور ۵٧ ــ ١٣٣٢ ، چاپ اول ، بهار ١٣٧٨ ، صفحات  ١٢٩ و  ١٣٠

 

١۵ ـ  غلامرضا نجاتی، تاریخ سياسی  ۲۵ ساله ایران، از کودتا تا انقلاب، ج۱، ص۳۷۱.

 

١٦ ـ  کنگره لوزان ـ  به نقل از « کنفدراسيون، جنبش دانشجوئی، ساواک شاه و روزنامه کيهان ـ بخش سوم» ـ بقلم دکتر منصور بيات زاده

منبع: سايت سازمان سوسياليست های ايران ـ سوسياليست های طرفدار راه مصدق

http://www.ois-iran.com/ois-iran-1046-confedration-bakhshe_dowom.pdf

 

١٧ ـ ترک کنگره پاريس از سوی طرفداران حزب توده

همان منبع نقل قول پانويس شماره ٢ ، صفحه  ١٣

http://www.ois-iran.com/ois-iran-1045-confedration-bakhshe_dowom.pdf

 

١٨ ـ « کنفدراسيون، جنبش دانشجوئی، ساواک شاه و روزنامه کيهان ـ بخش سوم » ـ بقلم دکتر منصور بيات زاده

منبع: سايت سازمان سوسياليست های ايران ـ سوسياليست های طرفدار راه مصدق

 

www.tvpn.de/sa/sa-ois-iran-1046.htm

 

١٨ آ ـ  پيام کنفدراسيون به دکتر مصدق

منبع: سايت سازمان سوسياليست های ايران ـ سوسياليست های طرفدار راه مصدق

http://www.ois-iran.com/ois-iran-1049-payame_confedration_be_dr_mossadegh.htm

 

١٨ ب ـ پيام کنفدراسيون به دانش آموزان و دانشجويان ايران ـ در « کنفدراسيون، جنبش دانشجوئی، ساواک شاه و روزنامه کيهان ـ بخش سوم» ـ بقلم دکتر منصور بيات زاده

منبع: سايت سازمان سوسياليست های ايران ـ سوسياليست های طرفدار راه مصدق

 

www.tvpn.de/sa/sa-ois-iran-1046.htm

 

١٩ ـ  کنفدراسيون و دانشجويان مسلمان ـ گفتگو با دکتر ابراهيم يزدی ـ هژير پلاسچی / شايان شهوق

www.tvpn.de/sa/sa-ois-iran-2426.htm

www.tvpn.de/sa/sa-ois-iran-2454.htm

٢٠ ـ اساسنامه کنفدراسيون محصلين و دانشجويان ايرانی

 در ضمائم بخش پنجم نوشته « کنفدراسيون، جنبش دانشجوئی، ساواک شاه و روزنامه کيهان ـ بخش چهارم» ـ بقلم دکتر منصور بيات زاده

منبع: سايت سازمان سوسياليست های ايران ـ سوسياليست های طرفدار راه مصدق

 

www.tvpn.de/sa/sa-ois-iran-1048.htm

 

٢١ ـ کنفدراسيون درس خواندن را خيانت به انقلاب می دانست ـ گفتگو با دکتر طباطبائی

www.tvpn.de/ois/ois-iran-500a.pdf

 

٢٢ ـ تلگراف به پرزيدنت عصمت اينونو، رئيس جمهور ترکيه

در ضمائم بخش چهارم نوشته « کنفدراسيون، جنبش دانشجوئی، ساواک شاه و روزنامه کيهان ـ بخش چهارم» ـ بقلم دکتر منصور بيات زاده

منبع: سايت سازمان سوسياليست های ايران ـ سوسياليست های طرفدار راه مصدق

 

www.tvpn.de/sa/sa-ois-iran-1047.htm

 

٢٣ ـ پيام سومين کنگره کنفدراسيون دانشجويان ايرانی به حضرات آيت الله العظمی آقايان خمينی ـ ميلانی ـ شريعتمداری رهبران مجاهد و عاليقدر جامعه روحانيت که در زندان استبداد بسر ميبرند و به روحانيون مترقی و شجاع ديگر.

در ضمائم بخش چهارم نوشته « کنفدراسيون، جنبش دانشجوئی، ساواک شاه و روزنامه کيهان ـ بخش چهارم» ـ بقلم دکتر منصور بيات زاده

منبع: سايت سازمان سوسياليست های ايران ـ سوسياليست های طرفدار راه مصدق

 

www.tvpn.de/sa/sa-ois-iran-1047.htm

 

٢۴ ـ به نقل از « کنفدراسيون، جنبش دانشجوئی، ساواک شاه و روزنامه کيهان ـ بخش سوم» ـ بقلم دکتر منصور بيات زاده

منبع: سايت سازمان سوسياليست های ايران ـ سوسياليست های طرفدار راه مصدق

http://www.tvpn.de/sa/sa-ois-iran-1046.htm

 

