رابطه جنبش و "چه بایدکرد"!
تقی روزبه

برسم معمول "چه بایدکرد" را از "نخبگان" وصاحب نظران می پرسند.ازهمین رومراجعه به جنبش ها با بی شماران سوژه، برای یافتن پاسخ این سؤال قدری عجیب می نماید،اما درواقع معادله برخلاف آنچه که درظاهربنظرمی رسد برعکس است:هرجنبش واقعی متضمن هم سؤال است وهم پاسخ.بنابراین آموزگارومنشأ اصلی پاسخ های واقعی برای این نوع پرسش های پایه ای صرفنظرازمیزان پرورده شدن آن، خودجنبش هاهستند. ازآنجا که آموزگارخوب  درعین حال باید شاگردخوبی هم باشد،با مراجعه به جنبش وخیره شدن برآزمون آن-هم چون کتابی زنده ودرحال نگارش- می توان به یافتن پاسخ های واقعی  نزدیک ترشد.

****

سبقت زندگی!

چنانکه درمقاله فروپاشی کدام دیوار خواندیم،سران گروه 8 درآخرین نشست خود تحولات خاورمیانه را با فروپاشی دیواربرلین مقایسه کردند،بدون آنکه بروی مبارک بیاورند که اولا این دیوارمتعلق به کدام اردوگاه بوده است وثانیا علت و منشأ این بحران چیست.

البته ازدولتمردانی که وظیفه اشان حفظ نظام حاکم برجهان وفریب مردم است، انتظارپاسخ واقعی نمی توان داشت. اما چه باک! تحولات کشورهائی هم چون یونان به مثابه برشی زنده ازآنچه درجهان سرمایه می گذرد،درمقابل چشمان همه قراردارد.تحولاتی که عرصه را برفریب و هم چنین خودفرییی می بندد و چوبین بودن گفتمان سرمایه  را برخ می کشد وبر ماهیت بزرگترین بحران و تحولات  پس ازدوره جنگ سرد وفروپاشی بلوک شرق ، روشنی می افکند.

این تحولات اجتماعی چنان است که گوئی این بارنیز مثل بسیاری ازبزنگاه های مهم تاریخی،نبض زندگی وپراتیک تندترازتئوری می زند. تئوری تحولات اجتماعی ازپی تکانه ها ورویدادهای مهم گام برمی دارد ومی کوشد که آنها را تبیین کرده وبه فهم ودرک ما ازرویدادها ومعانی آن یاری رساند . شعوراجتماعی وآگاهی های نوین عموما بازتاب واقعیت های اجتماعی وتحولات برآمده ازآن هستند وبه نوبه خود برروی آن ها تأثیرمی گذارند ودراین میان بویژه آفرینش اشکال نوین سازماندهی ازبدیع ترین نتایج این نوع سبقت گیری های تاریخی ِ پراتیک اجتماعی وجوش وخروش زندگی برتئوری است. تئوری وآگاهی انقلابی چیزی جزبیان نظری پراتیک اجتماعی و تحولات عمیقی نیست که از خیره شدن به تک جوش ها وجوانه های درحال شکوفاشدن وکشف ظرفیت های تعمیم پذیر آن ها حاصل می شود ومتقابلا برغنای فهم ما ازآن ها می افزاید.واقعیت های عینی و نوین اجتماعی چیزی جزمحصول کنش متقابل وفعال این دو-ذهن وعین اجتماعی- نیستتد که پراکسیس می خوانیمش.با این وجودآن چه که به عنوان  پارادایم ها( ومدل واره ها وچارچوب ها واندیشه های کلی) برای تبیین تحولات انقلابی یک دوره تاریخی مطرح می شوند خود محصول شرایط اجتماعی-تاریخی معینی هستندکه  وقتی  دورانشان سپری می شود به سادگی حاضرنیستند جای خود را به آگاهی ها واندیشه های نوین بدهند و معمولا باجان سختی وخصلت فرا زمانی وفرامکانی یافتن،به "ایدئولوژی" وآگاهی کاذب تبدیل می شوند. باین ترتیب نظریه باجداشدن ازبسترزمانی ومکانی خود به سنگواره های ایدئولوژیک تبدیل شده  وجایگزین تحلیل مشخص می گردد که بقول مارکس چیزی جزتباهی ومرگ تئوری علمی- انقلابی نیست. نقطه عزیمت تئوری  همواره واقعیت های درحال تحول اجتماعی است و درخدمت روشن کردن مضمون ومحتوای آن. ازهمین رونظرات واندیشه های جداشده ازبسترزمانی ومکانی باتبدیل شدن به "ایدئولوژی" وآگاهی کاذب معمولا حامل نوعی نابهنگامی تاریخی وبازدارندگی می گردند. تنها درپرتونقد مداوم آگاهی ها درپیوند با پراتیک اجتماعی ومفهوم پردازی پیرامون واقعیت های نوین وپویای اجتماعی است که راه آئینی شدن وکلیشه ای گشتن تئوری های اجتماعی را می توان مسدودکرد.

تئوری انقلابی بدون نقب زدن والهام گرفتن از پراتیک انقلابی وجود ندارد

 سرمایه داری درراستای پیشبردمنافع خودمعمولا درسهای لازم را ازمقاومت ها وتحولات غافلگیرانه وانقلاب علیه سیستم به خوبی فرامی گیرد وباین ترتیب خویشتن را روزآمدمی کند.هدف تأمین سود وسودبیشتر ازیکسو وفریب مردم برای جلوگیری از یورش به دژسرمایه ازسوی دیگراست. وبرای این کارازاهرم سرکوب وتحمیق ورفرم واگرکفایت نکرد به شیوه های دیگر وازجمله مصادره انقلاب ازدرون اقدام می کند.اما مدافعان جهانی دیگرو سوسیالیسم چه؟ آیا آن ها نیزهمگام با تغییرساختارهای نظام سرمایه داری وفرایندجهانی شدن وتحولات عظیم درترکیب نیروی کارونقش آفرینی لایه های جدید درتولیدزندگی اجتماعی واشکال نوین مبارزات طبقاتی-اجتماعی ودستاوردهای جنبش های اجتماعی، گام برمی دارند وبه نوسازی اندیشه های خود می پردازند؟ آیا کفه موازنه بین دوسوی معادله برقراراست؟ تعرض نئولیبرالیسم به زندگی ومعیشت کارگران وزحمتکشان وجوانان، آنهم درشرایطی که سرمایه داری بایکی ازوخیم ترین بحران های چنددهه اخیرخود دست وپنجه نرم می کند،  چه چیزی را نشان می دهد؟ کجای کارمی لنگد؟ حلقه یاحلقه های ضعیف اردوی مقابل مردم برای پیشروی کدام هاهستند ؟ بی تردید بجز پاسخ های کلیشه ای ونخ نماشده وبی خاصیت متداول، پاسخ های حاضروآماده و ازقبل نسخه پیچی شده ای وجود ندارد. فراتر ازآن، پاسخ ها را باید دربسترواقعیت های اجتماعی نوین ودرفرایند مبارزه برای تغییرجهان والبته بااستفاده ازتجارب گذشته،آفرید.چرا که دراین میان جنبش های اعتراضی مهمترین واقعیت های اجتماعی هستند که بربستردگرگونهای ساختاری عمیق اقتصادی وفرهنگی وازجمله پیشرفتهای شگرف انقلاب ارتباطی واطلاعاتی وتأثیرآن دربافت زیستی،ارتباطی،طبقاتی وسازمان یابی جوامع امروزین شکل می گیرند.دراین رابطه هرتکانه وتحول بزرگی که سیستم را نشانه بگیرد بالقوه حامل زمینه ها ورگه های مهمی برای پاسخ دادن به سؤال چه باید کرد است.باین ترتیب قراردادن واقعیت های اجتماعی نوین وازجمله جنبش ها به مثابه نقطه عزیمت نظریه،به معنی ارجاع پاسخ های واقعی "چه باید کرد" به بستراصلی خود است که البته دیگرنسبتی با وجه آمرانه وکشف وشهودی نهفته دراین سؤال واین که گوئی پاسخ ها از نبوغ واندیشه نخبگان برمی خیزد،ندارد.بخش بزرگی ازدلیل سترونی"چه بایدکردها"، دربی ریشه گی آنها وبیگانگی اشان با آبشخوراصلی خوداست.تئوری انقلابی بدون نقب زدن به واقعیت های نوین اجتماعی و پراتیک انقلابی والهام گرفتن ازآن وجود خارجی ندارد.

