در جستجوی راه‌ نوین برای گذار از حکومت اسلامی
فاضل غیبی

- اینک پس از چهار دهه رفته رفته در میان مخالفان واقعی حکومت اسلامی این شناخت گسترش یافته است که حکومت اسلامی نه «حکومتی نظامی» و نه «دیکتاتوری فردی» بلکه رژیمی توتالیتر همانند و به جان‌سختی رژیم‌های هیتلر و استالین است. هر ارزیابی دیگری جز انحراف نیست و تازه با چنین شناخت مشترکی می‌توان دربار‌ه راهکارهای نوین مبارزه با رژیم اسلامی اندیشید و به اتحاد عمل دست یافت.
- در صورتی که انگیز‌ه بخش بزرگی از رویگردانی جامعه از اسلام، نفرت از ملایان باشد، باید آنان را همچنان پایبند ستیزه‌جویی و ناراستی اسلامی دانست، که بسیار باعث نگرانی است زیرا جامعه زیر فشار حکومتی فاشیستی را به انبار باروتی بدل می‌سازد که انفجار آن بی‌شک پیامدهای فجیعی برای ایران و جهان خواهد داشت.
 
دوشنبه ۹ فروردین ۱۴۰۰ برابر با ۲۹ مارس ۲۰۲۱
 
فاضل غیبی – هرچه بیشتر از عمر حکومت اسلامی می‌گذرد، روشن‌تر می‌شود که گذار از آن با تدابیر ساده‌ای که اپوزیسیون تصور می‌کند، ممکن نخواهد بود. ایرانیان مخالف این رژیم در ۴۲ سال گذشته همه روش‌های شناخته شده‌ برای مبارزه با رژیم جهل و جنایت را به کار گرفته‌اند. با اینهمه رژیم اسلامی با استفاده از امکانات تبلیغی گسترده و ترفندهای ضدبشری بسیار، از گروگانگیری و باج‌خواهی تا ترور و کشتار جمعی، توانسته است خود را حفظ کند.
 
در این میان رژیم اسلامی در کاربرد شگرد‌های ضدانسانی خود هرچه وقیح‌تر و در عین حال زیرک‌تر شده است، در حالی که «اپوزیسیون» نه تنها هنوز هم جز «افشاگری» و «سرزنش» کاری نمی‌کند، بلکه در حرف هم از «مبارز‌ه مدنی و سیاسی» فاصله می‌گیرد و بیش از پیش به «شورش کف خیابان» امید می‌بندد. رهبران خودخواند‌ه اپوزیسیون با آنکه خود را خواستار نظامی دمکراتیک می‌دانند، همواره «با تمام قوا از خیزش‌های داخل کشور» پشتیبانی می‌کنند.
 
اینک پس از چهار دهه رفته رفته در میان مخالفان واقعی حکومت اسلامی این شناخت گسترش یافته است که حکومت اسلامی نه «حکومتی نظامی» و نه «دیکتاتوری فردی» بلکه رژیمی توتالیتر همانند و به جان‌سختی رژیم‌های هیتلر و استالین است. هر ارزیابی دیگری جز انحراف نیست و تازه با چنین شناخت مشترکی می‌توان دربار‌ه راهکارهای نوین مبارزه با رژیم اسلامی اندیشید و به اتحاد عمل دست یافت.
رژیم توتالیتری که با انقلاب اسلامی به حکومت رسید، افزون بر همه روش‌های فاشیستی، برای کسب «مشروعیت» خود را نمایند‌ه شیعه‌مذهبان ایرانی نشان می‌دهد، که بنا به اعتقادات‌شان، حکومت سیاسی حق پیشوایان دین است.
هرچند که اپوزیسیون همواره این نقطه‌ی قدرت حکومت اسلامی را نادیده گرفته است، اما ایرانیان مسلمان برای رهایی از این تنگنا، در درازنای چهار دهه گذشته در رابطه‌ی خود با اسلام تجدید نظر کرده‌اند و چنانکه آمار جدیدی که چند ماه پیش بر اساس گزارش مربوطه، در تماس با ۴۰هزار ایرانی گرفته شده، از چرخش بزرگی در جامعه ایران خبر می‌دهد و آن ترک اسلام از سوی اکثریت است. چنانکه امروزه تنها یک سوم (۳۲%) ایرانیان خود را مسلمان شیعه‌مذهب می‌دانند.
 
