تراژدی کرونا، جمهوری اسلامی و مردم!
محسن ابراهیمی

انترناسیونال: بحران کرونا در ایران روز بروز عمیق تر شده و آمار قربانیان این بیماری همچنان سیر صعودی دارد. نقش خود حکومت اسلامی در این وضعیت چیست و چه اهداف سیاسی را دنبال میکند؟

محسن ابراهیمی: جمهوری اسلامی در همه مراحل، از ورود این ویروس به ایران تا شیوع گسترده آن مستقیما نقش داشته است. امروز دیگر روشن شده است که اگر بازار حیوانات وحشی در شهر ووهان چین محل بروز و شیوع این بیماری بود، بازار حیوانات وحشی اسلامی در ایران تسمه نقاله اصلی و فعال گسترش آن به جهان شد و علت بلافاصله اش – نه همه علتش -  ترس از سوت و کورتر شدن "انتخابات" و معرکه سالگرد 22 بهمن بود.

یکی از مداحان سینه چاک خامنه ای علنا گفت که دستبوسی آقا (خامنه ای)، خیلی وقت پیش از 30 بهمن (روز اعلام حضور کرونا در ایران) ممنوع شده بود! و بعدا هم دیدیم که چطور با مقاومت در مقابل قرنطینه قم و راه انداختن حرم لیسی و ول کردن ویروسهای عمامه دار به بیمارستانها و امنیتی کردن اطلاع رسانی و اخراج پزشکان بدون مرز و شل آمدن در مقابل مسافرتهای بین شهری صاف و ساده همین حکومت در گسترش این بیماری و کشتار مردم  نقش فعال ایفا کرد.  

فاکتها روشن است. سئوال این است که اهداف سیاسی حکومت چه بود و هست؟ پاسخ ساده و روشن در یک جمله این است که راه کرونا را باز کردند که به تنفس انسانها حمله کند چون به تنفس مصنوعی برای لاشه حکومت اسلامی احتیاج داشتند. حکومتی که در کابوس خیزش آبان بسر میبرد؛ حکومتی که با جامعه ای بپاخاسته برای دادخواهی کشتار آبان و قتل عام مسافرین هواپیما روبرو بود؛ حکومتی که به هر سوی جامعه نگاه میکرد با اعتصابات کارگری و تجمعات اعتراضی مواجه میشد؛ حکومتی که با هیچ درجه از توحش نتوانسته بود یک جامعه معترض را به خانه برگرداند، بیماری کرونا را به مثابه یک "مائده آسمانی" در همان آسمان قاپید و با هواپیمایی ماهان به ایران آورد.  این حکومت به کرونا و کشتارش مثل یک همدست دستگاه امنیتی اش برای جلوگیری از تجمعات اعتراضی نگاه کرد و میکند. و البته سرنوشت زندانیان سیاسی یک وجه مهم کل این اتفاق است که تردید نباید داشت که جمهوری اسلامی که دیگر امکان کشتاری شبیه دهه شصت را ندارد، قصد دارد بدست کرونا چنین جنایتی را مرتکب شود.

تصورش سخت نیست که در فقدان کرونا  چه  چالشهایی – چالشهایی حتی جدیتر و خطرناکتر از آبان – در انتظار جمهوری اسلامی بود. اما در این هم نباید ذره ای تردید کرد که محاسبات ابلهانه و در عین حال جنایتکارانه این حکومت به ضد خودش تبدیل خواهد شد. با پایان تراژدی کرونا بی تردید مصافهای بزرگ کارگران و اکثریت مردم با جمهوری اسلامی در ابعادی حتی بزرگتر و تکان دهنده تر از گذشته آغاز خواهد شد با این تفاوت که این بار همدستی حکومت اسلامی با کرونا در کشتار مردم به کارنامه خونین حکومت اسلامی اضافه شده است و عزم سرنگونی جزمتر خواهد شد.  

 

انترناسیونال: سران حکومت اسلامی میگویند به کمک سازمانهای خارجی نیاز ندارند بلکه حتی حاضرند به کشورهای دیگر از جمله کشورهای اروپایی کمک کنند. موضوع چیست؟

محسن ابراهیمی: در حالیکه مبتلایان کرونا در خیابانهای جلوی بیمارستانها به طرز غم انگیزی جان میدهند، کلیپهایی را می بینیم که چهارتا ریشوی اطلاعاتی کنار تعدادی جعبه ایستاده اند و مردم را مطلع میکنند که اینها کمکهای جمهوری اسلامی به مردم آمریکاست! دیدن این صحنه ها در کنار هم فقط نفرت انگیز است.