 بنابراین درپاسخ به سؤال چه باید کرد ابتدا باید معادله را معکوس کرد وقبل ازهمه به جنبش ها وواقعیت های اجتماعی درحال انکشاف وپیش رونده رجوع کرد وبه آن خیره شد وباین ترتیب  نقطه عزیمت تئوری ونظریه را بربسترواقعی اش-واقعیت های اجتماعی نوین وپیشرونده- قرارداد.

 براین اساس برشی ازرویدادهای جنبش های اعتراضی وخیره شدن بردستاوردها وآموزه های آن درهردوره،می تواند موضوع پژوهش هرپرسشگر وجوینده راه باشد. به عنوان مثال نمونه های یونان واسپانیا ومصر... حاوی درسهای مهمی برای نیروهای ضدسرمایه داری وبرای جلوتررفتن است که به مانند کتاب زنده ای که توسط جنبش ها وبی شماران سوژه نگاشته می شود،حاوی عناصرمهم والهام بخشی برای یافتن پاسخ هائی برای سؤالات انباشته شده یک دوره کامل است.باردیگرهم چون مارکس باید ازخود پرسید براستی چه کسی آموزگاراست وچه کسی آموزش می بیند؟ برای آموزش دیدن قبل ازهرچیزباید رسوبات کهن ورخنه کرده ودگم شده دراذهان که ما را ازاندیشیدن بازمی دارد وبه پیش داوری می کشاند وبه مسائل تازه پاسخ های کهنه می دهد و دینامیک نهفته در"چه باید کرد" را سترون می کند،کنارگذاشته شود وبه جنبش های زنده و آموزه ها ودست آوردهای بکر آن هم چون آموزگارمهربانی نگریسته شود.برای اینکارما باید قبل از"آموختن به آن"هنر"آموختن ازآن را" بیاموزیم. بدون برقراری چنین ارتباطی زنده ودوطرفه بین شعوراجتماعی و وجود اجتماعی،بین ذهن وواقعیت های متحول ونوین،  نمی بیرون ازآن ودرحالت ایستا به چه باید کردپاسخ داد و با حریفی قدر چون بورژوازی که تاعمق مناسبات اجتماعی وفرهنگی تک تک افراد جامعه رخنه کرده  ودایما خود را روزآمدمی کند درافتاد.

اهمیت خود آگاهی اجتماعی ومقابله بانیروی ماند پارادایم های کهنه شده

 معمولا وقتی سیستم دچاربحران می شود، شرایط وسکوی مناسبی برای خروج ازمدارجاذبه وتاروپودسرمایه فراهم می شود.با این همه متناسب با واقعیت های اجتماعی جهان امروز،خود آگاهی اجتماعی و صف آرائی اجتماعی هنوزشکل نگرفته است.معمولا درمقاطعی که پارادایم های گذشته اعتبارخود را ازدست داده اند و پارادایم های درحال زایش نیزهنوزفراگیرنشده اند،سرگشتگی وآشفتگی بروزبیشتری پیدامی کند. ازجمله  می توان به نیروی ماند وبازمانده ازپارادایم های گذشته اشاره کرد که نقش بازدارنده ای درشکل گیری آگاهی اجتماعی نوین درتناسب با واقعیت های نوین به عمل می آورند.با این همه  درزایمانی دردآور وطولانی ازدل تکانه ها وجنبش ها  ورویدادهای مهم اجتماعی به تدریج مشخصات عمده واصلی پارادایم دوره نوین درانطباق با پیشرفتها ودست آوردهادهای تکنولوژیک وتولیدی بشر چهره خود را نمایان می سازند واذهان بیشتری را به سوی خود جلب می کنند.بدیهی است که بدون درنظرگرفتن جوانه های تازه واقعیت های نوین اجتماعی،هرپاسخی به چه باید کرد ازآنجا که ازمنظرنگاه وذهنیت گذشته به واقعیت های نوین صورت می گیرد، به ناگزیر جزتکرار پاسخ های کهنه نخواهدبود. اما تحول متناسب ذهنی درانطباق با برآمدواقعیت های پیشرونده ونوین اجتماعی دربرابرسلطه سیستم سرمایه داری ووقوف به معنا واهمیت آن چه که درزیرپوست آن می گذرذ،می تواند جهشی کمی وکیفی دردامنه مبارزه علیه سرمایه داری ومناسبات حاکم برجامعه به وجود بیاورد.

 