چنین تحول شگرفی از این نظر بسیار امیدبخش است که از جمله ۸% (بیش از شش میلیون ایرانی) خود را پیرو آیین دیرین ایران می‌دانند. بر پایه همین آمار، تا امروز در مجموع ۴۴% مردم ترک اسلام کرده‌اند و این در مقایسه با چهار دهه پیش بیانگر زمین‌لرز‌ه اجتماعی و تغییر توازنی است که بی‌شک برای آیند‌ه ایران سرنوشت‌ساز خواهد بود. این چرخش عظیم هرچند بیانگر انرژی حیاتی جامعه است، اما اگر به آن مسئولانه بنگریم، تا حد زیادی باید باعث نگرانی نیز باشد زیرا با توجه به دستگاه تبلیغی اسلامی و مغزشویی جوانان در نظام آموزشی به سختی بتوان دریافت که ترک اسلام از سوی چه بخشی از مردم ناشی از نفرت‌ از ملایان است و چه بخشی حاکی از بازیافت موازین فرهنگی و اخلاقی ایرانشهری.
 
در صورتی که انگیز‌ه بخش بزرگی از این رویگردانی، نفرت از ملایان باشد، باید آنان را همچنان پایبند ستیزه‌جویی و ناراستی اسلامی دانست، که بسیار باعث نگرانی است زیرا جامعه زیر فشار حکومتی فاشیستی را به انبار باروتی بدل می‌سازد که انفجار آن بی‌شک پیامدهای فجیعی برای ایران و جهان خواهد داشت.
شوربختانه سیاست‌زدگی «روشنفکران» ایرانی اجازه نمی‌دهد، به انتقاد سازنده از اسلام بپردازند و برای مقابله با بدآموزی‌های اسلامی به گسترش راستی و درستی اخلاقی بکوشند. آنان در بهترین حالت، غلبه بر نابسامانی‌های اجتماعی و فساد اخلاقی را به آینده‌ای پس از تحول مطلوب سیاسی وامی‌گذارند، بدون آنکه در نظر گیرند که موفقیت هر جنبشی در درجه اول به سطح رشد مدنی و اخلاقی آن وابسته است.
 
برای روشن شدن مطلب کافیست به جنبش‌های دو سه دهه گذشته توجه کنیم: همه جنبش‌های دمکراسی‌خواهانه‌ای که بطور مسالمت‌آمیز به موفقیت دست یافتند، از آفریقای‌جنوبی تا شیلی و از لهستان تا اوکراین در جوامع مسیحی رخ داده‌اند زیرا «بخشایش» و چشم‌پوشی از انتقام، از اصول مسیحیت است، در حالی که جنبش دمکراسی در کشورهای اسلامی با موانع بزرگی روبروست چرا که انتقام‌جویی نهادینه در این جوامع، به صورت شعار: «نه می‌بخشیم و نه فراموش می‌کنیم!» چیزی نیست جز فراخوان به انتقام و خونریزی.
برای تشخیص میزان اسلام‌زدگی، سطح خشونت‌طلبی بهترین معیار است، که در این دو نمونه بازتاب می‌یابد:
ـــ یکی مجازات اعدام است که چون نمی‌تواند باعث تجدید تربیت مجرمان شود، در جوامع مدرن مجازات به شمار نمی‌رود و منسوخ شده است. اما متأسفانه در ایران هنوز اکثریت جامعه خواستار آن هستند.
 
ــ معیار دیگر برای تشخیص میزان اسلام‌زدگی، یکسونگری است. نمونه آنکه، در آستانه انقلاب اسلامی در «محافل روشنفکری ایران» هر کلمه‌ای در انتقاد از اسلام با تهمت‌های بسیار روبرو می‌شد. حال امروز نیز «روشنگری» دربار‌ه اسلام چنان یکسویه و افراطی است که نه تنها اسلام را به عنوان «دین» مورد نقد و نفی قرار می‌دهد، بلکه بطور کلی تمایل مذهبی را عامل همه نابسامانی‌های بشری قلمداد می‌کند.
 