بعد از قتل عام موشکی مسافرین هواپیما حتی برای اکثریت مردم در جهان هم معلوم شد که سران حکومت اسلامی مجسمه های کم نظیر جنایت و رذالت و دروغ و دغل یکجا هستند. اینها موجوداتی هستند که بارها چشمان تبهکارشان را به چشمان مردم جهان دوخته اند و گفته اند:  "در ایران زندانی سیاسی نداریم"! کسانی که هواپیهای اکرایینی پر از مسافر را به موشک بستند و تا میتوانستند به مردم جهان دروغ گفتند! سخن مردم آگاه ایران به این دزدان سرگردنه مافیایی این است که کمک به کشورهای دیگر پیشکش؛ کمکهای کشورهای دیگر، ماسکها و کیتهای اهدایی سازمان بهداشت جهانی را ندزدید و در بازارهای ترکیه و سوریه به حراج نگذارید و به جیبهای گشاد حسن نصرالله نریزید و جان و زندگی پزشکان و پرستاران شریف را که با کمترین امکانات و با فداکاری شبانه روزی برای نجات جان انسانها تلاش میکنند به خطر نیاندازید!

 

انترناسیونال: جواد ظریف وزیر خارجه جمهوری اسلامی گفته که ما تنها کشوری هستیم که بدلیل تحریم نمی توانیم با تمام ظرفیت در مقابل کرونا کار کنیم. نظرتان چیست؟

محسن ابراهیمی: حکومت اسلامی به دلیل تحریم اقتصادی نیست که نمیتواند "با تمام ظرفیت" با کرونا مبارزه کند. برعکس به این خاطر است که با تمام ظرفیت کرونا را وارد ایران کرد و با تمام ظرفیت حتی در مقابل مبارزه با آن ایستاد و همچنان ادامه میدهد.

حکومت اسلامی از نظر مالی برای مقابله با کرونا نیازی به رفع تحریم اقتصادی ندارد. کافی است فقط چند قلم از بودجه های نجومی دهها دوجین سازمان و نهاد اسلامی را به مبارزه با کرونا اختصاص بدهد تا جان و زندگی مردم به چنین وضع خوفناکی نیافتد. بودجه فقط یک سال یکی از این نهادها به نام جامعه المصطفی تقریبا برابر با بودجه ای است که این حکومت برای "مقابله" با کرونا اختصاص داده است. شغل این "جامعه" چیست؟ تولید انبوه ویروسهای عمامه بسر از "نژادها" و "ملت" ها و رنگهای مختلف در کشورهای مخلتف جهان!

حقیقت این است که حکومت اسلامی پول لازم دارد تا خودش را نجات دهد؛ پول لازم دارد  تا دستگاه سرکوبش را به روز کند و آماده نگه دارد؛ پول لازم دارد تا اسلحه بخرد و نیاز حزب الله لبنان و حشدالشعبی عراق را تامین کند؛ پول لازم دارد تا برای حفظ اسد در قدرت باندهایی مثل "زینبیون و فاطمیون" سازمان دهد و بالاخره پول لازم دارد تا با توجه به کاهش در آمد نفت برای دزدیها و ثروت اندوزی حکام اسلامی و میلیاردهای حاکم منابع سرشار فراهم کند. این اصل مساله است.

کمپین سازمان یافته و هماهنگ بیت خامنه ای و دفتر روحانی و وزیرخارجه حقه بازشان برای رفع تحریم اقتصادی برای رسیدن به این اهداف است نه مبارزه با کرونا. با این کمپین این حکومت میخواهد بر روی قربانیان کرونا پا بگذارد و مظلوم نمایی کند و به نام مبارزه با کرونا پول به شریان مالی طبقه حاکم و حکومتش وارد کند. 20 میلیون یورو کمک اتحادیه اروپا کافی نبود و درخواست 5 میلیارد دلار وام از صندوق بین المللی پول کرده اند و معلوم نیست اگر این حکومت واقعا برای مبارزه با کرونا اینقدر پول نیاز دارد چرا از "صندوق توسعه ملی" (همان صندوق توسعه  تروریسم اسلامی) که بر روی ثروتی بالای 90 میلیارد دلار لم داده است برداشت نمیکند؟! به خاطر بیاورید که این همان صندوقی است که با مرگ قاسم سلیمانی فورا پول هنگفتی در اختیار سپاه قدس قرار داد.