نقطه مرکزی تحولات نوین

درمرکز تحولات و دگرگونی های نوین، دموکراسی مستقیم نهفته است که به اعتباراهمیت آن می توان از برآمد پارادایم دموکراسی مستقیم سخن به میان آورد که مبین طلیعه ورود بشربه دوران نوینی ازپیشرفت وتکامل خوداست.این دوره با به چالش گرفتن مستقیم دموکراسی صوری و کاذب بورژوائی ورازوارگی آن،یعنی برابر حقوقی ظاهری وآن چه که دموکراسی نمایندگی تظاهربه آن می کند- نه نمایندگی سرمایه بلکه نمایندگی مردم واراده آنان-مشخص می شود. نطام"دموکراسی" نمایندگی که همواره مضمونی جزحاکمیت وسلطه اقلیت بهره کش براکثریت بهره ده وباژگونه و رازواره کردن آن وفریب مردم نداشته است، اکنون درچالش "خیابان" وپارلمان و پیشبردبرنامه های موسوم به ریاضت اقتصادی دیکته شده توسط نهادهای سرمایه های جهانی علیرغم مخالفت اکثریت بزرگی باآنها، با چالش و بحرانی عظیم روبروشده است.درتحولات امروزین بیش ازهرچیزشاهد کنارزده شدن ماسک ریا وفریب ازچهره این" دموکراسی دروغین" هستیم که بورژوازی  دیرزمانی است هم چون سرابی  تشنه لبان را به سوی آن کشانده است.به یک تعبیر مبارزه برای  دموکراسی مستقیم هم استراتژی است هم تاکتیک، هم هدف است وهم شیوه رسیدن به هدف.به عنوان مثال وقتی مردم زحمتکش وجوانان درمیدان تحریرقاهره وخورشیداسپانیا و سینتاگمای یونان خواهان دموکراسی واقعی ومستقیم شده ونفرت وانزجارخود را از"دموکراسی دروغین وفاسد"ابرازمی دارند،درهمان حال آن را با پراتیک خود درمیادین ومجامع عمومی ونحوه تعامل وتصمیم گیری های خود به نمایش می گذارند درواقع هدف را با شیوه مبارزه وتئوری را باپراتیک اجتماعی گره می زنند والگوی کوچکی ازبرابرنهاد خود را دربرابرسرمایه برپامی دارند.این دموکراسی واقعی بدیلی است که درآن مهمترین ارکان سیستم حاکم یعنی جدائی نهادی شده دولت سیاسی وهم چنین اقتصاد ازجامعه مدنی بزیرسؤال می رود و اقتصاد وسیاست ودموکراسی سیاسی واقتصادی وجامعه مدنی ودولت سیاسی باهم گره می خورند.آن چه که درپس وپشت اشغال فضاها ومیادین شهری وشوروشوق جاری درآن نهفته است،همانا پویش دموکراسی فعال و مستقیم و ونقش آفرینی سوژه ها دربرابر بدیل حاکم یعنی دموکراسی پارلمانی موجود است که گوهرآن برابژه سازی ومنفعل ساختن شهروندان بناشده است. وازآنجا که محتوای چنین اقدامات و آکسیون های اعتراضی ازاین یا آن مطالبه وعلیه این یا آن سیاست، فراترمی رود ودرکیفیتی تازه کلیت سیستم را نشان می گیرد ،لاجرم،ولو به تلویح، نقشه راه  وپاسخ چه باید کرد را باخود حمل می کند و جهت پیشروی را نشان می دهد. دموکراسی مستقیم آن بدیل رادیکالی است که بناسرشت ذاتی خود ریشه را یعنی جداشدن قدرت وثروت ازمولدین واقعی آن را هدف می گیرد وبرهمین اساس درسیمای بدیلی برای وضعیت موجود رخ می نماید،وماشین دولتی این ابزارسلطه طبقاتی و اقتدارمتمزکز،جداشده،سرکوب کننده وبیگانه با جامعه را هدف می گیرد.با تلاش برای تصرف هرفضای ممکن و هرگونه اتوریته جداشده ازشهروندان واز جامعه درهرسطح وحوزه ای به مقابله برمی خیزد وباین دلیل بخشی ازفرایند خودرهانی وخود حکومتی محسوب می شود.دموکراسی مستقیم هم چنین به معنی سازمان یابی ترازنوین و بدون سلسه مراتب ونهادی کردن اتوریته، سازمان یابی باخصلت عام شبکه ای-افقی صرفنظر ازاشکال گوناگونی که به خود می گیرد، سازمان یابی سنتی ومبتنی با ویژگی عام سلسه مراتب وجدائی اتوریته ازسوژه را،دراشکال گوناگون خود، برنمی تابد ودرعین حال نقدی است برمدل واره تجربه شده سوسیالیسم ازبالا، سرکوبگر ودولتی.سوژه شدن افراداجتماعی دراین پارادایم الهام بخش جامعه ای است که درآن رشدآزاد هرکس شرط رشد آزاد همگان باشد. می توان میل سوزان به  این نوع دموکراسی را درتجمعات واعتراضی خیابانی ومجامع عمومی برگزارشده درمیادین تحریرومادرید وبارسلونا و سینتاگمای یونان و...مشاهده کرد.گوئی ققنوس دموکراسی اولیه درآتن دربلوغی تازه ای ازخاکسترخود برمی خیزد.امروزه دردهکده جهانی جائی برای حاشاکردن خیزش مجدد این سیمرغ وجود ندارد. آن چه که دراین برهه  رؤیای دیرین بشر-اعمال دموکراسی مستقیم – را جان تازه ای بخشیده است،همانا ازیکسوگستره رشدبی سابقه نیروهای مولده وازجمله دست آوردهای ارتباطی واطلاعاتی نوین درفازجدیدجهانی شدن سرمایه است وازسوی دیگر تشدیدشکاف های طبقاتی وتبعیض های نهادی شده و فزاینده ای است که درحوزه مناسبات سیاسی و اقتصادی واجتماعی دهان بازکرده است.جان کلام آن است که بدون این نوع دموکراسی،دست آوردهای عظیم  بشردرحوزه های گوناگون اقتصادی واجتماعی نه در خدمت نیازهای انسانی وسرکوب شده مولدین آن ومیلیارد ها زحمتکش قرارنمی گیرد،بلکه به کیسه پرنشدنی بورژوازی با ولعی بی  پایان ریخته می شود وفراترازآن بامتلاشی کردن نظامات قبلی و آزادشدن میلیون ها میلیون زحمتکش ازمناسبات قبلی  وعدم توان جذب آنها درسیستم تولیدی بورژوازی،موجب گسترش فقروتباهی وبیکاری گسترده ای شده است.همانطورکه اشاره شددرمرکزاین مطالبات، دموکراسی مستقیمِ افراد اجتماعی-طبقاتی وهمبسته وآزاد تمامی استثمارشوندگان به مثابه سوژه های تاریخی وخودرهان قراردارد، که درصورت فراگیرشدن آن، قادراست رؤیای دیرین جامعه برابروآزاد را تحقق بخشد وپیش تاریخ بشری یعنی جامعه طبقاتی را به پایان برد. باین ترتیب بنظرمی رسد رفته رفته  بازیگران عصرجدید، بی شماران سوژه،وارد زمین بازی شده ومبارزه درون سیستمی به مبارزه  بیرون از سیستم وعلیه آن منتقل می شود. برای آنها رفرم در سیستم(والبته نه هررفرمی) و پاسخ های درون سیستمی ،موجب حفظ وبازیافت سیستم و ازدست رفتن دست آوردها و فربه شدن نظام وقدرت عوام فریبی بهره کشان شده است. حاصل چنین رویکردی جزابژه سازی شهروندان نبوده است.درمعنا ونقد رادیکال، ابژه شدن درحکم جدائی قدرت وثروت ازتولیدکنندگان است ومبارزه برای بازگشت آنها به منشأ اصلی خود واین باردرمرحله نوین تاریخی، بدست تک تک خودشان ونه آنگونه که تاکنون به وساطت میانجی گرانی هم چون رهبران ونخبگان  واحزاب وحتی طبقه درمعنای یک پارچه وفارغ ازتکثروفارغ اررابطه خلاق فردو جمع ... به مثابه سوژه های اصلی صورت گرفته است،مضمون وماهیت تاریخی مبارزه ای است که امروزه درتسخیرمیادین و خیابانها  وباریگاد بندی ها  ومحاصره پارلمان یونان واشکال دیگر به مثابه جوانه های پارادایم درحال عروج دیده می شود.بی تردید این روند هنو روندی غالب نبست، بلکه روندی است درحال شدن وشکوفائی تدریجی، انتقالی والبته توأم باافت وخیز.ومعلوم نیست که دربرآمد کنونی تاکجا اوج خواهد گرفت.اما آن چه که محرز است متضمن یگ گام بزرگ پا به جلونهادن است ومحتوا ودرونمایه اصلی وماندگار تحولات نوین وپیشرونده را تشکیل می دهد. موتورپیش برنده تحولات وجنبش های جدید است وبی گمان با به چالش گرفتن سیستم وجدائی ثروت وقدرت ازسوژه های اجتماعی وهرآن چه را که خارج ازکنترل آنها قرار دارد، سرمایه داری را بایکی ازبزرگترین چالشهای چنددهه اخیرخود مواجه ساخته است.

دراینجا بدنیست  نگاهی فشرده به برخی دیگر ازجوانب بحران حاضر داشته باشیم:

 

بحران فراگیراست

بحران منطقه ای نیست بلکه سراسری است.بهمین دلیل بطورهمزمان شاهد تکانه ها درحلقات زنجیرهای گوناگون سرمایه درنقاط گوناگون هستیم.بحران بطورهمزمان درجبهه وپشت جبهه ومرکزواطراف آن سربازکرده وجریان دارد وبرروی یکدیگرتأثیرمی گذارند.بحران هم چنین مرکب است وشامل عرصه های  گوناگونی چون فقر، دموکراسی، محیط زیست وسلاح های کشتارجمعی،جنگ وتروریسم  دولتی وغیردولتی وبحران مهاجرت... ازجمله آنهاست.