بنابراین در چهار دهه گذشته شیو‌ه برخورد «روشنفکران» ما تفاوتی نکرده است. در آستانه انقلاب ۵۷ برای آنان تنها یک چیز مهم بود و آن اینکه «شاه برود، هرچه بیاید بهتر است!» امروزه نیز چنان می‌نویسند که اگر اسلام برود، فرشته خرد و آزادگی بر ایران سایه‌افکن خواهد شد. آنان هنوز هم درنیافته‌اند که روشنفکری نه موج‌سواری در جهت جریان اصلی حرکت جامعه بلکه درست در مخالفت با آن است.
امروزه بسیار کسانی که تا دو سه دهه پیش مجذوب «بیداری اسلامی» بودند، به یکباره کشف کرده‌اند که دین برخاسته از نادانی بشر و همه جا مسئول نابسامانی‌های اجتماعی بوده و هست و تنها راه رسیدن به رستگاری خردمندانه همانا ردّ هرگونه دین و آیین است. آنان توجه ندارند که جوامع دیگر صرف نظر از کشاکش‌های ناگزیری که ویژگی هر پدید‌ه اجتماعی و بیانگر مبارز‌ه امر نو و کهنه  است مشکل چندانی با دین ندارند و مشکل ما ایرانیان با اسلام استثنایی است زیرا اسلام نه برآمده از روند رشد جامعه ایران، بلکه شبه‌دینی تحمیلی است که دو سده پس از تسخیر نیمکر‌ه غربی به دست جنگجویان عرب، برای حفظ «سیادت» خلفا بر جوامع زیر سلطه تدوین گردید. بدین سبب بر خلاف دیگر ادیان که در جوامع شهرنشین پدید آمدند (و یا مانند یهودیت خود را با آن هماهنگ کردند) بیانگر بدویت صحرانشینی است و به هیچوجه نمی‌تواند با نیازهای زندگی مدنی هماهنگ شود بلکه مانند جسدی است که هرچه خاکسپاری‌اش دیرتر رخ دهد، فضای تنفسی جامعه را بیشتر مسموم خواهد نمود.
اما نباید به این شناخت بسنده کرد و باز هم با توجه به پژوهش‌‌های اخیر توجه داشت که دین نه مقوله‌ای اعتقادی، بلکه پدیده‌ای اجتماعی است. دین در جوامع متمدن به عنوان پدیده‌ای اجتماعی، بیانگر هویت فرهنگی و سرشت اخلاقی جامعه است و به ویژه امروز که اعتقادات مذهبی در برابر روشنی خرد و دانش رنگ می‌بازد، به عنوان «روح جمعی» تبلور اشتراک هویت و آرزو است.
مشکل اساسی امروز این است که ترک اسلام باید با گسترش خوی نیک همراه گردد تا از سقوط کشور به کشاکش‌های خونریزانه جلوگیری شود و حاکمیت نوین از یکسو با تکیه بر موازین دمکراسی و از سوی دیگر با اقتدار معنوی بتواند هرچه زودتر سلامت اجتماعی را به عنوان پیش‌شرط سازندگی تأمین نماید.
پس هرچند که ترک اعتقادات اسلامی گامی مهم است، اما مهمتر از آن ترک زشت‌رفتاری اسلامی و گرویدن به راستی و نیک‌رفتاری است که به انرژی به مراتب بیشتری نیاز دارد و از اهمیتی تعیین کننده در سرنوشت آتی ایران برخوردار خواهد بود.
با اینهمه هنوز هم بسیاری مدعی‌اند، گذار از «حکومت اسلامی» امری «سیاسی» است و توجه به مذهب، آن را دشوار و طولانی خواهد کرد. اما حکومت فاشیسم اسلامی به چنان فساد فراگیری دامن زده که بدون مقابله با آن عقب‌راندنش غیرممکن خواهد بود.
برخلاف تصور، فساد اجتماعی در سایه‌ی رژیم اسلامی نه به قشر حکومتگران محدود است و نه به رشوه‌گیری و پارتی بازی، بلکه فسادی است فراگیر که به نوبه خود سدّی بزرگ در برابر مبارزه با حکومت جرم و جنایت است. نمونه‌وار، رژیم اسلامی توانسته بدنه عظیم اداری کشور را «جیره‌خوار» و «متعهد» نسبت به خود کند. این بدنه را میلیون‌ها ایرانی تشکیل می‌دهند که برای استخدام در سطوح مختلف، از آموزگار تا استاد و از کارمند جزء تا ارتشی مجبور شده‌اند برای استخدام دولتی به راهی بروند که با «آزمون اسلامی» آغاز می‌شود و قدم به قدم به التزام به «نظام» ختم می شود. البته کارگزاران حکومت اسلامی به خوبی می‌دانند، که اکثریت بزرگ «متقاضیان» دروغ می‌گویند، اما عامداً آن را می پذیرند، تا همگان را درگیر دورویی و تقیه کنند و این خود بهترین التزام اخلاقی به اسلام است!
 
