نفرت کاشتید می‌خواهید گل رُز بدروید؟
ناصر کاخساز

خانواده‌ها را از هم گسستید؛ مادری را پیش روی مردم (در تلویزیون) به تایید کشتن فرزندش، که اتهام او پخش اعلامیه علیه خمینی بود، واداشتید؛ جاسوسی پدران علیه فرزندان را ترویج کردید؛ و درخت مهربانی را از ریشه کندید؛ بد بینی و سوءظن را میان شهروندان گستراندید؛ نسل کشی براه انداختید؛ میلیون‌ها ایرانی را از وطنشان تاراندید؛ سی سال به دختران در زندان‌ها تجاوز کردید و تجاوز به پسران را (ظاهرا اخیرا) به آن افزودید؛ شما که به تجاوز مشروعیت بخشیدید، علیه دانش قیام کردید؛ هنرمندان و آزادی‌خواهان را قصابی کردید و با تیغ موکت‌بُری به جان جوانان افتادید. راستی چه می‌خواهید بدروید؟

و اکنون جنجال به راه انداخته‌اید که جوانان عکس خمینی را آتش زده‌اند. غافل ازاین که اگر چنین فرضی نیز درست باشد، این شمایید که راه انتقاد به او را بر جوانان بسته‌اید و آنان را به این کار وادار ساخته‌اید. نتیجه‌ی بستن راه انتقاد به خمینی، یعنی تابو کردن او، جامعه را چنان قطبی می‌کند که یا باید خمینی را پرستید و یا باید عکس‌ او را آتش زد.

البته به جوان‌ها باید توصیه کرد، بجای آتش زدن بر جسم بی‌گناه کاغذ، شعله‌های انتقاد را دامن زنند. نگاه به تجربه‌ها‌ی جهانی به ما می‌آموزد که امکان برگزاری یک دادگاه نورنبرگ زیر نظارت قانون و حقوق بشر همیشه وجود دارد. چنین چشم‌اندازی نیاز به خشونت را فرومی‌کاهد.

ما، اما، بجای واهمه از جنجال‌های حکومت‌ساخته، باید با قاطعیت، حکومت دینی را مسئول خشونت و نفرت بدانیم. باید این اصل به رسمیت شناخته شود و به عمل در آید که هیچکس، هیچ شخصی، و از جمله خمینی، از مسئولیت قانونی و اخلاقی مبرا نیست.

تنها در صورت به رسمیت شناختن این اصل است که میتوان لهیب‌های نفرت را، که میتواند امنیت کل جامعه را به خطر اندازد، مهار کرد. تنها با گشودن درهای انتقاد آزاد (از جمله به خمینی) است که نفرت قابل کنترل می‌شود و جوانان بجای نفرت، به سازندگی روی می‌آورند. انتقاد باید جزء بافت زندگی روزانه شود، تا خشونت بی‌زمینه گردد.

اکنون دیکتاتورهای زنده‌ این نظام جبار را اداره می‌کنند. پس باید موانع عملی موجود را از سر راه جنبش برداشت. نمادهای متعلق به گذشته را باید به دندان‌های تیز انتقاد تاریخی‌ سپرد. در میدان باید به موانع عملی پرداخت. اگر روحیه‌ی انتقادی- نه دنباله‌روانه- بر جنبش حاکم باشد، نباید ترسید که تمرکز نیرو برای زدودن موانع عملی، موجب به فراموشی سپردن جنایتکاران شود.

پس باید انتقاد کرد، خود را نباید سانسور کرد، باید استوار و محکم بر خواست جدائی دین از دولت ایستاد. یعنی برخورد اثباتی و موضوعی کرد.

قانون برای این که به گونه‌ای برابر اجرا شود، باید فرااعتقادی باشد. هیچ قانون اعتقادی و دینی نمی‌تواند حامل ایده‌ی برابری در برابر قانون باشد. در این صورت به سود یک اعتقاد،اصل برابری در برابر قانون مخدوش می‌شود. و این ربطی به اراده‌ی نیک یا بد کسی ندارد.

جنبش رهائی بخش کنونی، که حامل انقلاب روحی بزرگی است، این توانائی را اکنون در جوانان ایجاد کرده است که شرایط پیدائی گاندی، نهرو و مصدق را فراهم ‌کنند. تنها با چنین نمادهائی که آنان بوجود می‌آورند، می‌توان وحدت ملی در نظام حقوقی ایران آینده را تضمین کرد. تا درخت مهربانی دگرباره در جامعه ریشه بگیرد.

ناصر کاخساز
آذر ۱۳۸۸

منبع:ایران امروز

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

ناصر کاخساز

فهرست مطالب ناصر کاخساز در سایت پژواک ایران 

*ماهیت رفورم و هواهای نفسانیِ قدرت سیاسی در ایران
*نوزایی سیاسی و نهضت ملی
*آلترناتیو همچنان جنبش ملی است
*مکرِ یک «آرم»
*آزادی يعنی «رهايی سياسی» از ايدئولوژی و دين
*شور ملی، نه عاطفه‌ی جمعی! وفاق مدرن، نه وحدت سنتی!
*آیا نابجاست که بگویم…؟
*جنبش سبز، چرخش جامعه‌شناختی در ایران
*سکولاریسم، مذهب و ایدئولوژی
*دینِ نفرت، نفرت به دین، و بازی با نفرت
*اغتشاش رسانه‌ایِ دموکراسیِ وایماری
*راه دشوار حقوق بشر میان خط‌کشی‌های فکری
*توضیح یک هدف فوق مرحله‌ای
*جنبش در آستانه‌ی آزمونی خطیر
*آسیب‌شناسی سازمان سیاسی
*زیان شیدائی در سیاست
*تابوی دیگری را هم شکست و رفت
*نفرت کاشتید می‌خواهید گل رُز بدروید؟
*جنبش رهائی‌بخش کنونی یک جنبش انتقادی است
*از اغوا تا اغوا
*عدم خشونت نقطه‌ی وفاقِ اصلاح‌طلبان و تغییرطلبان است
*جنبش روشنفکرى و سوسیالیسم گونه‌ى سوم
*آل احمد، ارتجاع، و جنبش روشنفکری
*زمان فراطبیعیِ دیکتاتور
*سرنگونی به خوانش حقوق بشر
*بحث پرچم، انحراف از روند دموکراسی
*سازماندهی برای دموکراسی
*حقوقدانان آزادی‌خواه ایران را تنها نگذارید
*«نماز جمعه» و حبابی که پُکید
*توتم و تحزّب
*سوسیال دموکراسی = چپ + روشنگری
*خیزش، و ریزش یك عقلانیت
*آوای کاساندرا
*انتخابات، تجلی بحران در اعتماد ملی
*علّيت، آزادی و ايران (١)