درجهانی که درآن سرمایه گلوبالیزه شده و دهکده جهانی اش می خوانیم،علیرغم خودویژگی ها وتفاوت ها  درنقاط گوناگون که همواره وجوددارند وخواهند داشت که نمی توان به آنها بی توجه بود،اما مهمترازآن ها شاهد بهم ریختن بیش ازپیش مرزهای جهان اول وسوم ومتروپل وحاشیه هستیم.درزیرفشارجهانی سازی مرزهای دولت-ملت ها  بی معناترمی شود وماهیت خودویژه  تحولات درونی کشورهابویژه حلقات ضعیف تروعقب مانده تر،به سود قواعد و موازین و ارزش های جهان شمول(ازجمله ارزش های سرمایه جهانی ولی نه فقط سرمایه) کم رنگ تر می گردد.تمایزات ومرزهای جغرافیائی فقروفلاکت وبیکاری وفساد که دردوره استعماروقرن بیستم بین کشورهای متروپل ومرکزوجود داشتند ودراولی با دولتهای رفاه ووجود دموکراسی وبطورکلی سیاستهای سوسیال دموکراسی (که خود اساسا واکنشی  دربرابرالگوی رقیب یعنی  بلوک شرق وکنترل اعتراضات طبقات زحتمکش خودی بود) همراه بودند،به میزان زیادی بهم ریخته وامروزه شاهد بازتولید برخی مشخصات جهان سوم مثل  بیکاری گسترده وفقروشورشهای خیابانی و...درباصطلاح جهان اول هستیم.هم چنین بارزشدن تضاد ها و دوگانگی بین پارلمان ومردم دربیرون ازپارلمان ودرخیابان ومیادین هستیم.امروزدیگر بیکاری ورواج شغل های موقت ویا پاره وقت  وتشدید فقر وکاهش ودستمزدهای نازل وافزایش قیمتها علیرغم افزایش ثروت وقدرت تولیدی و تهاجم سرمایه به همه عرصه های زندگی وکالائی شدن همه امورزندگی ، امرمشترک جهانی است که درایران ومصرو یونان  واسپانیا و...علیرغم رنگ وبوی متفاوت وشدت وضعف آنها به یکسان پیش برده می شود وبه یکسان تخم نفرت وانزجارمی آفریند.

 

گندیدگی سوسیال دموکراسی

با فروپاشی بلوک شرق درواقع تاریخ مصرف سوسیال دموکراسی توسط نظام سرمایه داری به مثابه دولت رفاه به پایان خود رسید وبا شروع موج جدید تهاجم نئولیبرالیستی سرمایه پوست اندازی کرده وبه عنوان بخش مکملی ازبورژوازی وسیاست های نئولیبرالی آن پیش برد آنها را وجه همت خود قرارداد.آنها که درزمان جنگ سرد، دولت رفاه را برای ایجاد صلح وآشتی ملی مطرح می کردند اکنون تمامی تلاش خود را برای پیش برد برنامه ریاضت اقتصادی یعنی گرسنگی دادن  وواداشتن مردم ،کارگران واتحادیه ها واحزاب مخالف به تسلیم دربرابرآنها بکارگرفته اند.  آنهابویژه درنقاطی چون یونان واسپانیا که  ازقضا دررأس قدرت قراردارند، درنقش موج شکن اعتراضات توده ای دربرابربرنامه اقتصادی مصوب سرمایه جهانی ظاهرشده اند که رسواکننده و چندش آوراست. نباید فراموش کنیم که سوسیال دموکراسی فقط یک حزب سیاسی نیست بلکه با انواع واقسام ابزارها ورسانه ها و ضمائم وتشکل های گوناگون اتحادیه ای و  زنان وجوانان وجنبش محیط زیست و...شناخته می شوند.بهمین دلیل گندیدگی وبحران سوسیال دموکراسی درعین حال بحران سترونی این نوع تشکل های وابسته وتحت نفوذ آنها نیزبوده است.بااین همه  تشدید بحران درجامعه وبارتاب آن درصفوف سوسیال دموکراسی، موجب ایجادشکاف بین بدنه وسران وبخش بوروکراتیک تشکل های توده ای تحت نفوذ آنها نیز شده است.

 

ترکیب اعتراضات خیابانی واعتصابات کارگری

درعین حال اعتراضات یونان ترکیب درخشانی ازمبارزات خیابانی وازجمله نسل جوان وبیکار با اعتصابات صنفی-سیاسی اقشارگوناگون مزدوحقوق بگیران را به نمایش می گذارد.اعتصاب اخیر 48 ساعته سراسری کارکنان ومزدوحقوق بگیران یونان درمقابله بابرنامه ریاضت اقتصادی دیکته شده توسط نهادهای جهانی سرمایه وتظاهرات ونبردهای خیابانی نشان دهنده آن است که فشار بدنه اتحادیه ها چنان قوی است که رهبران وبوروکراسی  اتحادیه های تحت نفوذ سوسیال دمواکراتها ناچارشده اند ازترس منزوی شدن وازدست دادن اعتبارخود تسلیم جواعتراضات بشوند.گرچه هرموقع که فرصت بدست بیاورند بازهم به بازی وچانه زنی دربساط بورژوازی ادامه خواهند داد.

 

حلقه ضعیف بحران در اروپا

-گرچه یونان ضعیف ترین حلقه بحران اتحادیه اروپا وچرخ پنجم آن را تشکیل می دهد،حلقه ای که درآستانه "ورشکستگی کامل" اقتصادی قراردارد، امابرکسی پوشیده نیست که بورژوازی یونان به نیابت  ازبورژوازی اروپا وفراترازآن بورژوازی جهانی وبا دستورالعمل های سیاسی واقتصادی ونیز حمایت سیاسی ومالی همه جانبه آنها به جنگ کارگران وجوانان ناراضی ونگران ازبی آیندگی خود  پرداخته است.و هرآینه اگراین حمایت های بیدریغ اردوی سرمایه ازاین یا آن حلقه ضعیف  نبود حکومت های فاسد وورشکسته  قادربه ادامه حیات نبودند.درواقع  برنامه ریاصت اقتصادی یونان دقیقا برنامه مصوب ودیکته شده اتحادیه اروپا وگروه 8 است وهمان برنامه ای است که درایرلند وایتالیا وبریتانیاواسپانیا وپرتغال و....هم به پیش برده می شود.صندوق جهانی شرط ادامه پرداخت وامهای جدید  برای نجات یونان ازورشکستگی را مشروط به تصویب این سیاست ونظارت دقیق وفوق العاده صندوق برپیشبرد آن کرده بود. تاریخی خواندن تصویب این برنامه توسط پارلمان اروپا وسران آن ودرخواست رئیس جدید فرانسوی صندوق  خانم کریستین لاگارد ازمجلس واحزاب اپوریسیون برای تصویب آن-نرسیده ازگرد راه -نشاندهنده دیکته کردن دفاع  آنها از برنامه ریاضت اقتصادی است که نحوبارزی مورد نفرت مردم یونان بوده است. نهادهای جهانی سرمایه  که براحتی آب خوردن بادست ودلبازی فراوان چندین تریلیون دلاربه کام تشنه بازارجهانی وبانک های ورشکسته وپروارکردن بورژوازی مالی  وبورس بازباصطلاح ورشکسته تزریق کردند،هرگزحاضربه بخشودن بدهی های دولت یونان برای جبران کسری بودجه بسیاربسیارناچیزازآن چندین تریلیون نیستند. ولاجرم این کسری بودجه  بهرقیمت شده باید ازجیب وحلقوم  کارگران وزحمتکشان بیرون کشیده  شود. ازاین روافزایش مالیاتها وزدن تأمین اجتماعی،کاهش تعدادشاغلین دولتی وواگذاری مؤسسات بزرگ دولتی به بخش خصوصی ونظایرآن پیش شرط شل کردن سرکیسه صندوق بین المللی پول برای یونان بوده  است. آنها باوقاحت اعلام داشته بودند که درهمان روزی که پارلمان یونان این برنامه را تصویب کند،آنها نیزحاضرند درهمان روزنشست خود را برگزارکرده وموافقت اشان را برای پرداخت وامهای جدید اعلام نمایند.چرا که آنها باید ازقبل مطمئن می شدند که حتی یک سنت ازاین کمکها نباید به  جیب مردم فقرزده وتحت فشارمردم یونان برود.  واین درحالی است که مردم یونان فریاد می زدند"که ما به هیچ کس بدهی نداریم! ما هیچ چیز را نمی فروشیم! ما خودمان را نخواهیم فروخت"