هرچند که چنین التزامی در نظامات توتالیتر پیشین به  صورت عضویت در حزب نازی و یا حزب کمونیست نیز وجود داشت، اما در چنین ابعادی در تاریخ سابقه نداشته است. تنها همین نمونه کافیست تا نشان دهد، حکومت اسلامی بدین سبب هنوز هم همچون بختکی جانکاه بر پیکر جامعه سنگینی می‌کند، که به بهترین وجهی از همه نارسایی‌ها و لغزش‌های موجود استفاده کرده و می‌کند.
بی‌شک ترک اسلام از سوی اکثریت جامعه گام انقلابی بزرگی است که در دو سه دهه پیش قابل تصور نبود و نشان می‌دهد که جامعه ایران از چه نیروی حیاتی عظیمی برخوردار است و در راه رهایی از فاشیسم اسلامی چه انرژی معنوی گسترده‌ای را به میدان آورده است. اینک بر عهد‌ه روشنفکران و فرهیختگان است که نه تنها در ستایش راستی و نیکی بکوشند بلکه با رفتار نمونه به موازین اخلاق ایرانشهری، نقش تاریخی و اقتدار معنوی خود را به عنوان پیشگام جامعه بازیابند.
 

منبع:پژواک ایران


فاضل غیبی

فهرست مطالب فاضل غیبی در سایت پژواک ایران 

*نقدی بر کتاب «مشروطه نوین» [2021 Apr] 
*در جستجوی راه‌ نوین برای گذار از حکومت اسلامی [2021 Mar] 
* ویژگی‌های «چپ نوین» کدامند؟ [2021 Mar] 
*به سوی آینده [2021 Feb] 
*بهائیان بر سر دوراهی [2020 Dec] 
*در ستایش ناسیونالیسم و ملّی‌گرایی [2020 Dec] 
*بارکشان غول بیابان  [2020 Nov] 
*مقایسه‌ی رضاشاه با آتاتورک نابجاست زیرا…  [2020 Nov] 
*از ترامپ بیاموزیم!  [2020 Oct] 
*موانع مبارزه با حکومت اسلامی  [2020 Sep] 
*ْ چرا شاهان معاصر ایران خودکامه شدند؟  [2020 Aug] 
*سخنی با شاهزاده رضا پهلوی [2020 Jul] 
*ملی‌گرایی تنها راه نجات ایران  [2020 Jul] 
*هیچکس ناموس هیچکس نیست! [2020 Jun] 
*رسانه‌ها در خدمت بحران‌آفرینی  [2020 Jun] 
*دربارۀ انگیزه و راهکار جنبش چپ  [2020 Apr] 
*دربارۀ آزادی عمل پادشاهان ایران در دوران اشکانی و ساسانی [2020 Mar] 
*تا فرصت از دست نرود! [2020 Mar] 
*شرکت در «انتخابات» مخالف سرافرازی انسانی است [2020 Feb] 
*فلسطین خوشبخت! [2020 Feb] 
*پیشنهاد؛ اخراج حکومت اسلامی از سازمان ملل متحد  [2020 Jan] 
*چرا بهائی هستم؟  [2020 Jan] 
*درباره فرهنگ مبارزه با حکومت اسلامی [2019 Dec] 
*نقدی بر کتاب «تأملات دیرهنگام» نوشته محمود صباحی [2019 Oct] 
*آیا می‌توان بر «دینخویی» ایرانی غلبه کرد؟  [2019 Aug] 
*نامۀ محفل ملی بهائیان آمریکا و کانادا خطاب به رضا شاه [2019 Jul] 
*فشار گازنبری بر رژیم دو بُنی ‎ [2019 Jun] 
*خود را از آمریکا‌ستیزی برهانیم  [2019 Jun] 
* نُتردام ما کجاست؟  [2019 May] 
*آیا ایران آینده بهائی خواهد بود؟ [2019 Apr] 
*چرا اپوزیسیون برنمی خیزد؟  [2019 Apr] 
*چپ‌گرایی، شیشۀ عمر حکومت اسلامی [2019 Mar] 
*پس از چهل سال کجای کاریم؟  [2019 Feb] 