ما حکومت اسلامی را خوب میشناسیم. این حکومت حتی همان لحظاتی که از پوزه اش خون ترورهای سیاسی چکه میکرد، چشم در چشم مردم جهان میدوخت و میگفت جمهوری اسلامی خود قربانی تروریسم است! امروز هم فاجعه کرونا فرصتی فراهم کرده است که سران این حکومت قیافه مظلوم و نیازمند به خود بگیرند و به بهانه "تحریم  نمیگذارد با کرونا مبارزه کنیم" کمپین ضد تحریم راه بیاندازند. داستان ننگین لابیستهای خارج کشوری حکومت اسلامی مثل نایاک در آمریکا و کارشناسان اقتصادی در نقش مزدور سیاسی هم را که میشناسید و میدانید چگونه در راه جهاد "تحریم نمیگذارد" در سنگر بی بی سی شمشیر میزنند!

عجیب نیست که طیف "چپ ضد امپریالیست" از فرط ضدآمریکایی گری به این جهاد "تحریم نمی گذارد" می پیوندد. این "چپ" البته به نظر من نه چپ است و نه ضد امپریالیست. بازمانده های جنبش ارتجاعی بورژواهای ملی و میهنی و "مترقی"علیه غرب در قرن بیست است که هنوز نسبت به این خاطره نوستالژیک است و مثلا در چهره خونین حسن نصرالله عکس چه گوارا را جستجو میکند. در رابطه با همین مورد اخیر، آخر خط چنین "چپی" هیچ چیز نیست جز اینکه در مقابل شعار پرمعنا و رادیکال "دروغ میگند آمریکاست، دشمن ما همینجاست" پرچم دیگری با شعار زیر بلند کند: "دروغ میگند همینجاست، دشمن ما امریکاست"!

در کنار قالب زمخت همراه شدن با کمپین جمهوری اسلامی، عده ای هم در اشکال ظریفتری به دام "تحریم نمی گذارد" افتاده اند. جمهوری اسلامی به نام نجات مردم از کرونا، عملا برای نجات خودش کمیپن راه انداخته است و اینها به جای افشای این  کمپین برای بقای حکومت، با تکرار "ما همیشه علیه تحریم هستیم" ناآگاهانه به دامی می افتند که حکومت پهن کرده است.   

روشن است که هدف آمریکا از تحریم اقتصادی نه رهایی مردم ایران از جمهوری اسلامی بلکه مهار کردن این حکومت در چهارچوب سیاستهایش بوده است. روشن است که جریانات راست پرو غرب برای تحقق اهدافشان چشم به موشکهای آمریکا و خانه خراب شدن اقتصادی مردم دوخته اند. روشن است که دود تحریم اقتصادی همیشه به چشم کارگران و اقشار تهیدست می رود. ما همیشه این را گفته ایم و در عین حال از تحریم سران میلیاردر جناحهای مختلف حکومت و سپاه و اطلاعات و مخصوصا تحریم سیاسی این حکومت دفاع کرده ایم و باید همچنان برایش مبارزه کنیم.  

اما وقتی حکومت اسلامی درست وسط یک تراژدی انسانی نقش جنایتکارانه خودش در شیوع کرونا را به گردن تحریم اقتصادی میاندازد، برای پول درآوردن و بقای سیاسی خودش کمپین "رفع تحریم" راه می اندازد، نباید حتی یک لحظه از افشای این حقیقت که کمپین "رفع تحریم" حکومت اسلامی کمپینی برای نجات خودش از مردم است و نه مردم از کرونا غفلت کنیم.

 

انترناسیونال: ارزیابی شما از تاثیر شیوع کرونا در متزلزلتر شدن خرافات اسلامی چیست؟

محسن ابراهیمی: اینجا ما با رابطه متقابل دو ویروس مواجه هستیم.  اگر چه اسلام با حرم لیسی و طب اسلامی و نماز جماعت و غیره به شیوع کرونا کمک کرد، اما این ویروس نمک گیر اسلام نشد. نمک خورد و نمکدان شکست. حتی آن بدبختهای خرافاتی که در گوشه های خانه شان در وحشت کرونا کز کرده اند، شنیده اند که حرمهایی که قرار بود "دارالشفا" باشند دارند ضدعفونی میشوند.  شنیده اند که حرم نتوانست حتی حرم لیسان را نجات دهد. شنیده اند که اطباء اسلامی هم از دست کرونا در امان نیستنند. شنیده اند که کرونا وارد بیت مجتهدین عظام هم شده است و این "علما" برای رفع کرونا مجبورند به جای دعا و ورد خواندن دستهای کثیفشان را با الکل ضدعفونی کنند. شنیده اند که مصلی ها و نماز جمعه ها از ترس کرونا تعطیل شده اند. شنیده اند که حتی "رهبر" هم که ظاهرا به نیابت از خود امام زمان یک کشور را به لجن کشیده از مردم میخواهد دعای هفتم صحیفه سجادیه بخوانند اما خودش معلوم نیست کدام گوری قایم شده است.