 فروپاشی اقتصادی یونان خطر دومینوی فروپاشی مهره های سستی چون ایرلند واسپانیا وپرتغال و.. را درپی داشت .صحبت ازتهدید یورو پول واحداروپائی وفروپاشی اتحادیه اروپا درمیان بود.سست شدن حلقه اروپا درزنجیره جهانی سرمایه نیز به نوبه خود پی آمدهای بین اللملی مهمی داشت. درواقع  یونان به سنگر مقدم  رزم مردم و بورژوازی جهانی تبدیل شده است وسرمایه داری نیز تمامی تلاش خود را برای تصویب برنامه مورد نظرخود بکارگرفته بود.نمایندگانی که برای حضور وتصویب آن درپارلمان ناچاربودند که بزحمت ودرحفاظ پلیس ازمیان جمعیت عظیم خشمگین و گرد آمده دراطراف عبورکنند،آنچه که برایشان مهم نبود خواست همین مردم خشمگین بودو آنچه برایشان مهم بود دستورالعمل های ستادسرمایه جهانی ومنافع بورژوازی بود.ماهیت طبقاتی  این نوع دموکراسی وبیگانگی ذاتی آن با مطالبات مردم، بخوبی چهره کریه وریاکارانه خود را به معرض نمایش نهاد.حتی آن 136 نفری  هم که رأی مخالفت دادند اکثرا ازموضع راست ومتعلق به حزب رقیب بودند که  معتقد  بودند سوسیالیستها مجریان خوبی برای برنامه ریاضت اقتصادی نیستند، ونه اینکه با اصل سیاست ها مخالف باشند.واین البته یعنی گندیدگی کل سیستم نمایندگی وتقابل خیایان وپارلمان.مردم هم چنین خواهان انجام  رفراندوم عمومی حول برنامه ریاضت اقتصادی دولت شده بودندکه با بی اعتنائی بورژوازی یونان وحامیان بین المللی اش مواجه گشت.

یک باردیگرمعلوم شد که وقتی حق تصمیم گیری واعمال اراده واگذارگردد،رأی موکلان به سهولت توسط سرمایه خریده می شود.اما آنچه که بیشترازاین معلوم گشت وباین گونه اعتراضات جهشی تازه بخشیده است،همانا نفی این نوع دموکراسی صوری و گندیده وکاذب ازیکسو وطرح دموکراسی مستقیم ازسوی دیگراست.

اگریونان به سنگرمقدم نبردبورژوازی با نیروی کاروزحمت تبدیل شده است، درآنسوی جبهه نبرد آیا حمایت وهمبستگی  جهانی بامردم یونان هم وزن حمایت بورژوازی جهانی ازبورواژی یونان است؟ بی تردید دراین عرصه هنوزگسست ها وچالش های مهمی پیش پای  جنبش های اجتماعی درفازجدید جهانی سازی وجود دارد. ازاین رو دربرابرصف آرائی جهانی وکمابیش متحد بورژواژی، تقویت وتعمیق همبستگی وهماهنگی درپیکارهای مشترک کارگران وزحمتکشان جهان وجنبش های اعتراضی درسطوح گوناگون منطقه ای وقاره ای وجهانی یک فاکتورمهم دربهم زدن موازنه قوا بسود اردوی کارودموکراسی واقعی است. یکی ازدلایل مهم تعرض بورژوازی درحالی که دراوج بحران قراردارد،ضعف همین فاکتوراست.

****

خلاصه

افشاء شدن ماهیت دروغین دموکراسی بورژوائی، تبدیل فرایافت دموکراسی مستقیم به مسأله مرکزی، افشاشدن بیش ازپیش ماهیت دولت های رفاه و" سوسیال دموکراسی" وفرجام رفرم های درون سیستمی، ولاجرم انتقال زمین بازی ومبارزه ازدرون سیستم وپارلمان ها به بیرون ازسیستم و به فضاهای بیرون ازآن وعلیه سیستم حاکم،جوانه هائی هستند که دربرآمد وفازجدید جنبش های  اجتماعی دیده می شوند. اگردموکراسی بورژوائی ونمایندگی هم چون ابزاری برای تحکیم اقتداربورژوازی وفیلتری دربرابرامواج مبارزه طبقاتی عمل می کند، دموکراسی مستقیم خود هدف است وبیانگر جریان یافتن مبارزه طبقاتی استثمارشنوندگان بطوربی واسطه.

2011-07-12- 1390-04-21

http://www.taghi-roozbeh.blogspot.com

taghi_roozbeh@yahoo.com

 

 