٢۵ ـ با گذشت زمان کنفدراسيون دارای نفوذ اجتماعی ـ سياسی در بين شخصيتها سياسی ـ علمی ، فرهنگی ،سازمانها و احزاب سياسی و سازمانهای مدافع حقوق بشر و جنبش های آزاديبخش و سنديکاههای کارگری ...شده بود، بطوريکه هرساله بيش از يکصد پيام به کنگره های کنفدراسيون ارسال می شد. بد نيست به نام تعدادی از سازمانها و شخصيتهائی  که به دوازدهمين کنگره کنفدراسيون(١٨ تا ٢٣ اسفند ١٣۴٩ / ٩ تا ١۴ مارس ١٩٧١) پيام فرستادند، اشاره کنم. همان کنگره ای که چند هفته قبل از برگذاری اش، سیاوش بهزادی، دادستان نظامی ارتش، با استناد به قانون سال ١٣١٠ دوران رضاشاهی کنفدراسیون را غیرقانونی اعلام کرد و اعضای آن تشکيلات را به ٣ تا ١٠ سال زندان تهديد نمود.

پيام از جمهوری دموکراتيک ويتنام شمالی، پيام از دولت انقلابی موقت ويتنام جنوبی، پيام اتحاديه عمومی دانشجويان فلسطينی، پيام اتحاديه ملی دانشجويان کامبوج، پيام اتحاديه ملی دانشجويان آلمان، پيام اتحاديه دانشجويان يونان، پيام فدراسيون دانشجويان آفريقای سياه، پيام اتحاديه کارگران استان بولونيا(ايتاليا)، پيام اتحاديه کارگران استان فلورانس (ايتاليا)، پيام حزب سوسياليست کارگری ايتاليا، پيام ژان پل سارتر(فيلسوف فرانسوی)، پيام رئيس دانشگاه دارمشتات ـ آلمان، پيام لوئيجی کاواليری حقوقدان ايتاليائی، پيام سازمان عفو بين المللی ـ بخش آلمان، پيام اتحاديه دانشجويان سوسيال دمکرات آلمان، پيام کميته همآهنگ کننده سازمانهای دانشجويان اندونزی در اروپا، پيام اتحاديه دانشجويان سوسيال دمکرات و سازمان جوانان سوسيال دمکرات فنلاند، پيام اتحاديه دانشجويان سوسيال دمکرات اطريش، پيام کارگران و دانشجويان فلسطينی جبهه دمکراتيک خلق( مقيم اروپای غربی)، پيام اتحاديه ملی دانشجويان يوگسلاوی، پيام کميته مبارزه عليه امپرياليسم ـ ورتسبورگ (آلمان غربی)، پيام اتحاديه ملی دانشجويان کويت، پيام حزب کمونيست (مارکسيست ـ لنينيست آلمان ـ ورتسبورگ)، پيام اتحاديه عمومی دانشجويان فلسطين در چکسلواکی، پيام اتحاديه عمومی دانشجويان فلسطين در ايتاليا، ووو

 

٢٦ ـ  پليس وپرتال و دادگاه بن در رابطه با مجروح شدن منصور بيات زاده در تظاهرات اعتراضی  بمسافرت شاه دربن،  در ٦ خرداد ١٣۴٦ (٢٧ مه ١٩٦٧)

http://www.ois-iran.com/ois-iran-7000-akhabar_darbarahe_dadgah-30_10_1968-tazahorat_alehe_shah-27_5_1967.htm

 

٢٧ ـ اشاره به گفت و گوهاى درونى  بين دو سازمان چريك هاى فدائى خلق ايران و مجاهدين خلق ايران . به نقل از سايت عصرنو:

http://asre-nou.net/php/view.php?objnr=12257

 

که بخشی از آن مربوط به کنفدراسيون می باشد:

 

فايل صوتى شماره ۹ :
برخى موضع گيرى هاى سازمان مجاهدين عليه نيروها و كشورهاى خارجى كه ممكن است در تضادشان با رژيم شاه به نيروهاى انقلابى كمك كنند، اما سياست و ايدئولوژى شان مورد انتقاد مى تواند باشد. چه سياستى بايد در قبال شوروى و حزب توده داشت؟
همين طور بحث دز بارهء گروههاى ايرانى طرفدار چين و كلاً نظر دو سازمان دربارهء نظرات چين و سياستش.
جريان هاى درون كنفدراسيون دانشجويان ايرانى و نظر رفقاى فدائى راجع به كنفدراسيون.
رابطهء س. چ. ف. خ. ا. با جبههء ملى ايران در خاورميانه [كه بعدها سازمان وحدت كمونيستى نام گرفت] و بحث دربارهء نقش جريان هاى مختلف تروتسكيستى و چينى [مائوئيستى].

فايل صوتى شماره
۹a


فايل صوتى شماره
۹b


فايل صوتى شماره
۹c

 

* ـ برای کسب اطلاعات بيشتر درباره چکونگی فعاليتهای جنبش دانشجوئی و عکس العمل ساواک،   از لينکهای زير استفاده کنيد:

www.tvpn.de/ois/ois-iran-2000-a.htm

www.tvpn.de/ois/ois-iran-212-a.htm

http://www.ois-iran.com/10-00-ois-iran-1155-majmuah_ie_az_maghalat_dr_mansur_bayatzadeh.htm

منبع:پژواک ایران


منصور بیات زاده

فهرست مطالب منصور بیات زاده  در سایت پژواک ایران