البته در ایران، اکثریت عظیمی که مدتهاست برای در هم کوبیدن و ریشه کن کردن کرونای عمامه دار به پاخاسته اند نیازی نداشتند کرونا شیوع پیدا کند تا اگاه بشوند اسلام چه جانور خطرناکی است. اکثریت مردم در ایران از آگاهی صرف نسبت به محتوای مذهب فراتر رفته اند. حتی از احساس نفرت به آن هم فراتر رفته اند و وارد فازه مبارزه فعال برای قطع کردن دست مذهب از دخالت در زندگیشان شده اند و میخواهند حکومت اسلامی را همراه با خرافات اسلامیش پایین بکشند.

مساله این است که شیوع این ویروس و موقعیت ذلت بار حکومت و اسلام و آیت الله ها و حرمهایش در مقابل آن زیر پای اسلام را حتی در میان بخشهای عقب مانده جامعه هم متزلزلتر کرده است.

حکومت اسلامی برای حفظ حکومتش به شیوع کرونا میدان داد اما این ویروس مثل تیر بومرینک برگشت  و درست بر جای مهر نماز در پیشانی آیت الله ها نشست.  خلاصه اینکه یک ویروس غیر قابل رویت توانست بر سر ویروسی بزرگتر و کشنده تر، بر سر اسلام و آیت الله هایش آفتابه بردارد.

 

انترناسیونال: در کنار فاجعه کرونا جلوه های شورانگیزی از اتحاد و همکاری و همیاری وسیع از هر گوشه سر بلند کرده است که نشانه ای از عروج یک فرهنگ عمیق انسانی است که می تواند زمینه را برای رهایی از این وضع و ساختن یک جامعه سوسیالیستی و انسانی  مهیا سازد. نظرتان چیست؟

 

محسن ابراهیمی: این سوال در واقع پاسخی موجز و روشن را هم در خود دارد و من هم دقیقا اینطور فکر میکنم.

همیاریهای مردمی – مخصوصا در مقابل کارشکنیهای سازمانیافته حکومتی - برای ضد‌عفونی کردن شهرها، دست به کار شدن خود مردم برای جلوگیری از مسافرتها، اقدام خود معلمان برای تعطیلی مدارس، تعطیل کردن بازار توسط خود اصناف، همبستگی کارگران فولاد اهواز و تحمیل تعطیل کردن کار به مدیریت، تشکیل صندوق و جمع آوری کمکهای مالی برای ساخت بیمارستان، تلاش شبانه روزی خانواده های زیادی برای تولید وسایل مور نیاز برای پزشکان و پرستاران، و در راس همه اینها تلاش بیوقفه و احترام برانگیز پزشکان و پرستاران و کارکنان بیمارستانها و مددکاران اجتماعی که مجبورند در سختترین وخطرناکترین و بی امکانترین شرایط کار کنند و کار میکنند تا جان انسانها را نجات دهند فقط نمونه هایی از همیاری و همبستگی برای مقابله با دشمن مشترک به نام ویروس کرونا نیست. همبستگی در مقابل دشمنی به نام جمهوری اسلامی هم هست که همدست آشکار ویروس کروناست.  

یک وجه مهم جامعه سوسیالیستی این است که شهروندان رها شده از جنگل سرمایه داری که در آن گرگهای درنده صاحب سرمایه آزادند هر طور که بخواهند غارت کنند و بدرند و بکشند و زندگی را برای بقیه تاریک و تلخ و سرشار از فقر و محرومیت و رنج و غم و اندوه بکنند، مناسباتی را برقرار خواهند کرد که در آن همه انسانها و رفع نیازهای انسانیشان محور و مبنای زندگی باشد، همه خود را در قبال آسایش و رفاه و امنیت و سلامت همه شهروندان از جمله خودشان مسئول بدانند و همدل و هبسسته برای شکوفایی زندگی همه تلاش کنند. 

قبلا در همه اتفاقات ویرانگر طبیعی مثل زلزله وسیل همیشه جلوه های زیبایی از این همبستگی را دیده ایم. امروز در بطن تراژدی کرونا هم داریم همین را مشاهده میکنیم. به این معنا، اگر چه  به قمیت بسیار سنگین اما انسانهای زیادی با اتحاد و همیاری امروزشان برای نجات خود و همنوعانشان دارند تصویری از همبستگی انسانی در جامعه سوسیالیستی میدهند و برایش آماده میشود. ***

منتشر شده در انترناسیونال شماره 863 به تاریخ 22 فروردین 1399-10 آوریل 2020

 
 
 
 
 

منبع:پژواک ایران