منبع:پژواک ایران


تقی روزبه

فهرست مطالب تقی روزبه در سایت پژواک ایران 

* آغازدوره پسابرجام؟ آرامش قبل ازطوفان؟  [2017 Oct] 
* گزارش گزارشگرویژه: یک گام مهم و به جلو در مطرح شدن جهانی کشتارتابستان ۶۷ [2017 Sep] 
*جهان به کدام سو می رود-2* [2017 Sep] 
*انقلاب اسلامی و محلل هایش! [2017 Aug] 
*جهان به کدام سومی رود؟ نگاهی به چالش ها و صورت بندی آن ها [2017 Aug] 
*وعده های انتخاباتی روحانی، تبی که خیلی زود به لرزنشست! [2017 Aug] 
*بی بی سی و آینده جناح اقتدارگرا [2017 Jul] 
*فرصتی تازه برای زنده کردن و زنده نگهداشتن حافظه تاریخی [2017 Jul] 
*اهمیت چالش در گرفته پیرامون نظریه ولایت الهی و منشأمشروعیت حاکمان [2017 Jul] 
* سعید حجاریان و تقلب در «انتخابات»، سه نکته و یک نتیجه!‏  [2017 Jun] 
*به بهانه انتشاراسنادکودتای ۲۸ مرداد و سه نکته ناقابل! [2017 Jun] 
*نگاهی به دورویکرد «دانشجوئی» و «روشنفکردینی»  [2017 Jun] 
* عملیات تروریستی داعش در تهران، نظم ترامپی و فضای تیره حاکم بر منطقه!‏  [2017 Jun] 
*انتخابات و چندنکته تلگرافی!:‏ آیا در رژیم اسلامی ما با نوعی آپارتاید انتخاباتی مواجهیم [2017 May] 
*اقتصادی سیاسی بحران و منازعات درونی و نگاهی به ‏آخرین تحولات صحنه «انتخابات» [2017 May] 
*اندرمعنای کنشی به نام رأی دادن! [2017 May] 
*جنبش کارگری وعروج پارادایم جدیدنئولیبرالیسم هارو مهاجم! [2017 May] 
*انتخابات اروپا و نیاز چپ به رویکرد و فیگوری متفاوت!‏  [2017 Apr] 
*ورود غافلگیرانه احمدی نژاد به صحنه «انتخابات» و ترک برداشتن صلابت اقتداررهبر!  [2017 Apr] 
* نقش زنان در قافله تمدن و رهائی [2017 Mar] 
*چهاردلیل برای تهدیدمداوم ایران توسط ترامپ!‏ ‏  [2017 Feb] 
* ایران، نخستین آماج تهدیدهای ترامپ!‏  [2017 Feb] 
*آمریکا و نقل مکان سیاست به خیابان!‏  [2017 Jan] 
*درنگی به چند ویژگی گزارش امسال آکسفام  [2017 Jan] 
*خدمات رفسنجانی«متأخر» به نظام! اعتراضات در مراسم تشییع، و یک جمع بندی [2017 Jan] 
* هیولای ولایت مطلقه، و نقش هاشمی رفسنجانی در برساختن آن!‏ [2017 Jan] 
*گورخوابی و پسوندمتجاهر!‏  [2017 Jan] 
*ادعای پیروزی رژیم در جنگ حلب و سیاست معطوف به باتلاق!‏  [2016 Dec] 
*نگاهی به دو رویداد:‏ روزدانشجو و چالش های جنبش دانشجوئی!‏  [2016 Dec] 
* بحران های جهانی و رویکردجدیدهاوکینگ!‏ [2016 Dec] 
*فیدل کاسترو، و تجربه قرن بیستم!‏ و نگاهی به برخوردبی بی سی با آن [2016 Nov] 
* نگاهی به بحران انتخاباتی آمریکا از منظری دیگر و سه مطالبه اصلی بدیل!‏ [2016 Nov] 
*بازتابی از انتخابات آمریکا در میان صفوف چپ  [2016 Nov] 
*نگاهی فشرده به مختصات صحنه انتخاباتی آمریکا در روزهای پایانی  [2016 Nov] 
*انتخابات آمریکا و استریپتیزسیاسی!‏ [2016 Oct] 
* آیا دولت-ملت پدیده و مفهومی است ایستا یا در حال تحول و دگردیسی؟ [2016 Oct] 
*موسیقی به دار!‏  [2016 Oct] 
*نگاهی دو انتقاد به مقاله «همکاری گسترده رژوا و دولت آمریکا، و چالشی که این جنبش را تهدید می کند» [2016 Oct] 
*ابداع واژه جدیدی بنام«ورزشکارنما»!‏  [2016 Sep] 
*پرونده جنایت کهریزک، با این نوع ترفندها پاک شدنی نیست!‏  [2016 Sep] 
*بررسی اهمیت سند شنیداری مربوط به فاجعه 67 برای جنبش دادخواهی، از ‏خلال نقد سه رویکرد به آن ‏  [2016 Aug] 
*نگاهی به ابعادبحران ترکیه و پی آمدها! [2016 Jul] 
*چه کسی می گوید مسعودرجوی زنده نیست؟! [2016 Jul] 
*آزاد شدن جعفرعظیم زاده، و درسهای یک آزمون موفق! [2016 Jul] 
* نگاهی به همه پرسی بریتانیا و چالش های مترتب برآن! [2016 Jun] 
*نگاهی به دو رویداد: گفتمان شلاق! [2016 Jun] 
*فائزه و زندانی بهايی؛ صدای شکستن یک تابو! [2016 May] 
*بحران ونزوئلا و فرجام خرده پارادایم سوسیالیسم دولتی سوار بر جنبش های اجتماعی!  [2016 May] 
*بحثی پیرامون بسط مبارزه طبقاتی به حوزه قدرت! [2016 May] 
* چهارگزاره در بسط مفهوم مبارزه طبقاتی  [2016 May] 
*حفره های بزرگ یک تحلیل از انتخابات 7 اسفند-بخش اول [2016 Apr] 
*جنبش دادخواهی و نقاط آسیب پذیر! [2016 Apr] 
*بحران سرمایه داری و ضرورت خوانش جدید از رهائی! [2016 Apr] 
* احساس خطرخامنه ای از کجا سرچشمه می گیرد؟! [2016 Mar] 
*در زیرپوست تهران چه می گذرد: 7 اسفند و آن چه که در تهران بزرگ اتفاق افتاد! بخش1 [2016 Mar] 
*اندرمعنای کنشی بنام رأی دادن!  [2016 Feb] 
*انتخابات و اسب تروائی که قراراست حماسه بیافریند! [2016 Feb] 
*ادعای انفعالی بودن تاکتیک تحریم و چندگزاره غلط! [2016 Feb] 
*تناقضی به نام رأی اعتراضی و گفتگوئی دوجانبه پیرامون آن! [2016 Feb] 
*تراب حق شناس و درس بزرگ زندگی! [2016 Jan] 
*تاکتیک تحریم، پرسش ها و انتقادها! [2016 Jan] 
* واقعا به چه کسی باید تبریک گفت؟! [2016 Jan] 
* کم لطفی به اهمیت حربه مؤثری به نام تحریم! [2016 Jan] 
*نقدانباشت قدرت و پاسخ به چندپرسش و انتقاد! [2015 Dec] 
*بازگشت به گذشته، به مارکس، به 150 سال پیش، به چه معناست؟! [2015 Dec] 
* نشست پاریس، و مانیفست «کنش برای توقف جنایات اقلیمی» [2015 Dec] 
*جهان در لبه پرتگاه بحران زیست محیطی، و نگاهی به ریشه ها! [2015 Dec] 
*گزارش آژانس، و حسرت حماسه هسته ای! [2015 Dec] 
*داعش و فریاد آی دزد آی دزد رژیم! [2015 Nov] 
*فاجعه پاریس، بحران سوریه، داعش، ریشه ها و بدیل؟ [2015 Nov] 
*اعتراف عجیب رفسنجانی، و دلایل این اعتراف؟ [2015 Oct] 
*بازهم در موردپارادوکسی بنام «دولت سوسیالیستی» و در پاسخ به یک مدافع آن! [2015 Oct] 
*رژیم فعالان کارگری و مدنی را هدف گرفته است، با پیوستن به یکدیگر صدای اعتراض خود را بلندترکنیم! [2015 Sep] 
*آیا قدرت ماهیت طبقاتی ندارد؟ [2015 Sep] 
*«دولت جهانی سوسیالیستی» یک تناقض تمام عیار!  [2015 Sep] 
*تراژدی بحران پناهندگی و ریشه ها! [2015 Aug] 
*تضادبنیادی ولایت فقیه با حکومت قانون! [2015 Aug] 
*پنج دلیل برای تبرئه رسوای سعیدمرتضوی! [2015 Aug] 
*چهارمؤلفه جنگ قدرتی که در ورای دستگیری یک آقازاده جریان دارد! [2015 Aug] 
*توده های مردم تاریخ سازند یا موجوداتی پراکنده و محکوم به لولیدن در گنداب ها؟! [2015 Aug] 
*به نام چپ و به کام راست، نمایشنامه یک عروج و سقوط! [2015 Jul] 
*آغازشمارش معکوس مذاکرات هسته ای در وقت اضافی! [2015 Jul] 
*تصویب نسخه جدیدریاضت اقتصادی و این بار با طعم خودی! [2015 Jul] 
*نه مردم یونان، جان تازه ای به رؤیای اروپای اجتماعی می دمد! [2015 Jul] 