*«راست ملّی» در برابر «چپ ضد ملّی» [2018 Dec] 
*پادشاه انتخابی، ضرورت تاریخی [2018 Dec] 
*منتظر چه هستیم؟ [2018 Nov] 
*پیشنهادی به فَرَشگرد [2018 Nov] 
*بحران سیاسی اروپا از کجا می آید؟ [2018 Oct] 
*آشتی ملی را نمی‌توان دور زد!  [2018 Oct] 
*ملایان، برندگان سه انقلاب [2018 Sep] 
*غول‌های رسانه‌ای و حکومت اسلامی [2018 Sep] 
*چرا ایران را دوست دارم؟  [2018 Aug] 
*کجا ایستاده‌ایم؟  [2018 Aug] 
*اگر صبر کنیم و امید داشته باشیم…  [2018 Aug] 
*«انقلاب مسلحانه، افسانه‌ای بیش نیست!» [2018 Jul] 
*چرا، اثر می‌کند! [2018 Jun] 
*چه زمانی آمریکا به ایران حمله خواهد کرد؟  [2018 Jun] 
*توقعات ملی ما کدامند؟ ‏  [2018 Jun] 
*تاریک اندیشان ایرانی‎ ‎‏ و اسرائیل  [2018 May] 
*چپ‌ها و برجام [2018 May] 
*‏«جنبش ملی برای دمکراسی در ایران» و دیگر هیچ  [2018 May] 
* ایران به کجا می رود؟  [2018 Apr] 
*دوستان چپ، لطفاً دیگر مبارزه نکنید! [2018 Mar] 
*نظام حکومت ایران چگونه باشد؟ [2018 Feb] 
*سرمایه‌داری یا توحش [2018 Jan] 
*چنین باید کرد!  [2018 Jan] 
*چه باید کرد؟  [2017 Dec] 
*از هگل توتالیتر تا مارکس ضدانقلابی  [2017 Nov] 
*به مناسبت دویستمین سالگرد تولد بهاءالله  [2017 Oct] 
*آیا فلسفه یهودی است؟  [2017 Sep] 
*آیا سیاست می تواند اخلاقی باشد؟ [2017 Sep] 
* چرا حکومت ایران رفرم پذیر نیست؟  [2017 Aug] 
*زرین‌کوب، نمونۀ فرهنگ پرداز شرقی ‏  [2017 May] 
*هانا آرنت، نمونۀ فرهنگ‌پرداز غربی ‏(1)‏  [2017 Apr] 
*مردی که نباید شناخت!‏ [2017 Feb] 
*پیاده ها در نبرد ملایان ‏ [2017 Feb] 
*«جنبش چپ»، دشمن ایران [2016 Jun] 
*«نسبیت فرهنگی»، بلای ایران [2016 May] 
*پاسخ به «انتقاد دوستانه‌ای از مردم ایران»  [2016 Apr] 
* راز بقای حکومت اسلامی [2016 Jan] 
*مصطفی‌ملکیان، متوهّم ملّی [2015 Oct] 
*خردورزی حق ماست! [2015 Oct] 
*28مرداد، نه «کودتا» نه «قیام»! [2015 Jul] 
*زنده باد آمریکا! [2015 May] 
*«اسلام ناب» یا «اسلام مهربان»  [2015 Apr] 
*مؤثرترین شخصیت تاریخ معاصر [2015 Mar] 
* ما موش‌ها! [2015 Jan] 
*سید جواد طباطبائی، لوتر ایران؟ [2015 Jan] 
*چه شد که چنین شد؟ [2014 Nov] 
*خدایان ایرانیان [2014 Nov] 
*اعلام جرم [2014 Oct] 
*گذار از ملّیت ایرانی به مدرنیته* [2014 Sep] 
*«سرنوشت ایران چه خواهد بود» [2014 Jun] 
*«بلای دین»(۱) [2014 May] 
*اجازه ندهیم به ایرانیان توهین کنند! [2014 Mar] 
*«حلقۀ مفقودۀ» انقلاب ۵۷ [2014 Mar] 
*تراژدی 35 سالۀ ایران [2014 Feb] 
*موانع آشنایی با فلسفه [2013 Dec] 
*زوال هویت ایرانی؟ [2013 Nov] 
*فلسفه‌ی تاریخ [2013 Oct] 
*اندیشه گاندی [2013 Aug] 
*پرویز شهریاری، استاد ریاضی و معلم انسانیت در تهران درگذشت [2012 May] 
*نگاه دیگر [2012 Mar]