*نگاهی به پیچ و خم های همه پرسی یونان و ماهیت خرده پارادایم دولت های متکی بر جنبش های اجتماعی [2015 Jul] 
*آیا از اتاق مذاکرات هسته ای دودسفید برخواهد خاست یا دودسیاه؟ [2015 Jun] 
*اخراج دسته جمعی خبرنگاران بخش کارگری ایلنا و نقش مافیائی "خانه کارگر"! [2015 Jun] 
*مرعوب شدگی مدافعان سرنگونی یا تلاش برای سترون سازی اپوزیسیون انقلابی، کدامیک؟! [2015 Jun] 
*آقای شهردار از «اوین جدید» چه خبر؟! [2015 May] 
*اوج گیری جنبش مطالباتی و اهمیت هم بستگی بخش های مختلف نیروی کار!- بخش دوم [2015 May] 
*درام واقعی که هرروز در برابرمان به نمایش در می آید! [2015 Apr] 
*رویدادتاریخی یا ضدتاریخی؟! [2015 Apr] 
*پیام این شعله های سرخ فام آتش؟! [2015 Mar] 
*جنبش زنان وضرورت عبور از چندین گسست مهم! [2015 Mar] 
*معضلات بزرگی که رهبرنظام اسلامی ناگزیراست در واپسین سال های عمرخود با وجودبیماری و کهولت سن با آن ها دست و پنجه نرم کند! بخش یک [2015 Mar] 
*خودکامگی در اوجی تازه! [2015 Feb] 
*جدائی دین از دولت یا دین از سیاست؟ کدامیک؟! [2015 Feb] 
*پرش حزب چپ یونان -سی ریزا- به سکوی قدرت، و دام آخر! [2015 Jan] 
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟- بخش پایانی [2015 Jan] 
*شعارمحاکمه در«دادگاه قانونی» بازی در زمین جناح حاکم است! [2015 Jan] 
*اسلاوی ژیژک فیلسوفی آزادیخواه یا اقتدارگرا؟ [2015 Jan] 
*روایت دیگری از ادعای مرگ جنبش دانشجوئی: دانشگاه مرد؛ زنده باد «دانش»گاه!  [2014 Dec] 
*جنبش دانشجوئی در ِاغماء؟! [2014 Dec] 
*نگاهی به جنبش دانشجوئی در سه پرده! [2014 Dec] 
*ما جزأ دموکراسی بی دولت را در روژاوا ایجادکرده ایم! [2014 Dec] 
*جنبش ضدنژادپرستی در آمریکا، ژرفش شکاف ها و دو پیام مهم نهفته در آن!  [2014 Nov] 
*درنگی بر معنای سوگ و تجمع های گسترده مردم به مناسبت مرگ مرتضی پاشائی! [2014 Nov] 
*انتخابات میان دوره ای آمریکا و چرخش به راست! [2014 Nov] 
*سیاست اشاعه ترس و شوک درمانی رژیم را درهم بشکنیم! [2014 Oct] 
*یک دقیقه سکوت برای سگی که آزاد زیست و آزادمرد!*  [2014 Oct] 
*احتمال وقوع فاجعه سقوط شهرکوبانی! [2014 Oct] 
*در کشاکش بین وظایف دامادی و فرمان فیلترینگ، و پرده برداری از سه خطرعمدها [2014 Oct] 
*آیا هشدار به احتمال وقوع جنگ جهانی سوم را باید جدی گرفت؟!  [2014 Sep] 
*کشف تؤطئه، و بحران جانشینی! [2014 Sep] 
*دولت اسرائیل و «قدرت مشرف بر زندگی» [2014 Sep] 
*برشی از شورش سیاهان آمریکا با شعار «دست ها بالا، شلیک نکن»!  [2014 Aug] 
*استیضاح وزیرعلوم: زورآزمائی دوجناح برای کنترل دانشگاه ها! [2014 Aug] 
*رابطه سازمان یابی افقی ودموکراسی مستقیم ومشارکتی [2014 Aug] 
*خاورمیانه و بحران زایمان! [2014 Jul] 
*انتخابات پارلمان اروپا، زمین لرزه و پی آمدها! [2014 Jun] 
*سخنان دور از انتظار فیروزآبادی و چالش های جدید! [2014 May] 
*سخنان دور از انتظارفیروزآبادی و چالش های جدید!  [2014 May] 
*جنبش لغواعدام و گام های تازه! [2014 May] 
*از تحرک «دلواپسان» تا فعال شدن دولت پنهان! [2014 May] 
*آیا بسوی شکل گیری یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟!* [2014 Apr] 
*تعرض ارتجاع حاکم به حقوق شهروندان را درهم بشکنیم! [2014 Apr] 
*شکست حزب سوسیالیست فرانسه شوکی تازه به یک رویکرد کهنه! [2014 Apr] 
*سال نو، پیام و ضدپیام ومحورهای پیشروی [2014 Mar] 
*وجه بین المللی بحران اوکراین و پی آمدها [2014 Mar] 
*تبعیض بر زنان و رابطه آن با سایرتبعیض های اجتماعی [2014 Mar] 
*آیا دلایل ارائه شده برای تغییرنام سازمان کارگران انقلابی به سازمان راه کارگر پذیرفتنی هستند؟! [2014 Feb] 
*انقلاب بهمن و سه سؤال کلیدی (بخش اول) [2014 Feb] 
*رژیم ایران نگران شکسته شدن فضای امنیتی حاکم برجامعه! [2014 Feb] 
*پرده برداری از یک هیولای واقعی! [2014 Feb] 
*حضورچالش برانگیز هنرمندان در سخنرانی روحانی! [2014 Jan] 
* آش چنان شورشد که فریادروحانی هم درآمد!  [2014 Jan] 
*قطعه ای از شیدائی و جنون جمعی برآمده از دخمه تاریخ! [2014 Jan] 
*ایران در آئینه سال جدیدمیلادی! [2014 Jan] 
*دعوای سرمایه داران آمریکا و «پاپ مارکسیست»! [2013 Dec] 
*نگاهی به شرایط حاکم برجنبش کارگری  [2013 Dec] 
* 16 آذر و رویش جوانه های جنبش دانشجوئی! [2013 Dec] 
*آن چه که در صد روزاول روشن شد! [2013 Nov] 
*چالش های نفس گیرمذاکرات هسته ای و چشم اندازآن! [2013 Nov] 
*کردستان را اعدام نکنید! بلوچستان را اعدام نکنید! ایران را اعدام نکنید! [2013 Nov] 
*مکثی پیرامون دوموضوع: جعلیات سیزده آبان، و مدیریت لبخند دیپلماتیک برای خارج و خشونت در داخل! [2013 Nov] 
*دامنه رسوائی و خشم ناشی از شنود فراگیرجهانیان هم چنان بالامی گیرد! [2013 Oct] 
*نگاهی فشرده به دومسأله: بحران مهاجرت و یک شبه فتوای فاشیستی  [2013 Oct] 
*دور دوم مذاکرات هسته ای و چالش ها! [2013 Oct] 
*جنگ قدرت، وزیرامورخارجه را روانه بیمارستان کرد! [2013 Oct] 
*پس لرزه های تماس تلفنی اوباما و روحانی! [2013 Sep] 
*تحولات اخیر و تأثیر«نرمش قهرمانه» برچالش هسته ای! [2013 Sep] 
*دردفاع از فراخوان به کارگران برای چاره یابی و اهمیت این نوع فراخوان ها! [2013 Sep] 
*از «جیمی کراسی» تا «روحانی کراسی»! [2013 Sep] 
*یک پیروزی دیگر! [2013 Sep] 
*به صدا درآمدن طبل جنگ و ضرورت فعال شدن جنبش ضد جنگ و ابرقدرت افکارعمومی! [2013 Sep] 
*پایدار باد خاطره جان باختگان تابستان سیاه 67! [2013 Sep] 
*شمارش معکوس برای حمله به سوریه؟ [2013 Aug] 
*از گفتمان«اصلاح طلبی» تا گفتمان«اعتدال» فاصله زیادی نیست!  [2013 Aug] 
*وضعیت مصر در حالت دراماتیک! [2013 Aug] 
*سعیدحجاریان کاتولیک تر از پاپ و در نقش یک پنبه زن! [2013 Aug] 
*بحران بازتولید و کابینه نجات! [2013 Aug] 
*از مهندسی انتخابات تا مهندسی کابینه [2013 Aug] 
*هنرِبرقدرت یا هم آغوش ِبا قدرت؟! [2013 Jul] 
*«شگون» پیوند گفتمان اعتدال با روحانیت  [2013 Jul] 
*توپ در زمین کیست؟ رفسنجانی و اصلاح طلبان یا خامنه ای؟ [2013 Jul] 
*انقلاب مصردر فازجدید و سه ویژگی آن! [2013 Jul] 
*نقش شبح تحریم در"انتخابات" [2013 Jun] 
* نگاهی به صف آرائی ها و چالش های صحنه "انتخابات" در آستانه دقیقه 90 [2013 Jun] 
*پروازشبحی برفراز "انتخابات"! [2013 Jun] 
*گفتگو با نشریه نگاه بخش نخست [2013 Jun] 
*نقدی به یک گفتار تلویزیونی(2) [2013 May] 
*پیرامون نظرخواهی بی بی سی درباره"مسأله اصلی انتخابات چیست"؟ [2013 May] 
*"انتخابات" و سه حلقه تاکتیکی مرتبط با آن [2013 May] 
*"انتخابات" و به صحنه آمدن محتوای گندیده نظام! [2013 May] 
*اتحاد جمهوری خواهان پس از ده سال [2013 May] 
*نام نویسی رفسنجانی و شوک حاصل از آن درمیان صفوف حاکمیت! [2013 May] 
*تحریم گسترده انتخابات یک گزینه واقعی و مؤثر! [2013 May] 
*آیا بسوی تعین یافتن یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟! [2013 May] 
*نگاهی به یک حرکت و تاکتیک موفق و الهام بخش! [2013 Apr] 
*مرگ تاچر یا تاچریسم؟  [2013 Apr] 
*در پاسخ به دو انتقاد  [2013 Apr] 
* سازها راباید دوباره کوک کرد! [2013 Apr] 
*پیام نوروزی خامنه ای، و«ضد پیام»! [2013 Mar] 
*چه کسی مشغول تدارک «فتنه» ۹۲ است؟! [2013 Mar] 
*درددل حضرت آقا! [2013 Mar] 
*بازهم در اهمیت مطالبات معیشتی و جنبش مطالباتی [2013 Mar] 
*انتخابات نمایشی و برچسب نافرمانی مدنی! [2013 Mar] 
*بادبان ها را باید در کدام جهت برافراشت؟ [2013 Feb] 
*نگاهی به یگ گفتگو و دو رویکرد متضاد در برابر اتحادیه ها! [2013 Feb] 
*در جمهوری اسلامی هتل ها به زندان ها رشک می برند! [2013 Feb] 
*انتخابات ریاست جمهوری و نعل وارونه رژیم (بخش اول) [2013 Jan] 
*پرتگاهی به نام شکاف بین حداقل دستمزد و خط فقر‎ [2013 Jan] 
*نقش روبه گسترش کارگران در جنبش مطالباتی- ضداستبدادی  [2012 Dec] 
*پاسخی کهنه به یک سؤال قدیمی :"آیا دوران سرمایه داری به پایان رسیده است"؟* [2012 Dec] 
*انقلاب مصر، آموزه ها و مهم ترین ویژ گی ها [2012 Dec] 
*تظاهرات کارگری هم زمان در 23 کشور اروپائی، و نقاط قوت و ضعف آن [2012 Nov] 
* جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد: [2012 Nov] 
*تصویب برنامه بسته ریاضتی با وجود اعتصاب سراسری و محاصره پارلمان، و یک پرسش چالش برانگیز [2012 Nov] 
*انتخابات آمریکا و کانونی شدن جدال ها حول طبقه متوسط! [2012 Nov] 
*بحرانی که از کنترل سران حکومت خارج می شود! [2012 Oct] 
*خود خوارگی، مهم ترین دشمن حکومت اسلامی! [2012 Oct] 
*موج بلند بحران، ویژگی ها و پی آمدهای آن(1) [2012 Oct] 
*حذف نام مجاهدین از لیست سازمان های تروریستی و ادعای بهم خوردن توازن قوا! [2012 Oct] 
*اوج گیری جنگ قدرت و دستگیری فرزندان رفسنجانی! [2012 Sep] 
*منشورها و بازارمکاره سیاست! [2012 Sep] 
*چپ و چرخه بازتولید موقعیت بورژوازی! [2012 Sep] 
*برای مقابله با بحران پراکندگی از کجا باید شروع کرد؟ [2012 Sep] 
*طناب دار بر گلوی دموکراسی! [2012 Aug] 
*موقعیت چپ در ایران؟ بحران تئوریک؟ بحران هویت؟ پایگاه اجتماعی؟ گسست­ها و اتحادها؟ * [2012 Jul] 
*یک استدلال و هزار اما و اگر [2012 Jul] 
*نشست کلن: آزمون جدید؟ امیدها و چالش ها؟ [2012 Jul] 
*شکست طرح آتش بس کوفی عنان(نماینده سازمان ملل) وخطرگسترش جنگ داخلی در سوریه  [2012 Jun] 
*از"مرکوزی" تا "مرکولاند" وتوهماتی که به نام چپ رادیکال پراکنده می شود! [2012 May] 
*جنبش های جدید حامل چه پارادایمی هستند؟  [2012 May] 
*چاووش خوان، و آوای مرگ جمهوری اسلامی!  [2012 May] 
*انتخابات فرانسه وچپ گروگان گرفته شده! [2012 May] 
*تراژدی خودکشی داروسازبازنشسته یونانی،ادعانامه ای علیه نظام سرمایه داری! [2012 Apr] 
*دخیل بستن رفسنجانی به خمینی درآستانه برگزاری مذاکرات هسته ای [2012 Apr] 
*جدی میگم! سلاح هسته ای وحرمت فتوا! [2012 Apr] 
*مارش جهانی روزکارگر با شعاراعتصاب عمومی و یک روزبدون نودونه درصدی ها! [2012 Mar] 
*چگونه سالی ؟! [2012 Mar] 
*نگاهی به چندچالش پیشاروی جنبش زنان [2012 Mar] 
*بروزلحظه تاریخی درهمکاری اصلاح طلبان وسازمان اکثریت! [2012 Mar] 
*پی آمدهای نمایش انتخاباتی رژیم! [2012 Mar] 
*سخنی پیرامون اعتراضات 25 بهمن [2012 Feb] 
*جنگ و تحریم گسترده به مثابه دواستراتژی متفاوت یا دووجه یک استراتژی؟ [2012 Feb] 
*اعتصاب یکپارچه ومیلیونی کارگران نیجریه دولت را واداربه عقب نشینی کرد! [2012 Jan] 
*رابطه سازمان یابی افقی ودموموکراسی مستقیم ومشارکتی [2012 Jan] 
*تقابل دواستراتژی: « تحریم گسترده نفتی وبانکی وتهدیدات نظامی» و «تهدید در برابر تهدید» [2011 Dec] 
*پس از9 سال جنگ معلوم شد که طالبان دشمن آمریکا نبوده است! [2011 Dec] 
*معترضان جهان؛ چهره سال مجله تایم؛ مردم سوژه گی! [2011 Dec] 
*جنبش وال استریت وشعاراشغال کنگره! [2011 Dec] 
* "انتخابات" مجلس شورای اسلامی واهمیت یک جنبش تحریم گسترده [2011 Dec] 
*اقدام درخشان والهام بخش کارگران ایران خود رو دراعتراض به تغییرارتجاعی قانون کار  [2011 Nov] 
*به مناسبت يک ماهگی جنبش: جنبش وال استريت،ازتصرف فضا-مکان ها تا فلج سازی سازوکارهای سيستم!  [2011 Nov] 
*بار دیگر آوای شوم جنگ طلبی! [2011 Nov] 
*سکولاریسم و"اسلام اخلاقی" آقای سروش! [2011 Nov] 
*اهمیت کنشگری مادران پارک لاله [2011 Nov] 
*آیا لیبی واقعا "آزاد"شد؟  [2011 Oct] 
*جنبش اشغال وال استریت، و برخی ویژگی های جنبش های جدید [2011 Oct] 
*یک ارزیابی ازاعتصاب کارگران پتروشیمی ماهشهر واهمیت آن [2011 Oct] 
*معلمان و شعاربرابری جنسیتی به عنوان شعارسال تحصیلی جدید  [2011 Oct] 
*جنبش دانشجوئی وضرورت درهم شکستن تهاجم رژیم به محیط های آموزشی! [2011 Sep] 
*گفتمان «دموکراتیک» یا سوسیالیستی، کدامیک؟! [2011 Sep] 
*اسپانیا، دموکراسی وتصویب برنامه ریاضت اقتصادی [2011 Sep] 
*میراث خمینی برای جانشینان خود [2011 Sep] 
*لیبی: باچشمی گریان وبا چشمی خندان! [2011 Aug] 
*انگلیس: شورش طردشدگان وبه حاشیه رانده شدگان! [2011 Aug] 
*دراهميت جنبش حق انتخاب سبک زندگی(1)  [2011 Aug] 
*گذشت آمنه وخشونت نهادی شده درقانون قصاص [2011 Aug] 
*رابطه جنبش و "چه بایدکرد"! [2011 Jul] 
*دیواربرلین ونعل وارونه سران گروه8 پیرامون تحولات منطقه [2011 Jun] 
*زایش وزوال اسطوره ها درعصرنوین  [2011 Jun] 
*تاکتیک، وحکمت های نهفته در یک نظرسنجی! [2011 Jun] 
*تاکتیک های گشاینده وتاکتیک های بازدارنده [2011 Jun] 
*انقلاب پاسخ است یا سؤال؟ [2011 Jun] 
*جنبش با کدام گفتمان ؟ [2009 Aug] 
*"اوبامای" وال استریت و "اوبامای" مردم کوچه وخیابان [2008 Nov] 
*یک نافرمانی باشکوه! [2008 Oct] 
* آزمون جنبش زنان درمقابله با [2008 Sep] 
*یک جمع بندی فشرده ازچالش های کارگری وراه های برون رفت ازآن [2008 May] 
*"انتخابات"رسوا وپرازتقلب! [2008 Mar] 
*مارش عظیم تحریم کنندگان ومعضل صندوق های خالی! [2008 Mar]